تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




این آیات با هم تناقض ندارند؟ زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:h_jack2
آخرین ارسال:ایزدی
پاسخ ها 4

این آیات با هم تناقض ندارند؟

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    ممنون میشم جناب ایزدی تناقض این دوتا سوره هم توضیح بدن. در وبلاگی از اینجور تناقض ها زیاد دیدم و نیاز دارم یکی توضیح بیشتری بده.


    آيه ١٠٦ سوره بقره :

    نَنسَخ مِن آيةٍ اَونُنسِهانَاُتِ بِخَيرٍ مِنها اَو مِثلِها اَلَم تَعلَم اَنَّ اللهَ عَلی کُلَّ شَئٍ قَديرُ »
    [يعنی] ما امری يا آيه ای را نسخ نمی کنيم يا به فراموشی رها نمی سازيم مگر اينکه بهتر يا مانند آن را بياوريم. مگر نمی دانی خداوند بر هر امری تواناست.

    توضیحات: البته خداوند بر هر امری تواناست و به همين دليل نبايد آيه ای را بفرستد و سپس نسخ فرمايد زيرا توانای
    مطلق بالضروره بايد توانايی فرستادن احکامی را داشته باشد که قابل نسخ نباشد . دانايی و توانايی از صفات
    ضروريه حضرت باريتعالی است . بشر متفکر و مُدرِک خدايی را با چنين اوصافی ستايش می کند .


    سوره نحل:

    اِذا بَدَّلنا آيةٍ وَاللهُ اَعلَمُ بِما ينَزَّلُ قالُوا اِنَّما اَنتَ مُفتَرٍ بَل اَکثَرُهُم لايعلَمُو نَ. قُل نَزَّلهُ ر وُحُ القُدُس مِن »
    .« رَبَّکَ بِالحَقَّ لِيثَبِتَ الَّذينَ آمَنُوا
    [يعنی] اگر آيه ای را با آيه ديگر نسخ می کنيم خداوند بدانچه می فرستد داناست . آنها تو را مفتری
    می گويند اما اکثر آنها نمی دانند . به آنها بگو روح القدس آن را نازل کرده است تا مؤمنان را ثابت
    قدم سازد
    ویرایش توسط h_jack2 : 2014_02_20 در ساعت 21:50
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    ایزدی آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط h_jack2 نمایش پست ها
    ممنون میشم جناب ایزدی تناقض این دوتا سوره هم توضیح بدن. در وبلاگی از اینجور تناقض ها زیاد دیدم و نیاز دارم یکی توضیح بیشتری بده.

    آيه ١٠٦ سوره بقره :

    نَنسَخ مِن آيةٍ اَونُنسِهانَاُتِ بِخَيرٍ مِنها اَو مِثلِها اَلَم تَعلَم اَنَّ اللهَ عَلی کُلَّ شَئٍ قَديرُ »
    [يعنی] ما امری يا آيه ای را نسخ نمی کنيم يا به فراموشی رها نمی سازيم مگر اينکه بهتر يا مانند آن را بياوريم. مگر نمی دانی خداوند بر هر امری تواناست.

    توضیحات: البته خداوند بر هر امری تواناست و به همين دليل نبايد آيه ای را بفرستد و سپس نسخ فرمايد زيرا توانای
    مطلق بالضروره بايد توانايی فرستادن احکامی را داشته باشد که قابل نسخ نباشد . دانايی و توانايی از صفات
    ضروريه حضرت باريتعالی است . بشر متفکر و مُدرِک خدايی را با چنين اوصافی ستايش می کند .

    سوره نحل:

    اِذا بَدَّلنا آيةٍ وَاللهُ اَعلَمُ بِما ينَزَّلُ قالُوا اِنَّما اَنتَ مُفتَرٍ بَل اَکثَرُهُم لايعلَمُو نَ. قُل نَزَّلهُ ر وُحُ القُدُس مِن »
    .« رَبَّکَ بِالحَقَّ لِيثَبِتَ الَّذينَ آمَنُوا
    [يعنی] اگر آيه ای را با آيه ديگر نسخ می کنيم خداوند بدانچه می فرستد داناست . آنها تو را مفتری
    می گويند اما اکثر آنها نمی دانند . به آنها بگو روح القدس آن را نازل کرده است تا مؤمنان را ثابت
    قدم سازد
    سلام

    خوب منظور شما از تناقض، چیزی است که در توضیحات نوشته شده؟! یعنی اگر خداوند دانا و توانا به همه چیز است پس چرا احکامی نفرستاده که قابل نسخ نباشد؟ یعنی منظور شما تناقض توانا بودن خداوند بر هر چیز و وجود آیات ناسخ و منسوخ است؟

    یا اینکه به نظر شما تناقض به این صورت است که در یک جا گفته شده آیات را نسخ نمی کنیم و در یک جا گفته شده نسخ می کنیم؟

    در هر صورت به نظرم باید فلسفه و علت آیات ناسخ و منسوخ را بدانیم.

    و البته اگر در متن عربی و ترجمه ایات هم دقت کنیم متوجه می شویم که گفته شده ما آیه ای را نسخ نمی کنیم و ... مگر اینکه بهتر یا مانند آن را بیاوریم. یعنی اینجا مواردی را برای نسخ آیات استثناء کرده؛ پس در مورد دوم تناقضی وجود ندارد.

    خوب ابتدا باید معنای ناسخ و منسوخ را بدانیم:

    نسخ در لغت به معنای برداشتن، از بین بردن و باطل کردن . در اصطلاح علوم قرآنی یعنی برداشتن حکم قبلی (که برحسب زمان اقتضای دوام داشته) به وسیله حکم جدید. به گونه اى كه جايگزين آن شود و امكان جمع ميان هر دو نباشد. حكم قبلی را منسوخ (نسخ شده) و حكم جدید را ناسخ (نسخ كننده) گويند.

    یعنی با توجه به مقتضای شرایط زمان و مکان، خداوند حکم قبلی را بر می دارد و حکم جدید را قرار می دهد.

    همان طور که می دانید قرآن کریم به تدریج و در طول 23 سال و به مناسبت های مختلف نازل شده تا این که دین کامل شده و به کمال مقصود خود رسیده است.

    در این سیر تدریجی و تکاملی، با توجه به تغییر شرایط، حکم متناسب با همان شرایط، نازل می شده است؛ (این یعنی حکیم بودن خداوند که در هر شرایطی حکم مربوط به آن زمان نازل شده است) بنابراین هر کدام از حکم منسوخ و ناسخ، به جای خود صحیح و اصلح بوده اند، یعنی حکم قبلی (منسوخ) متناسب با شرایط زمان خود صحیح و اصلح بوده، و حکم جدید (ناسخ) متناسب با شرایط جدید صحیح و اصلح است.

    پس این که گفته می شود حکمت ناسخ و منسوخ، برای تکامل دین بوده، به این جهت است که دین در یک سیر تدریجی ـ تکاملی، تشریع شده است و احکام جدید با توجه به رشد پی در پی و تکامل بیشتر، و تغییر موضوعات و شرایط، صادر شده اند.

    «ما نَنْسَخْ مِنْ آيَةٍ أَوْ نُنْسِها نَأْتِ بِخَيْرٍ مِنْها أَوْ مِثْلِها»؛ هر حكمى را نسخ كنيم، و يا نسخ آن را به تأخير اندازيم، بهتر از آن، يا همانند آن را مى‏آوريم.(1)

    به گفته آیت الله معرفت، مقصود از «خَيْرٍ مِنْها أَوْ مِثْلِها» لحاظ دو حالت است:

    اگر حكم ديروز را نسبت به شرايط امروز بنگرى حكم امروز اصلح (خير) است، و اگر هر يك را در جاى خود بنگرى هر دو حكم همانندند، زيرا هر يك با شرايط متناسب خود توافق كامل دارد. (2)


    بنابر این می توان به برخی از موارد به عنوان حکمت و دلیل نسخ، این گونه اشاره نمود:

    تکامل دین:
    نزول قرآن با توجه به نیازهای بشر و مقتضیات زمانی و مکانی، به صورت تدریجی و در عین حال تکاملی بوده است، لذا بر اثر تغییر شرایط، حکمی متناسب با شرایط و مقتضیات جدید که کامل تر و اصلح تر از حکم قبلی است جعل و تشریع می شود.

    برداشتن سنت های جاهلی:
    از طرفی برخی از عادات و رسوم عرب جاهلیت به گونه ای بوده که یک مرتبه نمی شد آن را تغییر داد و اصلاح نمود، مانند شرب خمر (نوشیدن شراب)، لذا احکام مربوط به آن به صورت تدریجی تشریع شدند. بنابر این می توان یکی از فلسفه های نسخ را از میان برداشتن سنت های باطلی دانست که در میان عرب جاهلی رواج داشته است.

    امتحان و آزمایش:
    از حكمت های نسخ می توان به آزمون و امتحان، و برای نشان دادن حد پذيرش بنده نسبت به احكام الهی توسط پيامبر صلی الله علیه وآله ابلاغ می شود اشاره نمود، مانند موضوع تغییر قبله از بيت المقدس به مكه:
    «وَ مِنْ حَيْثُ خَرَجْتَ فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ وَ إِنَّهُ لَلْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ وَ مَا اللَّهُ بِغافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ»؛ از هر جا (و از هر شهر و نقطه‏اى) خارج شدى، (به هنگام نماز،) روى خود را به جانب «مسجد الحرام» كن! اين دستور حقى از طرف پروردگار توست! و خداوند، از آنچه انجام مى‏دهيد، غافل نيست! (3)
    _______________

    بقره، 106.
    علوم قرآنى، ص 250.
    بقره، 149.


    برای اطلاعات بیشتر این متن را هم مطالعه کنید:

    لزوم نسخ
    : نيازهاى انسان، گاه با تغيير زمان و شرايط محيط دگرگون مى شود و گاه ثابت و برقرار است. با توجه به قانون تكامل انسان و جامعه ـ بخصوص در هنگام شروع انقلابهاى اجتماعى و عقيدتى ـ گاه برنامه اى مفيد و سازنده و گاه ناكارامد است; بنابراين، لزوم دگرگونى برنامه ها در مقطع هاى مختلف زمانى، روشن به نظر مى رسد. نسخ، هيچگونه منافاتى با حكمت خداوند ندارد; زيرا:

    1 . احكام، تابع مصلحتها و مفسده ها هستند. همانطور كه ممكن است ساعت معين، روز معين و هفته معين، در مصلحت فعل تأثير داشته باشد، سال و سالها هم امكان دارد در مصلحت فعل مؤثر باشد; مثل اينكه مصلحت براى مسلمانان در يك زمان (به خاطر ضعف نيرو) عفو و گذشت از منافقان و كفار است، و در زمان ديگر ، مصلحت (به خاطر داشتن تجهيزات و نيرو) جهاد با آنان مى باشد.

    2. درست است كه ظاهر حكم وضع شده به وسيله شارع، دوام و استمرار است، ولى در واقع خود شارع محدوديت زمانى آن حكم را مى داند و به خاطر مصالحى مثل آماده كردن مردم براى اطاعت و انقياد، و تسهيل و تخفيف در عبادات، زمان پايان يافتن حكم را براى مردم ابلاغ نكرده است; بنابراين، نسخ منافاتى با علم و حكمت خداى متعال ندارد; علاوه بر اينكه دقت در آيات منسوخ، وجود قراينى را ثابت مى كند كه حاكى از موقتى بودن حكم است.

    3. در وضع احكام به وسيله آيات قرآن، هدفهاى مختلفى دنبال مى شود كه يكى از آنها تشريع حكم است كه با نسخ، حكم از بين مى رود; ولى هدفهاى ديگر، مثل اعجاز آيات، تلاوت آيات و در برخى موارد به عنوان سند تاريخى ـ در موردى كه شأن نزول خاصى داشته باشد ـ به حال خود باقى مى مانند.

    بيشتر مفسران قائل به نسخ در قرآن مى باشند; امّا در نوع نسخ (نسخ حكم و تلاوت; نسخ تلاوت نه حكم، نسخ حكم نه تلاوت) اختلاف نظر دارند. علماى شيعه، فقط نوع اخير (نسخ حكم نه تلاوت) را پذيرفته اند; ولى در تعداد آيات منسوخ هم اتفاق نظرى ديده نمى شود; و بيشتر آنها فقط هشت مورد را كه بر نسخشان دليل قطعى و اجماع وجود دارد پذيرفته اند. آياتى كه نسخ شدند عبارتند از:

    1 . آيه نجوا; (مجادله ، 12)
    2. عدد مقاتلين; (انفال ، 65)
    3 . آيه امتاع ; (بقره ، 240)
    4 . آيه جزاى فحشا ; (نساء ، 15)
    5 . آيه توارث به ايمان ; (انفال ، 72)
    6 . آيات صفح و عفو ; (جاثيه ، 14)
    7 . آيات معاهده ; (نساء ، 89)
    8 . آيات تدريجى بودن تشريع قتال .

    •براى آگاهى بيشتر به تفسير البيان مراجعه شود.


    1 . التمهيد، آية الله معرفت، ج 2، فصل ناسخ و منسوخ، انتشارات جامعه مدرسين.
    سوالی بود در خدمتم
    بسم الله الرحمن الرحیم ... و من یتوكل علی الله فهو حسبه طلاق/3

    وقتی چترت خداست بگذار باران سرنوشت هر چه می خواهد ببارد ...
    پاسخ با نقل و قول

  3. این آیات با هم تناقض ندارند؟  سپاس شده توسط **شادی**,محسن عزیزی,تیرا

  4. ارسال:3#
    سلام

    ممنون. درسته زیاد توضیح دادین ولی زیاد متقاعد کننده نبود واسم. چون:


    تکامل دین:
    نزول قرآن با توجه به نیازهای بشر و مقتضیات زمانی و مکانی، به صورت تدریجی و در عین حال تکاملی بوده است، لذا بر اثر تغییر شرایط، حکمی متناسب با شرایط و مقتضیات جدید که کامل تر و اصلح تر از حکم قبلی است جعل و تشریع می شود.


    تغییراتی به مرور زمان در این 23 سال صورت گرفته و قوانین تازه تری وارد قرآن شد، طبق حرف شما شرایط زمانی و مکان داشته. پس این شرایط فقط مخصوص اون 23 سال بوده! پس چرا باید گفت قرآن تکمیل ترین دین هست و برای تمام زمان ها ایجاد شده؟ در صورتی که در واقع کامل نبوده و 23 سال زمان برده تا فقط طبق شرایط زمانی که پیامبر زندگی میکرد سازگار بشه و خودشو کامل کنه. پس در واقع بعد از گذشت قرن ها الانم قرآن خیلی جاها باید تغییر کنه طبق اون شرایط زمانی. الان همه چیز تغییر کرده. رفتار مردم، طرز فکر مردم، اگاهی بیشترشون... و قرآن که توی اون 23 سال جوابگو بود الان نمیتونه جوابگوی درستی باشه ( مثل قوانین برابری زن و مرد، طرز برخورد با مجرمین، حرفایی که در مورد برده گیری زده شده بود و .... که توی این عصر هیچ کدوم بشر دوست نیست ).


    معنی نسخ در قرآن رو گفته بودین:
    نسخ در لغت به معنای برداشتن، از بین بردن و باطل کردن . در اصطلاح علوم قرآنی یعنی برداشتن حکم قبلی (که برحسب زمان اقتضای دوام داشته)


    وقتی همه میدونیم خداوند چقدر دانا و عالم هست، چرا در آیه ای گفته میشه آیه ای را نسخ نمیکنیم ( برداشتن حکم قبلی بر حسب زمان ). اما در جای دیگه میگن اگر نیاز بشه حکم قبلی را برمیداریم و بدانید که خدا دانا است! خدا اینقدر بزرگ هست که مثل ما انسان ها حرفی رو نمیزنه که بعدا نیاز پیدا کنه و حرفشو تغییر بده. مگر اینکه یکبار در قرآن بگن شاید برحسب زمان حکمی را تغییر بدیم. ولی درجای دیگه نباید بگن آیه ای را نسخ نمیکنیم! این دوتا آیه کنار هم اصلا جور در نمیان


    آدم کمی میترسه اینجور بحث هارو در جاهای عمومی مثل اینجا بکنه. هرچند برای آگاهی باشه. شاید نیاز باشه بحث رو حذف کنید چون خیلی میترسم برام دردسر ساز بشه.
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:4#
    ایزدی آواتار ها
    سلام

    نوشته های مشکی مربوط به شماست. و نوشته های آبی و بنفش مربوط به بنده است.


    QUOTE=h_jack2
    تغییراتی به مرور زمان در این 23 سال صورت گرفته و قوانین تازه تری وارد قرآن شد، طبق حرف شما شرایط زمانی و مکان داشته. پس این شرایط فقط مخصوص اون 23 سال بوده! پس چرا باید گفت قرآن تکمیل ترین دین هست و برای تمام زمان ها ایجاد شده؟ در صورتی که در واقع کامل نبوده و 23 سال زمان برده تا فقط طبق شرایط زمانی که پیامبر زندگی میکرد سازگار بشه و خودشو کامل کنه. پس در واقع بعد از گذشت قرن ها الانم قرآن خیلی جاها باید تغییر کنه طبق اون شرایط زمانی. الان همه چیز تغییر کرده. رفتار مردم، طرز فکر مردم، اگاهی بیشترشون... و قرآن که توی اون 23 سال جوابگو بود الان نمیتونه جوابگوی درستی باشه ( مثل قوانین برابری زن و مرد، طرز برخورد با مجرمین، حرفایی که در مورد برده گیری زده شده بود و .... که توی این عصر هیچ کدوم بشر دوست نیست ).

    ببینید در زمان نزول قرآن، احکام و دین اسلام در طی این 23 سال کم کم از طرف خداوند به پیامبر وحی میشده و هنوز به صورت کامل بیان نشده بود. با توجه به اینکه در قبل از آخرین دین الهی، شریعت های دیگری هم بودند و شرایط و احکام خاص خودشان را داشتند، بیان احکام جدید یکباره کار صحیحی نبود، چرا که باور مردم یکباره تغییر نمی کرد.
    مثلا همین برده داری که شما مطرح کردید و احکامی که برای آزاد کردن برده حتی در قرآن بیان شده به این مسئله مربوط است. چرا که
    اسلام هرگز ابداع کننده بردگى نبوده است. بلکه در شریعت ها و حکومت های قبلی این مسئله وجود داشته و اگر اسلام با یک فرمان عمومى دستور مى‏داد همه بردگان را آزاد کنند، یا بیشتر آنها تلف مى‏شدند و یا این جمعیت عظیم بیکار و گرسنه ای که محرومیت به او فشار ‏آورده به همه جا حمله‏ور می شد و درگیرى و خونریزى به راه انداخته نظم جامعه را مختل می کرد. بنابراین به ناچار خداوند احکامی را برای آزادی تدریجی بردگان معرفی کرد. برای همین به اقتضای شرایط و مکان خیلی از مسائل کم کم بیان میشد . بنابراین شرایط اقتضا می کرد حکمی به صورت موقتی بیان شود و بعد از مدتی که شرایط تغییر کرد حکم دیگری جایگزین آن شود.

    در طی این 23 سال، هر آنچه لازم بود بر قلب پیامبر نازل شد. چون قرآن کتاب آخرین فرستاده خداست و بر شخص دیگری غیر از پیامبر نازل نمی شود. هر چیزی که در آن زمان اتفاق می افتاد و حکمت خدا اقتضا می کرد، در قرآن بیان میشد. خیلی از مسائل باید در قرآن آورده میشد. خیلی از مسائل هم از طریق امامان (ع) بیان شده است. بنابراین قرآن دیگر بعد از پیامبر تغییر نمی کند. کسی که به قرآن اشراف داشته باشد می داند که هر آیه آن دارای اهمیت است و نکات بسیاری را بیان می کند که هیچ وقت کهنه نمی شود. و همه آنچه آمده حکمتی دارد. حتی احکامی که برای برده داری بیان شده ... شاید شاید یکی از دلایلش این باشد که ما درباره احکام آن زمان بدانیم. و اگر چیزی در این مورد شنیدیم بدانیم جریان از چه قرار بود؛

    اما به هر حال منطقی تر این است که وقتی پیامبر نیست کتاب خدا تغییر نکند. چرا باید آن قسمت ها حذف شود؟ آن احکام مربوط به آن زمان بوده احکامی هم مربوط به زمان ما بیان شده. چیزهایی هم بیان شده برای آیندگان ما که شاید هنوز ما آن را درک نکنیم... مگر غیر این است که بعد از قرن ها دانشمندانی غیر اسلامی مسائلی کشف کردند که در زمان نزول قرآن هیچ کس مطلع نبوده و در قرآن بیان شده است؛ مثل دو دریایی که کاملا متفاوت هستند اما کنار هم بدون اینکه با هم مخلوط شوند قرار دارند. یا ماجرای فرعون که در قرآن گفته شده و بعد ها دانشمندان علت سالم ماندن جنازه او را فهمیدند و باعث مسلمان شدن این افراد شده. می توانید برای مطالعه بیشتر این موارد را جستجو کنید. خیلی مسائل هم هستند که در زمان آیندگان ما کشف می شوند.

    در مورد احکام که اشاره کردید، احکام الهی دو قسمت هستند. بخشی احکام اولیه و برخی ثانویه . احکام اولیه مربوط به فطرت انسان است و قابل تغییر نیست. اما احکام ثانویه با توجه به شرایط مکان و زمان تغییر می کند.

    معنای این که اسلام دین روز، کامل ترین دین و قوانین آن تامین کننده سعادت و خوشبختی زندگی بشر در همه اعصار و قرون است، این است که قوانین اسلام مطابق با واقعیت ها ی هستی و خواست های فطری بشر است. فطرت و ذات انسانی قابل تغییر و تبدیل نیست. پس کمال دین به این معنا نیست که دین براى هر پرسشى پاسخ دارد، تا اگر در مراجعه به دین براى سؤالات علمى خود جوابى نیافتیم، آن را دلیلى بر عدم کمال دین بشماریم.

    در حال حاضر هم احکام ثانویه با توجه به شرایط تغییر می کند؛ اما هر چیزی که مربوط به فطرت انسان تغییر نمی کند. مثلا تا ابدالدهر زن و مرد از نظر فیزیولوژی و روحی با هم متفاوتند و این اقتضا می کند احکام و شرایطی متفاوت اما متناسب داشته باشند. یا برای همیشه گوشت خوک خوردنش حرام است چون همیشه برای بدن مضر است.
    در حال حاضر هم برخی احکام با توجه به شرایط تغییر می کنند (اما نه همه احکام بلکه آنها که ثانویه هستند) برای اطلاعات بیشتر باید احکام ثانویه و اولیه را مطالعه کنید . وگرنه پاسخ طولانی می شود.


    به هر حال در زمان ظهور امام زمان (عج) نه اینکه احکام تغییر کند اما بدرستی بیان می شود و همه بدعت ها و آنچه اشتباه بیان شده از بین می رود.

    دوباره تعریفی برای نسخ می نویسم تا مطلب بهتر باز شود:

    نسخ در لغت یعنی از بين بردن و زائل نمودن اما در اصطلاح به معنای تغيير دادن حكمى (که به ظاهر مدتی برای پایان آن تشریع نشده) و جانشين ساختن حكمى ديگر به جاى آن است؛ حکم دوم نشان می دهد که حکم اول از ابتدا هم مدت دار بوده و تشریع آن تا زمان مشخصی منظور نظر شارع بوده است اما به خاطر مصالحی، شارع مدت تشریع آن را بیان نکرده و با آمدن حکم جدید پایان زمان اجرای حکم قبلی اعلام می شود. آیات منسوخ در قرآن کریم بسیار اندک و انگشت شمارند؛ به عنوان مثال از جمله آیاتی که ادعا می شود از آیات منسوخ است آیه 15 سوره مبارکه نساء است؛ در این آیه، درباره مجازات زنان زناكار دستور داده شده كه در صورت شهادت چهار شاهد، آنها را در خانه حبس كنند تا زمانى كه مرگشان فرا رسد، يا خداوند راه ديگرى براى آنان مقرر دارد. اين آيه ظاهرا به وسيله آيه 2 سوره نور نسخ و مجازاتشان به صد تازيانه بدل شده است.

    بنابراین نسخ برخی احکام، بیانگر ترتیب تشریع برخی احکام معدود است و حکم جدید را ببان و انقضای زمان عمل به حکم سابق را اعلام نموده است و این مطلب منافاتی با بحث جاودانگی قرآن و احکام آن ندارد.





    معنی نسخ در قرآن رو گفته بودین:
    نسخ در لغت به معنای برداشتن، از بین بردن و باطل کردن . در اصطلاح علوم قرآنی یعنی برداشتن حکم قبلی (که برحسب زمان اقتضای دوام داشته)


    وقتی همه میدونیم خداوند چقدر دانا و عالم هست، چرا در آیه ای گفته میشه آیه ای را نسخ نمیکنیم ( برداشتن حکم قبلی بر حسب زمان ). اما در جای دیگه میگن اگر نیاز بشه حکم قبلی را برمیداریم و بدانید که خدا دانا است! خدا اینقدر بزرگ هست که مثل ما انسان ها حرفی رو نمیزنه که بعدا نیاز پیدا کنه و حرفشو تغییر بده. مگر اینکه یکبار در قرآن بگن شاید برحسب زمان حکمی را تغییر بدیم. ولی درجای دیگه نباید بگن آیه ای را نسخ نمیکنیم! این دوتا آیه کنار هم اصلا جور در نمیان
    پاسخ این سوال را در ارسال قبلی ام نوشتم. در آیه که گفتید آمده است که
    : ما امری يا
    آيه ای را نسخ نمی کنيم
    يا به فراموشی رها نمی سازيم
    مگر اينکه بهتر يا مانند آن را بياوريم.
    مگر نمی دانی خداوند بر هر امری تواناست. /
    آيه ١٠٦ سوره بقره

    درست است که گفته شده آیه ای را نسخ نمی کنیم اما چرا به ادامه آیه توجه نمی کنید؟ که استثناء کرده و گفته مگر اینکه بهتر یا مانند آن را بیاوریم.

    پس یعنی در این موارد که زیاد هم نیستند نسخ می کند.


    در آخر باید اشاره کنم که آنچه بنده شرح دادم با توجه به علم اندکم بود شاید شخصی متخصص پاسخ را کوتاه تر و بهتر بیان می کرد. از شما هم خواهشمند است پاسخ را دقیق تر مطالعه فرمایید.
    اگر کاستی یا اشتباهی در بیان بنده وجود داشته باشد دلیل بر اشتباه بودن حقیقت و اصل مسئله نیست.

    به طور کل بهتر است سوالات این چنینی که نیاز به تخصص بیشتر دارد در سایت های مربوط پرسیده شود.
    ویرایش توسط ایزدی : 2014_02_25 در ساعت 20:48
    بسم الله الرحمن الرحیم ... و من یتوكل علی الله فهو حسبه طلاق/3

    وقتی چترت خداست بگذار باران سرنوشت هر چه می خواهد ببارد ...
    پاسخ با نقل و قول

  6. این آیات با هم تناقض ندارند؟  سپاس شده توسط محسن عزیزی,تیرا

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •