تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




دور شدن از خونواده و اختلاف عقیده با شوهر زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:كمك
آخرین ارسال:كمك
پاسخ ها 5

دور شدن از خونواده و اختلاف عقیده با شوهر

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام به همه اعضای همیاری... مشکل من که یکی دوتا نیست.همون طور که قبلا توضیح داده بودم من الان تو اخرای دوران عقدمو یه چند وقت دیگه باید برم خونه خودم که ازینجا حدود 6 ساعت دورتره...نمیدونین چقد سختمه که.هر شب وقتی فک میکنم که هر وقت که دلم مامان اینارو خاست نمیتونم بیام خونه و ببینمشون تا کی واس خودم اشک میریزم.اخه من هیچ وقت حتی تو دوران دانشجویی هم ازشون جدا نشدم.های میخام خودمو قانع کنم که فرقی با اینجا نداره و هروقت دلم تنگ شد میام ولی دل ادم که خوش نباشا تا سر کوچم دلش نمیخاد بره... مشکل مهم ترم اختلاف عقیدتی من و شوهرمه که کلا قبل ازدواج کورو کر بودم که هر چی گفت میگفتم ایرادی نداره که من رعایت میکنم... من قبل ازدواج ادم ازادی بودم یعنی خونوادم کلا همینجورین ولی بعدش بخاطر شوهرم روسری گذاشتمو پوششمو خوب کردم..اولاش خیلی سخت بود فکر میکردم همه پشت سرم واسم دلسوزی میکنن اما الان دیگه عادت کردم.اخه این چه اعتقادیه ..اقا ن نماز میخونه ن روزه ه هیچی..فقط میگه نه باید حجابت کامل باشه.همه بخاطر خونوادشه که همه چیو زور میگن..من خودم نماز میخونمو عاشق خدام . پوششم دوست دارم اما نه اینکه تو عروسی روسری بزارم... .اما دو ماه دیگه عروسی فامیلمه که اینجه کلا مختلطه..الان واسم کابوس شده که زور میگه حتما باید روسری بزاری و اصن از سر جات پا نشیو چمیدونم حرفای مفت...اخه مگه میشه ادم بزور یکیو وادار به کاری کنه..از الان میدونم چه امل بازی باید دراره ..چه دعواهایی که میگیره... انگار من ادم نیسنم حق تصمیم ندارم.جلوی خونوادش کامل رعایت میکنم هر جا میریم جوری میگردم که خودشون هستن...اینجام جلوی همه رعایت میکنم الان عروسی واسم کابوس شده... این درد دلارو نوشتم که اگه کسی تجربه ای از دور شدن از خونواده یا اختلاف عقیدتی یا چیزی مثه من داره و رو بم بگه و یکم راهنماییم کنه که بایدچه برخوردی داشته باشم با شوهرم.
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    سلام دوست عزیز همونطور که در تاپیک قبل هم بهتون گفتم در زندگی مشترک زن و شوهر باید در کنار هم باشن نه مقابل هم از طرفی ایمان وا عتقادی که درونی نباشه و تنها با اجبار باشه زیاد نمیتونه دوام داشته باشه شما سعی کنید که اگر میخاهید نوع پوشش تون را تغییر بدید اول در مورد اون مطالعه کنید بهتون کتاب فلسفه حجاب مطهری و کتابهای زیاد دیگه ای که در این زمینه نگارش شده را پیشنهاد میکنم سعی کنید حجاب داشته باشید بخاطر خدا نه بخاطر همسرتون حتی با یک سرچ ساده در اینترنت میتونید فواید حجاب را مطالعه کنید در مورد دور شدن از خانواده هم بهرحال شما این انتخاب را کردید و شاید اوائل براتون سخت باشه ولی به مرور زمان عادت میکنید سعی کنید با رفتارهای صحیح و برخورد درست با همسرتون فضا را برای هردوتون جذاب کنید هرچند هفته یکبار هم میتونید بیاید و به خانواده تون سر بزنید این را هم فراموش نکنید که در زندگی مشترک باید صبوری و گذشت داشته باشید تا زندگی تون به مرور زمان روی غلتک بیفته این را هم بدونید که با ازدواج، تکیه گاه دختر از خانواده به همسرش منتقل می شه یعنی قبل ازدواج دختر اتکاش به پدر مادرشه اما بعد ازدواج همسرش رو حامی و پشتیبان در ناراحتی ها و مشکلات می بینه و در نتیجه ارامشش تا حد زیادی به بودن در کنار همسره نه پدر و مادر البته شکی نیست که در کنار پدر و مادر نبودن دلتنگت می کنه اما هیچوقت اونقدر نیست که زندگی رو برات طاقت فرسا کنه .میتونی چند مورد از محاسن همسرت را هم ذکر کنی ؟
    خداوندا ببخش مارا
    برای گناهانی که لذت اش رفته
    ولی مسئولیت اش مانده است
    پاسخ با نقل و قول

  3. دور شدن از خونواده و اختلاف عقیده با شوهر  سپاس شده توسط كمك

  4. ارسال:3#
    ممنو از راهنماییتون واقعا..شوهرم منو دوسداره اینو کاملا میفهمم.. مهربونه بم میگه هر هفته میارمت پیش مامانت اینا.منم دلم واسشون تنگ میشه.اما بعضی اوقات که چیزی خلاف میلش باشه به فرهنگ خونوادمون توهین میکنه خیلی بدم میاد.چون فرهنگ اونام واس من غریبه بود.ولی من یکبارم مسخره نکردمو همیشه بش احترام گذاشتم.من قبلا تو تاپیک پشیمونی مشکلات و محاسنشو گفتم ولی کلا کله خشکه.هرچیزی خلاف میل و عقیدش باشه مسخره میدونه.من حجابو دوسدارم ولی وقتی تو جویم که حس خوبی بم نمیده دوسندارم مجبور به گذاشتن روسری شم چون نگاه بقیه اذیتم میکنه مثه زمانی که جایی باشی که همه حجاب دارنو تو بی حجاب باشی..
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:4#
    عزیز دلم یکی از مهمترین مسایل تفاهم در نوع پوششه .قبل از ازدواج باید به این تضادهایی ک وجود داره فکرمیکردید.اما اول از همه مطمین باش ک همسرت دوستت داره و غیرت مرد خیلی ارزشمده.شما خودت دلت میخواست همسری داشته باشی ک اصلا براش مهم نباشه چی میپوشی کجا میری باکی در ارتباطی؟ منم قبلنا مثل شما بودم ولی به یه جایی رسیدم ک متوجه شدم بخش بزرگی از وقار و سنگینی یک خانوم تو حجاب مناسبه الان ک چادر سر میکنم واقعا احساس آزادی میکنم وقتی تو خیابون راه میرم خیالم راحته ک به هیچ مردی اجازه ی ورود به حریم شخصیمو نمیدم . به نظر من امل بودن اینه ک زنی انقد اعتماد به نفس پایین داشته باشه ک محتاج نگاه آقایون باشه و با لباسای نامناسب بخواد جلب توجه کنه. اکثرا افرادی ک پوشیده ترن بیشتر مورد احترام قرار میگیرن . نمیگم خیلی محجبه باشید ولی یه پوشش مناسب میتونه حافظ زندگیتون باشه و بهت احساس غرور بده . من اعتراف میکنم ک آدم مذهبی نیستم و آنچنان بخاطر قرآن و خدا حجاب ندارم. حجاب من 90درصد به خاطر آرامش خودمه.میتونی خیلی شیک و مرتب باپوشش مناسب تو مراسم شرکت کنی . زندگیت برام مهمتره یا یه شب خوش گذرونی؟
    پاسخ با نقل و قول

  6. دور شدن از خونواده و اختلاف عقیده با شوهر  سپاس شده توسط كمك,م.حدادی

  7. ارسال:5#
    نمیدونم چطوری منظورمو بگم... من حجاب میکنم منظورمم این نیست که تنم و بریزم بیرون..چون میشه ی لباس شیک پوشیده پوشید ولی روسری گذاشتن اونم جایی که کسی نمیزاره منظورم فقط جشنه خیلی سختمه... ضمنا در رابطه با دوری راه خیلی استرس دارم.میترسم نتونم طاقت بیارم.... شوهرم وققتی خونه ماست تو ظاهرم شده بم احترام میزاره ولی وقتی خونه اونام یجوری بام حرف میزنه که انگار با خاهرش داره حرف میزنه.منظورم پیش خونوادشه...بم احترام نمیزاره..انگار ن انگار من پیش اونا رودروایسی دارم...یبار یجوری بام حرف زد که از خجالت سرخ شدمو دوسداشتم خفش کنم
    پاسخ با نقل و قول

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •