تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




تحت درمان زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:negineghoroob
آخرین ارسال:PARSABARZEGAR
پاسخ ها 21

صفحه‌ها (3): صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

تحت درمان

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:11#
    PARSABARZEGAR آواتار ها
    سلام

    دوست عزیز این پذیرش شما باید همراه با این باشدکه دیگر انتخابهای خود را بپذیرید

    مادرتان تنها بود شما چه کار کردین برای تنهایی مادرتان ؟

    چند نشانه برای اینکه افراد قصد ازدواج ندارند:

    خانواده ها خبر ندارند

    از دادن اطلاعات خانوادگی خودداری میشود

    درخواستهای بیجا و بی مورد میشود

    بهانه آوری برای عدم خواستگاری
    آنکه با زندگی میسازد، میبازد

    با زندگی نساز ، آن را بساز
    پاسخ با نقل و قول

  2. تحت درمان  سپاس شده توسط m1392,nafasebahar

  3. ارسال:12#
    negineghoroob آواتار ها
    خیلی کارها برای تنهایی مادرم کردم
    مادرم برای من چکار کرد؟
    به دنیا آورد و شیر دادو خیلی کوچیک که بودم پذیراییم و کرد
    دستش درد نکنه
    اون نمیکرد یکی دیگه میکرد
    بره تنهاییش رو با خدا پیغمبری پر کنه که بویی ازشون نبرده
    وقتی همه پی ارجحیت داشت به ما باید فکر میکرد
    پدرم بدتر از اون
    حاضر نیستم حتی یک ثانیه نگهشون دارم
    بی احساس های مغرور و بی فکر
    من 1 اشتباه کردم و تاوانش و دارم میدم
    بقیه چی
    بقیش و مگه من خواستم؟
    امشب کسی به سیب دلم ناخنک زده است ؛ بر زخم های کهنه قلبم نمک زده است ؛ دارم به باد می سپرم این پیام را ؛ سیب دلم برای تو ای دوست یخ زده است......
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:13#
    PARSABARZEGAR آواتار ها
    سلام
    دوست عزیز اینکه شما مسوولیتی مشکلات خود را میپذیرید یعنی اینکه شما قادر خواهید بود بر مشکلات هم غلبه کنید اما برای این غلبه کردن باید اقدام کنید و دست بکار شوید هنوز من به جوابی نرسیدم که چه قدمی برداشته اید برای مشکل خود؟؟؟
    مادرتان نقش مادری خود را بنظر میرسد انجام داده و این مسائل و مشکلاتی در زندگیش بوده که او را کمی از شما غافل کرده است.

    خوب شما چند نمونه از روابط خودتان و مادرتان را برای ما بگویند نوع تعاملات شما منظورم هست.؟؟؟
    اما سوالی که باید در ذهن شما شکل بگیرد و به آن پاسخ دهید این است که مادرم چرا مقصر هست؟؟ آیا مادرم در این ارتبکه عاشقانه من مقصر بود؟ خودم این رابطه را انتخاب کردم یا مادرم؟ خودم با احساسات وارد رابطه شدم یا مادرم؟؟
    خوب آلن این رابطه برخلاف میل شما در حال تمام شدن هست پ بنظر. از اینکه این رابطه دارد تمام میشود بیشتر ناراحت هستید خوب این رابطه داشت و چه از دست میدهید؟؟
    ویرایش توسط PARSABARZEGAR : 2014_03_19 در ساعت 11:35
    آنکه با زندگی میسازد، میبازد

    با زندگی نساز ، آن را بساز
    پاسخ با نقل و قول

  5. تحت درمان  سپاس شده توسط nafasebahar

  6. ارسال:14#
    negineghoroob آواتار ها
    هزارهابار تا حالا از تلخی به دنیا اومدن من گفته
    هزارها بار تا حالا به رخم کشیده من تورو نمیخواستم بابات میخواست
    به جرم دختر بودن باید هرچی اونا میگفتم همون میشد
    چون دختر بودیم حق شاد زندگی کردن نداشتیم
    یه تفریح شاد ما خانواده باهم نداشتیم
    هرچیزی که باعث لذت ما میشد ازما میگرفتن
    دهن بین و خودخوهم و فقط به حرف مردم زندگی میکنن
    الانم که خدارو شکر هرکی برای خودش زندگی میکنه
    اون با کلاسک های قران اون یکی با هیات بازی
    خلاء عاطفی تو خون هموج میزد دوست وقتی که بهشون احتیاج داشتم تنها بودم
    همیشه هم آش نخورده بودم و دهن سوخته
    حالا شکست خوردم
    همه جوره باختم
    پس نگین مقصر تویی نه اونا
    امشب کسی به سیب دلم ناخنک زده است ؛ بر زخم های کهنه قلبم نمک زده است ؛ دارم به باد می سپرم این پیام را ؛ سیب دلم برای تو ای دوست یخ زده است......
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:15#
    PARSABARZEGAR آواتار ها
    سلام
    اوهوم از اینکه والدین شما به مساعل معنوی و امور خودشان بیشتر توجه میکنند و این باعث بی توجهی به شما شده و شما دچار اشتباه ( تصمیم) شده اید ناراحتید .
    دوست عزیز. برای مسائل باید قدمی برداشت و آن این است که شما باوالدین ن خود صحبت کنید هر 4 نفر و انتظارات و خواسته های همدیگر را بشنوید
    یا اینکه هپیش مشاور خانواده بروید تا بتوانید با کمک او مسائل را بهتر و دقیقتر حل کنید البته باید هر 4 نفرتان حضور داشته باشید.
    ویرایش توسط PARSABARZEGAR : 2014_03_19 در ساعت 15:40
    آنکه با زندگی میسازد، میبازد

    با زندگی نساز ، آن را بساز
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:16#
    negineghoroob آواتار ها
    قبلا اینکارو کردم
    مشکل والدین من اینه که هیچ مشاوری رو قبول ندارن
    و مدام مورد تمسخر قرارم میدن
    امشب کسی به سیب دلم ناخنک زده است ؛ بر زخم های کهنه قلبم نمک زده است ؛ دارم به باد می سپرم این پیام را ؛ سیب دلم برای تو ای دوست یخ زده است......
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:17#
    PARSABARZEGAR آواتار ها
    سلام
    پس دوباره این کار را انجام دهید و دست بر ندارید تا به نتیجه مطلوب برسید، خودتان به یک مشاور خانواده مراجعه کنید تا بعد آنها هم بیایند.
    آنکه با زندگی میسازد، میبازد

    با زندگی نساز ، آن را بساز
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:18#
    negineghoroob آواتار ها
    سلام
    ممنون
    اگه این راه جواب داده بود که دیگه به اینجا احتیاج نداشتم
    امشب کسی به سیب دلم ناخنک زده است ؛ بر زخم های کهنه قلبم نمک زده است ؛ دارم به باد می سپرم این پیام را ؛ سیب دلم برای تو ای دوست یخ زده است......
    پاسخ با نقل و قول

  11. ارسال:19#
    PARSABARZEGAR آواتار ها
    سلام.
    دوست عزیز مشکل موضوعی نیست که با فرد حل شما باید خانواده شما در مشاوره حضور داشته باشند. پس بهتر است به مشاور خانواده مراجعه کنید.
    آنکه با زندگی میسازد، میبازد

    با زندگی نساز ، آن را بساز
    پاسخ با نقل و قول

  12. ارسال:20#
    negineghoroob آواتار ها
    مشاور خوب مشاوریه که بتونه خودش و جای مراجعش ببینه
    امشب کسی به سیب دلم ناخنک زده است ؛ بر زخم های کهنه قلبم نمک زده است ؛ دارم به باد می سپرم این پیام را ؛ سیب دلم برای تو ای دوست یخ زده است......
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (3): صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •