تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




احساس حقارت میکنم کمکم کنید خواهشا زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:یا ابا صالح المهدی ادرکنی
آخرین ارسال:ثریا92
پاسخ ها 8

احساس حقارت میکنم کمکم کنید خواهشا

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام
    من ی دختر 23 ساله هستم متاسفانه عاشق ی اقای خیلی محترم و باشخصیت از یک خانواده خیلی خوب و محترم شدم. این اقا دوست داداشمه و 25 سالشونه. یه مدته ک شب و روز از فکرش بیرون نمیام خییییییییییلی دوسش دارم و بهش وابسته شدم. چند روز پیش شمارشو از توی گوشی داداشم برداشتم و همینجوری یه پیام براش فرستادم بعدش گفتم اشتباه شد و عذر خواهی کردم. فرداش دلم طاقت نیاورد و ی پیام دیگه بهش دادم ک فهمید اشتباه نشده کلا. بعدش همش اصرار داشت ک خودمو معرفی کنم. از قضا منو با یک نفر که انگار چند سال پیش دوستش داشته اشتباه گرفته بود همش تیکه هایی مینداخت ک انگار تو همونی و.... همون لحظه خیییییییلی پشیمون شدم و اعصابم بهم ریخت. من خودم مثلا ی ادم مذهبی هستم و تا حالا از این غلطا هم نکردم هیییییچ وقت. روز بعدش ازش عذر خواهی کردم و گفتم ک من واقعا اشتباه کردم ک بهش پیام دادم اونم ک مطمئن شد من اونی نیستم ک فک میکنه گیر داد ک باید بگی کی هستی وگرنه خطتو پیگیری میکنم و هر جور شده پیدات میکنم.... منم خر شدم و خودمو معرفی کردم اونم قول داد که ب کسی چیزی نگه و همه چیز تموم میشه. میگفت چرا پیام دادی میخواست مستقیما بشنوه از من ک بگم عاشقش شدم منم هیچی نگفتم اخرشم گفت ک من احساستونو درک مینم عاشق شدن دست خود ادم نیست و از این حرفا اخرشم گفت شما هم مثل خواهر نداشته ی من. در حد خواهر برادری امری بود در خدمتم و قول داد این ی راز بین من و اون و خدا میمونه.
    عصرش دادشم اومد گفت فلانی کلی سوال راجع ب تو پرسیده. مثلا اینکه خواهرت دانشجوئه؟ چی می خونه؟ کدوم دانشگاه؟ اهل شعر و این چیزا هست؟ و....
    خیلی نگرانم ک نکنه چیزی ب داداشم یا هر کس دیگه ای بگه خیلی اعصابم خرابه من خیییییلی دوسش دارم ولی با این گندی که زدم میدونم دیگه امیدی نیست هزار بار توبه کردم و مثل چی پشیمونم چیکار کنم. شما رو بخدا کمکم کنید زندگیم داغون شده همش تو فکر گندی هستم ک زدم حواسم ب هیچی و هیچ کس نیست چیکار کنم اگه حرفی بزنه ابروم میره... تو رو خدا کمکم کنید قبل از اینکه اتفاق بدی بیفته زودتر ی راهی پیش روم بذارین خواهش میکنم.
    پاسخ با نقل و قول

  2. احساس حقارت میکنم کمکم کنید خواهشا  سپاس شده توسط ویونا شاکری

  3. ارسال:2#
    PARSABARZEGAR آواتار ها
    سلام.
    دوست عزیز دوست داشتن و عاشق شدن و دلبستگی امری است که در هر انسانی اتفاق میافتد و چیزی نیست که بخواهیم آنرا کتمان کنیم و احساسات شما هم نسبت به ایشان امری طبیعی است و قابل احترام.

    همیشه ما انسانها به خاطر بعضی رفتارای خود ، خودمان را سرزنش میکنیم که این سرزنش کردنها هست که موجب عدم اعتماد به نفس و سرخوردگیهایمان میشوند پس نسبت به اموری که انجام شده دیگر تمرکز نکینم و به افکار خود نسبت به آن توجهی نشان ندهیم با سرگرم کردن خود به وقایع و امور مثبت زندگی خود.

    رابطه شما با برادرتان چگونه است ؟
    آنکه با زندگی میسازد، میبازد

    با زندگی نساز ، آن را بساز
    پاسخ با نقل و قول

  4. احساس حقارت میکنم کمکم کنید خواهشا  سپاس شده توسط ویونا شاکری,ایزدی

  5. ارسال:3#
    مجددا سلام رابطه ی من با برادرم خیلی صمیمی نیست در حد امور معمولی زندگی باهم خیلی خوبیم ولی اگه این قضیه رو بفهمه احتمالا خیلی اتفاقات بدی میفته...
    پاسخ با نقل و قول

  6. احساس حقارت میکنم کمکم کنید خواهشا  سپاس شده توسط ویونا شاکری

  7. ارسال:4#
    ویونا شاکری آواتار ها
    سلام دوست عزیزم
    نگرانی تو کاملا قابل درکه
    هم احساس میکنی غرورت جریحه دار شده و هم حس میکنی اگر این کارو نکرده بودی امکانش بیشتر بود بهت توجه کنه و هم اینکه ترس لو رفتن ماجرا و از بین رفتن آبروتو داری!
    خب این درست و نگرانیات به جا!
    اما عزیزم الان دیگه فکر کردن به کاری که اتفاق افتاده چندان اوضاع رو بهبود نمیده ضمن اینکه اوضاع وخیمی هم پیش نیومده شما فقط چند مورد پیام به ایشون زدید و تمام!
    بهتره برای راه چاره اقدام به دادن پیام دوباره نکنید و به نوعی نقطه ضعف به دست این آقا ندید.مطمئن باش که خود ایشون هم اگر شما اقدام دوباره ای انجام ندید چیزی رو نخواهد گفت!
    همینطور بنظرم کار مطلوبی که میشه انجام داد اینه که قضیه رو خودتون به برادرتون بگید اگر به برادرتون نمیتونید بگید به مادرتون بگید تا به اطلاع برادرتون برسونه اینطوری دیگه نگرانی شما از بین میره و نشون میدید اگر اشتباهی مرتکب شدید مسئولیتشو به عهده میگیرید!
    شاد باشید
    مردمان شهر برای آزادی تابوت ساختند و برای عشق مرز...
    غافل از اینکه نه آزادی در تابوت جا می گیرد و نه عشق مرز می شناسد.
    "ارنستو چه گوارا"
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:5#
    اگه ایشون قول داده به کسی نمیگه و این قدی معرفت داره تا نگه پس شما کاری نکن
    ولی خدایی نکرده به داداشت گفت اون وقت براش دلیل بیار
    پاسخ با نقل و قول

  9. احساس حقارت میکنم کمکم کنید خواهشا  سپاس شده توسط ثریا92

  10. ارسال:6#
    PARSABARZEGAR آواتار ها
    سلام.

    دوست عزیز دلیل آوردن برای برادر یا خانواده و دروغ گفتن نه تنها موضوع را بهتر میکنه بلکه باعث بدگمانی نسبت به شما میشه .

    این افکار شما هست که منجر به این احساسات شما شده و به این موارد فکر میکنید و نگران هستید از این افکار فاصله بگیرید و به طور منطقی و واقع بینانه بیاندیشید . شما به راحتی میتوانید این موضوع را با خانواده خود در میان بگذارید (دوست داشتن خود) ، نباید این مسائل را پوشیده نگه دارید میتوانید با یک فردی که ارتباط صمیمی دارید در میان بگذارید
    آنکه با زندگی میسازد، میبازد

    با زندگی نساز ، آن را بساز
    پاسخ با نقل و قول

  11. ارسال:7#
    از همه دوستان ممنونم اما واقعا نمیتونم چیزی از این قضیه ب خونوادم بگم من ی خانواده کاملا سنتی دارم ک عمرا درک کنند مطمئنم ک اوضاع خوب نمیشه هیچ بدترم میشه...
    پاسخ با نقل و قول

  12. ارسال:8#
    سلام دوست عزیز
    به نظر من که لازم نیست چیزی به خانوادتون بگید! نه برادرتون نه اعضای دیگه...

    اون پسر هم به نظر نمیرسه بخواد چیزی در مورد اون قضیه به خانواده ت بگه، اتفاقا برعکس! شاید میخواد بیشتر به شما در مورد ازدواج فکر کنه.
    خیلییییی بعید میدونم چیزی به برادر شما بگن. خیلی بعیده!اگه میشناسیش چطور پسری هست البته!
    پاسخ با نقل و قول

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •