نظر علّامه بلاغی درباره اعجاز قرآن

علّامه محمدجواد بلاغی نجفی (ت 1352 هـ.ق) از علمای بزرگوار نجف و صاحب تفسیر ارزشمند آلاء الرحمن فی تفسیرالقرآن می باشد؛ ایشان در مقدمه تفسیر خود، بحث اعجاز قرآن را ذکر نموده و به تفصیل آن را بررسی می نماید؛ ایشان معتقد است:

اعجاز قرآن را باید از دو نظر مورد بررسی قرار داد:

نخست، اعجاز قرآن برای عربها(1) که چگونه قرآن برای آنها معجزه بوده است، و بویژه در صدر اسلام و سپس اعجاز قرآن برای تمامی بشر، اعم از عرب و عجم.

وی در بخش اول، یعنی: اختصاص قرآن برای عربها معتقد است که در زمان طلوع اسلام در منطقه جزیرة العرب، مهمترین دانش عربها، ادب عربی و تخصص در گفتار زبانی و اسالیب کلام بود و از تخصّص در هر دانش و علم دیگری بی بهره بودند، بدین جهت قرآن می باید نخست، توجه آنها را به خود جلب می کرد و در این جهت، اعجاز اولیّه قرآن، در حوزه زبانشناسی و فصاحت کلام بود و اگر غیر از این بود، عربها از تسلیم شدن در برابر قرآن، خودداری می کردند و آن را سحر یا از صنعتهای اجنبی برمی شمردند و ایمانی به آن نمی آوردند و بدین منظور اقتضای حکمت الهی در این بود که نخستین مواجهه قرآن با مخاطبانش، در قالبهای بیانی و بلاغی باشد و در این خصوص می گوید:

معارف و دانش اعرابی که اسلام دعوت خود را با آنها آغاز کرد، منحصر به ادب عربی بود و از سایر علوم و صنایع بی بهره بودند...؛ از این جهت، هرکار خارق العاده ای غیر از ادب عربی (سخن سرایی) برای آنها قابل قبول نبود و به مجرد برخورد با آن، به ذهن ایشان خطور می کرد که آن می باید یا سحر باشد، یا مهارتی است که از بلاد بیگانه آمده است، خواه در صنعت باشد یا در علوم طبیعی و ... بدین جهت، به عنوان معجزه الهی ایمانی به آن نمی آوردند و چه بسا شک آنها بیشتر می شد، چون قرآن کار خارق العاده به همراه دعوی پیامبری بود... بدین جهت اقتضای حکمت الهی بر آن بود که اعجاز قرآن برای آنها در بلاغت آن باشد و بدین جهت در برابر آن احساس عجز نمودند و تسلیم الهی شدند.(2)

ایشان اذعان می کند که قرآن خود بر این اعجاز تأکید دارد و مردم عرب را به آوردن مانند آن دعوت می کند و با صدای بلند اعلام می کند: «هر کس می تواند یک سوره مانند قرآن بیاورد» و این دعوت خود را در چندین مرحله تکرار می نماید که حکایت از صلابت و استواری قرآن در اعجاز بیانی و بلاغی آن دارد و تاریخ نشان می دهد که کسی نتوانسته است به دعوت قرآن در آوردن مانند آن پاسخ دهد.(3)

علّامه بلاغی، سپس به اعجاز قرآن برای همه مردم، اعم از عربها و عجم ها اشاره می کند و قرآن را از شش وجه، کتابی فوق العاده و بی مانند می داند که وجوه مزبور به شرح ذیل می باشند:

1.اعجاز تاریخی

در اعجاز تاریخی، ایشان معتقد است: گرچه قرآن اخباری از گذشته و ملت های منقرض شده، بیان می دارد و آن هم توسط شخص پیامبر ( صلی الله علیه و آله و سلم) که امّی بود و در نزد کسی تعلیم ندیده بود و این خود کاری خارق العاده و مهم است؛ ولی اعجاز تاریخی قرآن در این نیست؛ زیرا چه بسا ممکن است کسان دیگری هم-گرچه با لغزشهای فراوان-چنین اخباری را بیان نمایند، و اعجاز تاریخی قرآن در آن است که بگویم:

قرآن کریم در تاریخ نگاری خود، برخی از قصه ها را ذکر می کند که تورات نیز آنها را ذکر کرده و یهودیان و مسیحیان معتقدند که آن مطالب، آسمانی است که خدا بر موسی نازل کرده؛ ولی تورات کنونی آنها را به همراه خرافات و کفر و بدون نظم درونی، ذکر می کند؛ مانند قصه آدم...؛ ولی قرآن آنها را با شکلی مهذّب، معقول و در قالبی زیبا و پرفایده بیان می نماید که نشانگر آن است که قرآن وحی الهی است.(4)

2.اعجاز در چگونگی احتجاج
(5)

مرحوم بلاغی معتقد است؛ زمانی که قرآن نازل شد و بر قلب پیامبر( صلی الله علیه و آله و سلم) فرود آمد، زمان جهل و گمراهی مردم بود و اغلب مردم بت پرست بودند و شرک و نفاق بر عالم چیره شده بود؛ در آن دوران، برای هدایت بشر از طرف خداوند نازل شد و بیانگر معارف الهی بود. و برای دعوت بشر به سوی هدایت، از ابزارهای گوناگون استفاده نمود که از جمله مهمترین آنها، استدلال و برهان و حجتهای قرآنی بود که آنها بسیار گویا و شفاف در قالبهای استوار، برای هر مخاطبی فراهم شده بود.

مرحوم بلاغی در بخشی از کلام خود می گوید:

آن استدلالها بر بهترین شیوه و سودمندترین طریقه بود: به شکلی متعالی و پیشرفته که نور غریزه فطری را در هر فردی زنده می کرد.(6)
احتجاجات قرآن در موضوع خداشناسی، معاد و صفات خدا و ... فرآوان و به گونه ای است که حقایق مستور را نشان می دهد؛ در حالی که چنانچه در انجیلهای چهارگانه نگریسته شود و احتجاجات آنها با قرآن مقایسه گردد، به خوبی روشن می شود که قرآن از اعجاز و شگفتی در احتجاجات برخوردار است؛ مرحوم بلاغی آنگاه به نمونه هایی از آن در کتاب خود اشاره می نماید.(7)

3. اعجاز در سلامت قرآن از هرگونه تناقض(8)

علّامه بلاغی، معتقد است که قرآن در رشته های گوناگونی از علوم و معارف، مطالب خاص علمی را بیان داشته است، مانند فلسفه، سیاست، خطابه، علوم اجتماعی، اخلاقی، قوانین مدنی، نظامی و ...؛ فنونی که هر یک متخصصانی برجسته دارند؛ قرآن در تمامی علوم مذکور وارد شده و با بهترین شیوه و در سطح عالی به بیان آنها پرداخته است؛ در حالی که در بیان هر یک از علوم دچار وهن و لغزش و ناسازگاری نشده است، همچنان که ناسازگاری بین تمامی آنها در مقایسه با یکدیگر نیز وجود ندارد.

ایشان بیان می دارد که قرآن نیز در آیات متعددی بر این امر تأکید می نماید و می فرماید: «اَفلا یَتَدَبَّرُونَ القُرآنَ وَ لَوکانَ مِن عِندِ غَیرِ اللهِ لَوَجَدوُا فیهِ اختِلفاً کَثیراً»،(9) که نشانگر آن است که چگونه ممکن است بشری مانند محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) که امّی بوده و از تعلیماتی برخوردار نشده بود، بتواند چنین مطالب منسجم و هماهنگی را ارائه نماید؛ وی همچنین تأکید می کند: اگر در این جهت هم به «عهدین»، نظری افکنده شود، وجود مطالب ناهماهنگ در آن، قابل دریافت می باشد؛ ایشان برای مطالعه نمونه ای از آن، مخاطب خویش را به کتاب الهدی سفارش می کند.(10)

4.اعجاز در نظام قانونگذاری و ارائه جامعه مدنی بر اساس عدل(11)

علّامه بلاغی، چهارمین(12) وجه در اعجاز عام قرآن را، مربوط به ارائه قوانین در یک جامعه مدنی بر اساس عدالت می داند و بیان می دارد که در زمان نزول، پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نیز یک فرد عادی از مردم بود که آن مردم از عادات و رسوم جاهلی برخوردار بودند، و چگونه می توان پذیرفت که او یک بشر عادی بود، بدون کمک از وحی الهی، شریعتی را بیاورد که دربرگیرنده قوانین اجتماعی، سیاسی، قضایی و ... برای یک جامعه پیشرفته باشد؛ لذا تمدنی را که قرآن برای بشر به ارمغان آورد، تمدنی مترقی و بسیار عالی بود که معجزه ای الهی است؛ با بررسی تمدنهای آن زمان و ارزیابی و مقایسه شریعتهای متداول در آنها، عظمت تمدن قرآن بیشتر روشن می گردد.

مرحوم بلاغی در آخرین سخن از این بخش می گوید:

اعجاز قرآن در تشریع ممتاز آن است که به واسطه وحی الهی شکل گرفته است.(13)

5.اعجاز در نظام اخلاقی(14)

علّامه بلاغی، پنجمین وجه عام اعجاز قرآن را بُعد تربیتی آن می داند و بیان می دارد که قرآن کریم، کتابی دارای نظام تربیت و اخلاق است و مطالب تربیتی و اخلاقی نظام مندی را بیان کرده که خارق العاده است و از آن زمان تاکنون، کتابی به زیبایی قرآن نیامده است.
ایشان بیان می دارد که در قبل از عصر نزول قرآن، اخلاق و تربیت به پایین ترین سطح خود رسیده بود؛ ولی قرآن، مطالب اخلاقی ارزشمند و اخلاق فاضله را برای بشر به ارمغان می آورد، که خود معجزه ای مهم بود؛ وی در ادامه به نمونه هایی از موارد مزبور در سوره نحل و حجرات اشاره می نماید مانند آیه شریفه: «إنَّ اللهَ یَأمُرُ بِالعَدلِ وَ الاحسنِ وَ إیتایِ ذِی القُربَی وَیَنهَی عَنِ الفَحشاءِ وَ المُنکَرِ و البَغیِ یَعِظُکُم لَعَلَّکُم تَذَکَّرُونَ»(15)

علّامه بلاغی می گوید: اگر به تورات نظر کنی و دستورات اخلاقی آن را با قرآن مقایسه کنی، عظمت این کتاب آسمانی، بیشتر روشن می شود و همینطور در اناجیل نیز، مطالب تربیتی و اخلاقی آنها، از کاستی برخوردار هستند؛ (16) در حالی که قرآن برخلاف سنّتهای جاهلی به بیانِ آداب و دستورهای اخلاقی متعالی، مبادرت نموده و از شیوه های تربیتی مترّقی بهره مند است.

6. اعجاز در اخبار غیبی(17)

علّامه بلاغی، آخرین وجه عام اعجاز قرآن را، برخورداریِ دارا بودن آن از «اخبار غیبی» می داند و بیان می دارد که اعجاز اخبار غیبی، در قرآن فراوان است. اخباری که ظاهراً پذیرش آنها دشوار بود و با توجه به وضعیت اجتماعیِ زمان نزول، شاید درست به نظر نمی رسیدند؛ ولی با گذر زمان روشن شد که حاوی مطالبی درست بوده اند. مانند خبرِ پیروزی پیامبر ( صلی الله علیه و آله و سلم) بر مشرکین که در هنگام هجوم مشرکین و طغیان عمومی بر علیه پیامبر ( صلی الله علیه و آله و سلم) آمده بود و خداوند در سوره حجر می فرماید:
«فَاصدَع بِمَا تُؤمَرُ وَ أَعرَض عِنِ المُشرکینَ--إنَّا کَفینَکَ المُستَهزِءینَ -- ألَّذینَ یَجعَلُونَ مَعَ اللهِ ألَهَاً ءَاخَرَ فَسَوفَ یَعلَمُونَ»(18)

آیات فوق خبر از پیروزی پیامبر( صلی الله علیه و آله و سلم) می دهند و همینطور آیات دیگری که حکایت از غلبه دین اسلام بر تمامی زمین دارد؛ وی همچنین به آیاتی در مورد غلبه روم و آیات سوره مسد در مورد ابولهب و همسرش و ... اشاره نموده و آنها را با انجیل مقایسه می نماید و در پایان تأکید می کند که قرآن کتاب برجسته ی ممتازی است که آوردن آن از توان بشر، بدون کمک وحی، خارج بوده و می باشد و قرآن جزء وحی الهی نیست.(19)

پی نوشت ها :

1. علّامه بلاغی، خود در شمار اعراب اصیل بوده و برخلاف علمای غیرعرب، بخوبی با نکات ادبی و ویژگیهای زبان عربی آشناست.
2. ر.ک: آلاء الرحمن، ج1، ص 4.
3. همان، ص 7.
4. ر.ک: آلاء الرحمن، ج1، ص 9.
5. اعجازه فی وجهة الاحتجاج، ر.ک: همان، ص 11.
6. ر.ک: همان.
7. ر.ک: همان، ص 12.
8. اعجازه فی وجهة الاستقامة و السلامة من الاحتلاف و التناقض؛ ر.ک: به همان.
9. آیا در قرآن نمی اندیشند؟ اگر از سوی غیرخدا بود، اختلاف فراوانی در آن می یافتند؛ نساء، 82.
10. ر.ک: آلاء الرحمن، ج1، ص 12.
11. اعجاز فی وجهة التشریع العادل و نظام المدینه؛ همان، ص 13.
12. همان.
13. همان، ص 14.
14. اعجاز من وجهة الاخلاق، همان.
15. خداوند به عدل و احسان و بخشش به نزدیکان فرمان می دهد و از فحشا و منکر و ستم نهی می کند. خداوند به شما اندرز می دهد، شاید متذکر شوید؛ نحل، آیه 90.
16. ر.ک: آلاء الرحمن، ج1، ص 15.
17. اعجاز فی وجهة علم الغیب؛ همان.
18. آنچه را که مأموریت داری، آشکارا بیان کن و از مشرکان روی گردان. ما شر استهزاء کنندگان را از تو دفع خواهیم کرد؛ همانا که معبود دیگری با خدا قرار دادند اما به زودی می فهمند؛ حجر، آیات 94-96.
19. آلاء الرحمن، ج1، ص 16؛ و هل یسمح عقله الا بان یقول: «إن هُوَ وَحیٌ یُوحَی».
نویسنده: سیدرضا مؤدب/ راسخون


منبع مقاله :
مؤدب، سیدرضا؛(1390)، اعجاز قرآن، قم: مرکز بین المللی ترجمه و نشر المصطفی صلی الله علیه و آله و سلم، چاپ دوم