تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




بیان حقیقت زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:gandom
آخرین ارسال:nafas966
پاسخ ها 5

بیان حقیقت

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    به نام خدا
    سلام؛تقریبا یک سال پیش نامزد کردم و 4 ماه بعد از عقد طلاق گرفتم.اینکه چرا جدا شدم،بماند...اینکه چقدر اذیتم کرد بماند...اینکه تو چه شرایط بدی بودم،اینم بماند...هرچی بود با تمام سختی هاش تموم شد و رفت...نه اسمی از نامزدم تو شناسنامم هست و نه حتی چیزی از دوشیزه بودنم کم شده اما چیزی که خیلی اذیتم میکنه اینه که چطور این موضوع رو با خواستگارام مطرح کنم که یه وقت در موردم زود قضاوت نکنن.آیا اصلا لازمه راجع به این موضوع باهاشون حرف بزنم؟تو جلسه ی اول عنوان کنم یا هر وقت موضوع جدی شد بهشون بگم؟آیا باید همه چی رو از اول براشون توضیح بدم یا یه اشاره ی کوتاه کافیه؟اگر خانوادم موضوع رو به خانواده ی پسر بگه اشکالی داره یا حتما باید خودم با آقاپسر صحبت کنم؟؟؟
    ممنون میشم اگه راهنماییم کنین
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    سلام گندم عزیز...
    به تالار همیاری خوش اومدید!
    دوست عزیزم، بابت جدایی و اتفاق تلخی که براتون افتاده متاسف شدم!
    نگرانی شما از مساله ای که مطرح کردید، قابل درکه...
    اما تصور کنید که براتون خواستگاری اومده شما و ایشون حرفهاتون رو باهم زدید و تصمیم هاتون رو هم گرفتید که بعد از مدتی، به طور ناگهانی متوجه میشید که خواستگارتون، قبل از شما به مدت 4 ماه با کسی عقد کرده بوده و به دلایلی عقدشون به هم میخوره؛ اما به شما در رابطه با اون، هیچی نگفته بودن! چه احساسی بهتون دست میده؟ آیا از اینکه مساله ی به این مهمی رو از شما پنهان کرده بودن، ناراحت نمیشدید و بهشون بی اعتماد نمیشدید؟ حتی اگر واقعا دلیل بهم خوردن عقدشون، آزار و اذیت های طرف مقابلشون بوده باشه،شما با خودتون نمیگید که اگه مساله ی خاصی نبوده پس چرا به من نگفتن؟
    پس عزیزم...
    بهتره که شما این مساله رو با صداقت، به خواستگارهاتون اعلام کنید و دلیل جداییتون رو هم براشون توضیح بدید تا هم صداقت شما براشون، مشخص بشه و هم اینکه بعدها برای خودتون مشکلی پیش نیاد و دائما نگران این نباشید که نکنه این موضوع رو بفهمن!
    مطمئن باشید هیچ چیز به اندازه ی صداقت نمیتونه شما رو در زندگیتون خوشبخت کنه!
    اگر می دانستید که افکارتان،چقدر قدرتمند است؛هیچگاه حتی برای یکبار دیگر هم منفی فکر نمی کردید...!
    پاسخ با نقل و قول

  3. بیان حقیقت  سپاس شده توسط elnaz.t,m1392,محسن عزیزی

  4. ارسال:3#
    سلام ممنون از راهنمایی تون،اما یه سوال؟اینکه من تو جلسه اول موضوع رو مطرح کنم،باعث نمیشه که خوبی ها و نقاط مثبتم رو نادیده بگیرن؟
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:4#
    elnaz.t آواتار ها
    سلام گندم عزیزبه همیاری خوش اومدی گلم
    همون جورکه نفس جون هم گفتن این گفتن شماباعث میشه صداقت شمانیزموردتحسین قراربگیره
    شمااول ازخوبی هاونقاط مثبت خودتون بگیدووقتی زمینش روجورکردیدیه امادگی به طرف مقابلتون بدیدواین موضوع روباارامش وبدون استرس درمیون بذارید
    دلیل تنهاییم راتازه فهمیدم!
    وقتی محبت کردم وتنهاشدم
    وقتی دوست داشتم وتنهاماندم
    دانستم بایدتنهاشدوتنهاماندتا\"خدا\"رافهمید...

    پاسخ با نقل و قول

  6. بیان حقیقت  سپاس شده توسط m1392,محسن عزیزی

  7. ارسال:5#
    خواهش میکنم...
    عزیزم، نباید همون اول و بدون اینکه هیچ صحبتی بین شما رد و بدل بشه، این مساله رو بازگو کنید، چون این احتمال وجود داره که تمرکزشون روی این موضوع گذاشته بشه و باقی حرف ها و حرکات شما ندیده گرفته بشه!
    بهتره که بعد از اینکه یه مقدار در مورد خودتون و ویژگی ها و شرایطتون صحبت کردید، این موضوع رو هم ضمیمه ی حرفهاتون کنید و با آرامش در رابطه با شرایط پیش اومده و علت جداییتون براشون توضیح بدید!
    اگر می دانستید که افکارتان،چقدر قدرتمند است؛هیچگاه حتی برای یکبار دیگر هم منفی فکر نمی کردید...!
    پاسخ با نقل و قول

  8. بیان حقیقت  سپاس شده توسط محسن عزیزی

کاربران دعوت شده

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •