اخیرا مطالبی در مورد نقش ژنتیک در گرایشات مذهبی مطرح شده است که در جوامع علمی بازخورد های متفاوتی داشته است. دکتر دین هامر در کتاب خود با نام The God Gene یا ژن خدا که در سال 2004 منتشر شد مدعی گردید که ایمان مذهبی منشا ژنتیکی دارد و دلایل متعددی را نیز در این باره مطرح نمود.دکتر هامر که متخصص ژنتیک مولکولی و استاد مرکز ملی سرطان امریکاست در کتاب خود مدعی است که در همه جوامع پیروان مذهبی دیده می شوند و حتی ده ها سال حاکمیت کمونیسم در برخی کشور ها نتوانست مانع اجرای مراسم مذهبی و گرایش مردم به دین و ایمان در فرقه های مختلف گردد زیرا این یک نیاز درونی است که البته ژن خاصی مسئول آن نیست و مجموعه ای از ژنها این نیاز را در انسان ها ایجاد می کنند ولی با این تفاوت که در برخی این ژن ها فعال ترند پس مومن تر هستند و در برخی این ژن ها کمتر فعال شده اند بنابر این یا گرایشات مذهبی ضعیفی دارند و یا کلا بی مذهب و لا مذهب هستند.
ریشه این فرضیه از آنجا نشئت گرفته است که بسیاری از رفتارهای ما منشا ژنتیکی دارد و بسیاری از روحیات و خلقیات ما تحت تاثیر سیستم زیستی و ساختار بیولوژیک ماست. مذهب امری ساده نیست چنان که مومنین حتی حاضرند برای حفظ ایمان و ارزش های مذهبی خود جان خود و خانواده خود را فدا کنند پس امری بسیار مهم و حیاتی در زندگی انسان است.
مذهب راه و روش زندگی است و انسانهایی که مومن مذهبی هستند تمام زندگی خود را وقت حفاظت از ارزش های دینی و تبلیغ آن می کنند و به هیچ قیمتی حاضر به از دست دادن آن نیستند. پس آیا این فرایند اعتقادی منشا درونی ندارد؟ او سپس نمونه های بسیاری را از زندگی و نقش وراثت در ایمان مذهبی را مثال می زند و در نهایت از ژنی سخن می گوید که نقش مهمی در ایمان مذهبی دارد.
این عامل با نام vesicular monoamine transporter 2 (VMAT2) در واقع پروتئینی است که توسط ژن SLC18A2 رمز شده است و پروتئین غشاء سلولی است و انتقال دهنده عصبی است از خانواده مونو آمیناز ها که انتقال دهنده های عصبی چون دوپامین، نورو اپی نفرین، سروتونین و هیستامین را از سیستوزول سلولی به وزیکول های عصبی منتقل می کند.
دکتر هامر تحقیقات خود را از سال 1998 زمانی که بر روی پروژه ای با موضوع اعتیاد به سیگار در موسسه ملی سرطان امریکا کار می کرد شروع نمود در بخشی از این مطالعه او بر روی بیش از 1000 نفر مرد و زن تستی 240 سئوالی در مورد شخصیت را انجام داد که به تست TCI معروف است که مخفف آزمایش خلق و خو و شخصیت است . در بخشی از این تست روانشناسی سئوالاتی در باره تعالی شخصیت وجود داشت که در آن سئوالاتی در زمینه تجربیات و احساسات شخصی عرفانی و ارتباط با یک منبع بالاتر و به نحوی احساس مذهبی و دینی را در خود داشت، پرسیده می شد. با کنار هم گذاشتن این داده ها می شد به نوعی به احساس معنویت یا مذهبی بودن در بین افراد مورد آزمایش پی برد.
دکتر هامر تصمیم گرفت از این اطلاعات گرد آوری شده برای تحقیق دیگری در مورد ارتباط بین معنویت و مذهب با ژنتیک در جنب آن پروژه انجام دهد. در ابتدا او نتایج مطالعات را برای دسته بندی افراد در گروه های مختلف مذهبی و غیر مذهبی انجام داد. سپس او به بررسی ارتباط ژن ها با ایمان مذهبی افراد پرداخت تا بررسی کند آیا هیچ ارتباطی بین این اعتقادات و ژن خاصی وجود دارد یا نه؟! انتخاب ژن بین 35000 ژن انسانی با 3 میلیارد نوکلئوتید باز هسته ای برای مطالعه کار دشواری بود. او مجبور بود دامنه ژن ها را کمتر کند بنابر این بر روی 9 ژن خاص که مشخص شده بود نقش اساسی را در تولید گیرنده های شیمیایی مغز و بخصوص مونو آمینازها داشتند، متمرکز شود. این مواد شامل سروتونین، نورو اپی نفرین و دوپامین ها که نقش مهمی در عملکرد مود و شخصیت و رفتار دارند می باشند. این مواد تحت تاثیر داروهای ضد افسردگی مثل پروزاک هستند. بررسی ژن های 9 گانه هدف در DNA این افراد موجب دستیابی به داده های اولیه شد. یک موتاسیون در ژن VMAT2 دیده می شد و یک رابطه مهم بین این ژن و آنچه در فرم پرسشنامه داوطلبین اخذ شده بود وجود داشت.
نکته مهم در این یافته این بود که جایگزینی یک موتاسیون سیتوزین و آدنین در این ژن در افراد مختلف دیده می شد. آنهایی که دارای سیتوزین در نقطه مشخصی از سکانس ژن مزبور بودند با امتیاز بالا در پرسشنامه از نظر گرایشات مذهبی و آنهایی که دارای نوکلئوتید آدنین در همان نقطه بجای سیتوزین بودند در درجه پایین تری از سطح مذهبی بودن را نشان می دادند. یک موتاسیون در یک نوکلئوتید در وسط این ژن آیا رابطه مستقیمی با مذهبی بودن و غیر مذهبی بودن این افراد داشت؟ دکتر هامر معتقد نبود که این رابطه مستقیم است ولی آنهایی که ژن مثبت را داشتند زمینه مساعدی برای گرایش به سوی معنویت داشته اند و به این نکته مهم تاکید کرد که به هیچ وجه نمی توان معنویت را با یک ژن مشخص مرتبط نمود.
اعتقاد به خدا و امور معنوی رفتار های بسیار پیچیده ای هستند و به هیچ وجه نمی توان و نباید دنبال یک ژن منفرد برای آنها گشت. اینگونه رفتار ها در صورت داشتن منشا وراثتی قطعا باید انتظار داشت ده ها و صدها و هزاران ژن با رفتارهای مختلف در آن درگیر باشند، زیرا به گفته دانشمندان اگر فردی ادعا نمود ژنی مسئول یک فرایند یا پدیده را پیدا کرده است باید دلایل بسیار مستند و مستقیمی از این ارتباط را ارائه دهد.
بنابر این یافته دکتر هامر و ادعای او در کتاب خود به اندازه کافی اقنا کننده نیست و بسیار دشوار است که بتوان رابطه مستقیمی بین این ژن و ایمان مذهبی افراد مشاهده نمود. نکته دیگر اینکه محققین دیگری که تلاش کرده اند این یافته را بررسی نمایند به جواب قانع کننده ای که ارتباط این دو را ثابت نماید دست نیافته اند .
بطور کلی عرصه ژنتیک رفتار و کشف جنبه های ژنتیکی و ژن های خاص برای ویژگی های فردی، اخلاقی، احساسی، عاطفی، اخلاقی، روحی و روانی انسان کاری است بسیار دشوار و اگر غیر ممکن نباشد قطعا نیازمند بررسی عوامل ژنتیکی و عوامل محیطی تاثیر گذار بر شخصیت انسان است.
بطور کلی می توان گفت ژن ها بستر اولیه فعالیت انسان هستند ولی عوامل محیطی شامل تربیت خانوادگی، تغذیه ، محیط زندگی، دوستان ، معلمین و ده ها عامل دیگر در تکوین شخصیت یک انسان نقش دارند و انسان ترکیبی از این دو است و ثانیا وجود روح انسانی که عامل گرایش او به خداوند و فطرت ذاتی است در انتخاب راه زندگی نقش اساسی ایفا می کند

مجله ی nature