تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




زندگی بدون نشاط و کسل کننده زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:پریدخت
آخرین ارسال:پریدخت
پاسخ ها 23

صفحه‌ها (3): صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین

زندگی بدون نشاط و کسل کننده

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام
    ببخشید میون این همه مشکلات بزرگ میخوام از مشکلات پیش پا افتاده خودم بگم
    نمیدونم دقیق از کجا شروع کنم چی بگم
    چندتا مشکلی که به ذهنم میرسه رو میگم
    نداشتن اعتماد به نفس
    استرس توی موقعیت جدید
    استرس از عکس العمل دیگران در برابر حرفام
    سکوت توی زندگیم
    خالی کردن عصبانیتم سر خانواده
    بدخلق بودنم
    زود عصبانی میشم
    زود قضاوت میکنم
    توی اجتماع نمیتونم حقمو بگیرم زود کوتاه میام
    احساساتمو نمیتونم رو در رو بروز بدم
    خیلیییییی تنبلم
    کاری که بهم میدنو سرو تهشو هم میارم تا زودتر از شرش راحت شم
    برای ایندم هدفی ندارم
    خیلی این موضوع اذیتم میکنه چون نمیتونم برای ازدواج معیار و هدفی داشته باشم
    روز رو میگذرونم تا شب بشه و تموم شه

    ببخشید سرتونو درد اوردم
    خیلی ممنون میشم کمکم کنید
    دیگه خسته شدم از این وضع
    پاسخ با نقل و قول

  2. زندگی بدون نشاط و کسل کننده  سپاس شده توسط **شادی**,m1392,nafasebahar,رنگین

  3. ارسال:2#
    piroo آواتار ها
    سلام پریدخت خانم
    ابتدا یه نظرکلی میدم و منتظر میمونم که شما به سوالاتم پاسخ دهید.
    راستش تمام موضوعاتی را که شما فرمودید به نوعی با هم در ارتباط و نزدیکی هستند چون همون استرس و اضطراب مانع از ایجاد اعتماد به نفس برای شما می شود. به همین منظور باید شما ابتدا در درون خود به یک اعتماد به نفس و اراده ای برسید راستش می خواستم چند تا تمرین برای این استرس و اضطراب شما پیشنهاد کنم ولی منتظر پاسخ شما به سوالات میمونم و بعد به شما در صورت لزوم آن تمریناترا پیشنهاد می کنم.
    حالا سوالات.
    1) چند سالتون هست و از چه زمانی این حالت را احساس کردید؟
    2) میزان تحصیلات شما چه میزان است؟
    3) یک مثال از استرس خود بفرمایید؟
    4)رفتار خانواده با شما در کودکی و حال چگونه بود؟
    به این سوالات لطفا پاسخ دهید.
    موفق باشید.
     چشم دل باز کن که جان بینی                       آنچه نادیدنی ست آن بینی                                                         خدایا نگهبانی چون تو دارم و باز هم نا امیدم ؟ 
    پاسخ با نقل و قول

  4. زندگی بدون نشاط و کسل کننده  سپاس شده توسط **شادی**,m1392,nafasebahar,پریدخت,رنگین

  5. ارسال:3#
    **شادی** آواتار ها
    سلام پریدخت عزیز.
    بهمیاری خوش اومدین...

    استرس تو موقعیت جدید و همچنین نگرانی از نحوه عکس العمل دیگران میتونه به علت ضعف در اعتماد بنفس باشه...
    اگه بخوای پریدخت رو تو چند جمله برامون معرفی کنی دربارش چی میگی؟از شخصیتش, از توانمندیها و قابلیتهاش , از موفقیتهایی که تو گذشتش بدست اورده هرچند ساده و...
    اگه همین سوال رو از دید سوم شخص پاسخ بدی چی , دیگران پریدخت رو چطور شخصیتی میبینن؟

    و اما موضوع خالی کردن عصبانیت روی خانواده,
    خشم هیجانیه که اگه تخلیه نشه برای خود فرد آسیب زننده ست و از طرفی اگه بدرستی و اصولی تخلیه نشه برای اطرافیان آسیب زاست...
    این خوبه که شما خشمت رو سرکوب نمیکنی و عادت به بیرون ریزی این هیجان داری اما بهتره چند نکته رو رعایت کنی...

    خشم رو تو منبع درستش باید تخلیه کرد...
    شما بیرون از خونه از دست کسی ناراحت و عصبانی میشی اما به دلیل ضعف تو مهارت رفتار جرات مندانه و همچنین اعتماد بنفس پایین قادر به اعتراض یا ابراز هیجان منفیت نیستی و با یک جابجایی این خشم رو تو منبعی تخلیه میکنی که برات راحت تر و در دسترس تره یعنی خانوادت...

    نکته بعدی شیوه ابراز خشم هستش,
    اول اینکه اگه روزانه با کوچکترین محرک ها سریعا از کوره در میری و به همون سرعت هم عصبانیتت فروکش میکنه, علاوه بر در نظر گرفتن جنبه ی روانیه این مسئله از بابت جسمانی هم باید مورد بررسی قرار بگیری ممکنه جزو مزاجهای صفراوی باشی و نیاز باشه که مزاجت به تعادل برسه و این کار با رعایت نکاتی ساده مثل غذاهایی که روزانه دریافت میکنی امکان پذیره...

    و اما برای ابراز خشم در گام اول بهتره از تکنیکهای پیشگیری کننده استفاده کنی...
    چطوری؟
    با کمی دقت رو رفتارهای گذشته میتونی تاحدودی متوجه بشی که تو چه موقعیتهایی عصبانی میشی...مثلا موقعیتهایی که حس کردی حقت پایمال شده یا احساس کردی نادیده گرفته شدی یا...

    وقتی میانگین این موقعیتها رو بدست آوردی باید رو عوامل زمینه سازش کار کنی تا ازتکرار یا بوجود اومدنش جلوگیری کرده باشی...
    برای مثال اگه خیلی از عصبانی شدنها به دلیل این حس بوده که حقوقت رعایت نشده یا حقی ازت گرفته شده میتونی با فراگیری مهارت ابراز وجود و رفتار جرات مندانه از این نوع عصبانی شدنها پیشگیری کنی...

    و توگام بعدی وقتی بهرحال تو موقعیت خشم برانگیز قرار گرفتی و عصبانی شدی باید بتونی به شیوه ای سالم خشمت رو ابراز کنی به نحوی که کمترین آسیب رو برای طرف مقابل در پی داشته باشه و جایی برای پشیمانی باقی ذاره چون این پشیمون شدنهای بعد از عصبانیت زمینه ساز جدی ایجاد افسردگی هستن...

    شیوه سالم ابراز خشم یعنی چی؟
    یعنی از خودت و حقوقت دفاع کرده باشی , خودت رو از اتهامی تبرئه کرده باشی , اعتراض کرده باشی و ناراحتیت رو از وضعیت موجود اعلام کرده باشی اما تمام اینها رو با یه رفتار قاطعانه ولی بدون توسل به پرخاشگری , درگیریهای فیزیکی یا پرتاب اشیاء و ... انجام داده باشی...

    تا اینجا اگه سوال یا ابهامی داری مطرح کن تا ادامه بدیم...
    پاسخ با نقل و قول

  6. زندگی بدون نشاط و کسل کننده  سپاس شده توسط m1392,nafasebahar,piroo,پریدخت,رنگین

  7. ارسال:4#
    سلام ممنون از توجهتون

    1) چند سالتون هست و از چه زمانی این حالت را احساس کردید؟

    خجالت اوره ولی ۲۴ سالمه و از بچگی این حسارو داشتم از وقتی یادم میاد

    2) میزان تحصیلات شما چه میزان است؟

    لیسانس دارم

    3) یک مثال از استرس خود بفرمایید؟

    هوم اخرین موردی تا تازگیا برام پیش اومده رو میگم
    قرار شد خودم تنهایی برم درمانگاه و سرم بزنم راه درمانگاهو بلد نبودم و استرس شدیدی داشتم نمیدونستم چیکار کنم وقتی سوار سرویس شدم خیلی با خودم کلنجار رفتم تا از خانم کنار دستیم بپرسم درمانگاه کجاست اگه هوا خنک نبود از عرق خیس میشدم بعد از کلی درگیری پرسیدم اما تن پایین صدام باعث شد که یکی دو بار دیگه سوالمو تکرار کنم شانس اوردم خانومه ادرسو میدونست وگرنه نمیدونم چیکار باید میکردم
    توی درمانگاه مشکلی نداشتم چون قبلا دوبار اونجا رفته بودم و با محیطش اشنا بودم
    ببخشید خیلی طولانی شد

    4)رفتار خانواده با شما در کودکی و حال چگونه بود؟

    خب ما خانواده پرجمعیتی هستیم برای همین شاید توجه زیادی که یه بچه لازم اداره بهم نمیشد شایدم من توقع زیاد داشتم
    اما نمیشه بگم هیچ توجهی نشده خب نامردیه مشکل شاید اینجاست که اگه مامانم به کسی توجه میکرد رفتارش با بقیه عادی بود و این باعث بوجود اومدم حس حسادت در درونم میشد و وقتی توجه مامانم به من بود خیلیییی ذوق زده میشدم برای همین مریض شدن رو دوست دارم چون توجه مامانمو جلب میکنم
    اما توی فامیل من یه خواهر کوچیکتر دارم که از من سرتره زبون قیافه رفتار و چیزای دیگه از بچگی مقایسه میشدم باهاش و به جای پیشرفت عقب میکشیدم الانم همینجوریه


    به این سوالات لطفا پاسخ دهید.
    موفق باشید.[/quote]

    ممنونم
    ببخشید زیاد حرف زدم
    پاسخ با نقل و قول

  8. زندگی بدون نشاط و کسل کننده  سپاس شده توسط m1392,piroo,رنگین

  9. ارسال:5#
    نقل قول نوشته اصلی توسط ----شادی---- نمایش پست ها
    سلام پریدخت عزیز.
    بهمیاری خوش اومدین...

    ممنون شادی جان تعریفتونو از زهرا شنیدم ممنون از توجهتون

    استرس تو موقعیت جدید و همچنین نگرانی از نحوه عکس العمل دیگران میتونه به علت ضعف در اعتماد بنفس باشه...
    اگه بخوای پریدخت رو تو چند جمله برامون معرفی کنی دربارش چی میگی؟از شخصیتش, از توانمندیها و قابلیتهاش , از موفقیتهایی که تو گذشتش بدست اورده هرچند ساده و...
    اگه همین سوال رو از دید سوم شخص پاسخ بدی چی , دیگران پریدخت رو چطور شخصیتی میبینن؟


    خب پریدخت دختر ساکت صادق بی شیله پیله ساده و مهربونیه (البته برای دیگران نه خانوادش)
    اگه بخواد میتونه دختر هنرمندی باشه اما صبرش کمه و عجوله اما سلیقه خوبی داره مورد قبول اطرافیانه سلیقش
    موفقیتش تا اینجا گرفتن لیسانسشه که هیچ کس فکرشو نمیکرد اصلا کنکور قبول بشه چون به درس علاقه نداشت
    پیدا کردن کاره که اونم به لطف مامانش بود که بهش خبر داد جایی هست برای کار و خودش با کلی استرس رفت و با مدیر صحبت کرد و از فرداش رفت سر کار
    کار بعدیش ترک یه گناه بزرگ بود که تاثیر بدی رو کل زندگیش گذاشته بود
    شروع نماز خوندنش بعد ۲۳ سال زندگی
    رابطه خوبش با بچه ها چون ساده هستن و مثل بزرگترا نیستن
    همین


    و اما موضوع خالی کردن عصبانیت روی خانواده,
    خشم هیجانیه که اگه تخلیه نشه برای خود فرد آسیب زننده ست و از طرفی اگه بدرستی و اصولی تخلیه نشه برای اطرافیان آسیب زاست...
    این خوبه که شما خشمت رو سرکوب نمیکنی و عادت به بیرون ریزی این هیجان داری اما بهتره چند نکته رو رعایت کنی...

    خشم رو تو منبع درستش باید تخلیه کرد...
    شما بیرون از خونه از دست کسی ناراحت و عصبانی میشی اما به دلیل ضعف تو مهارت رفتار جرات مندانه و همچنین اعتماد بنفس پایین قادر به اعتراض یا ابراز هیجان منفیت نیستی و با یک جابجایی این خشم رو تو منبعی تخلیه میکنی که برات راحت تر و در دسترس تره یعنی خانوادت...

    نکته بعدی شیوه ابراز خشم هستش,
    اول اینکه اگه روزانه با کوچکترین محرک ها سریعا از کوره در میری و به همون سرعت هم عصبانیتت فروکش میکنه, علاوه بر در نظر گرفتن جنبه ی روانیه این مسئله از بابت جسمانی هم باید مورد بررسی قرار بگیری ممکنه جزو مزاجهای صفراوی باشی و نیاز باشه که مزاجت به تعادل برسه و این کار با رعایت نکاتی ساده مثل غذاهایی که روزانه دریافت میکنی امکان پذیره...


    عصبانی شدنم بستگی به شرایط روحیم داره
    اگه کلافه و سردرگم باشم یا از جای دیگه عصبانی باشم با کوچکترین چیز عصبی میشم
    اما اگه شرایط عادی باشه یا خوب باشه نه صبرم بیشتره و الکی عصبی نمیشم
    اروم شدنم یهویی نیست تا کلی بعدش درگیر عصبانیتم هستم و عذاب وجدان به خاطر گیر الکیم


    و اما برای ابراز خشم در گام اول بهتره از تکنیکهای پیشگیری کننده استفاده کنی...
    چطوری؟
    با کمی دقت رو رفتارهای گذشته میتونی تاحدودی متوجه بشی که تو چه موقعیتهایی عصبانی میشی...مثلا موقعیتهایی که حس کردی حقت پایمال شده یا احساس کردی نادیده گرفته شدی یا...

    وقتی میانگین این موقعیتها رو بدست آوردی باید رو عوامل زمینه سازش کار کنی تا ازتکرار یا بوجود اومدنش جلوگیری کرده باشی...
    برای مثال اگه خیلی از عصبانی شدنها به دلیل این حس بوده که حقوقت رعایت نشده یا حقی ازت گرفته شده میتونی با فراگیری مهارت ابراز وجود و رفتار جرات مندانه از این نوع عصبانی شدنها پیشگیری کنی...

    و توگام بعدی وقتی بهرحال تو موقعیت خشم برانگیز قرار گرفتی و عصبانی شدی باید بتونی به شیوه ای سالم خشمت رو ابراز کنی به نحوی که کمترین آسیب رو برای طرف مقابل در پی داشته باشه و جایی برای پشیمانی باقی ذاره چون این پشیمون شدنهای بعد از عصبانیت زمینه ساز جدی ایجاد افسردگی هستن...


    خب هم وقتی حقم پایمال میشه هم وقتی مورد توجه قرار نمیگیرم عصبی و ناراحت میشم
    توی محیط کارم با مدیر مشکل دارم چندین بار از ساکت بودنم سؤاستفاده کرده و ازم کار کشیده عصبی شدم و توی خونه اعصاب همه رو بهم ریختم تا چندین روز مثل برج زهرمار بودم

    شیوه سالم ابراز خشم یعنی چی؟
    یعنی از خودت و حقوقت دفاع کرده باشی , خودت رو از اتهامی تبرئه کرده باشی , اعتراض کرده باشی و ناراحتیت رو از وضعیت موجود اعلام کرده باشی اما تمام اینها رو با یه رفتار قاطعانه ولی بدون توسل به پرخاشگری , درگیریهای فیزیکی یا پرتاب اشیاء و ... انجام داده باشی...

    تا اینجا اگه سوال یا ابهامی داری مطرح کن تا ادامه بدیم...
    شادی جان چطور یاد بگیرم که اعتراضمو بیان کنم یا حتی اگه تو همون موقعیت نشد بعدا به اون شخص بگم ازش ناراحتم
    ممنونم
    پاسخ با نقل و قول

  10. زندگی بدون نشاط و کسل کننده  سپاس شده توسط m1392,piroo,رنگین

  11. ارسال:6#
    piroo آواتار ها
    سلام پریدخت خانم
    ممنون از توضیحات خوبتان

    نشانه های وجود استرس واضطراب

    لطفا بگیددچاراین حالتها هم میشید یا نه؟اگه این موارد صدق میکنه نشون میده که شما دچار اضطراب شدید که بعد رو مورد اضطراب شما کارخواهیم کرد

    نشانه های استرس در 4 بعد جسمانی، رفتاری، هیجانی و شناختی نمایان می شود:
    علایم جسمانی: مهم ترین علایم بدنی اضطراب عبارتند از تپش قلب، تنگی نفس، بی اشتهایی، تهوع، تکرر ادرار، تعرق، یبوست، سرگیجه، بیقراری و...
    علایم شناختی: اختلال در حافظه و تمرکز،ناتوانی در تصمیم گیری،فراموشکاری، از دست دادن خلاقیت، ترس از دست دادن کنترل، گوش به زنگی و افکار تکرار شونده، توقع بیش از حد از دیگران و..
    علایم هیجانی:خشم، تنهایی، دمدمی مزاج شدن،افسردگی، به سادگی گریه افتاد، بی طاقتی و..
    علایم رفتاری: ناخن جوبدن،از تپش قلب، تنگی نفس، بی اشتهایی، نا تمام رها کردن کارها و

    خب حالا اگه که چند تا ازاین نشانه ها رو داشتی مطلب زیر را بخون:

    میشه چند تا ازافکاری که بیشتر اذیتتون میکنه یعنی باهاش درگیر هستین رو به ترتیب لیست کنین ؟(از فکاری که کمتر درشماایجاد تنش میکنه تا افکاری که بیشتر این حالتها روایجاد میکنه

    تمرین ریلکسیشن رو هم براتون میذارم سعی کنید اجام بدین تاخوب مسلط بشین:

    سعی کنید این تمرینو سه مرتبه در هرروز وهرمرتبه به مدت 15 الی 20 دقیقه انجام بدین
    استرس از طریق مواد شیمیایی، سراسر بدن را غرق می‏ کند و فرد را برای واکنش‏ های مبارزه‏ جویانه و جنگیدن آماده می‏ کند. اما با وجود اینکه پاسخ‏ های استرس در موارد اضطراری بسیار مفید می‏ باشند، وقتی که به طور مداوم استرس تحریک شود می ‏تواند باعث فرسودگی و کاهش کارکرد بدن شود.
    واکنش‏ های ریلکسیشن مثل: تنفس عمیق، کاهش هورمون های استرس، پایین ‏آوردن ضربان قلب و فشار خون، و ریلکس و شل کردن عضلات بدن، سیستم بدن شما را به وضعیت متعادل برمی‏ گرداند. علاوه بر تاثیر آرام کردن بدن، ریلکسیشن انرژی و تمرکز را زیاد می ‏کند، با بیماری می‏ جنگد، درد را کاهش می‏ دهد و در بالا‏بردن توانایی‏ های حل مسائل و افزایش انگیزش تاثیر دارد.

    از آنجا که بین ذهن و تن ارتباط تنگاتنگی وجود دارد، هرچه که شما در جسم خود آرامش بیشتری برقرار می کنید، در ذهنتان نیز آرامش بیشتری برقرار می شود واقعیت این است که شما به طور ارادی و آگاهانه نمی توانید این افکار را از ذهن خود خارج کنید و از شر آن راحت شوید. اما می توانید آزادسازی و آرام سازی ذهن خود را از راهی غیر مستقیم انجام دهید. از آنجا که هر فکری به ویژه افکار منفی مزاحم عضلات را منقبض می کند، ما می آییم عضلات را آرام می کنیم و تنش و انقباضشان را از بین می بریم. در نتیجه این کار، افکار منفی خود به خود از ذهن ما خارج می شوند. اساس تن آرامی همین است: آرام سازی عضلات با قصد ایجاد آرامش و خلأ ذهنی. چرا که هرچه میدان فکری خالی تر باشد، تمرکز و توجه بر یک موضوع خاص، آسانتر می شود.

    عضلاتی رو که نام میبرم باید سفت و شل کنید.

    دست و بازوی راست- مشت خود را محکم گره کنید.

    2. دست و بازوی چپ- مشت خود را محکم گره کنید.

    3. شانه راست- شانه خود را به طرف گوش راست بالا بکشید.

    4. شانه چپ- شانه خود را به طرف گوش چپ بالا بشید.

    5. کف و ساق پای راست- انگشتان و کف پا را به طرف کف اتاق بکشید.

    6. کف و ساق پای چپ- انگشتان و کف پا را به طرف کف اتاق بکشید.

    7. شکم و سینه- شکم را به طرف داخل بکشید و نگه دارید.

    8. چشم ها و پیشانی- چشم ها را ببندید و پلک ها را به هم فشار دهید.

    9. دهان و آرواره- لب ها را روی هم فشار دهید.

    برای انجام این نُه تمرین، در وضعیتی راحت قرار بگیرید، کف پای خود را روی زمین بگذارید و دست های خود را روی ران خود قرار دهید. برای ایجاد تنش در هر گروه از عضلات، حرکاتی را که مقابل آنها نوشته شده انجام دهید. تا ده شماره، سفتی عضلات خود را حفظ کنید. همانطور که می شمارید، به احساساتی که در هر گروه از عضلات ایجاد می شوند، توجه کنید. سپس اجازه دهید تا عضلات به حالت طبیعی برگردند. برای این کار تنها بر خلاف عمل سفت کردن عضلات رفتار کنید. اگر سفت کردن عضلات در شما درد ایجاد می کند، از شدت فشار آن بکاهید. چنانچه هنوز احساس ناراحتی می کنید، آن حرکت را حذف کنید.
    این تمرینو انجام بدین مواردی هم که گفتم لیست کنید بعد ازاین من درخدمت شماهستم
     چشم دل باز کن که جان بینی                       آنچه نادیدنی ست آن بینی                                                         خدایا نگهبانی چون تو دارم و باز هم نا امیدم ؟ 
    پاسخ با نقل و قول

  12. زندگی بدون نشاط و کسل کننده  سپاس شده توسط m1392,پریدخت,رنگین

  13. ارسال:7#
    سلام
    خیلی ممنون از حضورتون

    علایم جسمانی: مهم ترین علایم بدنی اضطراب عبارتند از تپش قلب، تنگی نفس، بی اشتهایی، تهوع، تکرر ادرار (بله خیلی شدید)، تعرق، یبوست(بله این مشکلو دارم)، سرگیجه، بیقراری(خیلی شدید کاملا کلافه هستم) و...(بدنم سرد میشه یخ میکنم و گاهی عرق سرد)
    علایم شناختی: اختلال در حافظه و تمرکز(بله نمیتونم ذهنمو متمرکز کنم) ناتوانی در تصمیم گیری(معمولا بعد از تموم شدن ماجرا میگم کاش این کارو میکردم کاش این جوابو میدادم) فراموشکاری(بله حتی اگه جواب سوالی رو بدونم میگم نمیدونم چون توی اون لحظه ذهنم قفل میکنه) از دست دادن خلاقیت، ترس از دست دادن کنترل، گوش به زنگی و افکار تکرار شونده، توقع بیش از حد از دیگران(بله توقع دارم کسی ازم دفاع کنه) و..
    علایم هیجانی:خشم(بله ولی تخلیه خشمم میمونه برای وقتی توی خونه هستم)، تنهایی(حسیه که بعد از عصبانیت یا مورد توجه قرار نگرفتن یا وقتی کسی ازم دفاع نمیکنه بهم دست میده)، دمدمی مزاج شدن(یه لحظه شادم ولی اعتباری نیست که لحظه بعد غمگین نباشم بدون دلیل این اتفاق میوفته) افسردگی(خب درک درستی ازش ندارم نمیدونم در چه سطحی از افسردگی هستم) به سادگی گریه افتاد،(بله وقتی حالت عادی یا شاد نداشته باشم وقتی غمگینم عصبیم زود گریم میگیره) بی طاقتی(بله) و..
    علایم رفتاری: ناخن جوبدن،از تپش قلب، تنگی نفس، بی اشتهایی، نا تمام رها کردن کارها (بله شدید تقریبا بیشتر کارام ناتمامه حتی مسئولیتی به عهدم میذارن یا از اول میگم بلد نیستم از زیرش در میرم یا زود سرو تهشو هم میارم و ناقص ولش میکنم)

    مواردی که جلوش توضیح دادم چیزایی هست که تا امروز حسشون کردم
    بازم ممنون
    پاسخ با نقل و قول

  14. زندگی بدون نشاط و کسل کننده  سپاس شده توسط m1392,رنگین

  15. ارسال:8#
    راستی در مورد تمرینا
    ممنونم
    امیدوارم تنبلی نکنم و انجامشون بدم
    فقط نیاز به اجبار دارم
    پاسخ با نقل و قول

  16. زندگی بدون نشاط و کسل کننده  سپاس شده توسط m1392,رنگین

  17. ارسال:9#
    سلام
    اقای پیرو فکر کنم هر شب اعلام کنم چقدر تمرین کردم یه جور اجبار برام پیش میاد
    پس هر شب ایشالا میگم چقدز تمرینو انجام دادم
    امروز دو بار انجام دادم
    یه بار ظهر سرکار یه بار دیگه چند دیقه پیش

    ممنون میشم اگه کمکم کنید دوستان عزیز دیگه چه کاری برای شروع انجام بدم
    پاسخ با نقل و قول

  18. زندگی بدون نشاط و کسل کننده  سپاس شده توسط m1392,piroo

  19. ارسال:10#
    piroo آواتار ها
    سلام پریدخت خانم
    خوبه هر روز این کار رو به مدت 15 دقیقه انجام بده و شب بگو که چه طور بوده.
    امروز هم انجام دادید؟
     چشم دل باز کن که جان بینی                       آنچه نادیدنی ست آن بینی                                                         خدایا نگهبانی چون تو دارم و باز هم نا امیدم ؟ 
    پاسخ با نقل و قول

  20. زندگی بدون نشاط و کسل کننده  سپاس شده توسط پریدخت

صفحه‌ها (3): صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •