تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




اصرار زیاد شوهرم به طلاق زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:الهه ا
آخرین ارسال:محسن عزیزی
پاسخ ها 68

صفحه‌ها (7): صفحه 5 از 7 نخستنخست ... 34567 آخرینآخرین

اصرار زیاد شوهرم به طلاق

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:41#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام

    پیش از هر چیز ازتون میخوام مقاله زیر رو مطالعه کنید:

    چگونه مشکلات و اختلافات خانوادگی را حل کنیم؟

    برای اینکه مساله بهتر بررسی و تحلیل بشه، همزمان نیاز هست تا همسرتون هم انتظاراتشون رو بیان کنند.

    همچنین به یک نکته بسیار مهم باید توجه داشته باشید. پیش از بیان این انتظارات، لازم هست که نقاط قوت همسرتون رو هم شناسایی کنید. همسرتون مطمئنا ویژگی های مثبتی هم دارند و من مایل هستم تا شما با دقتی که انتظاراتتون رو نوشتید، ویژگیهای مثبت همسرتون رو هم بنویسید.

    با تاملی در فهرست سی موردی انتظارات شما، میشه اونها رو در چند دسته کلی تر قرار داد:

    الف_ توجه بیشتر همسرتون به شما و مشورت گرفتن با شما در امور مختلف، که شامل موارد زیر هست:

    1،3،4،5 و 12

    ب_ توجه به استقلال زندگی مشترکتون و حفظ حریم خصوصی در ارتباط با خانواده شون:

    2،14،17 و 27

    پ_ اعتماد داشتن به شما:

    7،26 و 29

    ت_ اعتمادسازی و رعایت حریم ها در روابطشون با دیگران:

    6،9،23 و 24

    ث_ نشان دادن توجه و احترام و قدردانی نسبت به شما، و همینطور ابراز دوست داشتن شما:

    19،20،21،22،25،28 و 30

    ج_ احترام به خانواده شما و قدردانی نسبت به آنها:

    8،10 و 13

    چ_ سایر موارد(که میشه با اغماض نام غرور یا خودخواهی رو براش در نظر گرفت):

    11، 15، 16 و 18


    بسیارخوب

    نظر شما درباره این دسته بندی کلی رو میخوام بدونم. آیا در این باره با من توافق دارید؟

    همچنین ازتون میخوام فهرستی از نقاط قوت همسرتون رو هم بیان کنید.

    ضمنا نگران این مساله نباشید که قراره با منت برگردید سر خونه و زندگی. با توافق طرفین بازگشت شما صورت می پذیره
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94

  2. اصرار زیاد شوهرم به طلاق  سپاس شده توسط A@92

  3. ارسال:42#
    نقل قول نوشته اصلی توسط محسن عزیزی نمایش پست ها
    سلام

    پیش از هر چیز ازتون میخوام مقاله زیر رو مطالعه کنید:

    چگونه مشکلات و اختلافات خانوادگی را حل کنیم؟

    برای اینکه مساله بهتر بررسی و تحلیل بشه، همزمان نیاز هست تا همسرتون هم انتظاراتشون رو بیان کنند.

    همچنین به یک نکته بسیار مهم باید توجه داشته باشید. پیش از بیان این انتظارات، لازم هست که نقاط قوت همسرتون رو هم شناسایی کنید. همسرتون مطمئنا ویژگی های مثبتی هم دارند و من مایل هستم تا شما با دقتی که انتظاراتتون رو نوشتید، ویژگیهای مثبت همسرتون رو هم بنویسید.

    با تاملی در فهرست سی موردی انتظارات شما، میشه اونها رو در چند دسته کلی تر قرار داد:

    الف_ توجه بیشتر همسرتون به شما و مشورت گرفتن با شما در امور مختلف، که شامل موارد زیر هست:

    1،3،4،5 و 12

    ب_ توجه به استقلال زندگی مشترکتون و حفظ حریم خصوصی در ارتباط با خانواده شون:

    2،14،17 و 27

    پ_ اعتماد داشتن به شما:

    7،26 و 29

    ت_ اعتمادسازی و رعایت حریم ها در روابطشون با دیگران:

    6،9،23 و 24

    ث_ نشان دادن توجه و احترام و قدردانی نسبت به شما، و همینطور ابراز دوست داشتن شما:

    19،20،21،22،25،28 و 30

    ج_ احترام به خانواده شما و قدردانی نسبت به آنها:

    8،10 و 13

    چ_ سایر موارد(که میشه با اغماض نام غرور یا خودخواهی رو براش در نظر گرفت):

    11، 15، 16 و 18


    بسیارخوب

    نظر شما درباره این دسته بندی کلی رو میخوام بدونم. آیا در این باره با من توافق دارید؟

    همچنین ازتون میخوام فهرستی از نقاط قوت همسرتون رو هم بیان کنید.

    ضمنا نگران این مساله نباشید که قراره با منت برگردید سر خونه و زندگی. با توافق طرفین بازگشت شما صورت می پذیره

    با سلام
    از دقت نظرتون خیلی ممنونم. البته با دسته بندی شما موافقم. واقعا همینطوره. مقاله ای رو که فرمودید رو هم مطالعه می کنم.
    همسرم ویژگی های مثبت زیادی هم داره و من سعی کردم اینو بهش نشون بدم که متوجه خوبی هاش هم هستم و بارها حتی تشویقش هم کردم.
    ویژگی های مثبت همسرم:
    1- از نظر مالی در حد توانش سعی می کنه برای خونه و من کم نذاره.
    2- برای رفتن به خونه اقوام من خودش پیشنهاد میده بریم کلا اهل معاشرته (البته به جز خونه باجناقش که هر وقت خواستیم بریم احساس کردم براش سخته و زیاد باهاشون قاتی نمیشه).
    3- اوایل برای اسایش من و قولی که به من داده بود خودش با رضایت منو میبرد خونه پدرم ولی به مرور شاکی شد.
    4- برای سرگرم کردن من تو خونه بوم نقاشی خرید تا انگیزه داشته باشم.
    5- بعضی وقتا تو کارهای خونه کمکم می کرد.
    6- وقتی میگفتم چیزی تو خونه کمه حتی الامکان زود تهیه می کرد.
    7- اهل تفریح و گشت و گذاره.
    8- سعی میکنه اشتباهات پدر و مادرش رو بپوشونه مثلا تو این 3-4 سالی که من عروسشون بودم پدر و مادر همسرم یک بار برای من تولد نگرفتن ولی برای خواهرشوهرم و همسرش هر سال تولد و کادو میگرفتن برای همسرم هم همینطور ولی برای من هیچ وقت. یادمه یک بار که برای همسرم تولد گرفتن پدرش به همسرم 100 تومان هدیه داد طوری که من متوجه نشم، همسرم یکی از 50 تومانی ها رو به من داد و گفت اینو بابا برای تولد تو داده. همسرم سعی میکنه من رو هم راضی نگه داره ولی همیشه بین خواسته های من و پدر و مادرش و خصوصا مادرش گیر می کنه و نمیدونه چکار کنه. (متوجه میشم که وقتی من نیستم مادرش از من گلایه می کنه و ناخوداگاه روی رفتار همسرم با من تاثیر میذاره.)
    9- دیدن ناراحتی و گریه های من براش سخته.
    10- هر جای میخوام برم سعی میکنه خودش منو برسونه و تنها نباشم.
    11- وقتی من ناراحتم و تو خودمم سعی میکنه با حرکات خنده دار، از اون وضع در بیارم ولی سعی نمیکنه علتشو بفهمه.

    اقای عزیزی الان همسرم ازم خواسته که برگردم. ولی این طور عنوان کرده که بهت فرصت میدم برگردی وگرنه من خیلی کارا میتونم بکنم. من از این مساله خیلی دلخورم. بعد این 2-3 ماه که خودش بارها حرف جدایی رو زد و ته دل منو خالی کرد و منو از خودش خیلی دور کرد چطور انتظار داره منم راحت بگم باشه و بریم سر زندگیمون؟ ایا به نظر شما این رفتارش درسته؟ چه زمانی میتونم مطمئن باشم که همسرم واقعا از کارهای خودش هم پشیمون شده و تنها من رو مقصر اتفاقات نمیدونه تا بتونم دوباره به زندگیم دل بدم؟
    از اینکه مساله بنده رو اینقدر با دقت رسیدگی میکنید خیلی ممنونم. واقعا به کمکتون نیاز دارم.
    منتظر پاسختون هستم
    متشکرم

  4. ارسال:43#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام

    خواهش میکنم

    آفرین به شما که واقع بینانه ویژگی های مثبت همسرتون رو هم میتونید ببینید و بیانشون کنید

    منتظر تماس همسرتون برای بازگشت تون به خانه بمانید، یا اینکه خودتون تماسی رو با ایشون برقرار کنید(باتوجه به اینکه ایشون تماس گرفتند برای بازگشت شما)، و به ایشون این حرفها رو بزنید:

    «سلام همسرم. لطفا چند دقیقه به صحبتهای من گوش بده؛ قول میدم زیاد طولانی نباشه:

    مطمئنا ویژگیهای مثبت فراوانی در تو هست که منو امیدوار نگه میداره برای حفظ زندگی مشترکمون. یادم نمیره زمانهایی که برای من در منزل اسبابی فراهم میکردی( و می کنی) که زیاد دلتنگ نشم. یا اون اوایل که خودت منو میخواستی ببری منزلمون تا دلتنگی کمتر به سراغم بیاد؛ یا زمانهایی که دلخور بودم، سعی میکردی از دلم در بیاری. یا همه تلاشهایی که برای رفاه و آسایش خانواده ات انجام میدی. محبتی که نسبت به والدینت داری و موارد زیاد دیگه. اما میخوام اینو بگم که تو چند وقت اخیر به من فشارهایی وارد شد که مقداری از حد توانم فراتر بود.

    آمدن من به منزل پدری با هدف یک قهر ساده و بازگشت مجدد به خانه نبود، و اعتراضی موقت به وضعیت فعلی هم نبود. راستش، الان که بررسی می کنم می بینم ما با هم روزهای متفاوتی رو گذروندیم؛ برخی اوقات بسیار شیرین بود، برخی تلخ. الان که فکر میکنم می بینم من نباید همه مشکلاتم رو یک جا جمع می کردم تا اون روز به یک باره حرف طلاق رو پیش بکشم. من باید انتظاراتم رو به همسرم بگم و او بدونه حرف دل من چیه و من ازش چه دلخوری هایی دارم و چه انتظاراتی در زندگی مشترک. اینم میدونم که تو هم از من انتظاراتی داری و من خودم رو برای شنیدن این انتظارات آماده کرده ام. دوست دارم به خودمون یک فرصت دوباره بدیم و این بار روشهای جدیدی رو امتحان کنیم. مسائلمون رو به وقتش حل کنیم و درباره شون چاره جویی کنیم، تا اینکه بگذاریم روی هم جمع بشن. الانم که تماس گرفتم برای اینه که بگم من آمادگی دارم تا با هم انتظاراتمون رو مطرح کنیم و با توافقی دوطرفه، خودمون رو دست کم برای مدت شش ماه امتحان کنیم و ببینیم آیا میتونیم مسائلمون رو حل کنیم یا نه؟

    من انتظاراتم رو آماده کردم و به شکل مکتوب درآوردم. ازت میخوام تو هم این کار رو انجام بدی و هروقت انجام شد، به من خبر بدی تا بیام و با هم این نوشته ها رو بررسی کنیم. شاید برخی از انتظاراتم برات ناآشنا و جدید باشند، اما میخوام بدونی که اینها تو این مدت همراه من بودند، اما من سکوت کرده بودم، پس آماده شنیدن برخی مسائل که شاید برات چندان خوشایند نباشه هم باش. من هم خودم رو برای موارد اینچنینی از طرف تو آماده میکنم.

    میدونم از دست من دلخور هستی، اما وقتی بهم گفتی مهلت میدم برگردی و میدونی که میتونم خیلی کارها بکنم، این حرف صرفا منو بیشتر ناراحت میکنه. به نظرت اینگونه صحبت کردن برای حل مشکلاتمون مناسبه؟

    آماده هستم تا صحبتهات رو بشنوم و نظرت رو درباره ایده ای که مطرح کردم، بدونم.»

    بعد از برقراری تماس و بیان این موارد، نتیجه رو اینجا اعلام کنین تا نظر همسرتون رو هم بدونیم. در صورت موافقتش، بیاین اینجا تا انتظاراتتون رو سروسامان بدیم. خب بعضیشون حساسیت بیشتری دارند و نحوه بیانشون خیلی مهمه
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94

  5. ارسال:44#
    نقل قول نوشته اصلی توسط محسن عزیزی نمایش پست ها
    سلام

    خواهش میکنم

    آفرین به شما که واقع بینانه ویژگی های مثبت همسرتون رو هم میتونید ببینید و بیانشون کنید

    منتظر تماس همسرتون برای بازگشت تون به خانه بمانید، یا اینکه خودتون تماسی رو با ایشون برقرار کنید(باتوجه به اینکه ایشون تماس گرفتند برای بازگشت شما)، و به ایشون این حرفها رو بزنید:

    «سلام همسرم. لطفا چند دقیقه به صحبتهای من گوش بده؛ قول میدم زیاد طولانی نباشه:

    مطمئنا ویژگیهای مثبت فراوانی در تو هست که منو امیدوار نگه میداره برای حفظ زندگی مشترکمون. یادم نمیره زمانهایی که برای من در منزل اسبابی فراهم میکردی( و می کنی) که زیاد دلتنگ نشم. یا اون اوایل که خودت منو میخواستی ببری منزلمون تا دلتنگی کمتر به سراغم بیاد؛ یا زمانهایی که دلخور بودم، سعی میکردی از دلم در بیاری. یا همه تلاشهایی که برای رفاه و آسایش خانواده ات انجام میدی. محبتی که نسبت به والدینت داری و موارد زیاد دیگه. اما میخوام اینو بگم که تو چند وقت اخیر به من فشارهایی وارد شد که مقداری از حد توانم فراتر بود.

    آمدن من به منزل پدری با هدف یک قهر ساده و بازگشت مجدد به خانه نبود، و اعتراضی موقت به وضعیت فعلی هم نبود. راستش، الان که بررسی می کنم می بینم ما با هم روزهای متفاوتی رو گذروندیم؛ برخی اوقات بسیار شیرین بود، برخی تلخ. الان که فکر میکنم می بینم من نباید همه مشکلاتم رو یک جا جمع می کردم تا اون روز به یک باره حرف طلاق رو پیش بکشم. من باید انتظاراتم رو به همسرم بگم و او بدونه حرف دل من چیه و من ازش چه دلخوری هایی دارم و چه انتظاراتی در زندگی مشترک. اینم میدونم که تو هم از من انتظاراتی داری و من خودم رو برای شنیدن این انتظارات آماده کرده ام. دوست دارم به خودمون یک فرصت دوباره بدیم و این بار روشهای جدیدی رو امتحان کنیم. مسائلمون رو به وقتش حل کنیم و درباره شون چاره جویی کنیم، تا اینکه بگذاریم روی هم جمع بشن. الانم که تماس گرفتم برای اینه که بگم من آمادگی دارم تا با هم انتظاراتمون رو مطرح کنیم و با توافقی دوطرفه، خودمون رو دست کم برای مدت شش ماه امتحان کنیم و ببینیم آیا میتونیم مسائلمون رو حل کنیم یا نه؟

    من انتظاراتم رو آماده کردم و به شکل مکتوب درآوردم. ازت میخوام تو هم این کار رو انجام بدی و هروقت انجام شد، به من خبر بدی تا بیام و با هم این نوشته ها رو بررسی کنیم. شاید برخی از انتظاراتم برات ناآشنا و جدید باشند، اما میخوام بدونی که اینها تو این مدت همراه من بودند، اما من سکوت کرده بودم، پس آماده شنیدن برخی مسائل که شاید برات چندان خوشایند نباشه هم باش. من هم خودم رو برای موارد اینچنینی از طرف تو آماده میکنم.

    میدونم از دست من دلخور هستی، اما وقتی بهم گفتی مهلت میدم برگردی و میدونی که میتونم خیلی کارها بکنم، این حرف صرفا منو بیشتر ناراحت میکنه. به نظرت اینگونه صحبت کردن برای حل مشکلاتمون مناسبه؟

    آماده هستم تا صحبتهات رو بشنوم و نظرت رو درباره ایده ای که مطرح کردم، بدونم.»

    بعد از برقراری تماس و بیان این موارد، نتیجه رو اینجا اعلام کنین تا نظر همسرتون رو هم بدونیم. در صورت موافقتش، بیاین اینجا تا انتظاراتتون رو سروسامان بدیم. خب بعضیشون حساسیت بیشتری دارند و نحوه بیانشون خیلی مهمه
    سلام
    اقای عزیزی بنده میدونم همسرم هنوز هم خودش رو مقصر تو این اتفاقات نمیدونه و فکر می کنه داره به من فرصت میده نه به زندگیمون. همسر بنده بارها سعی کرده منو از خودش دور کنه و وقتی دیده من تمایل به ادامه زندگی دارم و ابراز علاقه بهش کردم بیشتر این کارشو کرده تا من از بی احساسیش نسبت به خودم اذیت بشم. به خاطر این اخلاقش واقعا می ترسم اگه دوباره از طرف من تمایلی به ادامه زندگی با وجود فشارهایی که بهم آورده ببینه منو از خودش برونه و حرفهامو قبول نکنه. یعنی با سابقه ای که از شوهرم دارم میدونم احتمال خیلی زیاد جوابش در مقابل تماس من و گفتن حرف هایی که شما فرمودید اینه که دیگه دیر شده و میخواستی زودتر بفهمی و من امیدی به ادامه این زندگی نمیبینم.
    اقای عزیزی همسر من خیلی مغروره و در ضمن لجباز. اگه کاری رو نخواد نمیکنه. از این گذشته میدونم که تصورش راجع به این برخورد من اینه که چقدر زنم محتاج منه و هر کاری میکنمش بازم میخواد از دستم نده.
    به نظر شما ایا با تماس از طرف من و گفتن این مطالب همسرم احساس نمیکنه من عاجز شدم و بهش محتاجم و یا از مجبوری و ترس از طلاق دارم این حرفا رو میزنم؟ می ترسم با این حرف ها بیشتر ازم دور بشه و باز پاشو بکنه تو یک کفش که راهی جز طلاق نداریم و فایده نداره دیگه. اخه اون دفعه که اومد میخواست اشتی کنه ولی چیزی نگفت وقتی که دید من ناراحتم ازم دلخور شد و گفت من میخواستم بگم بریم سر زندگیمون ولی رفتار تورو که دیدم منصرف شدم و دیگه نمیخوام این زندگی رو.
    اقای عزیزی من از خورد شدنم نمیترسم بخدا الان از این می ترسم که با یک حرکت اشتباه زندگیمو بیشتر از این خراب کنم و دیگه پل های پشت سرمو خراب کنم.

  6. ارسال:45#
    محسن عزیزی آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط الهه ا نمایش پست ها
    سلام
    اقای عزیزی بنده میدونم همسرم هنوز هم خودش رو مقصر تو این اتفاقات نمیدونه و فکر می کنه داره به من فرصت میده نه به زندگیمون. همسر بنده بارها سعی کرده منو از خودش دور کنه و وقتی دیده من تمایل به ادامه زندگی دارم و ابراز علاقه بهش کردم بیشتر این کارشو کرده تا من از بی احساسیش نسبت به خودم اذیت بشم. به خاطر این اخلاقش واقعا می ترسم اگه دوباره از طرف من تمایلی به ادامه زندگی با وجود فشارهایی که بهم آورده ببینه منو از خودش برونه و حرفهامو قبول نکنه. یعنی با سابقه ای که از شوهرم دارم میدونم احتمال خیلی زیاد جوابش در مقابل تماس من و گفتن حرف هایی که شما فرمودید اینه که دیگه دیر شده و میخواستی زودتر بفهمی و من امیدی به ادامه این زندگی نمیبینم.
    اقای عزیزی همسر من خیلی مغروره و در ضمن لجباز. اگه کاری رو نخواد نمیکنه. از این گذشته میدونم که تصورش راجع به این برخورد من اینه که چقدر زنم محتاج منه و هر کاری میکنمش بازم میخواد از دستم نده.
    به نظر شما ایا با تماس از طرف من و گفتن این مطالب همسرم احساس نمیکنه من عاجز شدم و بهش محتاجم و یا از مجبوری و ترس از طلاق دارم این حرفا رو میزنم؟ می ترسم با این حرف ها بیشتر ازم دور بشه و باز پاشو بکنه تو یک کفش که راهی جز طلاق نداریم و فایده نداره دیگه. اخه اون دفعه که اومد میخواست اشتی کنه ولی چیزی نگفت وقتی که دید من ناراحتم ازم دلخور شد و گفت من میخواستم بگم بریم سر زندگیمون ولی رفتار تورو که دیدم منصرف شدم و دیگه نمیخوام این زندگی رو.
    اقای عزیزی من از خورد شدنم نمیترسم بخدا الان از این می ترسم که با یک حرکت اشتباه زندگیمو بیشتر از این خراب کنم و دیگه پل های پشت سرمو خراب کنم.
    سلام

    ابدا هدف این نیست که شما خودتون اصطلاحا کوچک کنید، یا به همسرتون بهانه داده بشه

    هدف اینه که مساله باز بشه و انتظارات بیان بشن و در یک مدت معین مورد آزمون و امتحان قرار بگیرند و بعد هم نتیجه مورد ارزیابی قرار بگیره. درواقع این یک مهلت جدید هست و نه چیز دیگر

    باید بین شما و همسرتون توافق نامه ای نوشته بشه که ظرف مدتی معین(مثلا شش ماه)، این کارها از جانب طرفین انجام بپذیره و هر دو طرف و حتی دو شاهد یا یک مشاور، با هم زیر توافق نامه رو امضا کنند. در این مدت هم باید دقت بشه که با توافق طرفین، رابطه جنسی کنترل شده باشه و روشهای پیشگیری با توافق طرفین به اجرا در بیاد.

    اگر با شناختی که از همسرتون دارید، تصور می کنید تماس شما مشکل آفرینه، مانعی نداره. صبر کنید تا همسرتون خودشون اقدام به برقراری تماس کنند، بعد شما باهاشون صحبت کنید. مگر اینکه شما همین حالا به این نتیجه رسیده باشید که ادامه این زندگی رو نمی خواهید که بحث دیگری است.
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94

  7. ارسال:46#
    نقل قول نوشته اصلی توسط محسن عزیزی نمایش پست ها
    سلام

    ابدا هدف این نیست که شما خودتون اصطلاحا کوچک کنید، یا به همسرتون بهانه داده بشه

    هدف اینه که مساله باز بشه و انتظارات بیان بشن و در یک مدت معین مورد آزمون و امتحان قرار بگیرند و بعد هم نتیجه مورد ارزیابی قرار بگیره. درواقع این یک مهلت جدید هست و نه چیز دیگر

    باید بین شما و همسرتون توافق نامه ای نوشته بشه که ظرف مدتی معین(مثلا شش ماه)، این کارها از جانب طرفین انجام بپذیره و هر دو طرف و حتی دو شاهد یا یک مشاور، با هم زیر توافق نامه رو امضا کنند. در این مدت هم باید دقت بشه که با توافق طرفین، رابطه جنسی کنترل شده باشه و روشهای پیشگیری با توافق طرفین به اجرا در بیاد.

    اگر با شناختی که از همسرتون دارید، تصور می کنید تماس شما مشکل آفرینه، مانعی نداره. صبر کنید تا همسرتون خودشون اقدام به برقراری تماس کنند، بعد شما باهاشون صحبت کنید. مگر اینکه شما همین حالا به این نتیجه رسیده باشید که ادامه این زندگی رو نمی خواهید که بحث دیگری است.
    بله متوجه فرمایش شما هستم
    با شناختی که از همسرم دارم فکر میکنم بهتر باشه صبر کنم تا خودش دوباره تماس بگیره یا بیاد اینجا. از اخرین تماسی که با من داشت 2 روز میگذره و اونم با دلخوری و اتمام حجت بود. دیگه خبری ازش نشده. منتظر میمونم تا یک خبری ازش بشه و بعد مواردی رو که فرمودید باهاش در میون میذارم.
    اقای عزیزی با تمام این اتفاقاتی که افتاده من دوست ندارم زندگیمو بهم بزنم. خیلی روحیم تخریب شده ولی با توجه به اینکه هنوز به هم علاقه داریم فکر میکنم تبعات جدایی خیلی بیشتر از ادامه زندگی باشه. حداقل دلم میخواد دوباره تلاشمون رو برای بهبود زندگیمون بکنیم تا خدایی نکرده در صورت جدایی دلمون نسوزه که به خاطر خودخواهی ها و غرورمون زندگیمون رو از دست دادیم.
    از راهنماییتون سپاسگزارم

  8. ارسال:47#
    محسن عزیزی آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط الهه ا نمایش پست ها
    بله متوجه فرمایش شما هستم
    با شناختی که از همسرم دارم فکر میکنم بهتر باشه صبر کنم تا خودش دوباره تماس بگیره یا بیاد اینجا. از اخرین تماسی که با من داشت 2 روز میگذره و اونم با دلخوری و اتمام حجت بود. دیگه خبری ازش نشده. منتظر میمونم تا یک خبری ازش بشه و بعد مواردی رو که فرمودید باهاش در میون میذارم.
    اقای عزیزی با تمام این اتفاقاتی که افتاده من دوست ندارم زندگیمو بهم بزنم. خیلی روحیم تخریب شده ولی با توجه به اینکه هنوز به هم علاقه داریم فکر میکنم تبعات جدایی خیلی بیشتر از ادامه زندگی باشه. حداقل دلم میخواد دوباره تلاشمون رو برای بهبود زندگیمون بکنیم تا خدایی نکرده در صورت جدایی دلمون نسوزه که به خاطر خودخواهی ها و غرورمون زندگیمون رو از دست دادیم.
    از راهنماییتون سپاسگزارم
    بسیارخوب

    پس اگر تماس گرفت و لحنش مناسب نبود، او رو به آرامش دعوت کنید و خودتونم آرامشتون رو حفظ کنین و صحبتها رو مطرح کنین
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94

  9. اصرار زیاد شوهرم به طلاق  سپاس شده توسط A@92

  10. ارسال:48#
    نقل قول نوشته اصلی توسط محسن عزیزی نمایش پست ها
    بسیارخوب

    پس اگر تماس گرفت و لحنش مناسب نبود، او رو به آرامش دعوت کنید و خودتونم آرامشتون رو حفظ کنین و صحبتها رو مطرح کنین
    بله حتما همین کار رو میکنم. همین که با همسرم صحبت کردم شما رو در جریان قرار میدم. توکل به خدا

    نقل قول نوشته اصلی توسط محسن عزیزی نمایش پست ها
    بسیارخوب

    پس اگر تماس گرفت و لحنش مناسب نبود، او رو به آرامش دعوت کنید و خودتونم آرامشتون رو حفظ کنین و صحبتها رو مطرح کنین
    با سلام
    اقای عزیزی تو این دو روز از همسرم هیچ خبری نشد. با اینکه اخر هفته بود و میتونست بیاد اینجا ولی نیومد. به دلایلی که براتون قبلا گفتم منم تماسی باهاش نداشتم تا مطالبی رو که فرمودید بهش بگم. فکر میکنم از اخرین تماسی که با هم داشتیم امیدش رو از دست داده و دیگه امیدی به حرکت دوباره نداره. اخه میخواست با تهدید من به خونه برگردم و منم قبول نکردم.
    موضوع دیگه ای هم هست که من تو این چند روز متوجه اون شدم. فهمیدم که همسرم چندین بار سعی کرده که به خواهرم نزدیک بشه ولی خواهرم نذاشته. الان که دارم این حرفو میزنم دست و دلم میلرزه. واقعا نمیدونم چرا به خودش چنین اجازه ای داده. خواهر من متاهله. برای خودش شخصیت و غروری داره. از اون گذشته اصلا دختر سبکی نیست که بخواد از حد و حدود خودش تجاوز کنه ولی متاسفانه همسر من اصلا متوجه رفتارش نیست. حالا که از این قضیه مطمئن شدم دلیل خیلی رفتارهای دیگش رو هم فهمیدم. خیلی وقتا همش اصرار می کرد که میخوایم بریم مشهد به خواهرت بگو با ما بیاد که تو تو خونه تنها نباشی. حتی متوجه شدم تو خونه خودم هم وقتی من حواسم نبوده سعی میکرده به خواهرم دست درازی کنه و خواهرم حالا که متوجه اختلافمون شده اینارو برای من تعریف کرد.
    این مساله خیلی منو عذاب میده. تا حالا مشکل من بیشتر غرور و یک دندگی شوهرم بود ولی حالا می بینم مشکلی داره که به این راحتی ها قابل حل نیست و حتی مطمئنم زیر بار هم نمیره که اصلا همچین چیزی بوده چه برسه بخواد حلش کنه.
    اقای عزیزی من واقعا دوست دارم زندگیمو حفظ کنم ولی نمیدونم اصلا این مساله حل شدنی هست؟ با سابقه ای که از تلفن های مشکوک همسرم و چت های طولانی مدتش دارم چطور میتونم دوباره بهش اعتماد کنم؟ با توجه به اینکه همسرم حتی پذیرش این موضوع رو هم نداره که این کارس ایا تلاش من فایده ای هم داره؟
    خواهش میکنم راهنماییم کنید. خیلی دارم عذاب میکشم
    ویرایش توسط سجاد صالحی : 2014_03_11 در ساعت 23:17 دلیل: ترکیب پست های متوالی

  11. اصرار زیاد شوهرم به طلاق  سپاس شده توسط A@92

  12. ارسال:49#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام الهه خانم

    حقیقت اینه که باید راجع به این مساله مهم، ابتدا موضع خودتون رو روشن کنید.

    یعنی اینکه حدّ تحمل شما در خصوص مساله خیانت چقدر هست؟

    مرز حریمی که از دید شما همسرتون باید نگه داره رو روشن کنید.

    دوم اینکه آیا در صورتی که متوجه بشید حدستون درسته، یا براتون اثبات بشه، آیا راه بازگشتی برای همسرتون متصور هست یا نه؟

    هدفم از پرسیدن این پرسشها، دانستن موضع شما نسبت به این مساله هست.

    اینکه نوشتید سعی کرده به خواهرتون نزدیک بشه رو خواهرتون به شکل روشن توضیح دادند؟
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94

  13. اصرار زیاد شوهرم به طلاق  سپاس شده توسط A@92

  14. ارسال:50#
    [quote=محسن عزیزی;39657]سلام الهه خانم

    حقیقت اینه که باید راجع به این مساله مهم، ابتدا موضع خودتون رو روشن کنید.

    یعنی اینکه حدّ تحمل شما در خصوص مساله خیانت چقدر هست؟

    مرز حریمی که از دید شما همسرتون باید نگه داره رو روشن کنید.

    دوم اینکه آیا در صورتی که متوجه بشید حدستون درسته، یا براتون اثبات بشه، آیا راه بازگشتی برای همسرتون متصور هست یا نه؟

    هدفم از پرسیدن این پرسشها، دانستن موضع شما نسبت به این مساله هست.

    اینکه نوشتید سعی کرده به خواهرتون نزدیک بشه رو خواهرتون به شکل روشن توضیح دادند؟[/quote
    من اگه بدونم دیگه تکرارش نمیکنه میگذرم و به زندگیم ادامه میدم. برای من گذشته ها گذشته. البته اگه از طرف همسرم ندامت و پشیمانی ببینم و همسرم اشتباهش رو قبول کنه.
    حریمی که من میخوام در همین حده که به خودش اجازه نده از حس اعتماد من سوء استفاده کنه و تا یک زن رو تو جمعی دید که بهش احترام میذاره زمام افسارش رو از دست بده.
    اگه همسرم اونقدر شهامت داشته باشه که صادقانه خطاهاش رو با من در میون بذاره و علتش رو برام توضیح بده بهش کمک می کنم تا با هم مساله رو حل کنیم. حتی اگه احساس میکنه من براش کم گذاشتم ازم بخواد تا خودم رو اصلاح کنم.
    این رو از ته دلم میگم. ولی مشکل ما اینه که همسرم از همون اوایل ازدواجمون اهل پنهان کردن بود و حتی اگه خطایی رو هم مرتکب میشد نمیپذیرفت. الان هم همینطوره. حتی الان هم که میخواد من برگردم به خونه با اینکه میدونه خودش ازم خواسته از زندگیش برم بیرون حاضر نیست به زبون بیاره که خودم خواستم حالام معذرت بخواد و از دلم دربیاره. انتظار داره خودم برگردم که یک وقت به غرورش برنخوره.

    نقل قول نوشته اصلی توسط محسن عزیزی نمایش پست ها
    سلام الهه خانم

    حقیقت اینه که باید راجع به این مساله مهم، ابتدا موضع خودتون رو روشن کنید.

    یعنی اینکه حدّ تحمل شما در خصوص مساله خیانت چقدر هست؟

    مرز حریمی که از دید شما همسرتون باید نگه داره رو روشن کنید.

    دوم اینکه آیا در صورتی که متوجه بشید حدستون درسته، یا براتون اثبات بشه، آیا راه بازگشتی برای همسرتون متصور هست یا نه؟

    هدفم از پرسیدن این پرسشها، دانستن موضع شما نسبت به این مساله هست.

    اینکه نوشتید سعی کرده به خواهرتون نزدیک بشه رو خواهرتون به شکل روشن توضیح دادند؟
    بله خواهرم کاملا روشن مسئله رو برای من توضیح دادن. حتی وقتی تعریف کرد من به احساس خودم در این باره هم مطمئن شدم چون تو اون موقعیت حس ششم خودم هم بهم گفت که یک اتفاقی افتاده ولی من به خودم اجازه ندادم راجع به همسرم فکر اشتباه کنم. وقتی خواهرم گفت انگار میدونستم چی میخواد بگه. و برام غیر منتظره نبود. حتی خودم یک بار دیدم که همسرم دست تو موهای خواهرم کشید و من فکر کردم یک لحظه متوجه کارش نبوده و وقتی به خودش اومده دستش رو کشیده. حتی اون موقع هم من به خودم اجازه فکر اشتباه نکردم و با خودم گفتم شاید احساس صمیمیت و راحتی میکنه. در صورتی که اصلا توجیه درستی نیست.
    ویرایش توسط سجاد صالحی : 2014_03_11 در ساعت 23:15 دلیل: ترکیب پست های متوالی

  15. اصرار زیاد شوهرم به طلاق  سپاس شده توسط A@92

صفحه‌ها (7): صفحه 5 از 7 نخستنخست ... 34567 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •