تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




ترس از مردم زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:mahsa17
آخرین ارسال:nafas966
پاسخ ها 9

ترس از مردم

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام
    من يه مشكل خيلى بزرگ از نظر خودم دارم كه هر روز ذهن من را اشفته مى كند
    من به دليل بيمارى گوارشى ibs مورد طعنه و نيش و كنايه چند تا افراد شدم.
    به همين دليل خيلى از مردم مى ترسم
    هميشه در مدرسه از همه فرار مى كنم و فكر مى كنم همه در مورد من حرف مى زنند
    وقتى نورى از پنجره مى تابد فكر مى كنم يك نفر با فلش از من عكس مى گيرد
    وقتى كيى را مى بينم كه موبايلش را مستقيم گرفته احساس مى كنم دارند از من عكس مى گيرند
    امروز يك دسته افراد نوجوان ديدم كه فكر مى كردم در مورد من حرف مى زنند هر چند من در اين شهرى كه امروز هستم زندگى نمى كنم
    بعد از اين افكار اضطراب شديدى مى گيرم و تا دقايقى حالت شوك و سردرگمى دارم و از ترس و نگرانى ديگر حال خودم را نمى فهمم
    البته شده كه چند بار همچين چيزى را حس كنم و درست باشد ولى اين افكار دارد من را ديوانه مى كنند به طورى كه شده ٢٤ ساعت مى خوابم.
    خيلى به اين كه مردم در مورد من چى فكر مى كنند و چه حرفى مى زنند حساسم و حتى اگر مرا نگاه كنند و بخندند هر چند در مورد من نباشد من باز حالم بد مى شود .
    از زندگى اصلا لذت نمى برم و تنها جايى كه امنيت دارم خانه هست.
    و در مورد بيمارى گوارشى كه دارم بايد بگم كه ٢ سال هست كه اين بيمارى را دارم و هنوز دكتر ها راه درمان را پيدا نكردمد و من اكنون بايد با اين بيمارى ازاردهنده و خجالت اور زندگى كنم .
    پاسخ با نقل و قول

  2. ترس از مردم  سپاس شده توسط **شادی**,A@92,m1392

  3. ارسال:2#
    **شادی** آواتار ها
    سلام مهسای عزیز.
    بهمیاری خوش اومدین...

    منظورتون از بيمارى گوارشى ibs , سندرم روده تحریک پذیره؟
    این بیماری دردناک هست اما اصلا خجالت آور و خاص نیست اتفاقا تو سالهای اخیر فراگیر هم شده...

    اما به این دقت داشته باشین که استرس میتونه علایم بیماری شمارو تشدید کنه پس بهتره از شرایط استرس زا دور باشین درحالیکه شما خودتون با فکر خودتون دارین استرس رو تولید میکنین و این فشار روانی سرعت بهبود بیماری شما رو کاهش میده...

    هیپنوتراپی تو درمان سندروم روده تحریک پذیر موفقیت خوبی داشته اگه هیپنوتراپ تایید شده سازمان نظام روانشناسی تو دسترستون هست این روش رو با مشورت پزشکتون امتحان کنین...
    از طب سنتی هم غافل نشین هم برای رعایت رژیم غذایی و هم برای استفاده از داروهای گیاهی تسکین دهنده والتیام بخش...

    خب برمیگردیم به مشکل استرس شما,
    این موضوعی که شما اشاره کردی بیشتر ناشی از عدم اعتماد بنفستون میشه...
    از نوع کلماتی که برای توصیف بیماریتون بکار بردین میشه حدس زد که تا حدود زیادی این بیماری مسبب کاهش اعتماد بنفس شما بوده...

    اگه ممکنه بیشتر از خودتون صحبت کنین... سن, میزان تحصیلات ,شغل , شرایط زندگی و ارتباط با خانواده و دوستان و...
    همچنین درباره موقعیتهایی که موفقیتهایی بدست آوردین یا احیانا دچار شکست شدین...

    وسوال دیگه اینکه شما دوسال هست که به این بیماری مبتلا شدین, مشکلات ارتباطی که اشاره کردین بعد از بیماریتون شروع شده یا ازقبل وجود داشته و در این دوسال تشدید شده؟
    پاسخ با نقل و قول

  4. ترس از مردم  سپاس شده توسط m1392,nafas966,PARSABARZEGAR,محسن عزیزی,کوثر حبیبی

  5. ارسال:3#
    من ١٧ سالمه
    يه چند سالى هم ميشه كه از ايران بيرون اومدم
    تو ايران موضوع كمبود اعتماد بنفس رو نداشتم و بلعكس تا حدودى پرو هم بودم
    اما وقتى اومدم اينجا يا شايد هم به خاطر سنم كم كم مشكلاتم شروع شد
    از بچگى هميشه استرس داشتم و هر چى بزرگ تر ميشم مشكلات و استرسم هم ببيشتر ميشه
    براى مثال وسواس فكرى دارم و اگر نخوام به چيزى فكر كنم بر عكس اون ذهنم را مى گيرد . ارتباطم با خانواده ام و دوستام خيلى خوبه ، پيش اون ها انگار خودم هستم و اعتماد بنفسم هم بيشتره ولى در محيط اينجا نه
    همش احساس مى كنم از بچه هاى اينجا كمترم و اين احساس عصبانيم ميكنه
    خب به خاطر يادگيرى زبان از بچه هاى كلاس كه مال خود اون كشور هستن مسلما پايين ترم ولى دركش و تحملش برام سخته.
    توى مدرسه اصلا حرف نمى زنم و وقتى حرف مى زنم قرمز ميشم ولى در كل خجالتى نيستم .
    از كوچك ترين حرفى ناراحت ميشم و اصلا جنبه شوخى را ندارم و زود به خودم ميگيرم
    ولى موضوع اصلى كه من را در حد مرگ ميكشونه همين اينه كه فكر ميكنم همه در مورد من حرف مى زنند يا مى خندند . اگر توهينى كنن چون اعتماد بنفسم كمه جواب نمى دم و بيشتر مى ترسم كه جواب يدم .
    يه بى احترامى يا يك واكنش كوچيك يا نژاد پرستى اندكى از جمعيت اينجا من را تا ١ روز يا بيشتر ناراحت ميكند.
    يه ثانيه خوشحالم يه ثانيه افسرده . و در مورد سندروم روده تحريك پذير بايد بگم اگر يكم منو درك كنيد مى فهميد كه خيلى خيلى خجالت اوره . نمى دونم خيلى سخته براتون توضيح بدم كه علائمش چيه . فقط مى تونم بگم طورى هست كه نمى تونم همه جا برم همه جا بشينم ، همه چى بخورم . با كوچكترين خوراكى روده ام واكنش نشان مى دهد و روزى ٣ تا ٧ تا قرص مى خورم و .... داستان طولانى داره
    خيلى نوشتم ولى اميدوارم كمك كرده باشم براى تشخيصتون
    پاسخ با نقل و قول

  6. ترس از مردم  سپاس شده توسط m1392

  7. ارسال:4#
    يه موضوع ديگه هم اين هست من تو ايران درسم خوب بود و هميشه مورد توجه خانواده ام بودم چه تو درس يا به طور كل ، اينجا هم كه هستم باز هم درس رو دوست دارم ولى همين مشكلاتى كه بهم زدم باعث شده كه خيلى افت كنم ، همش كتاب روانشناسى يا فيلم ميبينم كه از دنياى خودم دور باشم .
    و اصلا هدف مشخصى ندارم و خيلى هم تلاش كرم كه هدف هايم را مشخص كنم اما نميشه .
    به نظرتون براى افزايش اعتماد بنفس چه كارى از دست خودم بر مى ايد ؟
    پاسخ با نقل و قول

  8. ترس از مردم  سپاس شده توسط m1392

  9. ارسال:5#
    چرا تو اين وب سايت اول جوابتو ميدن و اونم اينه كه بيشتر از خودت بگو و بعد ديگه جواب نميدن ؟
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:6#
    سلام مهسای عزیزم...
    از تاخیر به وجود آمده ازتون عذرخواهی میکنم!
    شما در حال حاضر چندین مساله رو عنوان کردید که من فکر میکنم بهتر باشه تک تک به بررسی اونها بپردازیم!
    در ارتباط با بیماری گوارشیتون که بهش اشاره کردید، شادی جون راهکارهای بسیار خوبی رو براتون ارائه دادن! آیا شما از راهکارههاشون استفاده کردید؟
    به عنوان مثال، مهم ترین مساله ای که باعث تحریک چنین بیماری میشه، استرس هست، آیا تا به حال تلاش کردید که از محیط های استرس زا خودتون رو دور کنید؟
    در حرفهاتون به این نکته اشاره کرده بودید که از کودکی، دچار استرس بودید! علت ایجاد این استرس در شما چه بوده؟
    آیا بعد از خروجتون از ایران این استرس بیشتر شده؟
    و اینکه آیا زمانیکه در ایران هم بودید، دچار ibs بودید؟ اگر بله؛ واکنشتون در اون زمان نسبت به این مساله چطور بود؟
    و اینکه میتونم بپرسم وضعیت تحصیلیتون زمانیکه در ایران بودید چطور بوده؟ آیا همیشه جزء شاگردهای ممتاز مدرسه بودید و مورد تشویق دیگران قرار می گرفتید؟
    اگر می دانستید که افکارتان،چقدر قدرتمند است؛هیچگاه حتی برای یکبار دیگر هم منفی فکر نمی کردید...!
    پاسخ با نقل و قول

  11. ترس از مردم  سپاس شده توسط m1392,محسن عزیزی

  12. ارسال:7#
    سلام
    در مورد دورى از محيط استرس زا بايد بگم كه انگار استرس با من قرارداد دائمى بسته و در هر شرايطى سراغم مى ايد.
    در مورد تحصيل هم خب درسم خوب بود و كمتر از بقيه نبودم
    بيمارى اى بى اس رو از ١ سال پيش گرفتم و هيچ رابطه اى با خروجم از ايران ندارد
    وقتى كه هر روز ادم هايى را مجبورى ببينى كه بهت استرس ميدن و اعتماد بنفستو پايين ميارن بايد چكار كرد
    من تنها كارى كه مى كنم اين هست كه تا مى تونم فرار مى كنم بلكه به تحصيلم هم دارن اسيب مى رسونه
    ممنون ميشم جواب بديد
    پاسخ با نقل و قول

  13. ارسال:8#
    PARSABARZEGAR آواتار ها
    دوست عزیز شما از بخاطر معده خود ناراحت هستین و این باعث شده که شما از دیگران دوری کنید و بیشتر در خانه باشید تا از اینکه این معده برای شما مشکل در جمع بوجود آورد و همین دوری شما دلیل بر این شده که نگرانیهاا به این موضوع برسد که حتی فکر کنید دیگران در مورد سما حرف میزنند و از آنها هم گریزان شده اید و ترجیح میدهید در خانه بمانید و با دیگران مراوده نکنید و به افکار منفی خود بیشتر دامن بزنید.

    خوب بنظر شما چند نفر مثل شما هستند که این مشکل را دارند(روده تحریم پذیر) ؟ آیا همه در خانه ماند ه اند و از مردم بخاطر مشکلش می‌ترسند؟

    شما با مصرف دارو که پزشک متخصص برای شما تجویز میکند تاحدود زیادی از این مشکل رهایی پیدا میکنید

    دوست عزیز پیشنهاد من این است که که شما باید به جمع دوستان وارد شوید و با آنها به مراوده بپردازید
    تا الان برای این موضوع چه کردهه آید؟
    شما خودتان انتخاب کرد هادی که بنشینید و به قول خودتان فرار کنید اما چه کاری کرده اید که فرار نکنید؟؟
    ویرایش توسط PARSABARZEGAR : 2014_03_17 در ساعت 15:36
    آنکه با زندگی میسازد، میبازد

    با زندگی نساز ، آن را بساز
    پاسخ با نقل و قول

  14. ترس از مردم  سپاس شده توسط nafas966

  15. ارسال:9#
    دوست عزیزم...
    منم با حرفهای آقای برزگر کاملا موافق هستم!
    ضمن اینکه نکته ای به ذهنم رسید که فکر میکنم بهتره بگم...
    به نظر من از اونجا که درس شما، زمانیکه در ایران بودید، خوب بوده و جزو شاگردان خوب مدرسه بودید؛ این توقع براتون ایجاد شده که همیشه باید قوی عمل کنید!
    برای همین، به محض اینکه با افت تحصیلی روبرو شدید- که با توجه به موقعیت شما مساله ای کاملا طبیعی هست- خودتون رو باختید و اعتماد به نفستون پایین اومد!
    به نظر من ، اینکه شما بپذیرید چنین افت تحصیلی کاملا طبیعی هست، بیشتر مشکلات شما رو حل کنه!
    یادتون باشه که در این مواقع، عقب کشیدن خیلی راحته اما مهم اینه که با تمام سختی هایی که در راهمون میبینیم روبرو شیم و باهاشون بجنگیم تا بتونیم بر مشکلاتمون غلبه کنیم!
    پس بهتره که شما تلاشتون رو بکنید تا هم بیشتر با بقیه ارتباط داشته باشید و وارد جکع های دوستانه بشید و هم اینکه تلاش بیشتری برای درسهاتون کنید و با تمام سختی هاش، سعی کنید که بر افت تحصیلیتون غلبه کنید!
    اگر می دانستید که افکارتان،چقدر قدرتمند است؛هیچگاه حتی برای یکبار دیگر هم منفی فکر نمی کردید...!
    پاسخ با نقل و قول

  16. ترس از مردم  سپاس شده توسط PARSABARZEGAR

کاربران دعوت شده

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •