تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




مشکل بدبینی زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:Alireza.live
آخرین ارسال:Alireza.live
پاسخ ها 21

صفحه‌ها (3): صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین

مشکل بدبینی

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام
    من علیرضا هستم.
    بیست سال دارم.
    دچار مشکل بدبینی هستم.
    یه مقاله توی همین انجمن راجع به بدبینی خوندم که نگرانم کرد....
    بدبینی رو به دو دسته ی موقعیتی و خانوادگی تقسیتم کرده بودو خانوادگی رو نگران کننده مطرح کرده بود.

    من توی خانواده ای بزرگ شدم که پدرم نسبت به مادرم همیشه بد بین بود...
    من هیچوقت خودمو مثل پدرم نمیدونستم تا اینکه توی دانشگاه با یه خانومی دوست شدم....ما با یه خانوم و دو تا آقای دیگه گروه دانشگاهی و دوستی تشکیل دادیم...

    حالا این مشکل بدبینی من بیرون زده و دارم باعث آذار خودمو بقیه میشم...
    دوست من خیلی آدم مورد اعتمادیه اما یه وقتایی بهش تا حدود زیادی بد بین میشم که مبادا با اونیکی پسره مثلا طرح دوستی ای داشته باشن.....


    من قصد دارم تا قبل از اینکه سنم به جایی برسه که تفکراتم تثبیت بشن مشکلم رو حل کنم.
    اگر لطف کنیدو توی حل مشکلم کمکم کنید واقعا ممنون میشم.
    پاسخ با نقل و قول

  2. مشکل بدبینی  سپاس شده توسط **شادی**,anahid

  3. ارسال:2#
    piroo آواتار ها
    سلام آقا علیرضا و عضویت شما را در همیاری تبریک عرض می کنم
    درباره موضوعی که شما گفتید شما خیلی باید در این باره جدی بگیرید و پیگیر باشید زیرا در زندگی آینده شما خیلی تاثیر داره راستش منم دچار همچین مشکلی بودم و رفتم پیش مشاوره و تا حدودی مشکلم بر طرف شده و در حال خوب شدن هستم من هم به شما پیشنهاد می کنم دنبال کار خودتون باشید و هیچ خجالتی نکشید و حتما پیگیر باشید.
    موفق باشید
     چشم دل باز کن که جان بینی                       آنچه نادیدنی ست آن بینی                                                         خدایا نگهبانی چون تو دارم و باز هم نا امیدم ؟ 
    پاسخ با نقل و قول

  4. مشکل بدبینی  سپاس شده توسط Alireza.live,alonegirl,anahid

  5. ارسال:3#
    با سلام
    نحوه ارتباطتتون با دوستانتون(خانم و آقا به تفکیک) چقدره؟
    چه عکس العملی بعد از این احساس دارید؟
    دیگران چه نظری درباره رفتارتون دارند؟
    چه شباهتهایی بین رفتار خودتون و پدرتون می بینید؟
    خدایا :لباس رزم بر بدن مولایمان بپوشان. آمین
    پاسخ با نقل و قول

  6. مشکل بدبینی  سپاس شده توسط **شادی**,Alireza.live,alonegirl,anahid

  7. ارسال:4#
    سلام دوست عزیز
    بهترین راه ترتيب اثر ندادن به خطورات ذهنیه . امام علي(ع) مي فرمايد: كار برادر درني خود را به بهترين وجه آن حمل كن تا آن جا كه راه توجيه بر تو بسته شود و به هيچ سخني كه از برادرت صادر مي شود بدگمان مباش تا محمل خوبي براي آن بيابي.
    مثلاً كسي كه به دوستش سلام میکنه ولی پاسخي دریافت نمیکنه به جاي اين كه كينه به دل بگيره و يا به او بدبين بشه بهتره قضیه رو با بي نظري بررسي و رفتار اونو توجيه كنه مثلاً با خودش بگه شايد دوستم سلاممو نشنيده که پجواب بده . با اين كار به تدريج خوش گماني به صورت عادتی براتون در میاد .


    یاریم کن اگر روزی جایی چیزی را شکستم دل نباشد

    پاسخ با نقل و قول

  8. مشکل بدبینی  سپاس شده توسط **شادی**,Alireza.live,alonegirl

  9. ارسال:5#
    maryam.azadeh آواتار ها
    سلام
    بدبینی اگر بنا باشه به صورت بیماری تعریف بشه یعنی در واقع همون پارانوئید، علایم مختلفی داره که یکی از اونا بدبینی به اشخاص و اطرافیان هست. شما پیش از مراجعه حضوری به روانشناس، نمیتونین قطعا خودتون رو مبتلا به چنین عارضه ای تصور کنین. در بحث بدبین بودن باید دوتا موضوع از همدیگه تفکیک بشن. اینکه ادم خیلی زود به غریبه ها اعتماد نکنه اسمش بدبینی نیست بلکه یه وضعیت کاملا نرمال و بهینه هست. افرادی که به حد افراطی خوش بین هستن و خیلی سریع با غریبه ها جوینت میشن و..... هم دچار مشکلات عدیده ای خواهند شد.
    شما از کودکی پدری رو مشاهده کردین که به گفته خودتون، نسبت به اطرافیان شون بدبین و بی اعتماد بودن. الان و درین لحظه شما انسانی هستین مستقل که در عین مستقل بودن تون رنگی از تربیت والدین تون رو دارین و همچنین نسخه ژنتیکی اونها در وجود شما قرار داره. تاثیر تربیت نادرست رو خیلی راحت به کمک مشاوره میشه حل کرد و اگه حتی خدای نکرده بیماری پارانوئید به صورت ارثی به شما رسیده باشه هم با مشاوره و دارودرمانی قابل حل هستش. پس بهتره به یه روانشناس مراجعه کنین.
    وطن پرنده ی پر در خون
    وطن شکفته گل در خون
    وطن فلات شهیدان شب
    وطن پا تا به سر خون
    وطن ترانه ی زندانی
    وطن قصیده ی ویرانی
    بخوان که دوباره بخواند
    این عشیره ی زندانی
    گل سرود شکستن را
    بگو که به خون بسراید
    این قبیله ی قربانی
    حرف آخر رستن را
    پاسخ با نقل و قول

  10. مشکل بدبینی  سپاس شده توسط **شادی**,Alireza.live,alonegirl

  11. ارسال:6#
    نقل قول نوشته اصلی توسط حسینی نمایش پست ها
    با سلام
    نحوه ارتباطتتون با دوستانتون(خانم و آقا به تفکیک) چقدره؟
    چه عکس العملی بعد از این احساس دارید؟
    دیگران چه نظری درباره رفتارتون دارند؟
    چه شباهتهایی بین رفتار خودتون و پدرتون می بینید؟


    سلام دوستان
    از همتون واقعا ممنونم.

    آقا یا خانوم حسینی عزیز
    ما در ابتدای ترم از نظر خود من یه دوستی ای رو آغاز کردیم که همه میخواستیم به صمیمیت ختم بشه و تا حدودی شد.
    رابطه ی دوستی من و اون خانوم در حد زیادی صمیمیه...به طوری که من دچار تعصب هم شدم در موردش...(البته سعی میکنم ازین مورد دوری کنم)

    در رابطه محمد هم (همون دوست دیگم) من سعی داشتم دوستی تا حدود زیاد صمیمی ای داشته باشم باهاش...اما یکم اهل کل کل کردنه که من دوست ندارم.به همین خاطر دارم سعی میکنم فاصلمو ازش حفظ کنم.


    رفتار خودم رو هم به پدرم خیلی شبیه میبینم حقیقتا....من هیچ اقدامی به اون صورت انجام نمیدم برای کنترل کردن طرفم چون میدونم من با مشکل مواجهم اما پدرم مدام حرکت و حتی نگاه های مادرمم کنترل میکردو از یه کار بی معنیش کلی نتیجه میگرفت و دعوا راه مینداخت.
    من خودم همیشه پدرم رو فرد بد زندگیم دونستم اما نمیدونم چرا این مشکلش توی منم رخنه کرده.




    از تمامی دوستان هم نهایت تشکر رو دارم بابت اطلاعاتو راهنمایی هایی که انجام دادید
    پاسخ با نقل و قول

  12. ارسال:7#
    با سلام
    1- مسلما میزان صمیمیت شما با دوست خانم یا آقاتون متفاوت از همه و این رو در مورد مواردی که با اونها درمیون میذارید میتونید شناسایی کنید. این رو از این جهت بیان میکنم که آسیب صمیمیت با جنس موافق کمتر از صمیمیت با جنس مخالفه که یک دلیلش مسایل و خط قرمزهای فرهنگی میتونه باشه. نظرتون چیه؟
    2- در مورد شباهت شما و پدرتون، ظاهرا تفاوت رو بیان کردید که همون کنترل کردن میباشد که در مورد شما صدق نمیکنه. درسته؟
    3- در مورد احساس بدبینی تون، کسی با شما موافق است؟ یا مثلا اعتراضی دریافت کردید؟
    4- چه تفاوتی بین بدبینی یا پارانوید با دقیق و حساس بودن قائلید؟ در مورد چه مسایلی در مورد اون خانم به خودتون اجازه اظهار نظر میدید؟ و معمولا چه فکر و احساسی دارید؟
    5- دلیل اصلی برای ایجاد این صمیمیت چیه؟ چی شد که این قرار رو با هم گذاشتید؟ ظاهرا الان تصمیم گرفتید میزان صمیمیت رو با اون آقا کم کنید. این کار چقدر شما رو نسبت به ادامه دوستی صمیمانتون سست کرده؟
    6- آیا رابطه و یا احساسی از اون آقا نسبت به دوست خانمتون مشاهده کردید؟ لطفا توضیح بدید.
    خواهر شما حسینی
    خدایا :لباس رزم بر بدن مولایمان بپوشان. آمین
    پاسخ با نقل و قول

  13. مشکل بدبینی  سپاس شده توسط **شادی**,Alireza.live,niloofarabi

  14. ارسال:8#
    سلام مجدد

    درباره ی سوال اول:من با دوست خانوم الان تقریبا برای صمیمیتم یه حدی به اندازه ی خیلی زاد در نظر گرفتم که فقط ابراز علاقه توش نیست و خیلی راحت همه ی حرفامو بهش میزنم...اما با دوست اقا فقط صمیمیت عادی در حد شوخی و خنده ی دور همو گاهی هم شاید یکم حرف زدنو دردو دلی که کمتر شخصیه رو دارم.
    درمورد خط قرمز های فرهنگی هم باید بگم که خانواده ای که توش بزرگ شدم شاید تقریبا 80% به این خط قرمزها معتقد باشن که استثناعا مادرم این خط قرمزش در حد 70% هستش...یعنی یکم دوستی با جنس مخالف رو راحت تر باهاش کنار میاد...نه اینکه کاملا بپذیره.

    در مورد 2:در این مورد برعکس بیان کردید...پدرم به بدبینیاش خیلی میدون میداد اما من خیلی وقتا سر کوب میکنم این مسئله رو...
    من حس میکنم دچار مشکلم به همین خاطر اکثرا سعی میکنم با خودم بجنگم.

    در مورد شباهت هم اینکه یکدفعه گاهی حالات روحیش خیلی ناگهانی بهم میریخت....از یه حرف چند نوع برداشت میکرد و فکرهاش رو گاهی هم خیلی مثل پازل کنار هم میچید و یه داستان میساخت (البته این مورد توی من مثل یه بحث غریزیه که بیشتر باهاش میجنگم...گاهی فکرام توی سرم تکرار میشه و من فقط از ذهنم بیرونشون میکنم و بهش فکر نمیکنم)

    در مورد 3:نه کسی موافق نیست...حتی وقتی با دوست خانومم در میون گذاشتم گفتش که اشتباه میکنی و تشویقم کرد عینک بد بینی رو بردارم و یه طور دیگه به مطلب نگاه کنم.


    در مورد 4:من درمورد پارانوید اطلاعات زیادی ندارم اما من خودم فکر میکنم ارکان ذهنیمو دارم از دست میدم
    قبل از این رابطه من یه رابطه ی دیگه هم داشتم که به شکست هم برام بدل شد اما توی اون رابطه هیچوقت دچار همچین بدبینی شدیدی نشدم.
    در مورد نظر دادن هم باید بگم که زیاد اجازه ی نظر دادن به خودم نمیدم.خیلی چیز ها برام اهمیتی نداره...از هر لحاظ (تیپ ، پوشش ، نوع برخوردش با من یا حتی با دیگران) و تصمیم گیری در هر کدوم از اینا رو به عهده ی خودش میدونم و من توشون دخالتی نمیکنم
    معمولا فکر و احساس خاصی ندارم و این حس وقتی بهم دست میده که شوخی زیاد میشه و من حس میکنم دوست آقام داره سعی میکنه منو از میدون به در کنه.البته وقتی از بقیه در این موردم پرسیدم گفتن من اشتباه میکنم


    درباره ی 5:ما همگی توی کلاس ترم اول جزو افراد شاخص بودیم تقریبا
    هرکس به نحوی مطرح شده بود و ما چند نفر میخواستیم با هم صمیمی باشیمو یه گروه موفق توی طول تحصیلمون باشیم..چه از لحاظ درسی و چه بحث دوستی


    در مورد6:والله چطور بگم این در این مورد...اون چیزی که من از این آقا دیدم این بود که وقتی توی جمع قرار میگیریم بیشتر انگار به ااین خانوم گرایش داره...نمیدونم شاید به این خاطره که ما یکم عقایدمون نسبتا اینجوریه که زیاد به حرفی که دوست نداریم میدون نمیدیم اما این خانوم خیلی آرومه و بیشتر سعی میکنه بشنوه هر چیزی رو......اکثرا هم با مسایلی که محمد مطرح میکنه راحت تر از ما کنار میادش.
    توی گروه چت اکثرا محمد به اون خانوم میگه دخترم و همینطوری خیلی بحث راه میندازه وشوخی میکنه
    منم در این موارد فقط سکوت میکنم و سعی میکنم ناراحتیمو پنهان کنم.
    در مواردی هم محمد (کلا آدم تیزبیننیه و وقتی دو نفر دارن حرف میزنن مطمینا بعدش بپرسی ازش میدونه دقیقا اونا چی گفتن،حتی اگه خیلی آروم حرف بزنن) به چیزهایی توجه میکنه که من هیچوقت خودم توجه نکردم
    مثلا یه بار به شالگردن دوست من گیر داده بود

    ببخشید که پر حرفی کردم
    با تشکر از توجه شما خانوم حسینی
    پاسخ با نقل و قول

  15. ارسال:9#
    با سلام
    ممنون ار پاسخ هاتون.
    پارانوید یا بدبینی، افکار توهم آمیزی است که به ذهن میاد و زندگی شخص رو مختل میکنه و هیچ واقعیت برونی نداره و علت اون ریشه در ترس داره. البته الگوگیری هم نقش مهمی داره. با این اوصاف:
    1- آیا زیاد پیش میاد که چنین مطلبی (تفکرات غیر واقعی)در مورد شما اتفاق بیفته؟
    2- آیا این تفکرات به خاطر این نیست که ایشون جنس مخالف شماست؟ چند درصد؟
    3- تا به حال به فکر تشکیل زندگی با اون خانم افتادید؟ به اینکه دوستتون چنین تصمیمی داشته باشه هم فکر کردید؟ چه احساسی بهتون دست داده؟
    4- چه مواقعی پیش اومده که این افکار کمرنگتر شده باشه؟
    5- آیا به اتمام رابطه صمیمیتون با هر دو نفر ایشون فکر کردید؟ چقدر زمان میبره تا این رابطه رو فراموش کنید؟ آیا از اینکه این رابطه هم مثل رابطه قبلی با خانم دیگه به مشکل بخوره دلهره دارید؟
    با سپاس از پاسخگویی شما
    خدایا :لباس رزم بر بدن مولایمان بپوشان. آمین
    پاسخ با نقل و قول

  16. مشکل بدبینی  سپاس شده توسط **شادی**,Alireza.live

  17. ارسال:10#
    راهله آواتار ها
    سلام به همیاری خوش امدین
    این بدبینی شما یک چیز طبیعی
    چون شما با این دختر خانم دوست شدید و هیچ تعهدی بین شما وجود ندارد
    ایشون میتونند با کس دیگری هم دوست باشند
    ولی اگر پدرتون نسبت به مادرتون بدبین بودند این باید ریشه یابی بشه شاید مادرتون قبل از ازدواج با پدرتون کس دیگری رو دوست داشتند یا اینکه به پدرتون ممکن علاقه ای نداشتند و به اجبار باایشون ازدواج کردند یا موارد دیگه
    ممکن مثلا دوست داشتن بیش از حد پدرتون به مادرتون باعث شده فکر کنید بدبین هستند
    شما میتونید به یک متخصص طب سنتی مراجعه کنید اگر واقعا چنین فکری رو دارید چون بدبینی در طب سنتی به علت سودایی مزاج است و این مساله را حل کنید
    خدا گر زحکمت ببندد دری           ز رحمت گشاید در دیگری
    پاسخ با نقل و قول

  18. مشکل بدبینی  سپاس شده توسط **شادی**,Alireza.live,alonegirl

صفحه‌ها (3): صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •