تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




8 سال عشق سرکوب شده زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:emehri
آخرین ارسال:**شادی**
پاسخ ها 9

8 سال عشق سرکوب شده

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    با سلام.
    بنده یک پسر 25 ساله هستم. وقتی 16 سالم بود در جایی با چند دختر هم سن خودمان همکلاس شدم و به یکی از آن دختران علاقه مند شدم. من در یک خانواده مذهبی رشد یافته‌ام و به علت پایبندی به عقاید مذهبی خیلی به ندرت می‌شود که در خیابان به صورت یک زن بیش از یک بار نگاه کنم. اما آن موقع ناخودآگاه سر کلاس که می‌نشستیم به طور پنهانی او را نگاه می‌کردم. خود او هم این موضوع را فهمیده بود. ولی هیچ وقت جرأت نکردم تا با او صحبت کنم. دو سال بعد هر دو یک دانشگاه رفتیم و در آنجا هم او را هر از گاهی می‌دیدم ولی می‌ترسیدم بروم جلو و صحبت کنم. حالا او در آمریکا ادامه تحصیل می‌دهد و من به علت اینکه سربازی نرفته ام نمی‌توانم از کشور خارج شوم. ولی در فیسبوک با هم فرند هستیم و من تمام عکس های او را در کامپیوترم دانلود کرده ام و هراز گاهی نگاه می‌کنم و بعضی وقتها گریه می‌کنم. آیا این علاقه مثبت است یا منفی؟ آیا باید آن را فراموش کنم؟
    پاسخ با نقل و قول

  2. 8 سال عشق سرکوب شده  سپاس شده توسط **شادی**

  3. ارسال:2#
    hojjat آواتار ها
    سلام
    باهاشون حرف هم زدی تاحالا؟چقدر میشناسیش؟خونوادشو چی؟
    یادمان باشد اگر خاطرمان تنها شد
    طلب عشق ز هر بی سر وپایی نکنیم. . . .
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:3#
    ویونا شاکری آواتار ها
    سلام دوست عزیز
    آیا در این مدت هشت ساله به فرد دیگه ای علاقه مند نشدی؟رابطه برقرار نکردی؟
    مردمان شهر برای آزادی تابوت ساختند و برای عشق مرز...
    غافل از اینکه نه آزادی در تابوت جا می گیرد و نه عشق مرز می شناسد.
    "ارنستو چه گوارا"
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:4#
    PARSABARZEGAR آواتار ها
    سلام.
    دوست عزیز عشق و دوست داشتن شما را به خوبی حس میکنم .
    ما انسانها حرفهایمان را نگه میداریم و و پنهان میکنیم تا اینکه روزی میرسد که این حرفهای ناگفته مثل یک بادبادک میترکد خوب شما هم این موضوع را نگه داشته اید و بیان نکرده اید تا اینکه امروز رسیده است و ایشان در کشور دیگری هست و شما اینجا .

    سعی کنید روابط خود را با ایشان کمتر کنید و و برای خود ایشان را ارزش گذاری نکنید تا اینکه بتوانید این شرایط را واقعبینانه ببینید وبه آن بیاندیشید
    آنکه با زندگی میسازد، میبازد

    با زندگی نساز ، آن را بساز
    پاسخ با نقل و قول

  6. 8 سال عشق سرکوب شده  سپاس شده توسط **شادی**

  7. ارسال:5#
    تا به حال رو در رو صحبت نکرده‌ایم. یعنی جرأت نکرده ام. می‌ترسیدم. چیزی که باعث شده علاقه ام به او بیشتر شود این است که در آمریکا هم محجبه است. اطلاعات کلی درباره خانواده‌اش دارم.
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:6#
    نقل قول نوشته اصلی توسط ویونا شاکری نمایش پست ها
    سلام دوست عزیز
    آیا در این مدت هشت ساله به فرد دیگه ای علاقه مند نشدی؟رابطه برقرار نکردی؟
    در چهار سال دانشگاه به هیچ دختری سلام هم نکردم.
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:7#
    ویونا شاکری آواتار ها
    شما شرایط ازدواجو دارید؟
    میتونید درخواستتونو بهایشون بگید تا مدتی رو به آشنایی با هم بگذرونید و معیارهای ایشونو با معیارهای ایده آل خودتونبسنجید و در نهایت بهترین و عاقلانه ترین تصمیم رو بگیرید.
    شاد باشید
    مردمان شهر برای آزادی تابوت ساختند و برای عشق مرز...
    غافل از اینکه نه آزادی در تابوت جا می گیرد و نه عشق مرز می شناسد.
    "ارنستو چه گوارا"
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:8#
    PARSABARZEGAR آواتار ها
    سلام.
    دوست عزیز فکر میکنید ایشان با شرایط فرهنگی و مالی و شرایط الان دارند به شما چه جوابی خواهند داد؟
    اگر ایشان یکی از شرایطش زندگی در کشور خارج باشد نظر شما چیسست؟
    این موضوع را با خانواده مطرح کرده اید؟
    آنکه با زندگی میسازد، میبازد

    با زندگی نساز ، آن را بساز
    پاسخ با نقل و قول

  11. 8 سال عشق سرکوب شده  سپاس شده توسط **شادی**

  12. ارسال:9#
    **شادی** آواتار ها
    سلام آقای emehri
    بهمیاری خوش اومدین...

    عنوان تاپیکتون کاملا گویای شرایط روحیتون هست...اما چرا سرکوب؟
    سرکوب کردن شاید جاهایی مکانیسم کارامدی برای برخورد با مسایل ناراحت کننده باشه اما درگیریهای عاطفی جزو مسایلی هستن که به هیچ عنوان با سرکوب کردن فروکش نمیکنن...

    اگه علاقتون به این دختر خانم هنوز هم پابرجاست , اگه علاوه بر علاقه ی قلبی, معیارهای همسر ایده آل شما رو داره یا نزدیک به معیارهاتون هست اگه شما با معیارهای ایشون همخوانی دارین , بهتره بجای سرکوب پا پیش بذارین و خواستتون رو به نوعی مطرح کنین که معقول ترین کانال, خانواده هاتون هستن... از جواب, هراس نداشته باشین جواب چه مثبت باشه چه منفی شما رو ازین سردرگمی رها میکنه...

    اگه جواب مثبت باشه شما به مراد دلتون رسیدین و اگه منفی باشه ممکنه مدتی دچار علایم غمگینی بشین که تو واکنش به شکستهای عاطفی طبیعیه اما عوارضش صد درصد کمتر و سالمتر از سرکوب کردن عشق هست...

    اما لازمه که تا طی شدن این مراحل, یعنی تا مطرح کردن با خانواده ها و شنیدن جواب نهایی از خانواده ی دختر , از کارهایی که وابستگی و دلبستگیتون رو تشدید میکنه پرهیز کنین...
    نگه داشتن عکسهای ایشون و نگاه کردنهای گاهو بیگاه و کارهایی از این دست علاوه بر اینکه باعث تشدید وابستگیتون میشه , قدرت منطق شما رو هم تحلیل میبره و اجازه نمیده سنجیده و منطقی درباره این قضیه فکر کنین و تصمیم بگیرین...

    آرزوی خوشبختی دارم براتون...
    ویرایش توسط **شادی** : 2014_02_09 در ساعت 18:34 دلیل: تایپی
    پاسخ با نقل و قول

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •