تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




آشنایی اینترنتی اما عاقلانه(چگونه دوباره اسیر احساسات نشم؟) زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:مریم41
آخرین ارسال:مریم41
پاسخ ها 26

صفحه‌ها (3): صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

آشنایی اینترنتی اما عاقلانه(چگونه دوباره اسیر احساسات نشم؟)

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:11#
    چراکسی جوابی نمیده؟
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:12#
    PARSABARZEGAR آواتار ها
    سلام.
    دوست عزیز مریم خانم یکی از راههای آشنایی برای ازدواج، آشنایی مجازی هست. خوب آیا این آشنایی چقدر میتونه به شناخت یک فرد کمک کنه؟؟
    دنیایی مجازی، نامش مشخص هست مجازی هست همان طور که افراد با مشخصات واقعی خودشون وارد نیشوند میتوان این فکر را هم کرد که اطلاعات شخصی خود را به کسی ندهند. پس این آشنایی یک قدم بسیار کوتاه و ابتدایی برای شناخت هم هست که نباید به آن توجه کرد و باید برای شناخت بیشتر رودررو با افراد آشنا بشویم.
    اگر کمی به گفته های ایشان توجه کنیم میتوانیم به چند نکته پی ببریم ازجمله:
    1) به تاخیر انداختن دیدار
    2) درخواست از شما که به دیدار ایشان بروید
    3) تمایل دختر ایشان برای ازدواج پدر اما اقدام نکردن پدر و ازدواج اینترنت
    4) ترس ایشان از روبرو شدن با شما
    5) در آخر هم با تندی برخورد کردن
    خوب اینها همه نشانه ای است برای اینکه راحت بدانیم ایشان دنبال ازدواج نیستند.
    اما بر فرض که ایشان دنبال ازدواج باشند، خوب ایشان که الان اینقدر فرارسیده با شما برای آشنا شدن و شناخت بهانه میآورند و خود را ارزشمند میدانند که شما حتما باید بروید ایشان را ملاقات کنید فردا در زندگی نظرتان ایشان از خواست های خود میگذرند؟؟؟؟
    ویرایش توسط PARSABARZEGAR : 2014_04_01 در ساعت 13:17
    آنکه با زندگی میسازد، میبازد

    با زندگی نساز ، آن را بساز
    پاسخ با نقل و قول

  3. آشنایی اینترنتی اما عاقلانه(چگونه دوباره اسیر احساسات نشم؟)  سپاس شده توسط مریم41,کوثر حبیبی

  4. ارسال:13#
    سلام ممنونم آقا پارسا از توضیحات خوبتون
    من فکر می کنم ایشون میخواستن منو وابسته خودشون کنن قبل از دیدار،چون رگ خواب خانمها رو میشناسن.
    از طرفی چند بار ازم پرسید وقتی بیام اونجا چه مدت و کجا میتونیم همدیگرو ببینیم که من گفتم کنار ساحل یاتوکافی شاپ وبعدش ایشون باید برن تهران،اون منصرف شد وفهمید از بامن بودن چیزی عائدش نمیشه و دقیقا فردای همون روز بامن اینطوری تموم کرد.. راستی امروز قراره باهاش تلفنی صحبت کنم .قراره ساعتش رو بگه،چه چیزهایی بگم تا دلش بسوزه؟یااصلا چیزی بگم یانه؟ حرفای ناگفته ای که رو دلم تلنبار شده زیاده که اذیتم میکنه.
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:14#
    PARSABARZEGAR آواتار ها
    سلام.
    دوست عزیز مریم خانم بله این حرف ایشان نشان از این میتونه باشه که به فکر ارتباط جنسی بوده و نه ازدواج چرا که شما مطلقه دیده.و. شاید بتوان گفت ایشان متاهل هم هست و یه زن صیغه ای میخواهد.
    اگر شما به این نتیجه رسیدین که ایشان گزینه مناسبی نیست بهتر است محترمانه به ایشان بگید که دیگر تماس نگیرند و روابط خودتان با ایشان تمام کنید.
    جبرا خلیل جبران:
    کینه مانند مرده ای است کدامین یک از شما میخواهید گورستان باشید.
    ویرایش توسط PARSABARZEGAR : 2014_04_01 در ساعت 16:56
    آنکه با زندگی میسازد، میبازد

    با زندگی نساز ، آن را بساز
    پاسخ با نقل و قول

  6. آشنایی اینترنتی اما عاقلانه(چگونه دوباره اسیر احساسات نشم؟)  سپاس شده توسط مریم41,کوثر حبیبی

  7. ارسال:15#
    ممنونم آقا پارسای عزیز
    نمیدونم چطوری بهش منتقل کنم که دستش برام رو شده ،اون که اصراری نداره به رابطه
    مثلا خسته شده از حالت خشک ورسمی بودنم
    اون باهام دیروز بهم زد و آب پاکی رو دستم ریخت
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:16#
    سلام دوست عزیز
    میدونم در شرایط سختی قرار دارید و دل کندن از ایشون براتون دشوار هست و شاید این حس غم شما بیشتر بخاطر شکستی دوباره در ارتباط باشد ولی اصلا خودتون را سرزنش نکنید وشاید فکر کنید که شما فرد جذابی نبودید و نتوانستید این فرد را مجذوب خودتون بکنید ولی من قاطعانه به شما عرض میکنم که این فرد اصلا لایق شما نیست کسی که حاضر نیست حتی بخاطردیدار با عشق اش حتی زحمت یک سفر را متحمل شود بعدها در زندگی مشترک چجوری میخاد گذشت و فدارکاری کنه ؟ اول اینکه این رابطه از اول درست نبوده و اکثر ارتباطات مجازی نتیجه ای جز این ندارد دوم اینکه فرد مقابل شما فردی بسیاار حیله گر است که با نرمی و سیاست زیاد در صدد خام کردن شما و رسیدن به مقاصد خودش بوده و مطمئن باشید که هدفی غیر از سواستفاده نداشته و بقول دوستمون چه بسا دنبال زن صیغه ای بگرده! پس اگر شما برای خودتون و شخصیت خودتون ارزش قائلید اصلا به تماس های ایشون پاسخ ندید و بهش محکم بگید که به هیچ وجه با شما تماس نگیرد و مزاحم شما نشه چون هدف شما سرانجام دادن یک زندگی سالم و عاشقانه است نه ضربه روحی مجدد
    در تصمیم تون هم هیچ شکی به دل راه ندهید
    شادکام باشید
    خداوندا ببخش مارا
    برای گناهانی که لذت اش رفته
    ولی مسئولیت اش مانده است
    پاسخ با نقل و قول

  9. آشنایی اینترنتی اما عاقلانه(چگونه دوباره اسیر احساسات نشم؟)  سپاس شده توسط مریم41,کوثر حبیبی

  10. ارسال:17#
    ممنونم م. حدادی عزیز
    از توضیحات خوبتون آرامش گرفتم. البته بعداز ظهر یه اس ام اس دادم و دلم خنک کردم.
    نوشتم یه نیت پلیدش اشاره کردم دیگه هیچ جوابی نداد چون بهش گفتم مشکل از شماست وخوشحالم که دستت برمن رو شده.
    دیگه به هیچوجه به سمتش نمیرم. اونهم نمیاد.
    پاسخ با نقل و قول

  11. ارسال:18#
    سلام به همگی
    این موضوع برام گرچه تموم شده هست ولی دلم میخواداز احساسم براتون بگم چون اگه نگم تو دلم تلنبار شده واذیت میشم
    میگم تا درس عبرتی بشه برای دیگران دنبال ارتباط اینترنتی نرن که خانه ای روی آب بنا کردنه

    نزدیک دوماه باهم انس گرفته بودم وبه چشم کسی که میخواد یارو یاور وپشتیبانم باشه نگاهش میکردم البته تو خاطرویادم.نه به چشم سر.من تعطیلات سفر رفته بودم با یکی از دوستای مجردم
    .اونهم 49 سالشه مجرده چون قابل اعتماده وقبلا هم باهاش سفر رفتم اونو انتخاب کردم.البته خدامیدونه که بعد یکسال کارو اداره ومریض داری توخونه که مادرم مراقبت ویژه میخواد باید بلندش کنم ونظافتش روبکنم.اگه این سفرو نمیرفتم افسرده میشدم.به هرحال تو سفر بیادش بودم.

    جاهای دیدنیش میرفتم به عشق اون.
    به امید مردی که اینقدر محکم وجدی درمورد ریزترین مسائل وموارد زندگی فعلیم جستجومیکنه شکی درش نبود که بدیهی ترین کار دیدار یاره و با فطرت آدمی سازگاره اون قدم برمیداره و احساس زنانه مو لگدمال نمیکنه مگه میشه کسی یه قدم برای عشقش بر نداره،با اطمینان موهامو رنگ کردم

    یه پالتو خریدم با رنگی شاد ومتفاوت از دیروزم.

    آرایشم تغییر کرد.دنیایم تقریبا داشت میرفت که عوض بشه

    خواستگار اومد نپذیرفتم البته اینترنتی یکی اومد منو ببینه ،نپذیرفتم.

    اونیکه حرفاش بوی منطق میداد و درستی وراستی اون بود باقی همه هیچ بودن

    اونی که آنطور دوست داشتم باهام رفتار میکرد اون بود.
    فرصت نشد بهش بگم که اصول من چیه؟اصول من چیز چندان عجیب وغریبی نبود فقط مثل هر زن ایرونی دوست داشتم که مثل یه زن پذیرفته بشم

    درنقش جنس خودم ظاهر بشم نه اینکه جای من عوض بشه عرف وشرع اینو پذیرفته که جنس مذکر پیشقدم بشه واون هم بهم چندباری گفت ولی درعمل طفره میرفت امروز وفردا میکرد وبهانه متعددی می آورد من هم صبوری میکردم وانتظار میکشیدم. حرف دل ونیتش رو صریح نمی گفت ودیدار و عقب می نداخت هرازچندگاهی گریزی میزد به اینکه حالا شما کی میتونی بیای تهران؟ومن گرفته وپکر بودم از این ندیدن ها ،اینکه این موضوع آزارم میداد برای یه مسئله ای شده بود دال بر عدم صبوری ام.
    خلاصه من رفتم سفر و براش هدیه گرفتم اونو باور کردم کلا دوبار بهم زنگ زدکلی خوشحال شدم و فرصت اینکه احساساتم رو بگم ،فراهم نشد
    تو روابطمون بهیچوجه حرفهای جنسی یا احساسی که بین دو جنس مخالف مرسومه نبود واین برایم رضایت بخش ودال براین بود که فرد بدنبال ازدواج ورابطه پایداروهدفمنده
    تو دانشگاه مون یه خانمی هست که مشاوره وبامن دوست نزدیک وصمیمیه اون بهم گفت که حدود 6 ماه قبل از ازدواج خانم های سن بالامثل شما باید داروهای فعال کننده باروری و تخمدان رو شروع کنن .اینارو میگم که من خیلی حال وهوام عوض شده بود.کلا ما 5تاخواهریم همه ازدواج کردن ومن موندم با دنیای کارو مریض داری ورابطه سرد پدرو مادرم بامن.
    چون از نظر پدرم هرکس شوهروبچه داره عزیزه ومنو به حساب نمیارن ،تو زندگی ما تنوع خاصی وجود نداره.تنها دلخوشیم سرکار رفتن ودانشگاهه ،خانوادم بعد از طلاقم کلا فراموش کردن که من هم باید ازدواج کنم
    مقوله ازدواج برای من از نگاه اونا تعریف شده نیست. تو گیرو دار آشنایی ام با این آقا از اونجایی که امیدوار بودم به ازدواجمون،یه روز که از دانشگاه اومدم بحث اینو انداختم وسط که منم بالاخره ازدواج کنم یادمه مادر مریضم که روی تخت افتاده گفت برو گمشو از جلوی چشمم، حالا فکرشو بکنید بابام دیگه چی بگه در قبال ازدواجم.این درحالیست که افراطی به فکر بچه های خواهرم هستن که مثلا 27 سالشون شده وهنوز سرو سامون نگرفتن.یاخواهرزاده ام که 30 سالشه واز ازدواجش 2 سالگذشته ناراحتن چرا از سن مادر شدنش داره میگذره وغیره.
    ویرایش توسط مریم41 : 2014_04_02 در ساعت 11:46
    پاسخ با نقل و قول

  12. آشنایی اینترنتی اما عاقلانه(چگونه دوباره اسیر احساسات نشم؟)  سپاس شده توسط PARSABARZEGAR

  13. ارسال:19#
    احساس میکنم تو ماجرای من با این آقامن هم تقصیر کار بودم.مثلا حالا که دیدم اون حرفای که نشاندهنده هدفداربودن تو مسیر زندگیه وحرفای جلف نمیزنه منم ،رسمی وخشک مثل خودش احساساتم رو پنهان میکردم .مثلا یه روز درمیون نه پیامی نه زنگی
    البته من یه اس ام اس میدادم ولی محتویاتش ،سلام چطوری؟چیکار میکنی؟
    سئوالاش تو ایمیل شامل این موارد بود.
    مثلا هزینه یه ترم دانشگاهم چقدر میشه ترم چند هستم و
    چندتا دوست صمیمی دارم که حرفهای مربوط به ازدواجم رو به اونها میگم وتو چه مسائلی باهاشون مشورت میکنم وغیره منم به فقط جواب ایمیل ونامه بسنده میکردم وخیلی خشک ورسمی مثل خودش رابطه رو به چهل روز کشوندم درحالیکه توی دلم کلی نقشه ها داشتم.تغییرات بیرونی و درونی زیادی داشتم ولی سعی نمیکردم اون بفهمه واونهارو بروز نمیدادم تا طبیعی جلوه کنم
    حتی هر کدوم از اون کارها میتونست باب یه صحبت تلفنی باشه
    اونهم خسته شد از دستم گفت تو حتی یه جمله بهم نگفتی که من بهت امیدوار بشم پاشم بیام یا برنامه ای بزارم برای دیدار.غیره
    پاسخ با نقل و قول

  14. ارسال:20#
    PARSABARZEGAR آواتار ها
    سلام
    دوست عزیز شما نظرتان چه جمله ای باید میگفتید؟؟
    بنظر میرسد شما از اینکه این گزینه را از دست داده اید ناراحت هستین..
    آنکه با زندگی میسازد، میبازد

    با زندگی نساز ، آن را بساز
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (3): صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •