چگونه با تنهايي پس از طلاق كنار بياييم؟ حمله به مرزهاي احساس تنهايي احساس تنهايي احساس ناخوشايندي است كه در اثر كاستي در شبكه روابط اجتماعي فرد و يا فاصله داشتن بين روابطي كه فرد تمايل دارد كه داشته باشد و آن چيز كه هم اكنون دارد به وجود مي‌آيد بارون و بيرن در كتاب روان شناسي اجتماعي مي نويسنداحساس تنهاييي واكنش هيجاني و شناختي يك فرد است به داشتن روابط رضايت بخش كمتر و كمتر از آنچه كه تمايل به داشتن آن را دارد. اين احساس رنج آور تجربه اي شايع است. آشتاين و همكارانش پرسشنامه اي را درباره احساس تنهايي در يك روزنامه منتشر كردند و از مردم خواستند كه به آن پاسخ دهند. از بررسي پاسخ‌هاي 25هزار نفر كه به پرسشنامه جواب داده بودند معلوم شد 15درصد هميشه و اغلب و 79 درصد در مواردي و بعضي وقت‌ها احساس تنهايي داشته‌اند و تنها 6درصد پاسخگويان گفته بودند كه هيچ وقت دچار اين احساس نشده‌اند. ساير پژوهش‌ها نشان ميدهد در غرب بين 15تا30درصد مردم احساس تنهايي شديد را تجربه كرده‌اند. در چند مطالعه روان شناسان ايراني حدود 25درصد نوجوانان تهراني و 20درصد دانشجويان خود را افرادي تنها وبدون داشتن رابطه‌هاي صميمانه توصيف كرده‌اند. احساس تنهايي با تنها بودن تفاوت دارد مي‌توانيم با افراد زيادي باشيم اما از احساس تنهايي رنج بريم و مي‌توانيم در گوشه‌اي تنها بنشينم و سردي اين هيجان ناخوشايند را در درون خود حس نكنيم. همانند شهيد بلخي شاعر نامدار ايراني كه مي‌گويند روزي از مردم كناره گرفته بود و در گوشهاي كتابي را مطالعه مي‌كرد. يكي از آشنايان بر او گذشت و گفت: اي حكيم چرا تنها نشسته‌اي؟ شهيد پاسخ داد: چون تو ‌آمدي تنها شدم. تنهاي منفي پيامدهاي زيادي دارد كه از جمله مهم‌ترين آنها مي‌توان از اضطراب، افسردگي، عزت نفس پايين، گرايش به خودكشي، مشكلات خواب، پرخوري،‌افت تحصيلي ، استفاده نابجا از آرام بخش‌ها،‌ مصرف الكل ،‌تماشاي بيش از حد تلويزيون و ناتواني سيستم ايمني بدن ياد كرد. كاركرد ضعيف سيستم ايمني افرادتنها از بيشتر از غير تنهايان دچار انواع بيمارهاي جسمي مي‌سازد. تاجايي كه به گفته پزشكان متخصص احساس تنهايي به اندازه سيگار فشار خون بالا و بي‌تحركي مي‌تواندباعث بروز بيماري‌هاي گوناگون شود. بررسي‌ها نشان مي‌دهد بين افسردگي كه زمينه ساز مشكلات فراوان جسمي؛ رواني و اجتماعي است و احساس تنهايي پيوند نزديك و متقابلي وجود دارد كه به آن حلقه خود تدام بخش تنهايي مي‌گويند. جدايي از همسر يكي از مهم‌ترين و آسيب زاترين عوامل تنهايي است. آثار ويران ساز احساس تنهايي در جداشدگان به زمينه‌هاي شخصيتي و تربيتي فرد مدت زندگي كردن با همسر كيفيت ارتباط دو نفر با يكديگر مهارت‌هاي اجتماعي، عزت نفس و منابع حمايتي او بستگي دارد. افراد طلاق گرفته به خصوص زنان كه شكننده‌تر از مردان در برابر احساس تنهايي هستند بايد مواظب باشيد از روش‌هاي زيانبار براي سرگرم كردن خود بهره جويند. پناه بردن به دوستان بي‌هدف و ناهمگون با ارزش‌هاي معنوي و اخلاقي، به خصوص برقراري پيوند عاطفي با افرادي از جنس مخالف عاقبت سوزتر از ديگر روش‌هاست. هست تنهايي كه از ياران بد نيك چون بايد نشيندبد شود. بسياري از جوانان جدا شده از همسر؛ با راهنمايي مشاوري دلسوز بعد از مدتي كم توانسته‌اند با برنامه‌ريزي دقيق و عاقلانه به موفقيت‌هاي علمي ؛ هنري و ورزشي و اجتماعي بزرگي دست يابند كه رسيدن به آنها در زندگي ملالت آور پشين و در كنار همسري آزار دهنده و محدود كننده به هيچ وجه امكان پذير نبوده است. مطمئن باشيد اگر در فرصت‌هاي كه برايتان پيش آمده با حمله به مرزهاي احساس تنهايي خود را در زمينه‌هاي مثبت زندگي و به خصوص از جنبه هاي معنوي و ديني رشد دهيد، وعده خداوند درباره شما تحقق مي‌يابد و زندگي سعادت آميزي در كنار همسري سازگار و خوب بهره‌تان خواهيد شد.================================ منبع: ماهنامهسپيده دانايي شماره 41



منبع:لیست مقالات