تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




اصرار زیاد شوهرم به طلاق زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:الهه ا
آخرین ارسال:محسن عزیزی
پاسخ ها 68

صفحه‌ها (7): صفحه 6 از 7 نخستنخست ... 4567 آخرینآخرین

اصرار زیاد شوهرم به طلاق

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:51#
    محسن عزیزی آواتار ها
    بسیارخوب

    ممنونم

    پس با خواهرتون صحبت کنید و بهشون بگید در صورتی که همسرتون خواستن نزدیک بشن، ایشون رو تهدید کنه که با شوهرش در میون میگذاره

    اجازه بدید همسرتون خودشون بیان سمتتون و تماس برقرار کنند. اگر دیر شد، و خودتون خواستید اقدامی انجام بدید، میتونید با یک پیامک بهشون بگید که توقع نداشته باش کسی رو که بیرون کردی، خودش با پای خودش بیاد سمتت.

    اگر زمینه صحبت رو در رو فراهم شد، اونوقت در رابطه با مسائلی که مطرح کردید و همینطور انتظاراتتون و شیوه بیانش صحبت می کنیم.
    ویرایش توسط محسن عزیزی : 2014_03_08 در ساعت 00:56
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94

  2. اصرار زیاد شوهرم به طلاق  سپاس شده توسط A@92

  3. ارسال:52#
    نقل قول نوشته اصلی توسط محسن عزیزی نمایش پست ها
    بسیارخوب

    ممنونم

    پس با خواهرتون صحبت کنید و بهشون بگید در صورتی که همسرتون خواستن نزدیک بشن، ایشون رو تهدید کنه که با شوهرش در میون میگذاره

    اجازه بدید همسرتون خودشون بیان سمتتون و تماس برقرار کنند. اگر دیر شد، و خودتون خواستید اقدامی انجام بدید، میتونید با یک پیامک بهشون بگید که توقع نداشته باش کسی رو که بیرون کردی، خودش با پای خودش بیاد سمتت.
    از وقتی که این مسائل پیش اومده خواهرم دیگه نمیومد خونه ما بمونه. وقتی هم که ما خونه پدرم میومدیم با شوهرش میومد و با ایشون هم برمیگشت. حتی بیشتر از قبل حواسش به حجابش هست. خواهرم اینقدر از شوهر من ترسیده شده که میگه هر وقت ما میومدیم خونه پدرم با دیدن شوهر من دست و پای خواهرم از ترس ابرو میلرزیده. چون میگه اصلا متوجه موقعیتش نیست و شده وقتی بقیه هم بودن حواسش به خواهرم بوده. اقای عزیزی خواهرم خیلی حواسش جمعه. حتی خودم بارها دیدم که به همسرم اخم کرده که حدش رو بدونه. واسه اینکه ابرو ریزی هم نشه تا حالا به هیچ کس چیزی نگفته. الان هم من میترسم چیزی در این مورد به همسرم بگم هسرم ابروریزی کنه و دعوای ناموسی بشه. الان به جز من و مادرم هیچ کس از این قضیه خبر نداره.
    در مورد تماس هم منم نظرم همینه. منتظرم تا خودش بیاد جلو. الان تقریبا یک هفتس که خبری ازش نشده.

  4. اصرار زیاد شوهرم به طلاق  سپاس شده توسط A@92

  5. ارسال:53#
    محسن عزیزی آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط الهه ا نمایش پست ها
    از وقتی که این مسائل پیش اومده خواهرم دیگه نمیومد خونه ما بمونه. وقتی هم که ما خونه پدرم میومدیم با شوهرش میومد و با ایشون هم برمیگشت. حتی بیشتر از قبل حواسش به حجابش هست. خواهرم اینقدر از شوهر من ترسیده شده که میگه هر وقت ما میومدیم خونه پدرم با دیدن شوهر من دست و پای خواهرم از ترس ابرو میلرزیده. چون میگه اصلا متوجه موقعیتش نیست و شده وقتی بقیه هم بودن حواسش به خواهرم بوده. اقای عزیزی خواهرم خیلی حواسش جمعه. حتی خودم بارها دیدم که به همسرم اخم کرده که حدش رو بدونه. واسه اینکه ابرو ریزی هم نشه تا حالا به هیچ کس چیزی نگفته. الان هم من میترسم چیزی در این مورد به همسرم بگم هسرم ابروریزی کنه و دعوای ناموسی بشه. الان به جز من و مادرم هیچ کس از این قضیه خبر نداره.
    در مورد تماس هم منم نظرم همینه. منتظرم تا خودش بیاد جلو. الان تقریبا یک هفتس که خبری ازش نشده.
    اینکه خواهرتون رعایت می کنند، خیلی خوبه. تهدیدی که گفتم، جنبه پیشگیرانه داره

    باشه پس منتظر خبر شما هستیم.
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94

  6. اصرار زیاد شوهرم به طلاق  سپاس شده توسط A@92

  7. ارسال:54#
    نقل قول نوشته اصلی توسط محسن عزیزی نمایش پست ها
    اینکه خواهرتون رعایت می کنند، خیلی خوبه. تهدیدی که گفتم، جنبه پیشگیرانه داره

    باشه پس منتظر خبر شما هستیم.
    ببخشید یک سوال دیگه دارم
    اگه همسرم تماسی گرفت به نظر شما اون مطالبی رو که فرمودید بگم؟ با توجه به اینکه همسرم ادم مغرور و لجبازی هست و اشتباهاتش رو قبول نمیکنه ایا میتونم به حل مساله امیدوار باشم؟ من چه عکس العملی در مقابل این قضیه داشته باشم تا همسرم جبهه نگیره و خطاش رو بپذیره و برام دلیلش رو با صداقت توضیح بده؟

  8. اصرار زیاد شوهرم به طلاق  سپاس شده توسط A@92

  9. ارسال:55#
    محسن عزیزی آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط الهه ا نمایش پست ها
    ببخشید یک سوال دیگه دارم
    اگه همسرم تماسی گرفت به نظر شما اون مطالبی رو که فرمودید بگم؟ با توجه به اینکه همسرم ادم مغرور و لجبازی هست و اشتباهاتش رو قبول نمیکنه ایا میتونم به حل مساله امیدوار باشم؟ من چه عکس العملی در مقابل این قضیه داشته باشم تا همسرم جبهه نگیره و خطاش رو بپذیره و برام دلیلش رو با صداقت توضیح بده؟
    بله بهشون بگید. توی اون صحبتها، حرف مستقیمی از اشتباهات زده نمیشه

    صرفا آماده سازی ذهن همسرتون برای شنیدن مشکلات و حل مسائل هست. اگر همسرتون نخوان هیچ اقدامی برای حل مساله نشون بدن، خب قضیه متفاوت میشه
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94

  10. اصرار زیاد شوهرم به طلاق  سپاس شده توسط A@92

  11. ارسال:56#
    نقل قول نوشته اصلی توسط محسن عزیزی نمایش پست ها
    بله بهشون بگید. توی اون صحبتها، حرف مستقیمی از اشتباهات زده نمیشه

    صرفا آماده سازی ذهن همسرتون برای شنیدن مشکلات و حل مسائل هست. اگر همسرتون نخوان هیچ اقدامی برای حل مساله نشون بدن، خب قضیه متفاوت میشه
    از راهنماییتون ممنونم
    واقعا نمیدونم چطور ازتون تشکر کنم
    منتظر میشم

    نقل قول نوشته اصلی توسط محسن عزیزی نمایش پست ها
    بسیارخوب

    ممنونم

    پس با خواهرتون صحبت کنید و بهشون بگید در صورتی که همسرتون خواستن نزدیک بشن، ایشون رو تهدید کنه که با شوهرش در میون میگذاره

    اجازه بدید همسرتون خودشون بیان سمتتون و تماس برقرار کنند. اگر دیر شد، و خودتون خواستید اقدامی انجام بدید، میتونید با یک پیامک بهشون بگید که توقع نداشته باش کسی رو که بیرون کردی، خودش با پای خودش بیاد سمتت.

    اگر زمینه صحبت رو در رو فراهم شد، اونوقت در رابطه با مسائلی که مطرح کردید و همینطور انتظاراتتون و شیوه بیانش صحبت می کنیم.
    با سلام
    اقای عزیزی چند روزیه منتظر تماس از طرف همسرم موندم. ولی متاسفانه همسر من اینقدر مغرور و لجبازه که حاضر نشد دوباره قدم برداره و حتی تماسی با من نداشت. من هم با ایشون تماسی برقرار نکردم. با شناختی که از همسرم دارم میدونم میخواد با سکوتش من رو ازار بده و کاری کنه که من خودم برم جلو و بعدش هم باز منو متهم کنه. دیشب دیگه طاقتم نیومد و اون پیامکی که شما فرمودید رو براش فرستادم: توقع نداشته باش کسی رو که خودت بیرون کردی خودش با پای خودش بیاد سمتت. صبح که بیدار شدم دیدم جواب داده: توقع ندارم.
    حالا به نظر شما من باید چکار کنم؟ شوهر من خیلی سرسخته. اصلا حاضر نیست قبول کنه که اونم اشتباه کرده و به خاطر زندگیمون اشتباهات خودشم رو قبول کنه و عذر بخواد. نمیدونم واقعا دوری من اینقدر براش اسونه که الان 10 روزه هیچ خبری ازش نشده و حاضر هم نیست با خوبی و خوشی قضیه رو تموم کنه.
    به نظر شما ایا درسته که از طریق ایمیل اون متنی رو که فرمودید براش بفرستم؟ ایا این کار باعث نمیشه بیشتر مغرور بشه و با خودش تصور کنه: چون فهمیده تقصیر خودش بوده داره پیشنهاد یک فرصت دیگه رو میده؟
    یا اینکه همچنان صبر کنم ببینم چی پیش میاد.
    واقعا دیگه از دست خودخواهی ها و اذیت و ازارهاش خسته شدم. از طرفی خودم رو برای همه جور تلاش برای درست کردن زندگیمون اماده میکنم از طرف دیگه می بینم هرطور دوست داره با من رفتار میکنه. انگار رضایت من براش هیچ اهمیتی نداره و خودش به تنهایی هر تصمیمی دلش میخواد برای زندگیمون میگیره وعملیش میکنه.
    تو این شرایط با ادمی که از روی خودخواهی داره زندگیمون رو نابود می کنه چکاری از دست من برمیاد؟ چشماشو به روی همه چی بسته. انگار من تا حالا براش هیچ کاری نکردم که ارزش یک معذرت خواهی کوچکم ندارم.
    ویرایش توسط سجاد صالحی : 2014_03_11 در ساعت 23:14 دلیل: ترکیب پست های متوالی

  12. اصرار زیاد شوهرم به طلاق  سپاس شده توسط A@92

  13. ارسال:57#
    سلام.
    گذر زمان همه مشکلات رو حل میکنه! چیزی که در حال حاظر بهش نیاز هست آرامش درونیه....
    بهتون تبریک میگم....
    درخواست همسرتون برای برگشتن علامت خوبی هست...

    پیشنهاد میکنم منتظر باشین تا دکتر عزیزی راهنماییتون بکنن ولی این مساله یادتون باشه که هیچگاه قهر نکنین..
    در خیلی از موارد حق با شماست ولی قهر کردن بزرگترین اشتباه زنها در مشاجره هاست...

    چیزی که مسلمه اینه که شما حتی شده به عنوان آخرین فرصت و تلاش برای بهبودی روابط به خونه و زندگیتون برگردید. با این تفاوت که برگشتن شما باید به حکم یک فرصت دوباره برای همسرتون باشه و ایشون تلاش بکنن تا تغییرات لازم رو در رفتار و گفتارشون اعمال کنن و برگشت شما رو شانس دوباره خودش بدونن... ولی غرور همسرتون فعلا این اجازه رو نمیده تا از شما درخواست فرصت رو بکنن....

    تنها راه حلی که به ذهن من خطور میکنه اینه که شما نباید خودسرانه برگردید؛ این کار باید با واسطه انجام بشه...
    بزرگترها در این مورد باید وارد عمل بشن...
    خود شما چه فکری در این مورد دارین؟

  14. اصرار زیاد شوهرم به طلاق  سپاس شده توسط طباطبایی

  15. ارسال:58#
    نقل قول نوشته اصلی توسط سجاد صالحی نمایش پست ها
    سلام.
    گذر زمان همه مشکلات رو حل میکنه! چیزی که در حال حاظر بهش نیاز هست آرامش درونیه....
    بهتون تبریک میگم....
    درخواست همسرتون برای برگشتن علامت خوبی هست...

    پیشنهاد میکنم منتظر باشین تا دکتر عزیزی راهنماییتون بکنن ولی این مساله یادتون باشه که هیچگاه قهر نکنین..
    در خیلی از موارد حق با شماست ولی قهر کردن بزرگترین اشتباه زنها در مشاجره هاست...

    چیزی که مسلمه اینه که شما حتی شده به عنوان آخرین فرصت و تلاش برای بهبودی روابط به خونه و زندگیتون برگردید. با این تفاوت که برگشتن شما باید به حکم یک فرصت دوباره برای همسرتون باشه و ایشون تلاش بکنن تا تغییرات لازم رو در رفتار و گفتارشون اعمال کنن و برگشت شما رو شانس دوباره خودش بدونن... ولی غرور همسرتون فعلا این اجازه رو نمیده تا از شما درخواست فرصت رو بکنن....

    تنها راه حلی که به ذهن من خطور میکنه اینه که شما نباید خودسرانه برگردید؛ این کار باید با واسطه انجام بشه...
    بزرگترها در این مورد باید وارد عمل بشن...
    خود شما چه فکری در این مورد دارین؟
    با سلام
    اقای صالحی عزیز خیلی ممنون و متشکرم که راهنمایی های مفیدتون رو از من دریغ نکردین.
    اینکه بزرگترها وارد عمل بشن از نظر من که به حرفاشون احترام میذارم کار درستیه ولی با شناختی که از همسرم دارم و میدونم فقط خودشو قبول داره، فکر نمیکنم این باعث بشه همسرم اقدامی بکنه. اخه زمانی هم که پدرم با همسرم صحبت کرد با توجه به اینکه همسرم از پدرم روش میخواست و خجالت کشید، به پدرم چیزی نگفت ولی بعد در خلوت به من گفت من تصمیمم برای جدایی جدی بود ولی با حرفای بابات دودل شدم از طرفی هم نمیخوام به خاطر حرف های بقیه برای زندگیمون تصمیمی بگیریم. میدونید همسرم جلو بقیه طوری رفتار میکنه که انگار خیلی باگذشته و به بزرگترها احترام میذاره در حالیکه وقتی من تنها هستم جلو من طور دیگه ای حرف میزنه و ته دل منو خالی میکنه. واسه همین من نمیدونم کدوم حرفش رو باور کنم.
    از پدر و مادر خودش هم زیاد حساب نمیبره.
    از طرفی پدر و مادر من هم اینقدر به همسرم بدبین شدن که فقط میگن در صورتی که بیاد و ابراز پشیمانی بکنه شاید بزاریم برگردی خونه و اصلا ممکن نیست دوباره پا درمیونی بکنن. اخه یک بار بابام این کار رو کرد و جواب همسرم بی توجهی و زدن حرف های خودش به من و اذیت و ازار زبانی من بود.
    از فامیل هم کسی هنوز از چیزی خبر نداره. تنها امیدم فقط به اینه که چون نوروز نزدیکه و پدر و مادر همسرم هم به ابروشون جلو فامیلاشون اهمیت میدن شاید باز دوباره مادرشوهرم با شوهرم صحبت کنه و راضیش کنه که پا پیش بذاره.
    دلم میخواد یک جوری به همسرم بفهمونم که داره با غرور بیجاش و منم منم کردناش زندگیمون رو نابود میکنه. دلم میخواد یک روز بالاخره از این خواب بیدار بشه و درست دورو برشو نگاه کنه و ببینه تو زندگی فقط خودش نیست. بقیه هم هستن و حقی دارن.
    بازم از راهنمایی های خوبتون متشکرم
    خیلی اروم تر شدم
    اقای صالحی عزیز من نمیخوام همسرم به خاطر پا درمیونی بقیه بیاد جلو چون میدونم باز همون رفتارش رو تکرار میکنه و حتی اینطور وانمود می کنه که هنوز منو نبخشیده و به خاطر بقیه بوده. میخوام اگه دوباره میرم سر زندگیم اونم واقعا بخواد و تلاشش رو برای بهبود رابطمون بکنه و دوباره خدایی نکرده تلافی ناراحتی های احتمالی رو سر من در نیاره.
    میدونید همسرم تا چیزی رو خودش نخواد بهش دل نمیده و منم نمیخوام اینطوری زندگیم رو ادامه بدم چون میدونم چیزی که حل نمیشه بلکه خود همسرم مسائل جدیدی رو هم پیش میکشه و به سرم همیشه این منت رو میذاره که من نمیخواستم به خاطر بقیه دارم تحملت میکنم.
    باور کنید تو این 3-4 ماه بارها به من گفته که من نمیخوام تحملت کنم دیگه. و حتی اون دفعه که از من خواست برگردم با پیامک منو تهدید کرد و گفت یا میای سر خونه زندگیت یا میریم دادگاه. دفعه بعد هم که باز خواست برم روز قبل به من زنگ زد گفت حالا که اونجا ارامش داری میذارم خونه بابات همیشه بمونی. فرداش هم اومد خونه پدرم و گفت بهت یک فرصت دیگه میدم تا 5 شنبه اگه نیای من خیلی کارها از دستم برمیاد ها خودت میدونی. منم دیگه طاقت نیاوردم و گفتم خوب بکن من که جلوتو نگرفتم. احساس میکنم هرچه من کوتاه میام و در مقابل حرفاش چیزی نمیگم پررو تر میشه و میخواد طوری وانمود کنه که اون داره به من یک فرصت میده و خطایی از طرف خودش سر نزده.
    از اخرین دفعه که جوابش رو دادم دیگه ازش خبری نشده.

    ویرایش توسط سجاد صالحی : 2014_03_11 در ساعت 23:03 دلیل: ترکیب پست های متوالی

  16. اصرار زیاد شوهرم به طلاق  سپاس شده توسط aram,سجاد صالحی

  17. ارسال:59#
    نقل قول نوشته اصلی توسط محسن عزیزی نمایش پست ها
    بسیارخوب

    ممنونم

    پس با خواهرتون صحبت کنید و بهشون بگید در صورتی که همسرتون خواستن نزدیک بشن، ایشون رو تهدید کنه که با شوهرش در میون میگذاره

    اجازه بدید همسرتون خودشون بیان سمتتون و تماس برقرار کنند. اگر دیر شد، و خودتون خواستید اقدامی انجام بدید، میتونید با یک پیامک بهشون بگید که توقع نداشته باش کسی رو که بیرون کردی، خودش با پای خودش بیاد سمتت.

    اگر زمینه صحبت رو در رو فراهم شد، اونوقت در رابطه با مسائلی که مطرح کردید و همینطور انتظاراتتون و شیوه بیانش صحبت می کنیم.
    با سلام
    اقای عزیزی تو این مدت بنده سعی کردم مقالات زیادی رو که به شرایط من نزدیک بودن بخونم بلکه یه راهی برای حل مشکلاتم پیدا کنم.
    متاسفانه تو این جستجوها به چیزای جدیدی پی بردم که واقعا خودم هم موندم میشه بهشون اعتماد کرد یا اینکه این موارد قطعی نیست و میشه به خودم امیدواری بدم که در مورد همسر من اینطور نبوده.
    اقای عزیزی طی مقاله ای که راجع به مردان سوء استفاده گر خوندم متوجه شدم همسرم به جز یکی دو مورد همه علائم یک مرد سوء استفاده گر رو داره. واقعا دوست ندارم این رو باور کنم و برام خیلی سخته که بپذیرم ولی میبینم که من قربانی سوء استفاده همسرم شدم.
    از علائمی که بیان شده بود و همسرم هم این ویژگی هارو دارن عبارتند از حسادت و حس تملک (همیشه به روش بازجویی ازم میپرسه که با کی و کجا بودم)، کنترل، حس برتری (همیشه حق رو با خودش میدونه)،سعی میکنه تقصیرهارو گردن من بندازه، حرفاش با عملش نمیخونه، با خودداری از صمیمیت احساسی و جنسی سعی میکنه منو تنبیه کنه، مشکلات خودش رو نمیپذیره و گردن من میندازه و احساس نمیکنه که نیاز به کمک گرفتن از بقیه داره، بی احترامی به خانم ها.
    اقای عزیزی اون طور که متوجه شدم چنین رفتاری به این راحتی ها قابل اصلاح نیست و نیاز به یک درمان طولانی مدت داره اونم اگه همسرم بپذیره مشکل داره و بخواد حل بشه و به پزشک مراجعه کنه. نظر شما در این باره برام خیلی ارزشمنده. میشه راهنماییم کنید؟ ایا میشه به این راحتی ها با این مساله کنار اومد یا بیخود خودم رو امیدوار نکنم؟
    یک موضوع دیگه هم متوجه شدم اینکه همسرم علائم اختلال پارانوئید رو داره. البته چند مورد از علائم رو در همسرم دیدم نه همه اش رو.
    با این اوصاف به نظر شما من خیلی بدبین شدم یا اینکه تازه دارم متوجه حقایق دورو برم میشم؟ اصلا این کنکاش و جستجوی هر روزه من کار درستیه یا باید فعلا نسبت به این مسائل بیخیال باشم و اگه شرایطش فراهم شد یک فرصت دیگه به زندگیم بدم؟
    صرف نظر از این مواردی که گفتم من واقعا دوست داشتم برای زندگیمون دوباره تلاشم رو بکنم ولی با این چیزایی که فهمیدم خیلی دلسرد شدم. الان هم 10-12 روزه که از همسرم هیچ خبری نشده و پاسخ پیامم رو هم که اونطوری داد، واقعا نمیدونم باید چکار کنم؟
    بی صبرانه منتظر راهنماییهای ارزشمندتون هستم.
    کمکم کنید.

  18. اصرار زیاد شوهرم به طلاق  سپاس شده توسط A@92

  19. ارسال:60#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام

    مقالات اینترنتی منبع مناسبی برای تشخیص مشکلات اینچنینی نیستند.

    برای تشخیص اختلالی چون پارانویا، چندین متخصص باید بررسی حضوری و مستمر و دقیق و عالمانه داشته باشند، تا بتوانند نظرشان را اعلام کنند؛ چطور ممکنه با مطالعه یک یا چند مطلب، چنین تشخیصهایی رو داد؟!

    پس، نخستین کاری که لازمه انجام بدید، کاهش حساسیتتون نسبت به اینگونه مطالب، و بلکه در این شرایط، مطالعه نکردن آنهاست؛ چرا که در زمانی که همسرتون حضور ندارند، قضاوت شما هم جنبه واقع بینانه اش رو از دست میده و خُلق منفی شما حتی بر حافظه شما تاثیر می گذاره. یعنی اینکه حالات روانی و هیجانی منفی کنونی شما، منجر به این میشه که آن خاطراتی رو از حافظه فراخوانی کنید که منفی هستند.

    پس، نه ملاک تشخیص مشکلات اینترنت هست، و نه حالت خُلقی منفی زمان مناسبی برای قضاوت. بنابراین، جستجو در موارد منفی، اون هم در این شرایط برای شما ممنوع هست! اگر خواستید جستجو کنید، موارد مثبت کمک کننده به بهبود رابطه رو مطالعه نمایید.

    همانطور که آقای صالحی عزیز هم اشاره کردند، قهر کردن آن هم بدین شکل که به منزل پدری برید، روش مناسبی نیست و این تجربه ای برای آینده باید باشه.

    درز کردن مسائل به خانواده ها هم مساله دیگری هست که باید مراقبش باشید. نگذارید کسی از فامیل متوجه این مسائل بشه و مستقلانه سعی کنید مسائلتون رو با همسرتون حل و فصل کنید.

    شما در شرایط فعلی، ابتدا نیازمند آرامش خودتان هستید. دعا و نیایش، ورزش، و به طور کلی انجام هر کاری که شما را آرام تر می کند، در این مرحله مفید هست. در مقابل، هر کاری که منجر به افزایش تنش و خلق منفی شما میشه رو کنار بگذارید، مثل همین جستجوهای اینترنتی درباره نقاط منفی

    مرحله بعدی اینه که زمینه برای بازگشت شما به منزلتون فراهم بشه. این بازگشت نه به معنای تسلیم شدن شما، که به معنای بررسی اوضاع و احوال زندگی تون برای ادامه دادن یا ندادن زندگی مشترک هست.

    غرور همسرتون از یک طرف، و توقعات شما مبنی بر اینکه ایشون بیاد و رسما عذرخواهی کنه از طرف دیگر، مانعی برای تحقق این امر شده. همانطور که در پستهای قبلی گفته بودم، زمانی که همسرتون به دنبالتون اومد، نباید غرورش شکسته می شد. گرچه به قول شما ایشون طوری وانمود کرده بود که گویی داره به شما فرصتی دوباره میده، اما صرف آمدنش یک گام مثبت بود و باید بهتر باهاش برخورد می شد. شما میتونستید همراهش برگردید، و تدریجا درباره مسائلتون چاره اندیشی کنید.

    در شرایط فعلی، شما می توانید با پدر و مادرتون صحبت کنید و بهشون بگید که ببخشید که شما رو هم اذیت کردم و فکرتون رو مشغول کردم، اما احساس میکنم برای حل شدن مشکلات، باید اقدامی کرد و من و همسرم باید در کنار هم باشیم تا بتونیم برای آینده تصمیم گیری کنیم. لازمه این کار هم اینه که شما قوی باشید. یعنی اینکه بازگشت شما یک بازگشت شجاعانه باشه، و نه یک بازگشت ذلیلانه

    بازگشت شجاعانه و کاملا با اختیار و آگاهی به منظور بررسی شرایط زندگی تون در کنار همسر، برای تصمیم گیری. نه بازگشت ذلیلانه به منظور باج دادن یا تحمل اجباری یا چاره ناپذیری

    قوی شدن شما باعث میشه که تصور نکنید بازگشتتون به معنای تسلیم شدن، یا امتیاز دادن، یا فرصت دادن همسرتون به شماست. بلکه شما با اختیار خودتون، برای بررسی مسائل زندگی تون، انتخاب می کنید که بازگردید و اینها رو با همسرتون هم در میان می گذارید.

    روند و چگونگی این بازگشت، میتونه بدین صورت باشه که به همسرتون زنگ بزنید و بگید که با این وضعیت، مشکلی از مشکلاتمون حل نمیشه. من تصمیم گرفتم بیام خونه تا بتونیم درباره آینده مون بهترین تصمیم رو بگیریم. دلم میخواد مسائلمون رو خودمون حل و فصل کنیم و کسی متوجه اونها نشه. من(مثلا به همراه پدرم) بر میگردم و اونوقت درباره مسائلمون دو نفری صحبت می کنیم.

    دقت داشته باشید که پیش زمینه مهم این کار، یکی قوی تر کردن خودتون، و دیگری آماده کردن خانواده هست. به خانواده بگید که من میخوام برگردم تا بدونم برای زندگی آینده ام چه تصمیمی بهتره، و این وضعیت هیچ کمکی به بهبود اوضاع نمیکنه. به پدر و مادرتون بگید که درسته اشتباهاتی از جانب او بوده، اما من هم اشتباهاتی داشتم. نباید مسائل رو جمع می کردم تا کار به اینجاها بکشه، و بنابراین با اجازه شما می خوام تلاشی جدید رو آغاز کنم و برای حل مشکلاتم گامهایی بردارم، اونوقت بهتر می تونم تصمیم گیری کنم.

    اگر زمینه بازگشت فراهم بشه، اونوقت چند روزی رو صبر می کنید و درباره مسائل حرفی نمیزنید تا اندکی شرایط عادی بشه. بعد، به شیوه مناسبش مسائل باید مطرح بشه که هنوز بهش نرسیدیم.
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94

صفحه‌ها (7): صفحه 6 از 7 نخستنخست ... 4567 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •