تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




عشق بسیار عجیب ، ولی واقعی ! زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:sina66
آخرین ارسال:جزیره
پاسخ ها 18

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

عشق بسیار عجیب ، ولی واقعی !

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام ، با تشکر از سایت خوبتون ، میرم سراغ اصل مطلب ، من به مدت 3 سال با یکی رابطه عاشقانه داشتم ، البته بدون هم خوابی ، ولی دروغ نگم رابطه لب و بغل و . . . بود، تو این 3 سال من دائم در حال خیانت بودم بهش چنبار فهمید ولی ماست مالی کردم تموم شد رفت ، دوسش داشتم ، ولی عاشقش نبودم ، با اینکه میدونسم واسم میمیره ، خیلی اذیتش کردم تو این 3 سال ، خیلی . صدها بار اشکش در میومد ولی باز درست میکردم ، اون اولا تقریبا ماهی یکبار ولش میکردم ، سر دلیل های مسخره ، گریه وزاری میکرد که دوست دارم و میخوام باهات باشم ولی من گند میزدم بهش ، تو این مدت هم با دخترهای دیگه رابطه داشتم حتی وقتی دست کسی تو دستم بود به اون اس ام اس میدادم ( میدونم کارهای خوبی نبوده ) ، بعد شد هر چند هفته یبار ولش میکردم و گریه میکرد که برگرده ، بعد چنوقت میشد که مثلا تو یک هفته چنبار ولش میکردم ولی باز میومد سمتم
    تا 2 ماه پیش . . . .
    سر این باهاش تموم کردم که 5 دیقه دیر جواب اس ام اسمو داد ، مثل همیشه گفت که دوست دارم ولی سردتر
    واسه تولدم که چنوقت بعدش بود هم زنگ زد اما انقد بد صحبت کردم باهاش و گفتم نمیخوام باهاش حرف بزنم
    اینم بگم که تقریبا از پارسال شروع به مصرف حشیش و گراس و تریاک و . . . . کردم ، وقتی میفهمید دیوونه میشد میخواست که اینکارو نکنم ، حالا از 2 ماه پیش که این اتفاق اقتاد تا یک ماه بعدش خیلی سر حال بودم ، اما روز به روز مصرفم بیشتر میشد ، حشیش روی مشروب ، گراس روی تریاک و . . . .
    تا جایی که ماه پیش تولدم که بود ، همه دوستام خونمون بودن ، همه در حال مصرف مواد و خوردن مشروب بودیم که همسایه ها از صدای زیاد موزیک و بوی مواد به پلیس زنگ زدن، کل فامیل خبر دار شدن که من معتاد شدم ، کلی حرف در اومد پشتم ، همه گفتن 2 سال دیگه تو جوبا پیداش میکنیم ، دو شب بازداشتگاه بودم و اومدم بیرون ، از خونه بخاطر دعوا با خانواده زدم بیرون و حدود یک ماه زندگی کردم ، تا همین شنبه این هفته چنتا از دوستم پیشم اومدن و با حرفایی که بهم زدن و با تماس های مادرم به خودم اومدم
    بعد دیدم هیچ انگیزه ای برای زندگی ندارم تا یاد این دختره افتادم که تنها کسی بود که دوسش داشتم ، اما ایندفه فرق کرد احساس میکنم اگه نداشته باشمش میمیرم ، با یکم فضولی فهمیدم با چنتا پسر دوس شده ، کسی که حتی تو خیابون جواب یه پسر رو نمیداد ، همش سرش پایین بود ، گفتم بهش که اینو فهمیدم و ازش متنفرم ، وقتی اینو شنید دیوونه شد ، توضیح داد که حتی دست اونهارو هم نگرفته و فقط شاید روزی یک دقیقه باهم تلفنی صحبت کنن ، بهش گفتم که بدون اون نمیتونم زندگی کنم ، گفتم چه بلایی سرم اومده و بدون اون نمیتونم زندگیمو درست کنم ، قبول نکرد که برگرده پیشم ولی میخواست کمک کنه منو ، هی میگف فراموشم کن ، تو میتونی و . . . ، تا اینکه گفت با هم دوست باشیم ، دوست معمولی ، گفتم باشه ، ولی شرطم اینه که قید این دوستای اخیرت رو بزنی ، 2 ، 3 دقیقه طول کشید تا قبول کنه ، ولی قبول کرد
    ببخشید که طولانی شد ، ولی الان حرفم اینه ، عاشقش شدم ، میخوام باهاش ازدواج کنم ، اما اون گف که براش مهمم ولی حس عاشقانه بهم نداره
    حالا من میخوام همچی برگرده مثل قدیم ، دوباره عاشقم بشه ، چیکار کنم ؟ کمکم کنین تا بتونم به زندگیم برگردم
    ممنون
    ویرایش توسط sina66 : 2014_02_18 در ساعت 18:35
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    سلام اول امیدوارم که مشکلتون هرچه زودتر حل بشه .اما قبل از هرچیزی باید قید دوستایی که شما باهاشون مواد مصزف میکردید رو بزنید . بعدش باید اقدام به ترک کنید البته اگه تا الان اینکارو نکردید واول این مشکلاتتون رو حل کنید بعد برید سراغ بقیه مشکلاتون . در ضمن با اون رفتارای گذشتتون توقع ندارید که اون خانم خیلی راحت از گناهتون بگذره . من خودم همچین تجربه ای داشتم و میدونم که اون خانم چه رنجی کشیدن .
    موفق باشید.
    پاسخ با نقل و قول

  3. عشق بسیار عجیب ، ولی واقعی !  سپاس شده توسط mozhghan,sina66

  4. ارسال:3#
    سلام آقای سینا...
    به تالار همیاری خوش اومدین و خوشحالم که به ما اعتماد کردین و مشکلتون رو اینجا مطرح کردید...
    بیشتر از اون خوشحالم که تونستید به خودتون بیاید و متوجه شدید که کجاها رو اشتباه رفتید و قصد دارید گذشتتون رو جبران کنید!
    همونطور که خودتون اشاره کردید شما 3سال باهم رابطه داشتید و در این 3سال، دختر مورد نظرتون به شما به شدت علاقه مند شده بودند اما خب شما به دلایلی دائما ایشون رو از خودتون میروندید؛ و مسلما ایشون هم بعد از تکرار این اتفاق ها کم کم به شما سرد شدن اما میتونیم به راحتی متوجه این موضوع بشیم که ایشون هنوز هم به شما علاقه مند هستند و این احتمال وجود داره که شما با جبران رفتارهای اشتباهی که در اون مدت داشتید،خودتون رو به ایشون ثابت کنید...
    مطمین باشید که اگه خودتون بخواید میتونید دوباره شرایط رو به روال سابق برگردونید...
    اما آیا واقعا شما مطمین هستید که به ایشون در این حد علاقه دارید و فکر میکنید میتونید گذشته و ذهنیتی که از خودتون برای ایشون ساختید رو تغییر بدید؟
    میتونید با ایشون باشید درحالیکه به هیچ رابطه ی دیگه ای فکر نکنید و فقط با ایشون باشید؟
    میتونم در مورد سن شما و دختر مورد علاقتون و هم چنین میزان تحصیلاتتون بپرسم؟
    از نظر خانوادگی و فرهنگی، تا چه حد به هم نزدیک هستید؟
    مصرف مواد و مشروب رو ترک کردید؟
    اگر می دانستید که افکارتان،چقدر قدرتمند است؛هیچگاه حتی برای یکبار دیگر هم منفی فکر نمی کردید...!
    پاسخ با نقل و قول

  5. عشق بسیار عجیب ، ولی واقعی !  سپاس شده توسط m1392,sina66

  6. ارسال:4#
    خیلی متاسفم که اینو میگم ، ولی همین الان هم که دارم تایپ میکنم رو لبام حشیش داره دود میشه
    ولی میخوام بزارم کنار
    تهشو در اوردم ، ولی دیدم جز بدبختی هیچی نداره
    تحصیلاتمون دیپلم ، 20 سال ، مادر من و مادر اون فرهنگی هستن ، پدر اون استاد دانشگاه ، پدر من مغازه داره
    میخوام که مثل قبل عاشقم باشه
    ولی به خودم مطمئن نیستم که بتونم فقط به اون فک کنم
    دنبال یه راهیم که بتونم دوباره دلشو بدست بیارم
    دوباره بشم عشقش
    تو این یکسال چند بار ترک کردم ، ولی باز لغزیدم ، اما این مشکل رو خودم میتوم حلش کنم
    چیزی که از شما میخوام راجب این دختر خانومه
    چون اصلا نمیتونم فراموشش کنم
    میگه رفتار این چندسالم باهاش رو بخشیده ولی دیگه حسی بهم نداره ، ولی خب به راحتی میشه فهمید از رفتارم ناراحته
    پاسخ با نقل و قول

  7. عشق بسیار عجیب ، ولی واقعی !  سپاس شده توسط m1392,nafas966

  8. ارسال:5#
    اما قبل از هرچیزی باید قید دوستایی که شما باهاشون مواد مصزف میکردید رو بزنید »»»»»»»» ماشالا ماشالا رفیقای جدیدم همه معتاد و بنگی تشریف دارن ، ولی رفیق آدم حسابی هم زیاد دارم ، کلا آدمیم که رفیق خیلی زیاد داره ، تو محلمون هم با اینکه حدود 2 سال هست که اومدیم اما خب خیلی ها میشناسنم و اونایی که آدمای درستین در زمان مصرف مواد هی میگفتن نکن ، ولی باز ادامه میدادم
    لامصب تو محل هم همه با خبر شدن ، آبروم رفته ، هرکی یه تیکه میندازه
    ولی میگم که میخوام همچی عوض بشه
    الان هم مهمترین چیز واسم که میتونه سر پا نگهم داره این دختر خانومه
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:6#
    elnaz.t آواتار ها
    سلام اقاسینابه همیاری خوش اومدید
    ایاازحستون مطمئنید؟منظورم اینه که واقعامطمئنیددوسش داریدویابرای اینکه راحت ترازاین مشکلی که واسه خودتون درست کردیدخلاص شیدحس نیازبهش دارید؟
    این دوتااحساس خیلی فرق دارن
    چه چیزباعث شده که فکرکنیدالان دیگه عاشقشون شدید؟چه معیارایی داریدشمابرای ازدواجتون باایشون؟
    دلیل تنهاییم راتازه فهمیدم!
    وقتی محبت کردم وتنهاشدم
    وقتی دوست داشتم وتنهاماندم
    دانستم بایدتنهاشدوتنهاماندتا\"خدا\"رافهمید...

    پاسخ با نقل و قول

  10. عشق بسیار عجیب ، ولی واقعی !  سپاس شده توسط m1392,sina66

  11. ارسال:7#
    خب من قبلا هم میخواستم تو آّ نمک نگهش دارم واسه ازدواج ، ولی خب اونکارارو میکردم
    تازگی ها مادر پدرمم جدا شدن ، اینه که از لحاظ روحی خیلی داغونم ، منی که انقد مغرور بودم که تا حاا یبار گریه کردم اونم ختم پسرخالم که همه زندگیم بود ، حالا روزهام شدن پر از گریه ، چیزی که فک میکنم اینه که احساس میکنم برای رهایی از این اوضاع خیلی بهش نیاز دارم
    ولی خب تو اینکه چطوری همچی رو درست کنم و دوباره عاشقم بشه فرقی نمیکنه
    فقط میخوام مثل قبل بشه باهام
    این اطمینانو بهم میدین که بتونم اینکارو بکنم ؟
    ممنون
    پاسخ با نقل و قول

  12. ارسال:8#
    امیدوارم که زودتر مصرف حشیش و سایر مواد اعتیاد آور رو ترک کنید؛چون شک نکنید که یکی از راه های به دست آوردن اعتماد دوباره ی اون خانوم،میتونه ترک کردن مواد مخدر باشه!
    ببینید آقا سینای عزیز..
    شما در قدم اول باید کاملا از خودتون مطمئن بشید! فقط کافیه که چند لحظه جای خودتون و دختر مورد علاقتون رو عوض کنید...
    آیا حاضرید عاشق کسی باشید که شاید بهتون تعهدی نداشته باشه؟
    عشق،در درجه ی اول تعهد میاره؛ به نظر خودتون این که بازهم علاقه ی کامل اون دختر رو به دست بیارید و بعد باز روش خودتون رو در پیش بگیرید کار درستیه؟
    آیا همونطور که خودتون از ایشون توقع دارید به جز شما به کس دیگری فکر نکنه، بهتر نیست که این توقع رو از خودتون هم داشته باشید؟
    ببینید دوست عزیزم..
    درسته که ایشون در حال حاضر انگیزه ی شما برای ادامه ی زندگی و تغییرات مثبتتون هستن اما شما هم باید برای ایشون انگیزه باشید...
    باید با خودتون روراست باشید و برای خودتون مشخص کنید که ایشون کجای زندگی شما هستن...
    اگر واقعا به ازدواج و رسیدن به ایشون فکر میکنید باید تلاشتون رو هم برای این کار بکنید...
    اگر دنبال علاقه ی قبلی ایشون به خودتون هستید، باید قبل از هرچیز خودتون این علاقه رو در هردو نفرتون ایجاد کنید...
    با خودتون عمیقا فکر کنید و ببینید چی میخواید؟ ببینید میتونید برای ایشون یه زندگی ایده آل بسازید؟ ببینید میتونید فقط و فقط با اون باشید و به هیچ کس دیگری فکر نکنید؟
    فکر میکنم جواب دادن شما به این سوال ها نصف مشکلتون رو حل کنه!
    اگر می دانستید که افکارتان،چقدر قدرتمند است؛هیچگاه حتی برای یکبار دیگر هم منفی فکر نمی کردید...!
    پاسخ با نقل و قول

  13. عشق بسیار عجیب ، ولی واقعی !  سپاس شده توسط anahid,m1392,sina66

  14. ارسال:9#
    آیا حاضرید عاشق کسی باشید که شاید بهتون تعهدی نداشته باشه؟ اون که نمیدونه من بهش خیانت کردم و باز هم شاید بکنم
    عشق،در درجه ی اول تعهد میاره؛ به نظر خودتون این که بازهم علاقه ی کامل اون دختر رو به دست بیارید و بعد باز روش خودتون رو در پیش بگیرید کار درستیه؟
    میدونم درست نیست ، ولی انگار تو خون منه خیانت
    آیا همونطور که خودتون از ایشون توقع دارید به جز شما به کس دیگری فکر نکنه، بهتر نیست که این توقع رو از خودتون هم داشته باشید؟
    درسته
    ببینید دوست عزیزم..
    درسته که ایشون در حال حاضر انگیزه ی شما برای ادامه ی زندگی و تغییرات مثبتتون هستن اما شما هم باید برای ایشون انگیزه باشید...
    چطور ؟
    باید با خودتون روراست باشید و برای خودتون مشخص کنید که ایشون کجای زندگی شما هستن...
    میخوام کمک کنه تا بتونم با مشکلاتی که برام افتاده روبرو بشم و باهاشون کنار بیام
    اگر واقعا به ازدواج و رسیدن به ایشون فکر میکنید باید تلاشتون رو هم برای این کار بکنید...
    اگر دنبال علاقه ی قبلی ایشون به خودتون هستید، باید قبل از هرچیز خودتون این علاقه رو در هردو نفرتون ایجاد کنید...
    چطور ؟
    با خودتون عمیقا فکر کنید و ببینید چی میخواید؟ ببینید میتونید برای ایشون یه زندگی ایده آل بسازید؟ ببینید میتونید فقط و فقط با اون باشید و به هیچ کس دیگری فکر نکنید؟
    تا قبل از ازدواج فک نکنم بتونم فقط با اون باشم ، ولی اگر ازدواج کنیم فک کنم بتونم

    پاسخ با نقل و قول

  15. ارسال:10#
    elnaz.t آواتار ها
    دوست عزیزچرافکرمیکنیدبازهم بهش خیانت میکنیددرحالی که میگیدعاشقشید؟
    این انگیزه میتونه خیلی ایشونومشتاق کنه چون میبینه براتون انگیزست به نظرتون همونجورکه شمابه ایشون امیدداریدایشون هم دوس ندارن که به شماامیدوارباشن؟
    یعنی ایشون روبرای کمک به خودتون میخوایدیاخودتونم حاضریدکمکش کنید؟
    دلیل تنهاییم راتازه فهمیدم!
    وقتی محبت کردم وتنهاشدم
    وقتی دوست داشتم وتنهاماندم
    دانستم بایدتنهاشدوتنهاماندتا\"خدا\"رافهمید...

    پاسخ با نقل و قول

  16. عشق بسیار عجیب ، ولی واقعی !  سپاس شده توسط m1392,sina66

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •