تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




اصرار زیاد شوهرم به طلاق زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:الهه ا
آخرین ارسال:محسن عزیزی
پاسخ ها 68

صفحه‌ها (7): صفحه 2 از 7 نخستنخست 1234 ... آخرینآخرین

اصرار زیاد شوهرم به طلاق

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:11#
    خیلی خوبه که به خونوادت گفتی
    حداقل اینجوری دیگه تنهایی غصه هات و به دوش نمیکشی
    بالاخره پدر و مادرا تجربه اشون بیشتر از ماست و بهتر میتونن به ما کمک کنن و از ما و احساس های ما مراقبت کنن
    این مساله رو بسپار به پدرت
    تو سعی خودت و کردی
    تو معذرت خواهی کردی و سعی کردی که بهتر و بهتر باشی و این و هم حتما همسرت دیده
    اما به قول پدرت بهتره که شب کنارش نخوابی تا تصمیم بگیره
    زیادم کش دادن و معذرت خواهی کردن هم خوب نیست
    یکمم راه و واسه انتخاب واسش باز بذار
    طلاق انقد ها هم که فک میکنی ساده نیست
    مطمئا باش به خاطر همچین مساله ای هیچ وقت یه مرد نمیخواد اسم طلاق رو رو شناسنامش اضافه کنه
    صبور باش و بقیه رو بسپر به بزرگترات و کمتر غصه بخور
    حل میشه همه چی ایشا...

  2. اصرار زیاد شوهرم به طلاق  سپاس شده توسط سجاد صالحی

  3. ارسال:12#
    الهه جون هر چیزی تعادلش خوبه نه محبت افراطی بکن نه اینکه اونقدر بهش سخت بگیری که فکر کنه دوستش نداری ولی محبتی هم که میکنی نه تنها به شوهرت به هرکی که میکنی سعی کن بی منت باشه و انتظار جبران فوری رو از طرف نداشته باش دیگه هم اینکه دلیل اصرار شوهرت به اینکه به خانواده ات بگی همونطور که دوستان گفتن اینه که احساس میکنه غرورش پیش خانواده اش شکسته و از این موضوع ناراحته . درسته پدر مادر هر دو طرف مهمن و تجربه دارن و البته حسن نیت همیشه دارن ولی به نظر من زن و شوهر باید مسائلشون رو بین خودشون حل کنن و از دخالت بقیه جلو گیری کنن . اونم فقط در صورتی میسره که خودتون توافق کنید که مشکلاتتون رو خودتون حل کنید و با هیچ کس مطرحش نکنید اینطوری اونام راحتترن پدر مادرا به جز خوشبختی بچه هاشون چیز دیگه ای نمی خوان . فکر نکنین در مورد پدر مادرتون کوتاهی کردین همین که اونا احساس کنن شما خوشبختین براشون کافیه و انتظار دیگه ای ازتون ندارن . در مورد پدر مادر همسرتون هم همونطوره از اینکه میخواستن شما زیاد به خونه شون برید نشونه اینه که دوستتون دارن و وقتی میگه زن نباید شوهرشو تنها بزاره یعنی اینکه شوهرتو دوست داشته باش و خوشبختش کن . خلاصه اینکه هدف شما و خانواده هاتون یه چیزه و فقط طرز بیانش متفاوته . سیاست زنانه یعنی اینکه ضمن اینکه فاصله رو با خانواده ها حفظ میکنی و با متقاعد کردن همسرت نمی ذاری مشکلات به بیرون درز کنه و بین دوتاتون حل میشه والبته این خودش باعث صمیمیت بیشتر میشه ولی در عین حال محبتتون رو هم از پدر و مادرا دریغ نمیکنین مثلا اگه مادر شوهرت دوست داره بهش زنگ بزنی چه اشکالی داره هرچند وقت یکبار بهش زنگ بزنی و از احوالش باخبر بشی . عزیزم صمیمیت فقط این نیست که تو کارا کمکش کنی بلکه بعضی وقتها حرف زدن با یه زن یا گوش کردن به حرفاش و تایید اون به طرز غیر قابل باوری حال اونو خوب میکنه . اگه میخوای با مادر شوهرت صمیمی بشی با اون حرف بزن به حرفاش گوش بده فقط مواظب باش حرفات به گله کردن از همسرت کشیده نشه که این خط قرمز اونه . از تجاربش بپرس و استفاده کن از علایقش از جوونیاش و چیزای دیگه . خلاصه باهاش دوست باش شوهرت همه اینا رو میبینه حتی اگه به ظاهر نگه و وظیفه تو بدونه مطمئن باش باطنا اینطور نیست و قلبا ازت تشکر میکنه و قدر دانت میشه و تو دراز مدت اثرشو میبینی . عجله نکن و صبور باش هیچ کس نمی تونه محبتو نبینه و بی تفاوت از کنارش رد بشه دیر و زود داره و سوخت و سوز نداره . محبت تنها کلید خوشبختیه عزیزم مطمئنم و هیچ کلید یدکی براش وجود نداره .( ولی در حد تعادل و بدون منت )

  4. اصرار زیاد شوهرم به طلاق  سپاس شده توسط محسن عزیزی,سبز,سجاد صالحی

  5. ارسال:13#
    منم خوشحالم که تونستی مساله رو با والدینتون در میان بذاری

    ما هدفمون اینه که دوباره و برای همیشه رنگ خوشبختی رو به زندگیت برگردونیم....

    ولی این مساله رو برای همیشه به خاطرت بسپار....
    شاید همه این مسائل به نوعی یک بازی باشه و همسرت هدفی جز به هم زدن زندگی نباشه... و شاید تلافی کارهای گدشته است....
    زندگی کردن به اجبار نیست... هر کسی مختار هست هر طور که دوست داره زندگی کنه . پس نمیشه اجباری در محبت کردن و مورد محبت واقع شدن داشت...

    طلاق همیشه پایان راه نیست...شروع زندگیه دوباره است. پس از اینده ترسی به دلت راه نده

    ولی....
    وظیفه شماست در این برهه زمانی نهایت تلاشتون رو برای بهبود روابط بکنین....
    من با همبستر نشدن به بهانه اعتراض کاملا مخالفم...

    لزومی نداره بخواهین به این روش اعتراض خودتون رو اعلام کنین...
    ترسی به دلتون راه ندید و از پدر و مادرتون هم بخواهین به قول گفتنی به عنوان بزرگ شما براتون بهترین تصمیم رو اتخاذ بکنن ... نه تنها اونها بلکه بقیه فامیل هم نباید خودشون رو کاسه داغ تر از آش بکنن....
    خیلی ریلکس و مصمم در مورد زندگیتون با همسرتون حرف بزنین و با داد و بیراه انداختن خودتون رو محکوم جلوه ندید....
    قهر کردن بزرگترین اشتباه خانم ها در مشکلات زناشویی هست....
    اشتباهاتتون رو قبول کنین و اشتباهات همسرتون رو هم بهشون گوش زد بکنین...
    هر دوی شما باید کمی تغییر در افکارتون بدید....

    به خدا توکل کنین.... الا بذکر الله تطمئن القلوب

    خداوند طلاق رو هم به عنوان موهبتی ( هر چند مکروه ) به انسانها داده....
    اینطور که اطلاع دارم هنوز فرزندی از این زندگی مشترک ندارید پس از این لحاظ هم نگرانی ای وجود نداره.
    خیلی عاقلانه گام بردارید...

    ان شا الله همه چی به خوبی و خوشی تمام خواهد شد...

  6. ارسال:14#
    ببخشین آقای صالحی
    شما گفتین با همبستر نشدن به بهانه اعتراض کاملا مخالفین
    منم مخالفم
    اما خوبه که تعادل رعایت بشه
    یعنی الهه خانوم کنار شوهرشون بخوابن ، اما ... حق انتخاب بدن به شوهرشون

    راه و واسه فکر کردن به هم باز بذارن
    زیادم گفتن معذرت میخوام خوب نیست ، بهتره عمل کنن الهه خانوم و ببینن همسرشون نه اینکه بشنون که هی معذرت میخوام - معذرت میخوام

    بنا به تجربه ای که اکثر خانوما دارن ، مردا وقتی زیاد محبت میبینن ، مخصوصا تو این جور مواقع ، خواسته هاشون بیشتر میشه و چون همسر الهه خانوم هم یکم میخواد تو ذهن خودش شادی درس عبرتی بده به خانومش
    واسه همین بنارو به جدایی میذاره و میگه چه قدر هم محبت کنی دیگه من نمیبینم
    واسه همین ، الهه البته که نظر شما محترمه ... اما بهتره یکم فرصت بده به همسرش که فکر کنه
    خوب و بد و بهش بگه ، بگه که میخواد زندگیش رو بهتر کنه و یه مدت اجازه بده شوهرش تصمیم بگیره
    واسه بهتر شدن زندگیش کوتاه نیاد اما ... نیاز هست که الان همسرش هم بدونه که خب ... الهه قدمش و واسه بهتر شدن برداشته و نوبتی هم که باشه نوبت اونه که این قدم و ببینه و قدمی برداره
    البته بازم قبلش از اینکه اینجوری نظرم و دادم عذر خواهی میکنم
    بازم شاید شما یه پیرهن از ما بیشتر پاره کرده باشین
    ویرایش توسط raha-joon : 2014_02_19 در ساعت 17:32

  7. اصرار زیاد شوهرم به طلاق  سپاس شده توسط سحر1122

  8. ارسال:15#
    سبز آواتار ها
    سلام
    الهه خانم شما هنوز دقیقا نمیدونید دلیل اصلی دلسرد شدن همسرتون از زندگی چیه
    پس تا بیماری رو تشخیص ندادین براش نسخه نپیچید

    وقتی بحث های خانوادگی به پدرو مادر هاکشیده میشه اونا سعی میکنن طرف فرزندشون روبگیرن چون تحمل دیدن ناراحتی شو ندارن
    با این حساب هرچقدر هم که بخوان بی طرف قضاوت کنند باز هم این احساس پدر وفرزندی یا مادر وفرزندی در قضاوت هاتاثیر میزاره

    در نهایت شما دونفر هستید که میتونیدبرای زندگی تون بهترین تصمیم رو بگیرید

    شما وهمسرتون دوانسان بالغ وفهمیده هستید بنشینید باهم صحبت کنید حتی اگر این کار سخت باشه برای یک بار میشه انجامش داد
    هردو دلخوریهاتون .مسایلی که آزارتون میده .رفتارهایی که از هم دیدین وباعث کدروت بین شما شده رو به هم بگید اگر نمیتونید بگید برای هم بنویسید
    بعد انتظارات تون رواز هم بنویسید بگید اگر طرف مقابل چه کاری انجام بده راضی هستید چه تغییری باید در زندگی ایجاد بشه که هردواحساس رضایت بیشتری داشته باشید.
    باگفتن یا نوشتن این مسایل تکلیفتون با خودتون وزندگیتون مشخص میشه اگر واقعا خواسته ها تون از هم خیلی دور از تصور وبراورده نشدنی بود که میدونید برای زندگیتون سعی کردید ونشد که ان شاالله این طور نیست
    ولی در بسیاری از موارد وقتی این مسایل مطرح میشه سوء تفاهم بودن وقابل حل بودن آنها هم روشن میشه
    امیدوارم هرچه زودتر آرامش ومحبت به زندگیتون برگرده

  9. اصرار زیاد شوهرم به طلاق  سپاس شده توسط محسن عزیزی

  10. ارسال:16#
    نرگس آواتار ها
    سلام من فکر می کنم شما دوتا انقدر بزرگ شدین که ازدواج کردین وباید خودتون برای زندگیتون تصمیم بگیرین نه دیگران
    همیشه کناره گیری از همسر نتیجه عکس میده نه این که ایشون به خودش بیاد
    دو تا آدم بالغ زندگیشون رو به حرفای دیگران نمی بازن و تو گذشته زندگی نمیکنن که الانشون رو هم از دست بدن
    باید بتونین همدیگه رو ببخشین اگه نمیتونین پس شما دختر باباتی اونم پسر مامانش نه همسر همدیگه
    پس اگه بزرگ شدین دست از این بچه بازیای بی مورد بردارین هرچقدر هم همسرت بخواد برو سر خونه زندگیت یعنی چی که خونه بابات موندی
    من توی این 14سال یاد ندارم رفته باشم تنها خونه بابام مونده باشم یاد ندارم جامو از همسرم جدا کرده باشم من از این کار به حدی بدم میاد که حد نداره
    به عنوان یه خواهر بزرگتر دارم میگم اگه الان زندگیتو بدی دست بقیه باختی هم این زندگیتو هم حتی 1000تا زندگی که بعدا با 1000نفر دیگه بسازی مگه بچه بازیه
    همسرت رو هم بده حرفای منو بخونه با ایشون هم هستم چند سالتونه دوساله این سر خاله بازی دعواتون بشه نخود نخود هر که رود خونه باباش
    خونه شما دونفر یه جاست ،درداتون یکیه شادیاتونم یکی ،نداریاتون با همه دارایاتون هم با هم برای هم نفس می کشین برای هم زندگی می کنین نمیتونین این کارارو بکنین و گذشت داشته باشین و با حرفای دیگران انقدر راحت زندگی رو ببازین همون بهتر که همین الان که پای بچه ای وسط نیست برین به هر کاری برسین الا ازدواج
    ببخشید دوستان من خیلی عصبانی می شم که می بینم دونفر زندگیشونو می دن دست بقیه
    دلت که تنگ یک نفر باشد ،لحظه ای فراموشی هم نداری تو دلت تنگ است ، دلت برای همان یک نفر تنگ است که تا نیاید تا نباشد هیچ چیز درست نمیشود ، هیچ چیز … افسوس که بعضی آمدن ها دیگر فقط در خواب است !

  11. اصرار زیاد شوهرم به طلاق  سپاس شده توسط

  12. ارسال:17#
    نقل قول نوشته اصلی توسط نرگس نمایش پست ها
    سلام من فکر می کنم شما دوتا انقدر بزرگ شدین که ازدواج کردین وباید خودتون برای زندگیتون تصمیم بگیرین نه دیگران
    همیشه کناره گیری از همسر نتیجه عکس میده نه این که ایشون به خودش بیاد
    دو تا آدم بالغ زندگیشون رو به حرفای دیگران نمی بازن و تو گذشته زندگی نمیکنن که الانشون رو هم از دست بدن
    باید بتونین همدیگه رو ببخشین اگه نمیتونین پس شما دختر باباتی اونم پسر مامانش نه همسر همدیگه
    پس اگه بزرگ شدین دست از این بچه بازیای بی مورد بردارین هرچقدر هم همسرت بخواد برو سر خونه زندگیت یعنی چی که خونه بابات موندی
    من توی این 14سال یاد ندارم رفته باشم تنها خونه بابام مونده باشم یاد ندارم جامو از همسرم جدا کرده باشم من از این کار به حدی بدم میاد که حد نداره
    به عنوان یه خواهر بزرگتر دارم میگم اگه الان زندگیتو بدی دست بقیه باختی هم این زندگیتو هم حتی 1000تا زندگی که بعدا با 1000نفر دیگه بسازی مگه بچه بازیه
    همسرت رو هم بده حرفای منو بخونه با ایشون هم هستم چند سالتونه دوساله این سر خاله بازی دعواتون بشه نخود نخود هر که رود خونه باباش
    خونه شما دونفر یه جاست ،درداتون یکیه شادیاتونم یکی ،نداریاتون با همه دارایاتون هم با هم برای هم نفس می کشین برای هم زندگی می کنین نمیتونین این کارارو بکنین و گذشت داشته باشین و با حرفای دیگران انقدر راحت زندگی رو ببازین همون بهتر که همین الان که پای بچه ای وسط نیست برین به هر کاری برسین الا ازدواج
    ببخشید دوستان من خیلی عصبانی می شم که می بینم دونفر زندگیشونو می دن دست بقیه
    ممنونم نرگس جون
    عزیزم من دقیقا با حرفای شما موافق بودم. منم دختری بودم عین خودت ولی متاسفانه همسرم نمیتونه متوجه این چیزا بشه. من 3 سال تو عقد بودم و با تمام ناراحتی هایی که بینمون پیش میومد یک کلمه به مامان بابام چیزی نگفتم. بارها شده بود مامانم چشمای اشک آلود من رو دیده بود و من دم بالا نیاوردم. منم همونطور که شما میگی اهل صحبت کردن هستم ولی وقتی هسمرم سرجاش می ایستاد و حتی اینقدر حق برای من قائل نبود که جواب منو بده و تو تصمیم گیری من رو هم در نظر بگیره من چکار میتونستم بکنم. جز اینکه ساکت بشم. وقتی میدیم نتیجه حرف زدن یا حتی نامه نوشتن من بی جوابی و بی اعتنایی همسرم هست باید چکار میکردم؟
    این من بودم که وایستادم و نذاشتم هیچ کس بفهمه تا بخواد برای ما تصمیم بگیره ولی نتیجش این شد که اینقدر تو این مدت همسرم به من بی اعتنایی کرد که حالا میگه ازم سرد شده و حتی به زور منو آورد خونه پدرم. این من نبودم که اینجا موندم همسرم منو میزاره اینجا چون اون دوست داره ازش دور باشم و حاضر هم نیست حتی به حرف های من گوش بده تا با هم مشکلاتمون رو حل کنیم. عزیزم امیدوارم هیچ وقت برات پیش نیاد ولی اگه یک روزی شوهر تو هم اینقدر لجباز باشه که حرف هیچ کسو قبول نداشته باشه هر کار دلش بخواد میکنه و دستت به هبچ جا بن نیست جز خدای خودت و خانوادت.

  13. اصرار زیاد شوهرم به طلاق  سپاس شده توسط نرگس,سحر1122

  14. ارسال:18#
    سلام الهه جان کاملا درکت میکنم. حرفای نرگس خانومو هم قبول دارم اما مطمئنا نمیشه برای همه یک نسخه پیچید. لزومی نداشت نرگس خانم اینقدر عصبانی بشن چون مطمئنا شرایط تو و تمام تلاشهایی که تا امروز کردی و خصوصیات اخلاقی تو و همسرت رو نمیشناسن. به هر حال حتی در دینمون هم هست که اگه زن و شوهر به جایی رسیدن که نتونستن مشکلاتشون رو حل کنن در این مرحله نه تنها قایم کردن مسائل فایده ای نداره بلکه توصیه شده دو نفر حکم بین اونها قضاوت عادلانه بکنه و به نظر من هیچ کس در مرحله اول امین تر و دلسوزتر از پدر و مادر نیستند. کوتاه اومدن و شکستن عزت نفس هم تا جایی برای هر مسلمانی توصیه شده. قرار نیست که ما خودمون رو به کسی تحمیل کنیم فقط به صرف اینکه اون زندگی از هم نپاشه. هدف زندگی مشترک رسیدن به ارامش و کمال هست. بنده به نوبه خودم فکر میکنم تو دختر خیلی فهمیده ای هستی و تا اینجا هم هر کاری از دستت بر اومده انجام دادی. خودتو بیشتر از این اذیت نکن و به تقدیر الهی راضی باش. اگه تا امروز تلاشهات به نتیجه نرسیده از اینجا به بعدش رو به بزرگترا بسپار و از کاری که انجام دادی احساس ندامت نداشته باش خواهر من. برات ارزوی زندگی ای پر از ارامش و طمانینه دارم عزیزم
    کاش میان خستگی هایم یکی آهسته می گفت : “خسته نباشی”

  15. ارسال:19#
    نقل قول نوشته اصلی توسط سحر1122 نمایش پست ها
    سلام الهه جان کاملا درکت میکنم. حرفای نرگس خانومو هم قبول دارم اما مطمئنا نمیشه برای همه یک نسخه پیچید. لزومی نداشت نرگس خانم اینقدر عصبانی بشن چون مطمئنا شرایط تو و تمام تلاشهایی که تا امروز کردی و خصوصیات اخلاقی تو و همسرت رو نمیشناسن. به هر حال حتی در دینمون هم هست که اگه زن و شوهر به جایی رسیدن که نتونستن مشکلاتشون رو حل کنن در این مرحله نه تنها قایم کردن مسائل فایده ای نداره بلکه توصیه شده دو نفر حکم بین اونها قضاوت عادلانه بکنه و به نظر من هیچ کس در مرحله اول امین تر و دلسوزتر از پدر و مادر نیستند. کوتاه اومدن و شکستن عزت نفس هم تا جایی برای هر مسلمانی توصیه شده. قرار نیست که ما خودمون رو به کسی تحمیل کنیم فقط به صرف اینکه اون زندگی از هم نپاشه. هدف زندگی مشترک رسیدن به ارامش و کمال هست. بنده به نوبه خودم فکر میکنم تو دختر خیلی فهمیده ای هستی و تا اینجا هم هر کاری از دستت بر اومده انجام دادی. خودتو بیشتر از این اذیت نکن و به تقدیر الهی راضی باش. اگه تا امروز تلاشهات به نتیجه نرسیده از اینجا به بعدش رو به بزرگترا بسپار و از کاری که انجام دادی احساس ندامت نداشته باش خواهر من. برات ارزوی زندگی ای پر از ارامش و طمانینه دارم عزیزم
    سلام سحر جون
    ممنونم از اینکه درکم میکنی
    منم دیگه واقعا فکرم به هیچ جا نمیرسه. همه چیزو سپردم به خدا. فکر میکنم فقط اونه که از ذات آدما خبر داره. امیدم به خداست. هرچی به صلاح هردوی ماست همون بشه شاید واقعا من اونقدر همسرم رو اذیت کردم که باید تاوانش رو اینجوری پس بدم.
    خدا خودش عالمه
    مرسی دوست عزیزم

  16. اصرار زیاد شوهرم به طلاق  سپاس شده توسط نرگس

  17. ارسال:20#
    سلام.
    از سبز عزیز بخاطر انتقاد بجاشون تشکر میکنم...
    ولی ظاهرا یک سوء تفاهمی پیش اومده. منظور بنده این نیست که همیار عزیزمون خودشون رو به همسرشون تحمیل کنن و یا اینکه بدون اینکه همسرشون درخواستی از ایشون داشته باشن خودشون رو در اختیارش بذارن!
    من پیشنهاد دادم دل همسرشون رو بدست بیارن ؛ باید بتونن همسرشون رو از احساسات بیگانه معابانه و سرد بیرون بیارن و شکاف ها رو با کمک هم از بین ببرن...
    یک مشاور وظیفه داره علیرغم اینکه به عنوان یک شخص ثالث مساله مراجعش رو از بیرون رصد میکنه و راهکارهای موجود رو بررسی میکنه ؛ باید بتونه خودش رو جای مراجعش بذاره و مشکل رو از دید ایشون ببینه...
    چیزی که من احساس میکنم کمی متفاوت تر از احساس شماست و شاید نزدیکتر به دید مراجع محترم...
    همسر ایشون علیرغم آگاهی نسبت به آینده زندگی مشترکشون هیچ گامی رو برای بهبود شرایط بر نمیداره!

    شاید صحبت های من در مورد طلاق کمی شوک بر انگیز باشه ولی الهه خانم باید خودشون رو برای هر مساله ای آماده بکنن تا بتونن بهترین انتخاب رو در سخت ترین شرایط داشته باشن....

    علیرغم همه مسائل بالا ایشون باید نهایت تلاششون رو بکنن تا همسرشون رو به محبت کردن وا دارن....ولی در این بین باید خودباوری و عزت نفسشون رو از دست ندن! چرا که با از بین رفتن عزت نفس حس حقارتی رو در مقابل همسرشون پیدا خواهند کرد!

    یکی از اشتباهات الهه خانم این بود که همه تقصیر ها رو شخصا به عهده گرفتن!!! حتی مورادی رو که کوچکترین اشتباهی ازشون سر نزده بود.....من پیشنهاد دادم این اشتباه رو دوباره مرتکب نشن...


    پیشنهاد میکنم ارسال های قبلی بنده رو دوباره بخونین تا سوء تفاهم ها برطرف بشن ... چرا که همه ما یک جمله رو به وسیله کلمات متفاوتی بیان کردیم.... و اون کمک به دوست و همیار عزیز الهه خانم بود...

  18. اصرار زیاد شوهرم به طلاق  سپاس شده توسط سبز,سحر1122

صفحه‌ها (7): صفحه 2 از 7 نخستنخست 1234 ... آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •