تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




پاسخ به ابراز علاق ی یک پسر زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:judy
آخرین ارسال:سجاد صالحی
پاسخ ها 17

صفحه‌ها (2): صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

پاسخ به ابراز علاق ی یک پسر

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:11#
    ویونا شاکری آواتار ها
    عزیزم گفته های آقای صالحی خیلی بجا و درسته

    البته بنظرم منظور ایشون این بود که اون آقا داره ناز میکنه!

    و اما اینکه به شما گفتن به اون آقا کمک کنید تا روی پای خودش بایسته بنظرم اصلا منظور آقای صالحی این نبود که باهاش در ارتباط باشی و کمکش کنی بلکه منظورشون این بود که با قطع رابطه کمک کنی مرد بشه پخته بشه و یاد بگیره براساس منطق تصمیم بگیره نه احساسات!

    پس دوست خوب من رابطه ای رو که خودتم به تهش امیدوار نیستی تموم کن

    شما میتونی خیلی ساده براش توضیح بدی که عقل و منطق تواجازه ی ادامه ی رابطه رو بهت نمیده! و با آرزوی خوشبختی برای ایشون رابطه رو قطع کنی!

    چندان کار سختی نیست!

    با این کار به اون آقا هم کمک میکنی تا یاد بگیره عقل ومنطق رو در ایجاد یک رابطه دخیل کنه و در آینده زندگی خوبی تشکیل بده

    موفق باشی
    ویرایش توسط ویونا شاکری : 2014_02_17 در ساعت 21:42
    مردمان شهر برای آزادی تابوت ساختند و برای عشق مرز...
    غافل از اینکه نه آزادی در تابوت جا می گیرد و نه عشق مرز می شناسد.
    "ارنستو چه گوارا"
    پاسخ با نقل و قول

  2. پاسخ به ابراز علاق ی یک پسر  سپاس شده توسط judy,m1392,سجاد صالحی

  3. ارسال:12#
    judy آواتار ها
    ممنون ویونا خانوم.
    آهاااااان...تازه منظور آقای صالحی رو فهمیدم!
    راستش من امشب خیلی باهاش صحبت کردم.حرفاش خیلی دلمو شکوند.بد حرف نزداااا ولی خب چیزایی که میگه برام گرون تموم میشه.چون میدونه که دوس ندارم ناراحتش کنم اینقدر ناراحت کننده حرف زد که دارم دق میکنم!
    بهش گفتم که دیگه بهم پیام نده.البته خدا کنه که گوش کنه چون چن بار دیگه هم این حرفو بهش زده بودم ولی تصمیم گرفتم که اگرم پیام داد جوابشو ندم تا خودش بیخیال شه کم کم.
    ولی یه سوال:اگر تهدیدم کرد که کاری میکنه جوابشو چی بدم؟اصن جواب بدم؟
    اینو میپرسم چون چن بار قبلنا از این حرفا زده بودو میتر سم دوباره هم بگه...به نظرتون عکس العملم چی باشه؟؟
    پاسخ با نقل و قول

  4. پاسخ به ابراز علاق ی یک پسر  سپاس شده توسط m1392,ویونا شاکری,سجاد صالحی

  5. ارسال:13#
    سلام...
    اگر بخوای یک چیزی رو از مادرتون بخواهین چطور مطرح میکنین؟ از پدرتون چی؟ استادتون؟

    میبینین با هر کسی باید با زبون خودش صحبت کرد.... اون آقا پسره هم خوب تشخیص داده چطور شما رو مجبور به ادامه رابطه بکنه و حتی میدونه چطور تهدیدتون بکنه.....

    واقعیت اینه که اگر هویتتون برای ایشون محرز شده باشه متاسفانه باید بگم که میتونن به نوعی مدتی پا پیچ تون بشن.....باید قبل از ایجاد رابطه فکر همینجا ها رو هم میکردین...

    ولی من پیشنهاد میکنم قبل از اینکه ایشون بخواهن ازتون سوء استفاده بکنن شما هم قضیه رو تموم کنین البته منظور من قطع رابطه با قاطعیت هست نه اینکه فردا پس فردا دلتون بسوزه و دوباره روز از نو و روزی از نو.....
    و هم اینکه مساله رو با والدینتون در جریان بذارین...و اعتراف کنین که کار اشتباهی انجام دادین.....ازشون بخواهین به خاطر اشتباهتون توبیختون نکنن و اگر هم تنبیهی در نظر گرفته شد باید تحمل بکنین....

    منظور بنده این نبود که شما براش شرط بذارین؛ شما بهتره که شرایط رو برای بار آخر براش توضیح بدید و دلایل عقلیتون رو برای قطع رابطه توضیح بدید...و بهشون بقبولونین که رابطه ما صرفا در اثر یک تصمیم اشتباه برای دوستی بود و امروز به صلاح هر دو طرف هست که این رابطه تموم بشه....

    و اگر ایشون هم قصد ازدواج داشتن و بر اینکار اصرار کردن باید بتونن حداقل ها رو کسب بکنن.....در اون صورت هم شما باز مختار هستین ایشون رو تایید یا رد بکنین ....
    پاسخ با نقل و قول

  6. پاسخ به ابراز علاق ی یک پسر  سپاس شده توسط judy,m1392,ویونا شاکری

  7. ارسال:14#
    judy آواتار ها
    ممنون از راهنمایی تون.
    راستش گفتن این موضوع به خونوادم خیلی سخته.ینی اصلا توانایی اینو ندارم که برم جلوشون واستمو این مشکل رو براشون توضیح بدم.چه جوری قضیه به این بزرگی رو بگم؟
    میدونید ممکه چه قدر نظرشون دربارم عوض بشه و حتی دیگه از خیلی از چیزا محرومم کنن!!!!؟؟؟؟؟
    درباره ی نقطه ضعف هم خب حق با شماست.اون میدونه که من روی این جور چیزا حساسم و مطمءنا از همین راه میاد جلو...مثل همیشه!
    ولی ایندفه به خودم قول دادم که جوابشو اصلا ندم.اونم بیشتر به خاطر خودش.
    پاسخ با نقل و قول

  8. پاسخ به ابراز علاق ی یک پسر  سپاس شده توسط m1392,سجاد صالحی

  9. ارسال:15#
    سلام...
    منم میدونم که گفتن این مساله کمی سخت هست ولی اگر اون آقا پسر موضوع رو با خانواده تون در میان بذاره به نظرتون چه اتفاقهایی رخ خواهد داد؟

    شما از محروم شدن میترسین؟ فکر میکنین سخت ترین تنبیهی که والدینتون براتون در نظر خواهند گرفت چه چیزی خواهد بود؟ فرض بکنیم کمی در روابط اجتماعی برای مدتی محدودیت براتون بذارن....

    آیا صداقت با والدین با ارزش تر هست یا روابط اجتماعی ای که در اون محدودیتی براتون نیست؟

    اینطور که احساس میکنم شما از رویارویی با والدینتون امتناع میکنین و علتش هم ترس هایی هستن از برخورد هایی که هنوز اتفاق نیفتادن !!! و شاید اصلا اتفاق نیوفتن......

    در مشاوره یک ترفندی هست به اسم صندلی خالی!
    من میخوام شما با این روش به ترستون غلبه کنین ....

    هر حرفی که در مورد این جریان نیاز هست که با والدینتون در میان بذارین به صندلی خالی بگین....هر حرفی هست رو بگین....با صندلی صحبت بکنین ؛ فکر کنین مادرتون هست و داره به صحبت هاتون گوش میده
    بگین که کارتون اشتباه بود و الان از گذشته پشیمون شدید... ازش بخواهین کمکتون بکنه و شما رو ببخشه....

    حتما این تمرین رو انجام بدید.

    صداقت شما برگ برنده شماست
    پاسخ با نقل و قول

  10. پاسخ به ابراز علاق ی یک پسر  سپاس شده توسط judy,m1392

  11. ارسال:16#
    judy آواتار ها
    سلام اقای صالحی...وااااااقعا مرسی از راهنمایی تون.از همین روشی ک گفتین امتحان کردم و به مامانم همه چیو گفتم.مامانمم به بابام گفت.البته خب رو در رو روم نشد.براش همه چیو نوشتم.یعنی اگه نمیگفتم بدبخت میشدماااااا.
    سهیل میدونست که من چه وقتایی از دانشگاه برمیگردم کرج.این چند وقت هم که جوابشو ندادم باعث شد که یهویی تصمیم بگیره ایندفه بیاد ترمینال دنبالم.آخه همیشه یه ساعت مشخصی حرکت میکردم و میدونست که کی میرسم.هیچی دیگه...تو اتوبوس که بودم پیام داد که تو ترمینال منتظرتم.منم داشتم سکته میکردم.اخه اگه اتوبوس میرسید میتونست از بین مسافرا تا حدودی منو تشخیص بده دیگه.ما که همدیگه رو ندیده بودیم تا به حال ولی اگه تو این شرایط خونوادم نمیدونستن بدبخت میشدم. راستش گفتن بقیه ی ماجرا زیادی سرتونو درد میاره ولی مهم این بود که چون مامانو بابام میدونستن باهام منطقی رفتار کردن.البته فکر کنم دوره ی تحریم هام حالا حالا ها تموم نشه ولی الان یه حس سبکی خاصی دارم.بابام هم مرد و مردونه با سهل حرف زد.دقیقا نمیدونم چی بهش گفته ولی میدونم که احتمالا دیگه پیام نمیده و همه چیو تموم شده میبینه.
    واااااقعا ازتون ممنونم که مشکلمو حل کردین.اگه راهنمایی های شما نبودشاید هنوز هم مثل چن روز پیش پر از استرس و پریشونی بودم...خیلی خیلی مرسیییییییییییییییییی
    پاسخ با نقل و قول

  12. پاسخ به ابراز علاق ی یک پسر  سپاس شده توسط m1392,سجاد صالحی

  13. ارسال:17#
    سلام...خواهش میکنم...
    این خود شما بودید که بهترین تصمیم رو گرفتین...
    براتون آرزوی خوشبختی دارم...
    پاسخ با نقل و قول

  14. پاسخ به ابراز علاق ی یک پسر  سپاس شده توسط m1392,کوثر حبیبی

صفحه‌ها (2): صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •