عبادت‌هاي اسلامي فوايد جسمي روشني براي بدن انسان دارد. اين پژوهش به دنبال بيان تاثيرات مثبت حركات نماز در چرخش خون در مغز و مقارنه‌ي تاثيرات نماز با تاثير جايگزين‌هاي آن در اثر انجام ورزش است.
ديده شده بسياري از مسلمانان بزرگسال كه از زمان كودكي به اقامه‌ي نماز مشهور بوده اند، در سن پيري و با داشتن عمرهاي بالا، تا حد زيادي از سلامت جسماني و عقلي قابل قبولي برخوردارند.
اين پژوهش، تلاش‌هاي علمي انجام شده را بررسي نموده، با تحليل و بهره‌برداري از دست‌آورد‌هاي اين تحقيقات، به دنبال رسيدن به هدف مقاله است. هدف اين تحقيق، توجه دادن به حقيقتي مهم است: عبادت‌هاي اسلامي فوايد جسمي روشني براي بدن انسان دارد. اين پژوهش به دنبال بيان تاثيرات مثبت حركات نماز در چرخش خون در مغز و مقارنه‌ي تاثيرات نماز با تاثير جايگزين‌هاي آن در اثر انجام ورزش است به ويژه اين كه انجام ورزش يكي از وسايل متعارف براي حفظ سلامتي بدن است، در اين تحقيق به دست‌آورد پژوهش‌هاي انجام شده‌ي ديگر در گذشته، تكيه شده. بيشتر اين تحقيقات برگرفته از تلاش‌هاي علمي انديشمندان جهان غرب مي‌باشد به همين دليل هم مي‌توان اين پژوهش را، نامه‌ا‌ي سرگشاده‌ به جهان غرب دانست.
اين پژوهش به بررسي فايده‌ي فرمان الهي به شروع نماز، در سن كودكي مي‌پردازد. آغاز نماز در اين سن، باعث مي‌شود كودك، نماز را به خوبي به جا آورد و به انجام نماز به شكل صحيح، عادت كند. انجام صحيح حركات نماز، باعث پديد آمدن بيشترين تاثيرات مطلوب بر بدن خواهد شد.
با توجه به اين كه مغز يكي از مهم‌ترين اعضاي بدن به شمار مي‌رود، وظيفه‌ي آن به ميزان زيادي به جريان چرخش خون بستگي دارد. جريان چرخه‌ي خون، تغذيه كننده‌ي مغز مي‌باشد. چرخه‌ي خون ويژگي‌هايي دارد كه همين ويژگي‌ها نشاط و پويايي مغز را تامين مي‌كند. يكي از اين ويژگي‌ها وجود چرخه‌ي ذخيره‌اي است كه در مواقع اضطراري و مورد نياز، به كار مي‌افتد.[1]
همچنين داراي نظامي خودكار براي تنظيم چرخه‌ي خون در مغز مي‌باشد كه ثبات جريان خون به مغز را در شرايط گوناگون تضمين مي‌كند.[2]
بر اساس تحليل انجام شده در اين پژوهش‌ها، مشخص شده كه گونه‌هاي مختلف ورزش به چرخه‌ي خون در مغز آسيب مي‌رساند. به عكس نماز كه يكي از وظايف ديني اسلامي است، فوايد بسياري در اين زمينه دارد. ورزش بدني از اين جهت كه خون را به شكل مستقيم از مغز سرقت مي‌كند و براي تغذيه‌ي عضلات ديگر به كار مي‌گيرد، به چرخه‌ي خون در مغز ضرر مي‌زند. اين تغذيه‌ي عضلاني به حساب تغذيه‌ي خوني مغز گذاشته مي‌شود.[3]
همچنين در نتيجه‌ي سرعت گرفتن عمليات تنفسي در هنگام انجام ورزش، معدل دي‌اكسيد‌كربن در خون، پايين مي‌آيد كه پيامد آن، آرام‌تر شدن جريان خون به سمت مغز است، زيرا نسبت دي‌اكسيد‌كربن در خون يكي از مهمتر‌ين عوامل جريان خون به سمت مغز به شمار مي‌آيد.[4]
گزارش‌هاي علمي فراواني وجود دارد كه حاكي بي‌هوشي ورزشكاران هنگام فعاليت ورزشي يا بلافاصله بعد از ورزش است، در حالي كه اين بي‌هوشي‌ها هيچ گونه سابقه‌ي بيماري قلبي را به همراه نداشته. اين گزارش‌ها نيز آسيب‌رساني ورزش به فرآيند خون رساني مغزي را تاييد مي‌كند.[5]
همچنين گزارش‌هاي گوناگون ديگري، بيانگر پايين آمدن نيروهاي اعتدالي در بسياري از ورزشكاران مي‌باشد كه سرزنش بيشتري را نسبت به مساله‌ي ورزش برانگيخته است.[6]
اضافه بر اين سكته‌هاي قلبي متعدد در هنگام ورزش - در ورزشكاران بيمار و ورزشكاران سالم- تاييد‌گر نظريه‌ي آثار نامناسب برخي ورزش‌هاي خشن مي‌باشد.[7]
از سوي ديگر به نظر مي‌رسد، حركات نماز بر جريان خون در مغز، تاثيرات مثبت فراواني داشته باشد. در هنگام سجده با متمايل شدن سر به سمت پايين، جريان خون به سمت مغز افزايش مي‌يابد همچنين خم شدن بدن بر روي خود هنگام سجده، به جهت‌گيري خون از اطراف بدن به سمت اعضاي دروني و مغز كمك مي‌كند.[8]اضافه بر اين،هنگام سجده و تمايل سر به سمت پايين، معدل دي‌اكسيد‌كربن در خون به شكل فيزيولوژيك افزايش مي‌يابد. اين حالت در نتيجه‌ي فشار اعضاي دستگاه گوارشي بر ريه پديد مي‌آيد. بالا رفتن نسبت دي‌اكسيد‌كربن در خون باعث اضافه شدن جريان خون به سمت مغز خواهد شد.[9]
همچنين خم‌شدن مكرر سر به پايين در هنگام ركوع و سجود؛ سپس بالا آمدن سر هنگام ايستادن و نشستن، كمك مي‌كند از نظام خودكار توازن جريان خون به مغز، مراقبت بيشتري شود. مشهور اين است كه اين نظام خودكار اعتدالي، با افزايش سن، فرسوده مي‌شود.[10](10)
نظام خودكار توازن جريان خون در مغز، در هنگام سجده، عكس‌العمل دو گانه‌اي از خود نشان مي‌دهد: در ابتداي سجده‌ي، مانع جريان خون اضافه‌ به مغز مي‌شود. اين حالت باعث آمادگي مغز براي دريافت جريان بيشتر خون مي‌شود. جلوگيري ابتدايي از جريان خون به مغز به جريان چرخش احتياطي خون به مغز، اين فرصت را مي‌دهد تا براي فعاليت و عملكرد خود آماده شود. در مرحله‌ي بعد، به خون اضافه اجازه داده مي‌شود به سمت مغز جريان پيدا كند و سرانجام در جايگاه‌هاي ذخيره خون توزيع شود. به اين صورت، از اين كاركرد مهم احتياطي مراقبت مي‌شود. كاركردي كه بنابر مشهور با افزايش سن و پيري، تضعيف مي‌شود و چه بسا بي‌توجهي و عدم به كارگيري هم در اين ضعيف شدن موثر باشد.[11]
اين عكس‌العمل دوجانبه‌ي نظام خودكار چرخش خون در مغز، در هنگام سجده، ما را به سمت فهم بهتري از فايده‌ي انجام فرمان الهي در نماز هدايت مي‌كند. از نظر فقهي حركات نماز بايد به گونه‌اي با آرامش انجام شود كه از انجام اين حركات مطمئن شويم. تنها در اين صورت است كه فايده‌ي مطلوب حركات نماز نسبت به چرخش خون در مغز به دست مي‌آيد. با انجام آرام حركات نماز به هر يك از عكس‌العمل‌هاي چرخش خوني فرصت داده‌ايم تا متناسب با هر يك از حركات نماز، در مجراي صحيح خود قرار بگيرد.
بر اساس توضيحات بالا، روشن مي‌شود كه نماز در اسلام، تاثيرات روشني بر جريان خون در مغز دارد، از انجام وظيفه‌ي جايگاه‌هاي ذخيره‌ي خون در مغز و همچنين از نظام خودكار چرخش خون در مغز محافظت مي‌نمايد.
اين تحقيق مدعي فهم علت وجوب حركات نماز در اسلام نيست. شايد رسيدن به چنين فهمي براي هيچ‌كس عملي نباشد ولي در عين حال تلاش دارد برخي تاثيرات ناشناخته‌ي نماز بر چرخش خون در مغز را ملموس نمايد. بر اساس گفته‌هاي بالا، مي‌توان نتيجه گرفت چند لحظه سجده در بارگاه الهي مي‌تواند بسياري از آثار مضر فعاليت‌هاي روزانه و ورزش را بر چرخش خون در مغز، از بين ببرد و از انواع تمرين هاي مختلف ورزشي بي نياز سازد.
علي رغم بيان اين فوايد روشن، اين تاثير، تنها فايده‌ي جسمي نماز نيست، چه اين كه اگر تمام فوايد جسمي نماز را هم در نظر بگيريم، اين فوايد برترين فايده‌ي نماز نخواهد بود. در حقيقت فوايد معنوي نماز را بايد بزرگترين نوآوري اين واجب الهي دانست.
در پايان لازم به تذكر است كه هدف اين پژوهش، تشويق به ترك ورزش نيست؛ بلكه در دوره‌ا‌ي كه اشتياق به پزشكي جايگزين و درمان‌هاي طبيعي در حال رشد است، نگا‌ه‌ها را به توجهي جدي‌تر به سوي اسلام و رسالت بزرگ آسماني آن فرامي‌خواند، اسلامي كه تمامي فرمان‌هايش به مصلحت انسان است.

[1] . Abe H, Iwami Y, Nakashima Y, Kohshi K, Kuriowa A. Exercise – induced neurally mediated syncope. JHear J 1997 Jul ; 38(4) : 535 – 9 .
[2] . Bakhur VT , Bondar’ AM , Chekler LA. Peculiar abdominal “steal” syndrome of the cerebral circulation. Zh Neuropatol Psikhiatr Im SS Korsakova 1980 ; 80 (7): 1003 – 5. Russian
[3] . Calkins H , Seifert M , Morady F. Clinical presentation and long-term follow-up of athletes with exercise – induced vasodeppressor syncope. Am Heart J 1995 Jun ; 129(6) : 1159-64
[4] . Duarte J , Markus H, Harrison MJ. Changes in cerebral blood flow as monitored by transcranial Doppler during voluntary hyperventilation and their effect on the electroencephalogram. J Neuroimaging 1995 Oct ; 5(4) : 209-11 .
[5] . Fortune JB , Feustel PJ , de Luna C , Graca L , Hasselbarth J, Kupinski AM. Cerebral blood flow and blood volume in response to O2 and CO2 changes in normal humans. J Trauma 1995 Sep ; 39(3) : 463-71 .
[6] . Grubb BP , Temesy-Armos PN , Samoil D , Wolfe DA , Hahn H , Elliot L. Tilt table testing in the evaluation and management of athletes with recurrent exercise - induced syncope. Med Sci Sports Exerc 1993 Jan ; 25(1) 24-8
[7] . Guyton AC, Hall JE. Text book of medical physiology. W B Saunders Company. 1996 ; 9th Ed. : 785 .
[8] . Hata K , Hata T , Miyazaki K , Kunishi H , Masuda J. Effect of regular aerobic exercise on cerebrovascular tone in young women. J Ultrasound Med 1998 Feb ; 17(2) : 133-6 .
[9] . Heckmann JG , Hilz MJ , Hagler H, Muck-Weymann M , Neundorfer B. Transcranial Doppler snography during acute 80 degrees head-down tilt (HDT) for the assessment of cerebral autoregulation in humans. Neurol Res 1999 Jul ; 21(5) : 457-62 .
[10] . Hellstrom G , Fisher-Colbrie W , Wahlgren NG , Jogestrand T. Carotid artery blood flow and middle cerebral artery blood flow velocity during physical exercise. J Appl Physiol 1996 Jul; 8(1) : 413-8 .
[11] . Huang Y , Gao S , Wang B , Li S. The evaluation of the intra- and extra-cranial circulation in subclavian steal syndrome. Chin Med J (Engl) 1997 Apr ; 110(4) : 286-8 .

خبرگزاری فارس