تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




نظرتون در مورد چادر چیه؟ زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:star12
آخرین ارسال:Maryam313
پاسخ ها 174

صفحه‌ها (18): صفحه 7 از 18 نخستنخست ... 5678917 ... آخرینآخرین

نظرتون در مورد چادر چیه؟

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:61#
    Ali Haddadi آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط maryam.azadeh
    اقای حدادی
    من به وجود خدا اعتقاد دارم ولی به لطفش درحال حاضر چندان اعتقادی ندارم مگر که ورق برگرده واسم.
    پیامبر رو شخص محترم و عالی مقامی می دونم ولی در مورد اینکه ایا پیامبران فرستاده خدا بودن یا خیر متاسفانه زیاد با شما هم عقیده نیستم. امیدوارم از صراحت من بدتون نیاد. بهرحال هرکسی یه جوری فکر میکنه. منم دلایل خودمو دارم و اینم بگم که الان تو وضعیت روحی طبیعی نیستم و شاید اگه در مورد خدا دو سه ماه پیش ازم می پرسیدین جواب دیگه ای میدادم.
    سلام مجدد
     
    اره واقعا عجب بحثي شد،ولي چه فايده وقتي از شروع مشخص هست كه به هيچ نتيجه اي نميرسه

    مريم خانم اگه فقط كمي دقت كنيد لطفشو هم ميبينين
    پس اينجور برداشت ميشه كرد كه به وجودش شك دارين. 

    اگه به پيامبر اعتقادي نداشته باشين مطمئنا به قران هم اعتقادي ندارين ،پس به اين نتيجه ميرسم كه شما مسلمون نيستين، فكر نميكنم بحث با شما فايده داشته باشه چون من مسلمون هستم و حجاب هم در واجبات دين من هست ،وقتي شما دركي از اصل دين بنده ندارين و منكر پيامبر ميشين مطمئنا واجبات دين رو كه يكيش حجاب هست رو نميتونين درك كنين و به هرصورت منكرش ميشيد. 
    اميدوارم شماهم از صراحت من ناراحت نشين.

    درضمن واستون دعا ميكنم كه اين صحبتهاتون  فقط بخاطره وضعيت روحي تون باشه و وقتي به حالت نرمال برگشت متوجه اشتباهتون بشيد و توئبه كنيد. 
    خدا توئبه كننده هارو خيلي دوست داره.

  2. ارسال:62#
    سلام
    اگه اجازه بدین من می خوام یه مطلب متفاوت از بحث اخیر ولی مرتبط به قضیه چادر و شاید بشه گفت چادرستیزی بیان کنم!
    من فردی هستم که از سالهای بچه گی و دوران ابتدایی چادر رو انتخاب کردم. تو دوران مختلف زندگیم دلایلم متفاوت بوده ولی بعد از پشت سر گذاشتن اوایل دوران جوانی، دلیلم امنیتی بوده که بهم می داده. اینکه از نگاه بد دلان در امان باشم و اگه در جامعه حضور دارم کسی بهم به چشم یک زن نگاه نکنه بلکه قابلیت هام رو ببینه. در واقع خواستم که جنسیتم رو توی خونه بذارم و بیرون از خونه آزاد باشم هر فعالیتی (در حد عرف) داشته باشم.
    (البته این نظر شخصی خودمه و اصراری ندارم که همه گیر و همه پسند هم باشه. اما سالهای سال خود من رو به هدفم و نیتم می رسوند.)

    اما ....
    یه چند سالی میشه که به شدت از سمت جامعه مورد توهین قرار گرفتم. رفتارهایی که به شدت توهین آمیز و آزار دهنده است.
    خودم حس کرده بودم که انگار مشکل با چادرمه! چون نه اونقدر فرد سرشناسی هستم که همه من رو بشناسن و از دستم در عذاب باشن و نه به کسی کاری دارم که دیگران بخوان مقابله به مثل کنن.
    تازگی به طفل معصومم هم رحم نمی کنن و رفتارهای فوق العاده زننده نسبت به این طفلک 1.5 ساله می کنند!!!!!!!! (ای خدا .......)
    یک جوری که انگار قصد دارن فرد رو تحت فشار بزارن تا مطابق میل خودشون تغییرت بدن.
    بارها و بارها قصد کردم که چادرم رو کنار بزارم تا مطمئن بشم که آیا مشکل با چادرم هست یا نه!
    تا اینکه یه روز از سر اضطرار مجبور شدم که مسافت خیلی کوتاهی رو بدون چادر برم (اونم برای خرید چادر).
    چند نفری (آقا) ایستاده بودن باهم حرف می زدن تا خواستم (با فاصله) رد شم همون رفتار رو یکیشون نشون داد و دیگری برگشت بهش گفت که نه این پول داره اینجوری نکن!!!!!!!
    و جالب تر یا اسفناکتر اینکه وقتی چادرم رو خریدم و برگشتم دوباره همون حرکات شروع شد.

    حالا این رفتارها حتی با لیبرالیسم هم قابل توجیه نیست!
    چرا باید اینطوری با یه پوشش با قدمت کشور رفتار بشه؟
    گاهی احساس می کنم جریاناتی شکل گرفته با هدف ریشه کن کردن این پوشش!

  3. ارسال:63#
    maryam.azadeh آواتار ها
    استار جان گلم من قبلا هم عرض کردم الانم میگم خانومم اصلا به افراد مزاحم خیابونی نباید اهمیت داد. اونها شاخص و ملاک سنجیدن هیچ چیزی نیستن. اصولا وقتی یک عده ادم درست حسابی می خوان نوع پوشش خودشون رو بر اساس عقل و خردشون انتخاب کنن هیچ جایگاهی رو نباید اختصاص بدن به دیدگاه آدم های علاف و بیکار و بی شخصیت خیابونی.
    شما اصلا به اونها اهمیتی ندین خیلی بهتره. نیازی نیست بنشینیم و بشماریم که بر فرض اگه بنده چادری هستم چندتا متلک می شنوم و یا اگه روسری ام عقب هستش 6 تا متلک اضافه تر می شنوم. 
    بازم تاکید میکنم اوباش خیابانی هیچ ملاک و معیاری نیستن برا تعیین نوع پوشش من و شما و دیگران.

  4. ارسال:64#
    maryam.azadeh آواتار ها
    خانم بی ریای عزیز
    در مورد داستانی که شما گفتین منم متاسف و ناراحت شدم.
    ولی اصلا رفتار ادم های تو خیابون هیچ اهمیتی نداره همونجور که به استار عزیزم عرض کردم نباید ادم های بیکار و نادان و بی شخصیت توی خیابون رو معیار قرار داد. به قول شما به خانم های چادری یه جور گیر می دن و به خانم های غیرچادری یه جور دیگه!
    انتخاب نوع پوشش یک مساله شخصی محسوب میشه که فقط خودت می تونی برای نوع پوشش خودت نظر بدی و تعیین کنی که چه نوع لباسی برات مناسبه.

  5. ارسال:65#
    maryam.azadeh آواتار ها
    علی آقای عزیز
    من خیلی دقت کردم و هرچی بیشتر دقت می کنم کمتر میبینم. باید جای من باشین تا حرف منو درک کنین. من به وجود خدا هیچ شکی ندارم ولی به لطفش در مورد شخص خودم خیلی شک دارم.
    نه من به این شکل از حجاب هیچ اعتقادی ندارم و به نظرم کار بیهوده ای هستش. ولی احترام خاصی برای پیامبر و ائمه قایل هستم. بهرحال احترام گذاشتن به افراد محترم به نظرم دلیل بر پذیرفتن تموم حرف های اونها نیست.

  6. ارسال:66#
    nar آواتار ها
    سلام. جالب اطلاعات  پشت اطلاعات..اصلا بحث اسلام رو از کلاممون بیاریم بیرون بهتر نیست؟چون با اسلام بجز حجاب بحث های دیگه هم وارد میشه که  آدم نمی دونه به کدومشون باید جواب بده ؟...تازه خیلی هم کلی هست..
    من از نظر علمی برام ثابت شده که فیزیولوژیک ساختار یک مرد طوری ساخته شده که در نگاه چه ازروی قصد چه عادت چه همینطری ..باعث ترشح هورمون های جنسی  شون میشه..ساختارشون اینطوری هست....حالا علممون که شما یا بنده خیلی اطلاع ازش نداریم میگه مردها بادیدن  ساعد خانمها هم بله شهوانی میشن ..ساختار آقایان روبیشتر بخونید علمی نه اسلامی...خیلی شگفت انگیزه وقتی بیشتر بدونی که این آقایون .......وخانمها.......

  7. ارسال:67#
    star12 آواتار ها
    مریم جونم. مطمئنا هیچ کس نوع پوشش رو بر این اساس انتخاب نمیکنه . من فقط مثالی در این مورد گفتم. وگرنه دلیلم برای چادر پوشیدن چیزی دیگه ای هست. 
    اما مریم جونی من چند سوال دیگه هم از شما کردم اما جوابی ندادی. 
    میشه جواب این سوالاتم رو بدی.
    (مریم جان فرمودین دین یعنی اطاعت و بندگی! میشه آیه ای از قرآن یا حدیثی بیاری که گفتتو ثابت کنه؟ من قران رو با معنی خوندم البته نه همشو ولی تا اینجا توی قرآن بسیار گفته شده تفکر و تدبر در آیات. یعنی خود قران که کلام خداست میگه تفکر و تدبر .به نظر شما این گفته ی شما رو نقض نمیکنه؟ آیا شما این رو باور داری که هیچ وقت بنده در جایگاه خالق قرار نمیگیره؟ خدا برای همه واجبات و حرامات دلیل آورده. این رو از ایات قران و تفاسیر و خیلی از کتب دیگه میشه بدست آورد. و واقعا فکر میکنی ما که انسانیم و مخلوق میتونیم خیلی از چیزهایی رو که خالقمون بیان کرده رو درک کنیم؟  ویه گفته ای هست که میگن اگه زیاد بخوای درمورد خالق و مخلوقی تجزیه و تحلیل کنی به کفر میرسی. من میگم دلیل این گفته اینکه ما انسان ها قادر به فهم و درک خیلی از چیزهایی که خدا فرموده نیستیم. به نظر شما هستیم؟؟؟ البته این گفته به این معنی نیست که هر گفته ای رو بدون دونستن دلیلش بپذیریم تحقیق و بررسی در دین لازم و ضروریه.   دین تحقیقی هست نه تقلیدی. پس نمیشه صرفا برمبنای گفته ی افرادی چیزی رو قبول کرد. باید تحقیق کامل کرد طوری که قانع بشی.   یک سوال :اگه اسلام دین کاملی نبود پس چرا افرادی که آزاد هستن و هیچ ممنوعیتی در هیچ موردی ندارن با تحقیق و بررسی که درباره ی دین اسلام میکنن مسلمان میشن؟ اونها که آزادن. نه حجاب رو باید رعایت کنن نه واجبات مارو دارن نه چیزایی که بر ما حرام بر اون ها حرام. پس چرا یک فرد ازاد بعد از یه سری تحقیقات خودشو دربند این واجبات و حرامات و رعایت کردن حجاب و خلاصه قوانین و دستورات اسلام میکنه؟ میخوام نظرتو در این مورد بدونم.  و یک چیز دیگه من خیلی میبینم افرادی رو که یک گفته ی اسلام و خدا رو قبول دارن ولی گفته ی دیگری رو قبول ندارن. مثلا بر فرض قبول دارن که باید نماز خوند و نماز واجبه اما رعایت حجاب رو قبول ندارن. مگه نه این که اون خدایی که اینهارو واجب کرده یکیه؟!!!! پس چطور میشه یه حرفشو قبول داشت و دیگری رو نپذیرفت؟؟؟  و من از حرف شما برداشتم این بود که به اینکه قران کلام خداست و بدون تحریف یقین نداری! آیا واقعا اینطوره؟)


     

  8. ارسال:68#
    من یک زمانی در مورد بحران معنویت تحقیق می کردم. یه بخشی از اون رو که مرتبط هست با معنویت اطاعت و معنویت خلاق براتون قرار می دهم:

    دین و بحران معنویت انتقاد وارد بر متولیان ادیان دینی
    آنچه كه امروز غالبا به عنوان معنويت مطرح است، معنويتِ اطاعت است، در حالي كه نوع مطلوب معنويت كه در اديان و گفتار پيامبران مورد نظر بوده‏ است، معنويتِ خلاق است.  منظور از معنويت خلاق، معنويتي آگاهانه است كه فرد با تحقيق و با تلاش خود به آن دست مي‏يابد هر چند كه ظاهر آن تفاوتي با گونه ‏هاي ديگر نداشته باشد.
    از آنجا كه خداوند خود مظهر خلاقيت و آفرينش است و انسان را نيز به شكل خود آفريده، از او انتظار دارد كه تا حد ممكن ، خود را به صفات الهي نزديك گرداند و مهم‏ترين صفت خداوند، خلاقيت اوست. اين انسان براي خلاق بودن نيازمند ترديد و پرسش و پيشنهاد است.
    يك دليل مطلوب بودن معنويت خلاق، كلام خداوند در كتب آسماني از جمله تورات است. خداوند دربارة آفرينش آدم ميفرمايد: او را به شكل معنوي خود - خدا - آفريد. از آنجا كه خداوند خود مظهر خلاقيت و آفرينش است و انسان را نيز به شكل خود آفريده، از او انتظار دارد كه تا حد ممكن، خود را به صفات الهي نزديك گرداند و مهم‏ترين صفت خداوند، خلاقيت اوست. اين انسان براي خلاق بودن نيازمند ترديد و پرسش و پيشنهاد است.
    اگر خلاقيت، تفكر و استدلال درکودک  پايه‏ريزي شود، در آينده نيز او خود خواهد توانست به خوبي راه صحيح سعادت را پيگيري كند.
    تا حدود يك قرن پيش، فضا و گفتمان حاكم بر جوامع، گفتمان پاداش و مجازات بود. به عبارت ديگر، اساس روابط انسان‏ها با حكومت‏ها و رعايت قوانين اجتماعي بر ملاحظات مجازات در صورت عدم رعايت قوانين و يا پاداش در صورت اطاعت از قوانين قرار داشت. در عصر حاضر، اين گفتمان به گفتمان اقناع در حال تغيير است، به اين معنا كه انسان امروز ديگر نه بر اساس پاداش و مجازات، كه غالبا به جهت قانع شدن عقلاني و توجيه منطقي است كه به رعايت قانون يا خودداري از تخلف مي‏پردازد. به طريق مشابه، علماي ديني توجيه اكثر احكام و آداب ديني را نيز بر اساس گفتمان پاداش و مجازات يا اجر و عقوبت اخروي تبيين مي‏كردند كه با توجه به تغيير نظام فكري انسان امروز، روش ارائة اعتقادات و روش‏هاي معنوي نيز بايد به گفتمان اقناع تغيير يابد. 
    متأسفانه امروزه اغلب متوليان ديني به اشتباه، نشانِ مذهبي بودن انسان را مطيع بودن او مي‏دانند و معنويتِ اطاعت را ترجيح مي‏دهند، نوعي از معنويت كه مؤمنين همه يكرنگ، يك فكر و عموما بدون پرسش هستند و اگر هم پرسشي مي‏كنند، فقط در جهت اضافه شدن دانش است و نه تغيير روش و شرايط. اين روند ظاهرگرايانه، گاه به وضعي منجر مي‏شود كه رياكاري به يك ارزش تبديل مي‏گردد، انساني كه مالامال است از دغدغه‏ هاي ديني و ابهام ‏هاي متعدد، تنها براي رضايت جمع و عالمان دين، تظاهر به اطاعت مي‏كند و كاملا از معنويتِ مورد نظر خداوند دور مي‏شود.
    از طرفی در تعريف الگوهاي رفتاري و معنوي عامه لازم است كه حتما بر خطاها و اشتباهات آنها – مانند هر انسان ديگر- تأكيد شود تا هر فردي بتواند رابطه ‏اي عادي و نزديك با آن برقرار كند. هر چند كه در بين اديان دربارة موضوع عصمت پيامبران و اولياي دين اختلافاتي هست، اما حداقل با استثنا كردن پيامبران و انبياي خاص، مي‏توان زندگي كاملا عادي و انساني سايرين را به سادگي تصوير نمود. الگوهايي آسماني و نه زميني به عامه معرفي مي‏شوند.
    معنويت، ارتباط با خدا و تعهد ديني عموما يك احساس دروني و امري فطري است. ماننــــد احساس شادي، غم، عشق، تنفر و . . . كه اموري برانگيخته از درون هستند. مي‏توان احساسات انساني را درك كرد و از بيرون تا حدودي او را هدايت كرد، مانند آن كه فرد عزادار را تسلي داد تا از شدت غمش كاسته شود يا عشق و محبت نسـبت به ديگري را در چهارچوب‏هاي اخلاقي جاي داد. اما مطمئنا نمي‏توان به انساني دستور عاشق شدن يا غمگين شدن يا منع برانگيخته شدن احساساتي از اين دست را داد. به همين ترتيب نمي‏توان معنويت و احساس قلبي نسبت به خالق و مخلوق را به انسان‏ها امر كرد، بلكه مي‏توان تجربياتي از اين نوع را بيان و مسيرهاي صحيح ابراز اين احساسات معنوي را پيشنهاد كرد. اگر روشي آمرانه براي ابراز يا عدم ابراز حالات معنوي در پيش گرفته شود، گريز از معنويت و يا رياكاري و معنويتِ اطاعت حاصل خواهد شد.
    از موانع جدي در برابر حاكميت ارزش‏هاي معنوي در زندگي انسان معاصر, موضع‏گيري‏هاي خصمانه يا حداقل بي‏تفاوتي برخي اديان نسبت به يكديگر است. چگونه مي‏توان انساني را به رعايت عدل و انصاف و نوع‏دوستي دعوت كرد و در عين حال احساسات ستيزه‏جويانه را در وي نسبت به پيروان ديگر اديان و حتي نسبت به پيروان غيرملتزم دين خود القا نمود؟ در حالي كه پيامبران، كافران و دشمنان خود را دعوت به گفتگو و تحقيق مي‏كردند چگونه است كه امروز پيروان همان پيامبران به انديشه‏هاي برون ديني يا حتي درون ديني مخالف خود برچسب كفر و ضلالت مي‏زنند؟ انسان حقيقت‏جو و پرسشگر امروز دربرابر پاسخ اين سوال اساسي سرگردان است كه چرا ادياني كه همه مدعي حركت به سوي سعادت انسان و رضايت خالق هستند، ديگري را با همان اهداف و با زبان ديگر، نفي مي‏كنند؟
    امروزه بر همگان روشن شده ‏است كه بسياري از خشونت‏ها در داخل جوامع و نيز در سطح بين‏المللي ريشه در احساسات و افكار ستيزه ‏جويانه نسبت به پيروان اديان و مذاهب ديگر دارد. لذا تا زماني كه رهبران و متوليان ديني دربارة اصلاح مواضع درون ديني و برون ديني خود اقدامي اساسي نكنند، حل بحران معنويت به طور كامل ميسر نخواهد ‏شد.
    مهم‏ترين راهكار رفع بحران‏هاي ديني و معنوي، همايش‏هاي گفتگوي اديان است. و مهمترين لازمه گفتگو تحمل‏پذيري و ايجاد ظرفيت براي شنيدن عقايد و نظرات مخالف است.



    فهرست منابع و ماخذ
    1. علیرضا ناصری؛ بحران معنویت در عصر حاضر؛ 1387؛ انتشارات امیران
    2. www.jahanemanavi.ir؛ پایگاه خبری تحلیلی جنبش های نوپدید دینی؛ بحران معنویت 1؛ 3 فروردین 90؛ سید مصطفی علم خواه
    3. www.tebyan.net؛ بخش خانواده ایرانی تبیان؛ بحران معنویت در زندگی امروز؛ 26 تیر 91؛ نوریه نوچمنی
    4. www.iranjewish.com؛ بحران معنويت: آسيب ‏شناسي و راهكارها ؛براساس محور: نقش دينداران و متوليان علمي فرهنگي ؛در چالش و رويارويي با بحران معنويت در جهان معاصر؛سخنران : آرش آبائي به نمايندگي از طرف حاخام يوسف همداني كهن؛ ارائه شده در: اجلاس بين‏المللي دو بانوي مقدس ؛ سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي - 27-28 شهريور 1381- تهران
    5. www.rasanews.ir؛ خبرگزاری رسا؛ پایان نامه« بحران معنویت در عصر حاضر و راه‌های برون رفت از آن از منظر قرآن و روایات» به قلم «مظفر اسماعیل زاده»
    6. http://www.aftabir.com؛ نگرشی به بحران معنویت حاکم بر غرب؛ خبرگزاری فارس؛ 25 مهر 87


     

  9. ارسال:69#
    محسن عزیزی آواتار ها
    در مورد امنیت و نا امنی شما گفته بودین:میتونین یه تحلیل علمی-عملی سود و زیان از جوامعی که حجاب رو رعایت می کنند و جوامعی که حجاب رو رعایت نمی کنند و مقایسه این دو نوع جامعه، و نیز ارتباط پیامدها و پیشرفتهای هر جامعه با مساله حجاب برام بیان کنین؟
    و منم بحث امنیت رو طرح کردم که خب ملاک خوبی هستش برای بررسی همون پیشرفت های جامعه که فرمودید و ارتباطش با میزان حجاب زنان.

    خب. ببینید مبحث امنیت بسیار گسترده هست. بنده هم چند بار گفتم که این نوع امنیت مدنظر ما نیست؛ واضحه که چرا کشورهایی چون عراق و رژیم صهیونیستی جزو ناامن ترین کشورها هستند. هیچ ارتباطی هم بین این نوع امنیت با حجاب وجود نداره. اما اون امنیتی که منظور من هست و معتقدم مربوط به بحث حجاب میشه، امنیت روانی زن از مورد تجاوز قرار گرفتن و امنیت متوجه نظام خانواده هست. فکر میکنم خیلی واضح هست که زنی که محجبه هست و حریمها رو رعایت میکنه، بسیار کمتر از زنی که اصطلاحا اُپن هست مورد سوء استفاده قرار خواهد گرفت. خب، شاید درک این برای آقایون راحت تر باشه. به هر حال خانمهایی که تجربه اش رو دارند، یا دیده اند، یا با فیزیولوژی و روان آقایون آشنایی بیشتری دارند هم میتونن به سادگی متوجه این امر روشن بشن.

    در مورد بحث پیشرفت های صنعتی هم که خب واضح و بدیهیه که پیشرفته ترین کشورهای دنیا از لحاظ صنعتی کشورهای غیر اسلامی هستن. البته این پیشرفت اونها الزاما بخاطر فقدان حجاب اسلامی نیستش ولی در کل ملتی که از قید و بند های دینی آزاد باشه بهتر و سریع تر پیشرفت می کنه. شما می بینین توی روستاهای کشورمون که سطح سواد و دانش پایینتره غیرت دینی هم خیلی بیشتره.

    خب، بنده باید خدمت شماعرض کنم که نه تنها فقدان حجاب الزاما باعث پیشرفت این کشورها نیست، بلکه فقدان حجاب عملا باعث شده این کشورها نتونن بیش از اینی که الان هستند پیشرفت کنند! به ضرس قاطع میشه گفت که اگر در این کشورها مساله ای چون حجاب رعایت می شد، پیشرفت این کشورها بیش از این نیز میبود. چرا که دلایل پیشرفت این کشورها میزان تلاش، تنظیم وقت درست و استفاده مناسب از فکر و اندیشه هست(البته دلایل متععد هست)، و ما شاهد هستیم که آمار فروپاشی خانواده ها، تجاوزات جنسی در محیط کار و ... در اینگونه کشورها چقدر هست. بدون شک یکی از عوامل اصلی فروپاشی نظام خانواده در این جوامع، همین مساله بی بند و باری و آزادی جنسی است. بنابراین اگر این بی بند و باری ها نبود و تعهد در زندگی ها بیشتر بود، می توان نتیجه گرفت که پیشرفتشان هم بیشتر می بود.

    اما اینکه فرمودید ملتی که از قید و بند دین آزاد باشه، بیشتر پیشرفت میکنه:

    خب، باید پرسید که آموزه های دینی چه نقشی در پیشرفتو علم آموزی دارند. آیا آموزه های دین جلوی پیشرفت را می گیرند؟

    حتما اطلاع دارید که دورانی در تاریخ وجود داشته که با نام دوران طلایی اسلام معروف هست(Islamic golden age). این دوران که عصر بین میانه قرن هشتم تا سیزدهم میلادی رو در بر میگیره، و در آن دستاوردهای بسیار فراوانیدر زمینه علوم مختلف نصیب مسلمانان میشه. این دستاوردها علیرغم رعایت و حفظ فرهنگ و سنن گذشته با گسترش نوآوری‌ها، ابتکارات و اختراعات دانشمندان ممالک اسلامی و بدون وابستگی و اتکاء به تحقیقات دیگران، صورت پذیرفت. هووارد آر ترنر در این باره می‌گوید: هنرمندان، دانشمندان، پادشاهان و رعایای مسلمان دست به دست هم، فرهنگ و تمدن بی همتایی را به وجود آورده‌اند، که تمام جوامع و انسان‌های دیگر کشورها، به شکلی مستقیم و غیر مستقیم، تحت تأثیر آن قرار گرفته‌اند. دانشمندان بزرگی چون ابن سینا، ابوریحان، ابن هیثم، جابراین حیان و ... تنها نمونه ای از این خیل دانشمندان مسلمان بوده اند که مبانی و آموزه های اسلامی را سرلوحه فعالیتهای علمی خود قرار داده و این پیشرفت های شگرف را به وجود آورده اند.

    یکی از اینها، کتاب گرانسنگ قانون در پزشکی ابن سینا است که به مدت حدودا 700 سال در دانشگاههای اروپا تدریس شده.

    هنوز هم معتقدید که دین مانع پیشرفت علمی است؟؟؟؟

    اما در رابطه با غیرت دینی که گفتید در روستاها بیشتر هست. لطفا تعریف این غیرت دینی و چند مثال از این رو بیان کنید تا بهتر بتونم پاسخ بدم. مقداری برام مبهمه

    در مورد ارتباط حجاب با مصونیت زنان در مقابل مزاحمت های خیابونی خب بهرحال شهر به شهر و محله به محله فرق داره و تفاوت واقعا چشمگیره. ولی به نظرم اصلا نباید افراد بیمار و مزاحم رو ملاک قرار داد و بر اساس رفتار اونها نوع پوشش رو تعیین کرد. من اگه بر فرض با مانتو کوتاه برم تو خیابون و ده تا متلک بشنوم و بعدش با چادر برم و یه متلک بشنوم خب چه فرقی داره بحالم؟ چه تاثیری داره توی زندگیم؟ اونی که متلک میگه بیماره نه من چون من برای اون مزاحمتی ایجاد نکردم. 


    خب، از نظر شما شنیدن یک متلک با ده متلک یکسان هست؟ تنها به این دلیل که فردی که متلک گفته بیماره؟

    خب سوالی که پیش میاد اینهکه چرا یک بیمار یکسان، باید به یکی یه متلک بندازه و به دیگری ده تا؟

    و مساله بسیار مهم: تنها ملاک افراد بیمار نیستند. افراد سالم رو هم اگر در نظر بگیریم، قضیه چندان متفاوت نخواهد بود. مثالی رو عرض می کنم:

    من در دوران دانشجویی یک بار با یکی از دوستانم داشتم از دانشگاه به خوابگاه برمیگشتم و هر دو سوار اتوبوس بودیم. داشتیم با هم می گفتیم و می خندیدیم که خیلی اتفاقی من سرم رو متوجه بیرون اتوبوس کردم و همون موقع هم داشتم میخندیدم. با عرض معذرت از خانمها، یک دخترخانم نه چندان محجبه ای بیرون توی ایستگاه ایستاده بودند و همون لحظه چشمشون به چشم بنده افتاد. دوستم هم داشت این صحنه رو میدید. ایشون لبخندی معنادار به ما زد و حتی دستی هم برامون تکون داد! من از شدتخجالت سریع نگاهم رو برگردوندم. دوست بنده(یک فرد نرمال که الان آقای دکتری داره میشه واسه خودش) با دیدن لبخند ایشون، ازمن پرسید که  به ما لبخند زد؟! و از من خواست پیاده شیم!!!! و اگر نگاه غضب آلود بنده به ایشون نبود، شاید ایشون پیاده میشد!



    در مورد بالا رفتن ضریب امنیت باید دخترها خودشون اگاه باشن که چه ساعتی به خونه برگردن و در صورت دیروقت بودن از چه وسایل نقلیه ای استفاده کنن و هزارتا مساله دیگه که اتفاقا هیچ ربطی هم به حجاب نداره ولی دونستنش امنیت ادم ها رو بالا میبره حتی پسرها هم نباید بی احتیاطی کنن و نصف شب بیخودی برن تو خیابون که اگه غیر ازین باشه خودشون تو خطر قرار میگیرن. جامعه نا امن هستش نه فقط ایران بلکه همه جای دنیا کمابیش ناامنی هست و هیچ کجا ایده آل نیست.
    ما نباید اوباش جامعه رو ملاک قرار بدیم.

    من قبلا هم عرض کردم و باز هم میگم. ما داریم ارتباط بین میزان حجاب و امنیت برای خانمها رو بحث می کنیم. نوع امنیتی که بحث می کینم رو هم در بالا متذکر شدم.

    اینکه چه دختر و چه پسر باید در چه زمانی از شب بیرون نرن یا برن، چه ارتباطی با بحث ما داره؟خب خودتون هم دارید به وضوح میگید که برای پسر و دختر هم فرقی نمیکنه، چه برسه به دختر محجبهو غیرمحجبه. اصلا بحث بر سر این نوع امنیت نیست!


    من که عرض کردم ملاک انتخاب پوشش عقل ادم هستش شما نمی پذیرین ولی باور کنین دقیقا همون عقل ادم هست که میگه چه پوششی واسش مناسبه. اگه کسی تو خیابون به یه دختر فاقد حجاب اسلامی گیر میده و مزاحمش می شه صدالبته مقصر اون فرد مزاحم هستش. همونطور که اگه به زن چادری گیر بدن بازم اونهایی که گیر میدن مقصر هستن نه اون زن چادری.

    در بالا مقداری به این پاسخ دادم. اما تکمیل میکنم:

    آیا اگر راننده یک ماشین، ماشینش رو قفل نکنه و بره مثلا توی بانک برای واریز مبلغی پول، و برگرده و ببینه ماشینش نیست، باز هم میگید فقط دزد مقصره؟ آیا سهل انگاری راننده تقصیر نیست؟(قطعا هر دو مقصر هستند)

    آیا اگر دزد ماشین یک دزد معمولی(و نه حرفه ای) باشه، اینکه ماشین قفل باشه یا باز در دزدیده شدن ماشین بی تاثیره؟

    فکر میکنم مثالم خیلی واضحه!


    من اصلا و ابدا نگفتم علم فقط تجربی هستش. کاملا قبول دارم که علم هم می تونه اشتباه کنه. اصلا مشکل دین همین هست که نمیشه اون رو نقد کرد نمیشه اونو بروز رسانی کرد. نمیشه اشکالاتش رو برطرف کرد. ولی نظریه های آلبرت انشتین و لاوزیه و ادیسون رو میشه تحلیل کرد میشه نقد کرد میشه اشکالاتشون رو پیدا کرد. برا همینه که ما میگیم باید به علم تکیه کرد نه به دین. البته دین هم جایگاهش محترمه و جای اون توی اماکن مذهبیه.


    آیا درباره احکام ثانوی چیزی شنیده اید؟

    من فکر میکنم باید دراین زمینه مطالعه کنید. درباره فقه پویا چیزی می دونید؟

    کتاب اسلام و نیازهای زمان از استاد شهید مطهری(ره) میتونه به شما کمک کنه.

    این از پاسخ به این سوال که نمیشه به دین تکیه کرد. چرا اتفاقا میشه، خیلی خوب هم میشه. فقط باید راهش رو دانست.

    و اما اینکه گفتین علم رو فقط تجربی نمیدونین. سوالم اینه که علم رو چی می دونین؟



    من فکر می کنم نمیشه اثبات کرد کدام دین راست میگه و به نظرم به هیچکدام شون نمیشه صددرصد اعتماد کرد. من بعضی از این مباحثی رو که میگین از اون اقایی که می شناختمشون شنیدم و ایشون برام توضیح دادن. درین مورد یادم میاد که گفت دین ساخته دست بشر هستش و منم بنظرم حرفشون کاملا منطقیه و سندی وجود نداره که حرف ایشون رو بتونه رد کنه( البته منم به زعم خودم از عقلم استفاده می کنم و منظور این نیست که هرچی ایشون گفتن بهم بی چون و چرا اطاعت می کنم).

    مطمئنید ایشون استاد معارف بوده اند؟!

    اینکه ایشون نتونستند به حقیقتش پی ببرند، جواز نمیشه که دیگران هم نتونن پی ببرند! درباره مبحث اینکه آیا دین ساخته دست بشر است، میتونید به کتاب فلسفه دین علامه محمدتقی جعفری(ره) مراجعه کنید(البته اگر اهل تحقیق هستید و واقعا میخواهید نظرات موافقو مخالف را بخوانید و با عقل خودتون تجزیه و تحلیل کنید).


    پیامبر اینو گفتن ولی امروزه تقلید از مراجع وجود داره. این تقلید هیچ فکری پشتش نیست و صرفا تقلیده.

    تقلید کردن در اصول دین مطرح نیست. شما نمیتونید بگید چون فلانی یا پدر و مادرم گفتن خدا یکیست، پس من هم میگم! یا چون فلانی گفته معادی هست، پس من هم کورکورانه قبول میکنم. بلکه باید تحقیقا و عقلا درباره اصول دین کار کنید. اما آنچه تقلید شمرده میشه و شما می گید که مردم هم تقلید میکنند، تقلید در فروع هست. تقلید در فروع هم مراجعه به متخصص دینی هست. مثل این میمونه که ما باید خودمون اصول حفظ سلامتی رو بدونیم، اما در جزئیاتش به پزشک متخصص رجوع کنیم. همه که نمیتونن تو همه زمینه ها متخصص بشن؟میتونن؟

    در مورد اصطلاحاتی که گفتین بنده بی اطلاعم. خوشحال میشم اگه بهتر بدونم. ولی تو بطن اسلام و بقیه ادیان اطاعت مهمترین اصل هستش. بله اگه از ابتدا نخواهیم دین رو بپذیریم اون یه بحث دیگه هست. البته در اسلام حکم کسی که صراحتا از دین خارج بشه اعدام هستش. ولی خب اگه کسی قلبا از دین بیاد بیرون خب دیگه اومده بیرون و نیازی هم نیست اطاعت کنه ولی اگه دین رو پذیرفت اصلی ترین وظیفه اش اطاعته.

    درباره اون اصطلاحات ان شا الله مطلب مجزایی قرار خواهم داد.

    بله اطاعت در دین مساله بسیار مهمی هست. اما چه اطاعتی؟ اطاعتی که پس از پذیرش عقلانی دین صورت بپذیره مریم خانم.

    ما وقتی عقلا و تحقیقا به این نتیجه رسیدیم که دین حقه، اونوقته که احکام دین رو اطاعت می کنیم. خانم استار 12 مثال قشنگی مطرح کردند: کسانی که دین اسلامرو تحقیقا قبول می کنند، خیلی زیباتر از ما احکام رو اجرا می کنند. مثلا خانمها یک تار موشونم بیرون نمی گذارند. شاید فیلمکتاب قانون رو دیده باشین. خانمی که مسلمون شد، تعجبمیکرد وقتی می دید مردم به این راحتی دزدی می کنند و غیبت می کنند و ...، چون تحقیقا به یان رسیده بود که دین حقه و میخواست دینش رو عملی نشون بده. اینکه ما به تعبیر قرآن«نومن ببعض و نکفر بعض» بشیم که هنر نیست. هرچی خودمون دوست داشتیم رو انجام بدیم و هرچی به مذاقمون خوشنبود انجام ندیم. اینکه دین نیست. ادواردو انیلی رو میشناسید؟ تنها فرزند ثروتمندترین خانواده ایتالیا که مسلمان شد(درباره اش جستجو کنید، به نتایج جالبی میرسید).

    آنکسی که عقلا و تحقیقا دین رو پذیرفت و فهمید که دین حقه، اونوقت اطاعت از خدا هم براش شیرین میشه

    البته باید بدونیم که مساله فقط این نیست. ما داریم که کل ما حکم به العقل حکم به الشرع و کل ما حکم بهالشرع حکم به العقل.

    دین کاملا با عقل سالم سازگار هست.



    بله عقل جمعی همیشه درست نمیگه ولی حتما از عقل فردی قوی تره. ما ناگزیریم به همون عقل جمعی و رای اکثریت اتکا کنیم. ولی خب پیشرفت جوامع طی دهه ها و انجام تحقیقات علمی بیشتر ممکنه معلوم بشه در فلان مقطع زمانی عقل جمعی هم اشتباه کرده و فلان عرف و فلان قانون غلط هستش و بایستی ویرایش بشه ولی بازم باید برای همون ویرایش و تصحیح باز نظر اکثریت رو در نظر گرفت( منظورم از علم هم علوم پایه هستن یعنی شیمی و فیزیک و ریاضی و هم علم جامعه شناسی و روانشناسی و.....).

    اینکه عقل جمعی ازعقل فردی بهتر هست که سر جای خودش درسته. منتها بحث اینه که عقل جمعی هم اشتباه میکنه و اگر ما بتونیم ملاکی خطاناپذیر رو داشته باشیم، بیشکاز هر دوی اینه ابهتره. اینطور نیست؟

    امام علی(ع)با اینکه کاملا مشروعیت امامت رو داشتند، پس از رحل پیامبر(ص) چون شرط مقبولیت محقق نشده بود، اون رو رها کردند.از امامعلی(ع) نقل شده: پيامبر(ص) بامن عهدي بسته و فرمودند اي پسر ابوطالب ولايت امت من از آن توست. پس اگر مردم با ميل خود و يكپارچه به سوي تو آمدند، رهبري آنان را بر عهده گير، ولي اگر اختلاف كردند به خودشان واگذار

    این رومطرح کردم تابگم، دراسلام هم مشروعیت شرط است و هم مقبولیت


    به نظرم داشتن حجاب هم باید ازاد باشه و اگه در فلان کشور حجاب جرم محسوب بشه این قانون اونها هم غلط هستش و ظلم محسوب می شه. ولی خب پوشیه بنظرم باید ممنوع باشه چون موجبات سوءاستفاده رو فراهم میکنه و چهره افراد جزو هویت شون محسوب میشه(مثل مخفی و مخدوش کردن کارت شناسایی که جرم هستش).

    من در برخی جاها در صحبتهای شما آشکارا تناقض می بینم. درجایی میگین که نوع حجاب باید آزاد باشه و در جاییمیگین مثلا پوشیه نباید باشه. بحث هویت بحث دیگریه. خب هرجا لازم باشه ایشون پوشیه رو میتونه برداره تا احراز هویت شه. البته همینجاباید بگم که اگر پوشیه در مکانی لباس شهرت محسوب میشه، استفادهاز اون محل اشکال هست.

    اما درباره اینکه اونجا با حجاب داشتن مخالفتمیشه(مثل کشور فرانسه)، این مساله با مساله الزام رعایت حجاب در جامعه ما تفاوتهایی داره. تفاوتش اینه که دین اسلام حجاب رو الزامی کرده و جامعه ما هم یک جامعه اسلامی است که قوانینش در اون سعی میشه اجرا بشه. در قانون اساسی ما هم این مساله وارد شده و مردم هم بهش رای داده اند. پس این قانون داره اجرا میشه.اما هیچ دینی نگفته که نباید کسی حجاب داشته باشه. بلکه همه ادیان بر داشتن حجاب تاکید داشته اند. قطعا اینکه داشتن حجاب رو جرم می دونن، ظلم آشکاره


    خیانت مساله مهمی هستش ولی الزاما با حجاب اسلامی در ارتباط نیست. من خودم در محیط اطرافم می بینم اونچه که بنیان خانواده ها رو سست میکنه و موجب خیانت میشه عدم رعایت حجاب نیست بلکه ناهوشیاری زن و مرد هستش که متوجه نوع روابط شون نیستن و سعی نمی کنن کانون خانواده شونو گرم نگه دارن. از طرف دیگه برخی دخترها از روی عمد میان و با رفتارای عشوه گرانه و کلمات بد و تحریک امیز مداوم سعی میکنن مرد یه خانواده رو به سمت خودشون بکشن. از طرفی زن خانواده هم ادم آگاهی نیست و توی عالم خودشه و.... خیلی پارامترهای دیگه که واقعا ربطی به حجاب ندارن.
    حجاب اسلامی هیچ مصونیتی ایجاد نمیکنه.


    خب ما ادعا نداریم که تنها علت خیانت این بیحجابی و تحریک مردان هست. بلکه گفتیم که یکی از دلایل عمده اش هستو قابل برطرف شدنه.

  10. ارسال:70#
    محسن عزیزی آواتار ها
    یکی دو مساله بسیار مهم رو باید مجددا متذکر شم:

    دوستان ما داریم بحث میکنیم.

    اینجا نه تفتیش عقاید هست و نه باید کسی دیگری رو متهم کنه.

    ممنون میشم به یان موارد دقت کنید.

صفحه‌ها (18): صفحه 7 از 18 نخستنخست ... 5678917 ... آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •