تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




برای افسردگی راهکار میخام؛ نجاتم بدین..... زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:آلاء
آخرین ارسال:آلاء
پاسخ ها 49

صفحه‌ها (5): صفحه 5 از 5 نخستنخست ... 345

برای افسردگی راهکار میخام؛ نجاتم بدین.....

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:41#
    **شادی** آواتار ها
    خواهش میکنم...

    دمدمی بودن به این علت برای شما پیش میاد که گزینه های پیش روت زیادن و محدودیتی برای خودت قایل نیستی اگه انتخابهات رو محدود کنی امکان از این شاخه به اون شاخه پریدن هم برات بوجود نمیاد و تو هر زمینه ای که مشغول باشی همون رو تا آخر ادامه میدی...

    البته دلیل دومی هم داره که تو پستهای قبل دربارش صحبت کردم و اونهم عدم نیاز سنجی و تناسب فعالیتیه که انتخاب میکنی...اگه به این دو مورد دقت کنی دمدمی بودنت تا حد زیادی کاهش پیدا میکنه و میتونی ثابت قدم فعالیتی رو شروع کنی...

    و اما برمیگردیم به ادامه صحبت قبلی...

    یادگیری هنر, شروع ورزش , پیدا کردن جمعهای هم سن و سال همگی خوب و مفیدن اما تو سن شما تو اولویت نیستن...
    این موارد تو سنین زیر 19سالگی میتونستن جزو اهداف مهم و اولویتهای زندگیت باشن اما الان خودت, خانواده و جامعه از شما بعنوان یه دختر خانم 25ساله انتظارات گسترده تر و تخصصیتری دارن که اگه بدنبال براورده شدن این انتظارات باشی از این حالت پوچی و سردرگمی هم رها میشی چون به نیاز سنِت به درستی پاسخ دادی...

    انتظارتی که از شما میره چی میتونه باشه؟اتمام کارشناسیت,ادامه تحصیل, پیدا کردن شغل , امادگی برای ازدواج , و ...
    درکنار این اهدافِ اصلی, میتونی یادگیری هنر یا شروع ورزش و... رو هم بعنوان اهداف فرعی پیش ببری اما اولویت رو باید به موارد بالا اختصاص بدی...

    برای مثال از بین هنرها میتونی آموزش آشپزی رو شروع کنی در اینصورت هم در راستای آماده شدن برای ازدواج پیش رفتی و هم هنری درآمد زا رو فرا گرفتی...
    ورزش رزمی هم برای شما خیلی میتونه مفیده باشه چون علاوه بر خواص جسمانی, برای تقویت نیروهای روانی از جمله تمرکز هم بسیار تاثیرگذاره...

    اگه برای اتمام تحصیلاتت انگیزه ی قوی ای داشته باشی براحتی میتونی این سه ترم مشروطی رو جبران کنی...
    نظرت درباره ی کار کردن و صاحب شغل و درآمد مستقل شدن چیه؟
    کار حتی بصورت پاره وقت هم که باشه تغییر خیلی مثبتی تو شما بوجود میاره هم از بابت وارد شدن و عضویت تو جمعهایی که سنخیت نزدیکی باسن و سال شما دارن و هم از بابت احساس مفید بودن و استقلال داشتن...
    پاسخ با نقل و قول

  2. برای افسردگی راهکار میخام؛ نجاتم بدین.....  سپاس شده توسط elnaz.t,niloofarabi

  3. ارسال:42#
    بله درسته گزینه هام زیادن اما چطور از بینشون چنتا رو انتخاب کنم؟؟ خیلی سخته؟ اینم که میگین برحسب نیازم انتخاب کنم مشکل من همینه که به چیزایی که نیاز دارم خیلی بی علاقم یا بی علاقه شدم .مثلا همین آشپزی یا خیلی هنرای دیگه مثل خیاطیو ...که میگین اصلا علاقه ای ندارم .یا مثلا به زبان خیلی علاقمند بودم تا چند سال پیش هنوزم دلم میخاد یادش بگیرم اما دیگه هیچ انگیزه ای ندارم براش و مهمتر از اون اینکه خیلی بی حوصلم طوری که فقط دلم گریه میخاد .میتونید درکم کنین چی میگم؟فکر کنم تمام تایپیکهامو درست نخوندین شادی خانوم!
    ورزش رزمیم که میگین دوس دارم اما نه زیاد برا یادگیری دوس دارم که اونم با وضعیت جسمانی من فک نمیکنم جور دربیاد درست نمیگم؟؟البته تاحدی فکر میکنم بتونم .نظرتون؟قبلا استخر زیاد میرفتم کمی هم بلدم و واقعا روحیمو تا حدی خوب میکرد اما به خاطر تنگی نفسو آلرژی شدیدم در حد پیشرفته ادامش ندادم...


    منم نگفتم اینا هدف اصلیم باشه منم میخام اینا درکنار اهداف اصلیم که همون تحصیلو کارو ازدواجو ...است باشه اما فعلا تو این وضعم فقط دنبال چیزیم که منو از این حالات دربیاره اونا هم بدنبالش درست میشن چون فعلا نه حوصله درس خوندن چه ترمم چه کنکورم و چه کارو ...را ندارم. به ازدواجم فعلا فکر نمیکنم چون هیچ علاقه و نیازی تو خودم نمیبینم و به پسرا بی علاقم ،تازه خاستگاراییم که دارم مفت نمی ارزندو...


    بله هر ترم این انگیزه را برا تموم کردن ترمام به خودم میدم اما بازم روز از نو اما باشه بازم سعیمو میکنم تموم کنم دوترم کلا دارم
    خیلی دوست دارم استقلالو کارو کیه دوس نداشته باشه ولی شادی جون من درسامو درست نخوندم خیلی سرسری و کلاسامو نمیرفتم حالا چطورر برم سرکار البته اول باید برم کارآموزی .به نظرتون با این اوضام کنکور بخونم یا برم کارآموزی .هردو وقت گیرن ولی کنکور خیلی بیشتر وقتگیره همینطور رشتم خیلی رشته ی سختیه و اصلا امیدی ندارم ولی اعتمادبه نفسم فوق العادست یعنی یه جورایی کاذب فکر میکنم.قبلاها خیلی بلندپروازی میکردم چه تورشتم چه کارای دیگه اما الان چندساله هرسال سردترو بدتر شدم
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:43#
    پس مشاورین همیاری کجا رفتند.چرا کسی جواب نمیده.شادی خانم و نفس جون شما هم که رفتین.همش نیمه کاره جواب میدین .من اوضام خیلی داغونه،زندگیم راکد مونده.کسی نمیخاد کمک کنه؟!؟

    سایتتون واقعا عالیه ولی مشاورین دیر به دیر جواب میدن
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:44#
    elnaz.t آواتار ها
    سلام دوست گلم
    عزیزم میتونی وقتی علایقت رونوشتی میزان علایقت روبه هرکدومشون به صورت درصدبرای خودت بزنی اینجوری درصدای پایین تروخط بزن ازلیستت تاتعدادشون هی محدودتربشه بعدخودتوملزم به این کن که من باید مثلا
    3تاروانتخاب کنم مثلاتو20تاموردتوعلایقت داشتی درصدگذاشتی وپایین ترین هاروحذف کردی حالابازدوباره اونایی که خط نخوردن رودرصدبزاروحذف کن واین روندوادامه بده تابه یه جای مطلوب برسی که مثلا3موردباقی بمونه واونارواجراکنی نظرت چیه عزیزم؟
    دلیل تنهاییم راتازه فهمیدم!
    وقتی محبت کردم وتنهاشدم
    وقتی دوست داشتم وتنهاماندم
    دانستم بایدتنهاشدوتنهاماندتا\"خدا\"رافهمید...

    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:45#
    سلام الناز جون چه عجب ........

    ممنون از راهنماییت اما این کارم بار ها انجام دادم ولی آخه مشکلم اینه که مرتب درصدام عوض میشن ،مرتب علایقم کم و زیاد میشن طوری که آخر سر دوباره از همه چی سرد میشمو میذارم کنار........
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:46#
    elnaz.t آواتار ها
    خواهش میکنم گلم عزیزدلم بازم ببخشیدمن4شنبه و5شنبه اوج کلاسامه عذرمیخوام
    درصداتویه بارکه زدی دیگه برنگردنگاشون کنوبه این روال ادامه بده هردرصدی که همون اول توذهنت اومدسریع یادداشتش کن گلم سعی کن دیگه هم این جمله روتکرارنکنی هروقت خواستی این جمله روبگی به خودت یاداودری کن که نگی وجلوخودتوبگیروننویسش ونگوعزیزم
    دلیل تنهاییم راتازه فهمیدم!
    وقتی محبت کردم وتنهاشدم
    وقتی دوست داشتم وتنهاماندم
    دانستم بایدتنهاشدوتنهاماندتا\"خدا\"رافهمید...

    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:47#
    متوجه شدم ممنون ازت الناز جون فقط یه مشکل دیگم هست اینکه:

    از طرفی میخام تغییر کنم،از طرفی انگار که به همه چی بی تفاوت باشم همینطورم،انگار دیگه هیچی برام مهم نیس،
    حسوحالی به هیچی ندارم،
    حتی وقتی انگیزه ایجاد میکنم و به خودم انرژی+ میدم، بازم وقتی بخام بهش عمل کنم قدم از قدم برنمیدارمو نسبت بهش بی تفاوتم و این بی تفاوتی منو خیلی اذیت میکنه یعنی یه جورایی حالت پارادوکس دارم.نمیدونم باید اینو دیگه چیکار کنم؟؟ حتی شده بارها خودمو مجبور به رفتن و ثبتنام یک یا چنتا کلاس کردم از بین همونایی که میخاستم که نتیجش یا به زور یه جلسشو رفتم یا اصلا بازم مجبوریم نمیرم....

    در ضمن هرچی ام انگیزه و هدف برا خودم مشخص میکنم،آخرش به خودم میگم خب که چی برا چی که چی بشه برو بابا .......منظورمو میگیری الناز جون.منظورم اینه که علاوه بر بی تفاوتی مشکلم اینه که هیچ هدف خاصی نمیتونم ایجاد کنم!
    یعنی حتی گاهی انگیزش میاد ولی هدفش نه! چطور خودمو هدفمند کنم؟و این بی تفاوتی ها را هم حل؟

    بذار تا با مثال برات توضیح بدم: مثلا من دوست دارم برم کلاس مجسمه سازی ولی هدف پایانی خاصی از انجامش ندارم و میگم آخرش چی به چه دردی میخوره و ....چون من که نمیخام و یا شایدم دوست نداشته باشم مجسمه های آنچنانی بسازمو ازش هدف... درنتیجه نمیرم تازه کلیم هزینش کلاسش بالاست آخرشم هیچی......کلاسایی که فعلا حوصلشو میتونم داشته باشم از این قبیلند که به زور خودمو مجبور کنم برم و بعدم تازه به درد نخور......یعنی میخام بگم من کلاساییو دوست میتونم داشته باشم که یا به درد نمیخورند یا نو باشند برام یعنی تاحالا نرفته باشم سراغشون یا حتی بهشون این چندین سال فکرم نکرده باشم و برامم یکم جذابیت داشته باشند......اما میخام اگه هزینه و وقت میذارم بعدشم به درد خودم یا جامعم بخوره ولی حوصله ی بلند مدت کارکردنو هدفمند بودنم ندارم ازشون.......
    ولی برعکس مثلا زبان خیلی به درد میخوره اما اصلا حوصله کارکردنو حتی دیگه تو جوش قرار گرفتنو ندارم.از بس چندین بار قبلا رفتمو رهاش کردم و همینطور حال خوندنو پشتکارشو هم فعلا ندارم اما بازم دلم میخاد برم نه الان بعدا......
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:48#
    elnaz.t آواتار ها
    خواهش میکنم عزیزم
    ببین من یه پیشنهاددارم بیایه جدول واسه خودت درست کن این دیگه بایدی هستحالامیگم برای چی
    ازاول این تاپیک شمردی چندبارگفتی بروبابابه دردچی میخوره میخوام چیکاروهدف ندارموبی تفاوتم هیچی برام مهم نیستوازاین قبیل جملات؟همین هاباعث میشه درونت بازم اون حس منفی روالقاکنه حالایه جدول واسه خودت بکش هروقت تونستی جلوخودتوبگیری که نگی یه علامت مثبت بزن توش هروقت گفتی نمیخوادبزنی تاکه نخوای اون منفیاروببینی بعداخرهرهفته بشمارچندتامثبت گرفتیوسعی کن ماه بعدببریش بالاترعزیزم بخداخیلی اثرداره ولی بایدی هست بایدخودتوملزم کنی توچرامسواک میزنی؟چون میخوای دندونات سالم بمونن حالاچراجدول میخوای رسم کنی؟چون میخوای هدفمندشی پس یالااستین بالابزنورسمش کن زودتندسریع
    خودتوملزم کن که بایدفلان کاروانجام بدم الزامی بااجباری خیلی فرق میکنه لزوم بخاطریه سری ارزش هاوهنجارهاست ولی اجبارتحمیلیه پس کشیدن جدول اول ازهمه برات الزامیه البته بجای کلمه الزام به خودت یاداورشوکه من مایلم این کاروانجام بدم
    توسعی کن اول اهداف کوتاه مدت واسه خودت ایجادکنی
    میشه بهم بگی توازخودت چه انتظاراتی داری؟انتظاراتت نبایدفقط فراترازحدوتوانت باشه
    توچه چیزایی رومانع سرراه خودت میدونی؟ایااوناروشناختی وسعی دربرداشتنشون کردی؟
    برای خودت تصویرسازی کن ببین چی ارزوته همونوتوذهنت شاخوبرگ بده وگستردش کن البته به مرورزمان وقتی اهداف کوتاه مدتتوموفق شدی خودبه خودقدم برمیداری برای اونا
    دلیل تنهاییم راتازه فهمیدم!
    وقتی محبت کردم وتنهاشدم
    وقتی دوست داشتم وتنهاماندم
    دانستم بایدتنهاشدوتنهاماندتا\"خدا\"رافهمید...

    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:49#
    شادی خانم شما کجا رفیتن؟؟
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (5): صفحه 5 از 5 نخستنخست ... 345

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •