تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




بازسازي دوباره بعد از شكست عاطفي زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:barbod
آخرین ارسال:nafas966
پاسخ ها 2

بازسازي دوباره بعد از شكست عاطفي

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام وقت بخیر

    امیدوارم تاپیک رو درست اومده باشم

    بهتره برم سر توضیحات

    من پسری 27 ساله هستم

    حدودا 11 سال پیش برای اولین بار احساس کردم به یکی از فامیل های تقریبا نزدیکم حس خاصی دارم طرف همبازی بچگیم بود
    به مرور به این نتیجه رسیدم خیلی دوستش دارم

    این علاقه باعث شد حتی در مقطع متوسطه کلا دبیرستانم رو عوض کنم به این دلیل که هر روز حداقل بتونم تو مسیر رفتن و برگشت مدرسه ببینمش و حداقل در حد یک سلام هم شده صحبت کنیم

    از علاقم بهش تا زمانی که هر دو دانشگاه قبول شدیم و هر دو تهران قبول شدیم خبر نداشت خلاصه بعد حدود یک ترم حرف دلم رو زدم
    و بعد از حدود یک ماه که فکراش رو کرد قبول کرد که همسرم بشه منتها بعد تمام شدن دانشگاه

    دوره دانشگاه بهترین دوران زندگیم بود تو این مدت 4 سال خیلی به هم وابسته شدیم بعد تمام شدن این دوره 2 ماه بعدش موضوع رو با خانوادم در میان گزاشتم و ازشون خواستم کمکم کنن متاسفانه خانوادم راضی نبودن خلاصه به اصرار من قبول کردن متاسفانه بعد از رفت و امدهای اولیه بین دو خانواده مخالفتها و موضع گیری هایی شد و جو بسیار متشنج شد که همه چیز به هم ریخت و هرکی برای خودش اظهار نظر میکرد این وسط من و خانوم بودیم که وسط اسمون و زمین گیر کردیم
    راهی جز این ندیدم که ازش خواستم منتظرم بمونه یه مقدار که استقلال مالی پیدا کردم قید خانواده ها رو بزنیم و قبول کرد که بهم وقت بده
    بعد از اون اتفاقات مقداری روابطمون سرد شد مثل قبل نمیتونستم باهاش در ارتباط باشم من رفتم خدمت سربازی خیلی دلتنگش میشدم و تماس میگرفتم اون سرد بود انگار که به زور بخواد جواب بده
    خلاصه خدمت تموم شد فکر کردم روزای خوش زندگیم بهم برمیگرده چند ازمون استخدامی شرکت کردم قبول شدم خبر قبولیم رو خواستم بهش بگم بهار 92 که یک صدای سرد و مرده بهم گفت دیگه با من تماس نگیر من ازدواج کردم

    اصلا باورم نمیشد
    ولی حقیقت داشت اون عقد کرده بود تقریبا یک ماه قبل عروسیش تماس گرفتم ازش خواستم بگه چطور تونسته همه چیز رو فراموش کنه ولی چیزی نگفت و فقط گریه کرد و ازم میخواست تمومش کنم

    از خرداد تا اوایل زمستان روزهای سختی داشتم روزی هزار بار ارزوی مرگ کردم ، فقط خدا میدونه چی کشیدم تنها چیزی که متوجه شدم خیلی جون سختم با این فشار های عصبی هرکس دیگه ای بود تا الان تموم کرده بود. تو این یکسال از لحاظ ظاهر هم خیلی تغییر کردم و مقدار قابل توجهی موهای سرم و حتی ریشم سفید شده حتی دوستان نزدیکم هم فکر میکنن معتاد شدم و به من میگن این علائم مصرف شیشه یا کراک هست در حالی که من سیگار هم نکشیدم از بس غصه داشتم معمولا اشتها ندارم و این باعث شده لاغر بشم
    چند ماهه یه کم ارامش نسبی دارم به نسبت قبل ، و در بانک مشغول به کار شدم ولی همچنان مشکل بیخوابی دارم و گاهی تا 30 ساعت هم نمیتونم بخوابم

    الان ارومم، سردم، انگار روح زندگی در من مرده
    انگیزه ای برای ادامه ندارم از کار کردن راضی هستم چون فکرم رو مشغول میکنه ولی از پولی که میگیرم لذت نمیبرم اصلا مادیات هم برام بی معنی شده و حدود 80 درصدحقوق دریافتیم رو بخشیدم به جاهای خیریه اینکار بهم ارامش میده

    مشکل درد اوری که دارم طرفم همشهریم هست و در یک شهر کوچک هستیم گاهی برای کاهش غمم میرم بیرون پیاده روی ناخواسته میبینمش با شوهرش خیلی ازارم میده ، خیلی
    انگار یه بخشی از وجودم رو ازم گرفتن
    و حس اینکه عزیز ترین شخص زندگیم با یک مرد غریبه میخوابه شدیدا ازارم میده، کسی که 11 ساله میخوامش الان یه غریبه هست

    لطفا کمکم کنید از این غم رها بشم
    مثل قبل دوستش ندارم ، ولی یه جور جای خالی یه حس خلا ، جای خالی کسی که 11 ساله بود ولی دیگه نیست اذیتم میکنه
    راهی هست ادم بشم؟
    راهکار بهم بدین
    ممنونم
    پاسخ با نقل و قول

  2. بازسازي دوباره بعد از شكست عاطفي  سپاس شده توسط m1392,rahaii

  3. ارسال:2#
    سلام آقا باربد عزیز..
    به تالار همیاری خوش اومدید.
    از خوندن سرگذشتتون واقعا متاسف شدم و شما و شرایطتون رو درک میکنم؛ اما از طرفی هم براتون خوشحالم که بعد از مدتی، تونستید آرامش نسبی رو در زندگیتون به وجود بیارید و امیدوارم که این آرامش روز به روز، بیشتر از قبل شه و شما بتونید با کمک و اراده ی خودتون، زندگی جدید و شادابی رو برای خودتون به وجود بیارید!
    ببینید آقا باربد...
    مهم ترین کاری که شما باید انجام بدید اینه که خودتون بخواید همه چیز رو تغییر بدید؛ برای تمام ما انسانها، شرایط سخت و ناگواری به وجود میاد که مسلما باب میل هیچ کدوم از ما نیست، اما اگه همه ی ما این نکته رو در نظر بگیریم که اینها امتحانهای الهی هستن که باید ازشون سربلند بیرون بیایم، همه چیز عوض میشه!
    درسته که این امتحانها، امتحانهای سختی هستند اما همین سختی اوناست که ما رو پخته تر میکنه و بهمون یاد میده که با مسائل سخت تر چطور کنار بیایم!
    آقا بارید عزیز...
    دائما به خودتون این مساله رو بقبولونید که گذشته با تمام بدی هایی که براتون داشته گذشته و تنها چیزی که در حال حاضر در پیش روی شماست، حال و آیندتونه! آیا این درسته که شما به خاطر گذشته ای که هرگز دیگه تکرار نمیشه، آینده ی خودتون رو که میتونه خیلی خیلی عالی و ایده آل باشه رو از بین ببرید؟
    پس سعی کنید از جاتون بلند شید و با اراده ی قوی سعی در ساختن یه اینده ی بی نقص باشید!
    شما یک جوان 27 ساله هستید که شرایط خوبی هم دارید؛ از جمله اینکه خدا رو شکر شاغل هستید، خدمت سربازیتون رو رفتید و خیلی ویژگی های دیگه که خیلیا دوست دارن داشته باشن!
    پس از داشته هاتون استفاده ی بهتر کنید و قدر تمام اونها رو بدونید!
    و اما در ارتباط با مساله ی دیگه ای که بهش اشاره کردید...
    درسته؛ خیلی سخته که شما کسی رو که 11 سال دوستش داشتید رو در کنار کس دیگری ببینید اما اگه این رو قبول کنید که بالاخره این مساله پیش اومده و این خانوم به گذشته ی شما تعلق دارن! سعی کنید در خلوت خودتون، کمتر به ایشون فکر کنیدو هروقت افکارشون به سراغ شما اومدن، خودتون رو به انجام کارهای دیگری مشغول کنید...
    شما در حال حاضر باید خودتون بخواید که ایشون رو از ذهنتون بیرون کنید و چیزهای دیگر رو جانشینشون کنید!
    البته باشگاه رفتن و انجام دادن کارهایی که قبلا بهش علاقه داشتید هم میتونه گزینه ی مناسبی برای شما باشه تا هم شادابی شما رو بهتون برگردونه و هم اینکه بهتون کمک کنه تا کمتر به ایشون فکر کنید!
    ویرایش توسط nafas966 : 2014_03_07 در ساعت 08:56
    اگر می دانستید که افکارتان،چقدر قدرتمند است؛هیچگاه حتی برای یکبار دیگر هم منفی فکر نمی کردید...!
    پاسخ با نقل و قول

  4. بازسازي دوباره بعد از شكست عاطفي  سپاس شده توسط barbod,elnaz.t,m1392

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •