تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




تردید زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:aylin
آخرین ارسال:**شادی**
پاسخ ها 13

صفحه‌ها (2): صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

تردید

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:11#
    سلام.ممنون


    نقل قول نوشته اصلی توسط ----شادی---- نمایش پست ها



    پس اگه دنبال راهکار هستی راهکاری رو اتخاذ کن که اگه منفعتی هم نداشته باشه لااقل آسیبی هم در پی نداشته باشه.
    شما چه راهکاری پیشنهاد میکنید؟


    به نظر من تعریف منو همسرم از عشق و خوشبختی با هم متفاوت هست.
    برای اون خیلی طبیعیه که به روزمرگی زندگی خصوصا از لحاظ عاطفی عادت کنه اما من اینطور نیستم دوست دارم عشق وعلاقه تو زندگیمون جریان داشته باشه و قبل از اعتصابم همه تلاشمو برای طراوت زندگیم میکردم

    فکر میکنم بیشتر خوشبختی رو از لحاظ مادی تعریف میکنه روحی که تو زندگی جریان داره زیاد براش مهم نیست (شاید به خاطر اینه که خانواده پدریش هیچ وقت وضع مادی مناسبی نداشتند حتی همین الان)


    به نظر خودم انتظاراتی که از همسرم دارم خیلی سخت نیست

    ازش انتظار دارم مسئولیت کاری روکه میکنه یا اشتباهی که انجام میده بپذیره یا همش تصمیم گیریهای مهم رو نندازه گردن من که از زیر بار مسئولیتش فرار کنه. جرات عذر خواهی کردن داشته باشه سر کوچکترین مسایل آدمو سرزنش نکنه.
    منو با دیگران مقایسه نکنه(باورتون نمیشه یه هفته از عروسیمون گذشته بود به من گفت زن پسر خالم خیلی بهش محبت میکنه در صورتیکه من مطمئنم از خودش در آورده بود چون اونها یه هفته قبل ما ازدواج کرده بودن تو شهرستان و همسرم هم به عروسیشون نرفته بود منم عصبانی شدم بهش گفتم بره یه کاری کنه اون از شوهرش جدا شه بیاد با تو ازدواج کنه(البته میدونم زیاده روی کردم اما دروغ به این بزرگی گفته بود علنا به شعور من توهین کرده بود)

    دلم میخوا همیشه باهام رو راست باشه از کوچکترین مسایل تا بزرگترینشون جالب اینجاست که اونهم بر حسب عادت ذهنی که داره فکر میکنه من هم همیشه در پس حرفهایی که میزنم یا سوالهایی که میپرسم چیزی به غیر از جوابی که ازش میخوام مد نظرمه یه جور حالت مچگیری یا یه دستی زدن یا حتی مواخذه مثلا ازش میپرسم میوه میخوره به جای اینکه راحت جواب بده آره یا نه میپرسه چطور؟ آخه این سوال پرسیدن داره؟ اگه میخوری بیارم نمیخوری که هیچی. توی یه همچین مسیله به این سادگی دنبال پیچیدگی میگرده دیگه شما تا تهشو بخونین
    یا مثلا خیال میکنه باهاش تعارف دارم .یا انگار خودش رودربایستی داره خب من اینجور آدمی نیستم و ندیدم پدر مادرم هم باهم تعارف داشته باشند همیشه بهش میگم حسین فهمیده یا دهقان فداکار!
    دوست دارم باهام راحت باشه


    خیلی راحت دروغ میگه برای رسیدن به اهدافش یا یا فرار از مسئولیت اشتباهی که کرده.بهش میگم خونه زندگی زناشویی حرمت داره چرا با دروغ گفتن حرمتشو از بین میبری اما انگار اصلا همچین چیزی براش تعریف نشده. منم اخلاقی دارم که همیشه زود بهش اعتمادمیکنم حرفشو قبول میکنم وقتی بعدا میفهمم بهم دروغ گفته خیلی ناراحت میشم


    ازش میخوام جایگاه من تو زندگیش مشخص باشه به خودشم گفتم پرسید یعنی چی ؟براش توضیح دادم خیلی جالب بود قیافه اش عین علامت سوال شده بود. انگار جایگاه همسر تو ذهنش مشخص نیست اونم یه زنه مثل زنای دیگه تو خانواده فقط با یه سری مزایا


    میدونین اون فقط دلش میخاست ازدواج کنه بره سر خونه زندگیش .براش مهم نبود طرفش کیه فقط از خونه کسالتبار پدرش بره


    عجول نباشه -تک بعدی فکر نکنه-یکم جسور و جاه طلب باشه-به اعصابش مسلط باشه-تو دعواها پای بچه رو وسط نکشه- یکم بیشتر از مغزش استفاده کنه (میدونین تفاوت فاحش ضریب هوشی ما برای من ضربه بزرگی بود)


    در مورد تغییراتی که در من لازمه به گفته همسرم یه سر چیزای پیش پا افتاده است که حقیقتا خجالت میکشم بنویسم انقدر که چیپه.اما همسرم حتی همین الان هم بهم میگه منو واقعا دوست داره اما من بهش میگم اشتباه میکنی ادم کسی رو که دست داره اینقدر شکنجه نمیده


    به نظر من با رفع شدن مشکلات بالا واینکه دوتامون یاد بگیریم در مورد هم گذشت داشته باشیم وهمدیگه رو بیشتر درک کنیم میشه یه زندگی آروم داشت

    ببخشید خیلی طولانی شد
    پاسخ با نقل و قول

  2. تردید  سپاس شده توسط **شادی**

  3. ارسال:12#
    راستی الناز جان متاسفانه موقیعتش پیش نیومد ازش جواب سوالهامو بپرسم سعی میکنم در اولین فرصت اینکارو بکنم
    پاسخ با نقل و قول

  4. تردید  سپاس شده توسط elnaz.t

  5. ارسال:13#
    **شادی** آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط aylin نمایش پست ها
    شما چه راهکاری پیشنهاد میکنید؟
    راهکار شما برای اینکه بچتون از روابط ضعیف والدینش دچار یادگیری منفی نشه این بود که از همسرت جدا شی...
    بله با طلاق از این بدآموزی رفتاری پیشگیری کردی اما درقبالش مشکلات حادتری به بچتون تحمیل کردی...

    بهترین راه حل, اصلاح روابط شما و همسرته تا هم بچتون شاهد روابط اشتباه والدینش نباشه و هم اینکه از نعمت زندگی در کنار پدر و مادر محروم نشده باشه و از آسیبهای جدی طلاق در امان باشه...

    نقل قول نوشته اصلی توسط aylin نمایش پست ها
    به نظر من تعریف منو همسرم از عشق و خوشبختی با هم متفاوت هست.
    برای اون خیلی طبیعیه که به روزمرگی زندگی خصوصا از لحاظ عاطفی عادت کنه اما من اینطور نیستم دوست دارم عشق وعلاقه تو زندگیمون جریان داشته باشه و قبل از اعتصابم همه تلاشمو برای طراوت زندگیم میکردم

    فکر میکنم بیشتر خوشبختی رو از لحاظ مادی تعریف میکنه روحی که تو زندگی جریان داره زیاد براش مهم نیست (شاید به خاطر اینه که خانواده پدریش هیچ وقت وضع مادی مناسبی نداشتند حتی همین الان)
    بهتره برای قضاوت کردن درباره همسرت , ایشون رو از دریچه دید خودت (دید زنانه) مورد سنجش قرار ندی بلکه با شخصیت , خصلتها و ویژگییها و تواناییهای مردانه خودش دست به ارزیابی و نتیجه گیری بزنی...
    برای بعضی از مردان محبت کردن و عشق ورزیدن یعنی فراهم کردن امکانات رفاهی برای همسر و خانواده و همین که شاهد برآورده شدن نیازهای همسر و فرزنداشون هستن یعنی حق خوشبختی رو به تمام معنی ادا کردن...

    در مورد تغییراتی که از همسرت انتظار داری,
    صادق بودن, تعارفی نبودن, مقایسه نکردن , مسئولیت پذیر بودن خلاصه ای از انتظارات شما از همسرته...
    جدا از بحث ویژگیهای شخصیتی و ثبات و پایداریشون میشه به ایجاد این تغییرات خوشبین بود...
    به اینصورت:
    دروغگویی حتی اگه برای ایشون بصورت یه عادت درومده باشه با پیدا کردن زمینه و انگیزه ی دروغگویی میشه این ویژگی رو کنترل کرد و به حداقل رسوند...
    باید با بررسی مواردی که موقعیت دروغ پیش اومده ببینی انگیزه همسرت از دروغگویی چی بوده و این انگیزه رو از بین ببری یا به شکل صحیح براوردش کنی تا عمل دروغگویی هم حذف بشه...

    برای مثال متوجه میشی که تو اکثر موقعیتها انگیزش از دروغگویی, خودشیرینی و بدست آوردن دل شما بوده...
    این یعنی نیاز به جلب تایید توجه و حمایت شما داشته و این نیازش از راه اصولی و طبیعی براورده نشده بنابراین بطور تصنعی دست به ایجاد چنین موقعیتهایی میزنه اگه شما از بابت توجه و تایید سیرابش نگه داشته بودی نیازی نبود برای جلب توجه شما دروغ بگه...
    و همینطور درباره سایر عادات منفی که از ایشون سراغ داری علت و انگیزه رو بررسی کن و با از بین بردن انگیزه, همسرت رو تو ترک عادات منفی و جایگزین کردن عادت مثبت و دوست داشتنی یاری کن...

    آرزوی خوشبختی و آرامش دارم براتون.
    پاسخ با نقل و قول

  6. تردید  سپاس شده توسط

صفحه‌ها (2): صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •