تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




آشنایی اینترنتی اما عاقلانه(چگونه دوباره اسیر احساسات نشم؟) زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:مریم41
آخرین ارسال:مریم41
پاسخ ها 26

صفحه‌ها (3): صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین

آشنایی اینترنتی اما عاقلانه(چگونه دوباره اسیر احساسات نشم؟)

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام همیاران عزیز و مشاور ان تالار
    من مریم41ساله ،مطلقه ام،موضوع قبلی ام غلبه احساس برمنطقم بود که تو سایت همسریابی با کسی آشنا شدم که انتظارات نابجایی ازم داشت دوستان عزیز تالار کمکم نمودن خصوصا با توضیحات واستدلال آقای دکتر عزیزی که تونستم اون مورد رو کنار بزارم بعد از اون از طریق ایمیلم مقالات آموزشی که برام میومد واقعا استفاده های مفیدی کردم ازجمله اینکه نباید به زودی درگیر رابطه جدیدی شد. ولی بازهم توی سایت با آقایی که خودش روکارمند فوق لیسانس وهمسرفوت شده معرفی کرد که یه دختر24 ساله داره که دانشجوی ارشده وبادخترومادرش زندگی میکنه.این فرد 47 سالشه حدود 16 ساله که همسرش فوت کرده تابحال به خاطر دخترش ازدواج نکرده ،این بار فرق میکنه خیلی باخدا راز ونیاز کردم وخودم رو خالص نمودم از هیجانات واحساسات به دور باشم واقع گراباشم وتابع عقل ومنطق.این آقاازم ایمیلمو خواست وروزانه برام ایمیل میفرسته ازطریق ایمیل به سئوالات همدیگه پاسخ میدیم.مطالبی که درایمیل مطرح میشه درعین ادب واحترام بافعل جمع که بکار میبره نشان از حسن نیت واینکه کاملا هدفمند وبه قصد شناخت شریک زندگی است قدم برمیداره.بهم گفته که مهمترین دغدغه وخلأ زندگیش کمبود یه همسر تو زندگیشه واینهمه سال از حق طبیعی ونیاز درونی اش که همون ازدواج بود چشم پوشی کرده تنها بخاطر اینکه دخترش آسیبی نبینه حالا که دخترش به ثمر رسیده مثل دو دوست صمیمی اند و دربهترین شرایط قرار داره ،دخترش هم وی را درک میکنه ومایل هست که وی ازدواج کنه .تابحال حدود ده ایمیل هرکدوم مون به همدیگه دادیم.گفته که همسر برای وی مهمترین فرد زندگیش خواهد بود وجایگاه ویژه ای داره و احساس میکنم به شکل وسواس گونه ای دنبال همسر مورد نظرش میگرده. او موشکافانه از گذشته ام وافکارم وخلاصه هرچیزی که برای راه یابی به نگرشم واز کدبانوگریوهنرم وعلاقمندی هایم می پرسد ومعلومه خوب داره منو ارزیابی میکنه ،ازجوابدهی به پرسش های من وایمیلم مشخصه فرد باسواد وپرمغزیست فی البداهه میتونه جواب پسندیده بده.توی این دو هفته ،شماره تلفن نخواسته اما دیروز نظرمو دراین باره خواست و هردو به همدیگه شماره دادیم ولی اصلا استفاده نکردیم.درمورد عکس ازم خواست ولی خودش اقدامی نکرد من هم این کارو نکردم قرار شد حضوری همو ببینیم اما امروز دراین مورد که بحث به ملاقات حضوری رسید باتعجب دیدم که ایشون انتظار دارن من ازشهرستان برم تهران ایشون رو ببینم خیلی بهم برخورد.بخاطر این پیشنهادش کل ذهنیاتم نسبت به وی تغییرکرد.فکرمیکنم منو دست کم گرفته ویا خودش رو دست بالا گرفته،وتازه می گفت درسته من مردهستم وطبیعیه من باید بیام ولی هم مشغله دارم وهم اینکه انتظار داشتم علاقمندی وفداکاریتون رو بهم نشون بدید.به هرحال من نپذیرفتم ودلایل خودم رو گفتم آیا به نظر شما چگونه بیش از این میتونم من هم اورا ارزیابی کنم وبه چالش بکشونم؟هر روز که ازمحل کار به خونه میرم ایمیل شو میخونم وبهش جواب میدم .میدونم فردا هم منتظر ایمیلمه ولی میخوام کمی سرد تر از قبل باشم.لطفا منو راهنمایی کنیدمتشکرم از لطفی که به بنده دارید.
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    لطفا کسی از مشاورین تالار بهم کمک کنه
    منتظرم.
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    سلام
    امروزهم که از محل کارم اومدم خونه دیدم برام ایمیل داده وهمیمطور آنلاینه طبق روزای قبل منتظرمه،احساس دوگانه ای داشتم از یه طرف به احترام وارزشی که به وجود همدیگه وارزشهای هم تابحال گذاشتیم وهم فهمی خوبی که داشتیم رشته ای مرا به سمت ادامه ارتباط به سمت خودش میکشوند از یه طرف هم ازش دلخوربودم.دلم ازش گرفته چطور متوقعانه ازم انتقاد کرد که ( اگه شمابیاین برای دیدار فکرمیکنید قصوری مرتکب شدید؟) به هرتقدیر باهم تو یاهو گپ زدیم و طبق معمول بازم اون سئوالهای مدونی ازم کرد ومن باهاش معمولی بودم وخیلی باهاش گرم نبودم. 6 الی 7تا ایمیل بامتن های بامحتوا برام فرستادکه همشون وخودم از قبل داشتم .به هرحال نمیدونم چون اومدن رو انداخت عقب حس میکنم حرف جدیدی ندارم بهش بزنم چون هرگفتگویی ممکنه موجب وابستگی شه وایجاد توقع بکنه حال آنکه منو او هنوز همدیگرو ندیدیم.. ازنظر ظاهری همو نپسندیدیم.
    ویرایش توسط مریم41 : 2014_03_03 در ساعت 23:43
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    سلام مریم خانوم عزیز..
    مطمئنا شما خودتون این رو میدونید که بحث ظاهر در ازدواج مساله ی بسیار مهمیه!
    موارد زیادی داشتیم که از طریق اینترنت باهم آشنا شده بودن و ارتباطشون به صورت اینترنتی و یا زا طریق تلفن ادامه داشته و کم کم وابستگی عمیقی بینشون به وجود آمده و بعد از مدتی وقتی همدیگر رو دیدن، یکی از دو طرف یا هر دو طرف، ظاهر طرف مقابلش رو نپسندیده و چیزی که باقی مونده احساسات شکست خورده ی طرفین بوده!
    این خیلی مهمه که شما قبل از ایجاد وابستگی و دلبستگی،ظاهر طرف مقابلتون رو بپسندید!
    پس اگه نظر من رو میخواید، تا همینجا که پیش رفتید دست نگه دارید و از اون آقا هم بخواید که ایشون هم صبر کنند؛ حتما یه قرار ملاقات بذارید و ادامه ی این رابطه رو البته به شکل رسمی تر به بعد از ملاقاتتون موکول کنید!
    اما در ارتباط با موضوعی که مطرح کردید...
    دوست خوبم!
    حتما شما از اون آقا بخواید که برای ملاقات پیش قدم بشن و بگید اگر واقعا ادامه ی این رابطه براشون مهمه و همونجور که ادعا میکنن همسرشون، مهم ترین فرد زندگیشون هستن، برای یک روز هم شده کارشون رو تعطیل کنن و خودشون به شهری که شما ساکن اون هستید بیان تا شما رو ببینن! من فکر میکنم این کار میتونه حسن نیت ایشون رو به شما ثابت کنه!
    پس بهشون بگید که ادامه ی این رابطه بدون اینکه ظاهر هم رو دیده و پسندیده باشید، اصلا کار معقولی نیست و ادامه ی رابطه رو به بعد از دیدارتون باهم، موکول کنید و ازشون بخواید که خودشون در صورت تمایل در اسرع وقت، با شما یک قرار ملاقات حضوری بذارن و تا اون موقع ازشون بخواید که ارتباطی هم باهم نداشته باشید تا از بروز وابستگی و دلبستگی پیش گیری کنید!
    موفق باشید...
    اگر می دانستید که افکارتان،چقدر قدرتمند است؛هیچگاه حتی برای یکبار دیگر هم منفی فکر نمی کردید...!
    پاسخ با نقل و قول

  5. آشنایی اینترنتی اما عاقلانه(چگونه دوباره اسیر احساسات نشم؟)  سپاس شده توسط elnaz.t,m1392,mozhghan,مریم41,کوثر حبیبی,سحر1122

  6. ارسال:5#
    سلام نفس عزیز
    ممنونم از توضیحات خوب وکاملتون واقعا بجا بود ومن هم تصمیم همینه. ولی اون آقا دیروز اولین اس ام اس خودش رو بهم داد ومن هم معمولی جواب دادم.ولی امروز با کلی مشغله که داشتم اومدم پای نت وایمیل، تا بهش بگم شرایطم اینه ولی اون نیومد. احساس میکنم اونم طاقچه بالا میزاره یا داره مجددا ارزیابی میکنه.
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:6#
    سلام دوست عزیز، خواهش میکنم!
    پس عزیزم، اگر اینطور احساس میکنید به محض اینکه دوباره باهم ارتباط -چه از طریق اس ام اس و چه از طریق میل- برقرار کردید، بهشون بگید که اگر ایشون نیاز به زمان دارن تا بخوان دوباره شرایط رو بررسی کنن شما این زمان رو بهشون میدید، اما اینبار هیچ ارتباطی در کار نخواهد بود تا ایشون تکلیفشون رو با خودشون مشخص کنن! ضمنا بهشون تاکید کنید که ترجیح میدید ادامه ی این رابطه و شناخت بیشترتون از هم به بعد از دیدارتون موکول بشه و سر حرف خودتون هم بایستید تا ایشون از تصمیم جدی شما، مطلع بشن!
    اگر می دانستید که افکارتان،چقدر قدرتمند است؛هیچگاه حتی برای یکبار دیگر هم منفی فکر نمی کردید...!
    پاسخ با نقل و قول

  8. آشنایی اینترنتی اما عاقلانه(چگونه دوباره اسیر احساسات نشم؟)  سپاس شده توسط m1392

  9. ارسال:7#
    سلام
    دیروز بعد از وقتی که تو تو تاپیکم پاسخ رو نوشتم. اومد توی نت و هم ایمیلمو جواب داد،گفت،برای نظربنده احترام قائله ولی به نظرش درخواست من مبنی بر قطع رابطه منطقی نمیاد.خلاصه من کمی تند بودم واون ناراحت شد. از دیروز تاحالا کلافه ام.انگار موقعیت خیلی عالی بود واز خودم رنجوندمش به عبارتی پرید.
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:8#
    aram آواتار ها
    مریم عزیز خواهر خوبم خودت رو این همه اذیت نکن اگه مورد خوبی بود که به عوض آمدن خودش به ملاقات حضوری از شما دعوت نمی کرد و مهمتر از همه از شما توقع نداشت که برای اثبات فداکاریتون شما به ملاقات برین در حالی که هم در عرف و هم در شرع این مسئله وجود داره که طرف مذکر باید پیش قدم بشه
    خداوندا شکر به خاطر داده هایت، نداده هایت و گرفته هایت.
    که داده هایت نعمت، نداده هایت حکمت و گرفته هایت امتحان هستند.
    پاسخ با نقل و قول

  11. آشنایی اینترنتی اما عاقلانه(چگونه دوباره اسیر احساسات نشم؟)  سپاس شده توسط m1392,mozhghan,nafas966,مریم41

  12. ارسال:9#
    مریم عزیزم...
    چرا خودتون رو سرزنش می کنید؟
    اتفاقا کار شما اصلا نادرست نبوده... شما تونستید با این کارتون، یکی از حرفهای ایشون رو به چالش بکشونید!
    اگر همونطور که خودشون ادعا میکردن همسرشون مهم ترین فرد زندگیشون خواهند بود، پس اصلا به خودشون اجازه ی چنین درخواستی به شما رو نمیدادن!
    پس به هیچ وجه ناراحت نباشید و بدونید که پیشنهادتون مبنی بر قطع ارتباط تا زمانی که هودیگر رو ببینید، پیشنهادی کاملا منطقی بوده! چرا که این احتمال وجود داشت که وابستگی عمیقی بین شما و ایشون به وجود بیاد و پس از ملاقات باهم، همدیگر رو نپسندید و این مساله فشار بیشتری رو به شما وارد کنه!
    اگر می دانستید که افکارتان،چقدر قدرتمند است؛هیچگاه حتی برای یکبار دیگر هم منفی فکر نمی کردید...!
    پاسخ با نقل و قول

  13. آشنایی اینترنتی اما عاقلانه(چگونه دوباره اسیر احساسات نشم؟)  سپاس شده توسط m1392,mozhghan,مریم41

  14. ارسال:10#
    با سلام وتبریک سال نو به همه شما عزیزان همیاری
    گفته بودم با فردی 47ساله از تهران که تو وب باهم آشنا شدیم و حالا یک ماه ونیم از آشنایی مون گذشت ولی هنوز دیدار اولیه میسر نشده بود.
    تو این مدت ماباهم توسط ایمیل وکمتر با پیامک درارتباط بودیم وایام عید من تو مسافرت بودم واون درجریان بود ولی تا حالا برای دیداراقدامی نکرده بود و می گفت انشاءالله هریک از ما که تونستیم اقدام می کنیم همیشه این رو می گفت احساس میکردم حتی یکی دوبارهم گفته بود که دوست دارد این اقدام از طرف من صورت بگیره، خلاصه توی سفر یه بار زنگ زد حتی منم گفتم اگه بشه از اون شهر میایم تهران وازوانجا برمیگردم که اون هم خوشحال شد واستقبال کرد و وقتی این امر یعنی رفتنم از راه تهران به خونه مون محقق نشد خیلی ناراحت شد و وگرفته بود که شما خوشحالی وامیدواری منو بهم زدین .تا اینکه قرار شد هفته آخر تعطیلات خودش بیاد که دیروز بدی آب وهوا وسرماخوردگی اش رو بهانه کرد.منم گفتم اشکالی نداره هر موقعیت مساعدی که تونستید تشریف بیارید. در حالیکه تو دلم ناراحت شده بودم ولی چیزی نگفتم وبه روی خودم نیاوردم از اونجایی که کفه خوبی های اون سنگین تر بود به این رفتارش گیر ندادم. تازه تو سفر براش هدیه هم گرفته بودم بخودش هم گفته بودم .ولی امروز زنگ زد گفت من درشما اونچه را که نشان دهنده احساسات یک زن هست ندیدم آخه برای من کوچیکه که بیام شهرستان،من به هیچوجه نمیام چون مگه اینکه طرف مقابلم خیلی خاص باشه که شما نیستی و اینقدر بمون تا شوهر گیرت بیاد
    .درسته من نمیخواستم بیام ونمیام چون شما اگه برای زندگیت واحساست ارزش قائل بودی تاحالا اقدام میکردی،رفتن به دیدار همدیگه مرد وزن نداره
    وقتی بهش گفتم اگه دخترت رو بخوای عروس کنی اجازه میدی اون بره دیدار پسر؟درجواب گفت ربطی نداره من میخوام کسی که زنم میشه برام یه فداکاری بکنه
    این اصول منه

    من تویه وزارت خونه کار میکنم چندتا منشی زیر دست منه،30 سال پیش فوق لیسانس گرفتم اونوقت پاشم برم شهرستان یه خانم وببینم که چی بشه وباهام خداحافظی کرد
    حالا دلم خیلی گرفته نتونستم جوابشو بدم غافلگیر شدم دوتا اس ام اس دادم وحرفهامو بهش زدم گفتم که بهم هیچ جوابی نده.
    خیلی دلم گرفته ،دیگه این چندمین شکستیه که از آشنایی اینترنتی میخورم .
    واقعاخردم کرد
    توی این مدتی که باهم درارتباط بودیم کلی اطلاعات ازم خواست درمورد شهرو خونوادم وشغل خونوادم وخودم
    فکرشو نمیکردم تا اینجا یهو بزنه زیرش.
    ویرایش توسط مریم41 : 2014_03_31 در ساعت 22:47
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (3): صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •