تفاوت طبیعی و اضطراب مرضی در چیست؟
می توان گفت که اضطراب یک حالت کاملاً طبیعی و سهم کسانی است که فکر می کنند. انواع متعدد مسائل زندگی فردی، اجتماعی و جهانی ایجاب می کند که ما به طور دایم از خود سازگاری نشان دهیم؛ غیر از اضطراب چه چیزی ما را به سازگاری وامی دارد؟ غیر از اضطراب چه چیزی ما را به تلاش وامی دارد؟
همه ی قدم هایی که انسان به جلو برمی دارد و همه ی کشف های علمی، هنری و ادبی نیز بر اساس اضطراب انجام می گیرد. می توان گفت که انسان عادی به مقداری اضطراب نیاز دارد تا به تکاپو بیفتد.
اضطراب زمانی مسئله ساز می شود که از تحمل انسان فراتر رود. هنگامی که اضطراب غیر انطباقی شود، دیگر طبیعی نیست بلکه جنبه ی مرضی پیدا می کند. اضطراب مرضی یک بیماری مخرب است و احساس دردآوری است که جلوه های جسمی نظیر رنگ پریدگی، تعریق، بحران های عصبی، احساس خفگی، درد قفسه ی سینه، تپش قلب و... را به همراه دارد.
بیماری های اضطرابی که یکی از شایع ترین مشکلات روانی در جمعیت عمومی می باشند، اغلب همراه با عوارض قابل توجه هستند و معمولاً مزمن و مقاوم نسبت به درمان بوده و در ایجاد آن ها عوامل ژنتیکی و وقایع مهم زندگی نقش دارند.
این اختلالات در بین حدود 30 درصد زنان و حدود 19 درصد مردان دیده می شود. برخلاف اضطراب طبیعی که جزء تفکیک ناپذیر زندگی بشری است و می تواند منجر به افزایش عملکرد و کارایی فرد در زمینه های مختلف شود، اضطراب مرضی با تداخل در زندگی روزمره ی فرد منجر به بروز انواعی از مشکلات تحصیلی، شغلی، خانوادگی و... می شود که ضرورت توجه جدی به آن کاملاً احساس می شود. از آن جایی که مهم ترین عامل افتراق سطحی از اضطراب که منجر به بروز وضعیت بیمارگونه می شود، ایجاد اختلال در یکی از حوزه های عملکرد فردی و بین فردی است، لذا زمانی به یک پدیده ی اضطرابی عنوان اختلال داده می شود که از بعد شدت یا مدت اضطراب یا هر دو به اندازه ای باشد که باعث تولید مشکل در یک یا چند موقعیت از زندگی فرد شود.
اختلالات اضطرابی بر اساس ماهیت و موضوعات مبتلا به انواعی تقسیم می شوند که هر کدام از آن ها می تواند حوزه های وسیعی از زندگی را تحت تأثیر قرار دهد. چه بسا بسیاری از اختلالات اضطرابی از ابتدای کودکی همراه با انسان است و در طول حیات وی منجر به تولید محدودیت ها و ناتوانایی های بسیاری می شود. البته برخی از انواع اختلالات اضطرابی در حد خفیفی بوده و مقطعی و گذرا می باشند.
آن چه که بسیار اهمیت دارد شناسایی به موقع و استفاده از راهکارهای مناسب جهت کنترل و درمان آن هاست. اختلالات اضطرابی (اضطراب مرضی) طیف گسترده ای را تشکیل می دهند که یک سر طیف اختلال پانیک (حملات اضطرابی، حملات هول) است و سر دیگر طیف اختلال وسواسی - جبری می باشد و سایر بیماری ها نظیر انواع هراس ها (فوبیا)، اضطراب عملکردی و استرس پس از سانحه نیز جزء این دسته از اختلالات می باشند.
این اختلالات را می توان خانواده ای از اختلالات روان پزشکی مجزا و در عین حال مرتبط به هم در نظر گرفت.

علل و عوامل مؤثر بر بروز اضطراب مرضی کدام اند؟
اختلالات اضطرابی از شایع ترین طبقات اختلالات روانی هستند. در مطالعات مختلف گزارش شده است که از هر چهار نفر یکی واجد معیارهای تشخیصی لااقل یک اختلال اضطرابی است و میزان شیوع دوازده ماهه ی این اختلال ها 7/17 درصد است.
زنان با شیوع مادام العمر 5/30 درصد در مقایسه با مردان با شیوع مادام العمر 2/19 درصد، بیش تر ممکن است دچار یک اختلال اضطرابی شوند. دست آخر این که با افزایش طبقه ی اجتماعی - اقتصادی از شیوع اختلالات اضطرابی کاسته می شود. به طور کلی عوامل ذیل در بروز اضطراب مرضی نقش دارند :
1- عوامل روان شناختی
سه مکتب عمده ی روان شناختی، یعنی مکاتب روان کاوی، رفتاری، و وجودی، در مورد علل اضطراب نظریه هایی مطرح کرده اند. هر یک از این نظریه ها، هم از جهت نظری و هم از جهت عملی و برای درمان بیماران مبتلا به اختلالات اضطرابی مفید است. برای فهم کامل اضطراب هر کس اغلب خوب است از منظر سلسله مراتب رشد به آن نگریسته شود. با این نگاه منبع اضطراب به مسائل رشدی ارتباط داده می شود.
در ابتدایی ترین سطح، اضطراب فروپاشی و از هم پاشیدگی ممکن است وجود داشته باشد که یا در ترس مربوط به از دست رفتن احساس یکپارچگی به دلیل ادغام در موضوعی دیگر ریشه دارد، یا در نگرانی از این که در اعتماد به نفس وی خدشه ای وارد شود، چون دیگران به تأیید و تصدیقی که لازم است، پاسخ نمی دهند.
در سطح کمی پیشرفته تر،‌ اضطراب گزند یا بدگمانی وجود دارد که می تواند به این تصور مربوط باشد که فرد در معرض خطر تهاجم یا انهدام از سوی نیرویی شرور و خارجی قرار دارد. منبع دیگر اضطراب، اضطراب کودکانه ای است که به دلیل ترس مربوط به از دست رفتن محبت یا تأیید یکی از والدین یا ترس فرزند از والدی - انتقامجوست که می خواهد صدمه ی جسمی به او وارد کند.
در پخته ترین سطح، اضطراب فراخود قرار دارد که آن را با احساس گناه ناشی از دست نیافتن به معیارهای درونی شده ی رفتار اخلاقی ارتباط می دهند. با مصاحبه ی دقیق روان شناختی اغلب می توان سطح اصلی اضطراب فرد را معلوم کرد. گاه نیز اضطراب آشکارا به تعارض های متعددی در سطوح گوناگون رشد ارتباط دارد.
2- عوامل رفتاری
نظریه های یادگیری یا رفتاری، برخی از مؤثرترین درمان ها را برای اختلالات اضطرابی به ارمغان آورده اند. طبق نظریه های رفتاری، اضطراب، پاسخی شرطی به یک محرک محیطی معین است. در الگوی شرطی سازی سنتی، فردی که هیچ گونه حساسیتی به هیچ غذایی ندارد، اگر پس از خوردن ماهی آلوده ای در غذاخوری بیمار شود و روبه رو شدن های بعدی وی با ماهی نیز در وی احساس ناخوشی ایجاد کند، با تعمیم این حالت، ممکن است تدریجاً از هر غذایی که دیگران درست کرده باشند احساس نفرت کند؛ احتمال سبب ساز دیگر آن است که افراد با تقلید پاسخ های اضطرابی والدین خود یاد بگیرند که خود نیز در درون، پاسخی اضطرابی داشته باشند (نظریه ی یادگیری اجتماعی). در هر دو حال درمان معمولاً نوعی حساسیت زدایی از راه مواجه سازی مکرر فرد با محرک اضطراب زا و در کنار آن استفاده از روان درمانی های شناختی است.
در سال های اخیر هواداران نظریه های رفتاری علاقه ی روزافزونی به رهیافت های شناختی در تشخیص و درمان اختلالات اضطرابی از خود نشان داده اند و نظریه پردازان شناخت گرا نیز الگوهای دیگری را به جای نظریه ی یادگیری سنتی در مورد علت اضطراب مطرح کرده اند. در رهیافت شناختی حالات اضطرابی غیر هراسی، الگوهای تفکری همراه یا مقدم بر رفتارهای غیرانطباقی و اختلالات هیجانی وجود دارد که معیوب، معوج و تحریف شده، یا نامفید و نامولد است.
طبق یکی از این الگوهای شناختی، بیماران مبتلا به اختلالات اضطرابی، اغلب میزان خطر و احتمال صدمه دیدن در موقعیت خاصی را بیش از واقع تخمین می زنند و در مقابل، توانایی های خود را برای مدارا با خطراتی که فکر می کنند به سلامت جسمی یا روانی شان وارد خواهد آمد، کم تر از واقع تخمین زنند. طبق همین الگو، بیماران دچار اختلال هراس اغلب فکر می کنند که تسلط بر خود را از دست خواهند داد و از مردن می ترسند.
متعاقب این افکار و ترس ها حالات جسمی غیرقابل توجیهی (مثل احساس تپش قلب، افزایش ضربان قلب، و منگی) پیدا می شود که به تدریج به یک حمله ی اضطرابی می انجامد. اندکی بعد افکار و ترس های مزبور، حمله ی اضطرابی را در فرد تداعی می کند. درمان شناختی - رفتاری راه مؤثری برای درمان اختلالات اضطرابی است و برخی از مطالعات پیشنهاد کرده اند که روان درمانی می تواند الگوهای ناهنجار فعالیت مغز را تغییر دهد، ولی این زمینه هنوز مستلزم بررسی ها و پژوهش های بسیاری است.
3- عوامل زیستی
نظریه های زیستی مربوط به اضطراب از چندین منبع نظیر مطالعات انجام شده بر اساس الگوهای حیوانی اضطراب، مطالعه ی بیمارانی که عوامل زیستی معینی در آن ها دیده شده است، اطلاعات روزافزون ما در زمینه ی عصب پژوهی (نوروساینس) پایه، و اثرات داروهای روان گردان حاصل شده اند.
برخی معتقدند تغییرات زیستی قابل اندازه گیری در بیماران دچار اختلالات اضطرابی خود از عواقب تعارض های روانی است که وقایع زیستی، اولیه است و تعارض های روانی، ثانویه به آن ها شکل می گیرد.
در برخی افراد هر دو حالت ممکن است وجود داشته باشد و در افرادی که علایم اختلالات اضطرابی را دارند، طیفی از درجات مختلف حساسیت بر اساس وضعیت های مختلف زیستی آن ها ممکن است وجود داشته باشد.
4- عوامل وراثتی
از مطالعات وراثتی نتایج محکمی به دست آمده مبنی بر این که لااقل نوعی مؤلفه ی وراثتی در پیدایش اختلالات اضطرابی سهیم است. تقریباً نیمی از کل بیماران مبتلا به اختلال حمله ی اضطراب لااقل یک منسوب مبتلا دارند.
ارقام مربوط به سایر اختلالات اضطرابی هم گرچه به این بزرگی نیست، اما باز حاکی از بیش تر بودن فراوانی بیماری مذکور در منسوبان درجه اول بیماران در مقایسه با بستگان افراد سالم است.
در مورد اختلالات اضطرابی مطالعه ای بر روی فرزندخوانده ها گزارش نشده، اما داده های به دست آمده از مطالعات انجام شده بر روی دوقلوها خود مؤید این فرضیه است که اختلالات اضطرابی لااقل تا حدودی تحت تأثیر عوامل تعیین کننده ی وراثتی شکل می گیرند.ميگنا دات آي آر، واضح است که میان عوامل وراثتی و اختلالات اضطرابی ارتباط وجود دارد، ولی احتمالاً هیچ اختلال اضطرابی نتیجه ی مستقیم یک ناهنجاری ژنتیکی نیست. طبق یکی از گزارش های اخیر حدود چهار درصد از انواع اختلالات اضطرابی که در جمعیت عمومی دیده می شود، منتسب به یکی از ژن های ناقل سروتونین، یعنی محل اثر بسیاری از داروهای سروتونرژیک است. افراد دارای این گونه ژن سروتونین کم تری تولید می کنند و اضطراب بیش تری دارند.



نویسنده: دکتر نجف طهماسبی پور -راسخون
منبع مقاله : طهماسبی پور، نجف؛ (1390)، اضطراب امتحان: پیامدها و راه های کنترل آن، تهران: نشر قطره، چاپ اول