تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




مادر مقتدر و سخت گیر زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:سمانه سس
آخرین ارسال:nafas966
پاسخ ها 5

مادر مقتدر و سخت گیر

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سمانه سس آواتار ها
    سلام..من 22 ساله ام.امسال فارغ التحصیل شدم..رشته ام حقوقو بود از دانشگاه دولتی تهران.من توی یه خونواده ی مذهبی و سنتی به دنیا اومدم.که از لحاظ مذهبی خودش رو در سطح بالایی میدونه.مثلا تو جمع فامیلی از پسرخاله ها و داییهام باید حجاب کنم.خونواده ما قید و بندهای سختی داره و ازونجایی که مادرم دختر بزرگ خونواده بوده همیشه محدود بوده که به گفته خودش به خاطر اینکه بی حجاب باید مدرسه میرفته پدرش نذاشته درس بخونه و توی شهر کوچیک بزرگ شده.از طرفی پدر من معلم بازنشسته است .به نظر پدر و مادرم اول باید مومن بود بعد رفت پی کارهای دیگه.مومن بودن هم یعنی فقط نماز خوندن حجاب و سنگین بودن و با کسی در ارتباط نبودن..من به گفته مشاور مدرسه امون آدم منطقی و باهوشی بودم.واسه همین کمتر درس میخوندم و همیشه رتبه اول کلاس بودم تو انسانی.اما کلاسا برام خسته کننده بودن و دوس داشتم بیشتر بدونم که معلمها از این بیشتر دونستن و سوالای من عاصی میشدن و مادرم رو میخواستن .مادرم هم همیشه حرف اونها رو قبول میکرد من بودم که همش پیش اون تحقیر میشدم که تو شخصیت نداری شعور نداری نفهمی و ...تو دوران دبیرستان بهترین بازیگر استان شدم اما هیچ تشویق نشدم از طرف خونواده.از طرفی به اجبارخونواده چادر سر میکردم و به خاطر اینکه پدرم از جو هنریا خوشش نمیومد نتونستم هنر بخونم..درحالیکه رتبه خوبی تو کنکور هنر آوردم..مادرم زن مغروریه.شاید باورتون نشه ولی تا حالا نخواسته منو ببوسه.این رفتارش رو منم تاثیر گذاشته و من حتی گاهی میترسم در فاصلا یک متریش بشینم .چون ممکنه یهو یه ایرادی در مورد ابرو و چیزای دیگه بگیره.همیشه کیف من رو وقتی از دانشگاه برمیگردم میگرده.خیلی شده که کیف لوازم آرایش منو برداشته و قایم کرده و من جای دیگه خودم پیداش کردم و با اینکه ازش توضیح خواستم قسم خورده که نمیدونه قضیه رو.حتی تا مدتها من که با دوستام تلفنی حرف میزدم اون ور گوشی رو برمیداشت تا مکالمه مارو بشنوه.واقعا دیگه خسته شدم.اوقتی باهاش منطقی حرف میزنم که رفتارش اشتباهه همه چیز رو به هم میبافه و آخرش داد میزنه که تو نمیفهمی.تسلط خاصی رو پدرم داره و پدرم نمیتون بی اجازه اون آب بخوره چون هر حرکتی که از نظر اون اشتباهه با تحقیر و توهین و نیشخند همراهه.این تحقیر و توهین ها رو فقط من نمیگم.حتی افراد فامیل که رفتار مادرمو میدونن میگن که اون همیشه با زبونش بقیه رو آزار داده.خاله من همیشه میگه که تو بچگیاش مامانم اشکشو درمیاورده و الانم با حرفاش آزارش میده.ما تقریبا هرگز حرفای خوب نتونستیم با هم بزنیم.حتی وقتی مادرم از رابطه من با یه پسری اطلاع پیدا کرد به پدرم گفت و شدیدا تحریکش کرد.پدرم گوشی من رو خواست و من اونروز کتک سختی خوردم.مادرم آروم نکرد فضارو همش میگفت تو هیچی حالیت نیست.شاید باورتون نشه اما من تو 22 سالگی با دوستام بیشتر از 2 ساعت نمیتونم بیرون باشم.سعی میککنم رابطه ام رو باهاش خوب کنم امنا همیشه ا سخت گیری بی مورد باعث شده ازش دور شم.الان که دانشگاه نمیرم و موندم خونه دارم افسردگی میگیرم.چون نمیذاره با کسی برم بیرون.گاهی به این نتیجه میرسم که اون منو دوست نداره.بخاطر تبعیضی که بین من و برادرم میذاره.وقتی هم که اینو مطرح میکنم باهاش باز همه چی رو به هم ربط میده و منو مقصر میدونه و میگه که من آدم نمیشم و عقلم کار نمیکنه.خیلی اینو جلو دیگران بهم گفته و منو تحقیر کرده اما با این حال من تو روابط اجتماعی موفقم فقط واقعا دیگه خسته شدم از زندگی باهاش.از سخت گیریاش.ازینکه وقتی باهاش بیرونم همش میگه حجابتو درست کن.ازینکه حتی لباسایی که واسه بقیه عادیه من نمیتونم تنم کنم.دیگه خسته شدم کمکم کنید
    پاسخ با نقل و قول

  2. مادر مقتدر و سخت گیر  سپاس شده توسط m1392

  3. ارسال:2#
    سلام عزیزم!
    به همیاری خوش اومدین!
    قبل از هرچیزی فارغ التحصیلیتون رو بهتون تبریک میگم!
    عزیزم، از حرفهای شما، متوجه روحیه و اخلاقیات خودتون و مادرتون شدم!
    مادر شما، خانومی معتقد هستند که اعتقادات مذهبیشون براشون خیلی مهمه و این اعتقادات روابطشون با شما رو هم تحت الشعاع خودش قرار داده!
    دوست خوبم، با وجوداین حرفهایی که شما نوشتید، من کاملا مطمئن هستم که مادرتون شما رو خیلی دوست دارند و دلیل سخت گیری هاشون هم میتونه این باشه که چون شما رو دوست دارند، دوست دارند دخترشون هم شبیه خودشون بشه و با اعتقادات مذهبی قوی، رشد کنند!
    مادرتون، نحوه ی نشون دادن علاقشون به شما رو نمیدونن ولی مطمئن باشید که علاقشون به شما خیلی بیشتر از چیزیه که شما فکر میکنید؟
    آیا تا به حال از مادرتون خواستید که بدون دعوا یا جبهه و توهین، باهم در رابطه با اعتقاداتتون صحبت کنید؟
    آیا تا به حال سعی کردید که شما، دیدتون رو ننسبت بهشون تغییر بدید و باهاشون رابطه ی نزدیک و خوبی ایجاد کنید؟ ( البته شرط اینکه بتونید باهاشون همچین ارتباطی داشته باشید اینه که ایشون رو از قبل در جریان قرار بدید و بهشون بگید که من تصمیم دارم از این به بعد با شما روابط خوبی داشته باشم، شما هم سعی کن که این روابط حفظ بشه)
    آیا تا به حال در این مورد با پدرتون صحبت کردید و ازشون راهکار خواستید؟ ( چون بالاخره پدرتون خیلی بیشتر با روحیات مادرتون آشنا هستن و میدونن که با چه روشی نتیجه ی بهتری میگیرید)
    سمانه ی عزیزم..
    سخت گیری مادرتون نسبت به رابطه ی شما با جنس مخالف، قابل درکه؛ مادرتون به شما و وجود پاکتون، خیلی اهمیت میدن و برای همین نمیتونن تحمل کنن که یه پسری که نمیشناسن، خیلی راحت با دخترشون ارتباط داشته باشه!
    عزیزم، چرا از اون آقا پسر نمیخواین که زودتر اقدام رسمی کنه و حداقل برای اینکه به مادرتون ثابت کنن که ارتباطشون با شما از روی احساسات پاک بوده نه هوس، با خانوادش برای خواستگاری حضوری بیان؟
    به نظر من با اقدام رسمی از طرف اونها، مادرتون هم متوجه میشن که مساله جوری که خودشون فکر میکردن نیست!
    اگر می دانستید که افکارتان،چقدر قدرتمند است؛هیچگاه حتی برای یکبار دیگر هم منفی فکر نمی کردید...!
    پاسخ با نقل و قول

  4. مادر مقتدر و سخت گیر  سپاس شده توسط elnaz.t,m1392

  5. ارسال:3#
    سمانه سس آواتار ها
    آخ همه روابط که احساسی نیست من حتی تو رابطه های صرفا دوستانه دچار مشکلم.ضمنا من خیلی تلاش کردم منطقی در مورد اعتقاداتشون باهاشون صحبت کنم اما هیچ وقت جواب منطقی ندادن.منم قانع نشدم.پدرم هم همین نظر رو داره دقیقا که مادرم منطق خاصی واسه حرفاش نداره
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:4#
    elnaz.t آواتار ها
    سلام سمانه عزیزبه همیاری خوش اومدی
    میشه بگیدمنظورتون ازاینکه همه روابط احساسی نیست چیه؟
    وقتی مادرتون عصبانی میشن ایاشماهم عصبانی ترمیشیدودنباله حرفومیاریدیااینکه ساکت میمونید؟
    گلم مادرشماتویه محیط بزرگ شدن که والدینشون اینجورتربیتشون کرده ویه اعتقادات خاصی دارن ازطرفی هرفرزندی حس میکنه نوع تربیتی که پدرومادرش روش داشتن خیلی عالی بوده ومیتونه برای بچه های خودش پیادش کنه(دقیقاعین مادرشما)پس این طبیعیه که ایشون بخوان شماهم روخواسته های اوناباشیدومثل خودشون باشیدشماسخت نگیرید
    عزیزم علت این که توارتباط دوستانتم دچارمشکلی چیه بااین که میگی روابط اجتماعیتون هم خوبه؟
    دلیل تنهاییم راتازه فهمیدم!
    وقتی محبت کردم وتنهاشدم
    وقتی دوست داشتم وتنهاماندم
    دانستم بایدتنهاشدوتنهاماندتا\"خدا\"رافهمید...

    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:5#
    دوست خوبم
    میشه بیشتر در مورد این جملتون که گفتین در روابط صرفا دوستانه هم دچار مشکل هستید بیشتر توضیح بدید؟
    اگر می دانستید که افکارتان،چقدر قدرتمند است؛هیچگاه حتی برای یکبار دیگر هم منفی فکر نمی کردید...!
    پاسخ با نقل و قول

کاربران دعوت شده

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •