بهداشت رواني يا روان شناسي پيش گير به كلية روشها و تدابير اطلاق مي شود كه براي جلوگيري از ابتلاء و درمان بيماريهاي رواني و توان بخشي بيماران رواني موجود بكار مي رود . از اسناد و مدارك موجود چنين استنباط مي شودكه تا اواخر قرن هجدهم و همزمان با انقلاب كبير فرانسه از تاريخچة بهداشت رواني اطلاعات كافي در دست نيست . به علت جهل و بيسوادي از بروز بيماريهاي رواني، اختلالات رفتاري و بيماريهاي رواني را به دخالت ارواح خبيثه و شياطين قدرتهاي ماوراء انساني و نفوذ عوامل طبيعي مانند خورشيد و ماه و رعد و برق در بدن مي دانستند وعقيده داشتند كه بايد اين بيماريها با نيروهاي ماوراء الطبيعه وساطت افراد مقدس در نزد خدا بهبودي يابند و اين شفاعت موقعي اتفاق مي افتد كه بيمار در خواب باشد .

در ايران رفتار با بيماران رواني به نحو مطلوب انجام مي شده و از زمان قديم محلهايي براي نگهداري بيماران رواني وجود داشته است .





حدود تأثير بيماريهاي رواني

1- زيانهاي فرهنگي 2- زيانهاي عاطفي 3- زيانهاي سياسي 4زيانهاي اقتصادي 5- زيانهاي فردي واجتماعي 6- زيانهاي خانوادگي و انساني بطور كلي بايد گفت وجود يك بيمار رواني به كار عادي و اقتصاد خانواده لطمة شديد وارد مي كند . درآمد سرانه را كاهش مي دهد از لحاظ روابط انساني ساير افراد خانواده را در وضع ناراحت و تأسف آوري قرار ميدهد

رابطة محروميت با بهداشت رواني

همه افراد بشر مشكلاتي دارند و اين مشكلات در نتيجة محروميت توليد مي شود . بشر براي كاستن اضطراب ناشي از محروميت مجبور است دست به رفتارهايي موسوم به رفتارهاي جبراني يا سازشي بزند اين رفتارها اكتسابي و از لحاظ مقدار متفاوتند ومي توان آنها را رفتارهاي عادي و طبيعي دانست زيرا هر فردي برخي از اين رفتارها را داراست و بعلاوه اين گونه رفتارها به عنوان سپر يا محافظ در مقابل اضطراب و تشويش شديد بكار برده مي شود . محروميت به دلايل محيطي اجتناب ناپذير است زيرا در محيط شخص هميشه عواملي موجود است كه مانع از برآورده شدن تمام احتياجات او مي شود مثلاً در مواقع بحران اقتصادي يا مرگ منسوبين و يا جنگ و امثال آن محروميت از خارج بر موجود تحميل مي شود و گريز از آن امكان ناپذير است . محروميت اغلب منجر به پرخاشگري مي شود . پرخاشگري كه در نتيجة محروميت ايجاد شده ممكن است متوجه فرد يا افرادي كه آن را بوجود آورده اند بشود يا بسوي جانشينان آنها سوق داده شود .





مكانيزمهاي سازگاري

هر گاه فرد به مقصود و هدفي تمايل پيدا كند كه قدرت دستيابي به آن را ندارد طبعاً به يك يا چند نوع از مكانيزمهاي سازگاري دست خواهد زد . مكانيزم سازگاري وسيله اي ست براي ارضاي غير مستقيم احتياجات يا كاستن اضطراب يا به دست آوردن احساس اعتماد به نفس . اين مكانيزمها به ما اجازة انعطاف پذيري با موفقيتهاي مختلف را ميدهد و شامل رفتار پسنديده است . وقتي براي مقابله با محروميت هم لازم مي باشد ولي افراد در اين رفتارها ممكن است به ناراحتي هاي رواني منجر شود . مكانيزمهاي اصلي سازگاري عبارتند از : جبران – همانند سازي – عذر تراشي – منفي بافي – روياي روز – بازگشت و سركوبي .





بهداشت رواني و و رزش

تحقيقات بسيار نشان داده است كه ورزش علاوه بر اينكه ابزار ارزشمندي براي سلامتي جسماني است رابطة نزديكي با سلامتي رواني و بويژه پيشگيري از بروز ناهنجاريهاي رواني دارد . ورزش از اضطراب مي كاهد ، اعتماد به نفس را افزايش ميدهد و خود پنداري مثبت را تقويت مي كند . شركت در فعاليتهاي ورزشي اغلب تأثير درماني بر كودكان و نوجواناني كه دچار اختلال عاطفي و يا معلوليت رشدي هستند دارد . ورزش به كودكان و نوجوانان و حتي بزرگسالان اين فرصت را مي دهد كه ارتباطات جسمي رواني واجتماعي بر قرار كنند ضمن اينكه احساس اعتماد به نفس و تسلط بر مسائل را در آنها تقويت مي كند ..

منبع: سایکو