تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




سردرگمی زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:Sogandtavakolu
آخرین ارسال:elnaz.t
پاسخ ها 2

سردرگمی

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام ببخشيد من بك دختر١٥ساله هستم كه يك ساله پيش با يه پسر ١٦ ساله دوسشدم كه خيلي هم پسره خوبي بود و من رو خيلي دوست داشت چند ماه بعد از دوستيمون من از رويه بچگي ب يك پسر ديگر گفتم دوستت دارم و با او قرار گذاشتم و از دور ديدمش ولي روزه بعد ديگر ب ان پسر هيچ ارتباطي نداشتم و متوجه اشتباهم شدم و ٢ ماه بعد دوست پسرم اين مرضوع را فهميد و از انجايي ك علاقه ي شديدي ب من داشت بسيار داقون شد..و ان شب با من بهم زد ولي بازم باهم مرتب ارتباط داشتيم و گاهي ب من ميگفت هنوز عاشقمه ولي..منم خيلي كارها برايش كردم تا مرا ببخشد و برگردد ولي..مثلا يك روز ميامد ميگفت بيا باهم باسمو بدون تو نميتونم فرداش بهم ميزدو ميگفت نميتونم كارتو فراموش كنم تا اين كه بعد از سه ماه يك دختره ديگر ك قبلا دوست پسر من ب او علاقه داشت امده و ب دوستم ابراز علاقه كرد و دوستم دوستي با او را قبول مرد و هي براي اينكه حرصه مرا دراورد با دوستدختر جديدش در مكان هايي كً من بودم ميامد و با او ميخنديد اما رابطشان اصلا جدي نبود و او هنوز عاشق من بود و حتي دست ب ان دختر نميزد و ب من هم اس ميداد تا اين كه بعد از يك ماه با او بهم زد و دوباره ب من حرفايه عشقانه زد..يك ماه دوباره باهم دوست شديم و دوباره تمام كرد همش ميگفت بخاطره منه چون من ب او وابسته ميشوم نميخاهد ديگر ادامه دهد و من ضربه ميخورم بالاخره ارتباطمان ادامه داشت..تا ديروز ك مادرم زنگ ب مادرش زد و گفت بايد ارتباطمان قطع شود و مادر او هم گفت پسرش يك ماهه ديگر براي هميشه ب كانادا ميرود(البته پسره ب من قبلش گفته بود ك ميره)و ديگر حالا ان پسر درست جواب من نميدهد و هم من اورا دوست دارم هم او مرا و از يك طرف دارد ميرود..جه كار كنم؟
    ویرایش توسط محسن عزیزی : 2014_03_09 در ساعت 21:38
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    elnaz.t آواتار ها
    سلام سوگندجون به همیاری خوش اومدی
    این اقاازاقوامتون هستن که مادراتون درارتباطن؟
    شماتواوج نوجوونیتون بایه پسرتواوج نوجوونیش دوست شدیدسن هر2تون کم بوده به خصوص این اقاپسر
    نمیخوام فکرکنیدجنبه نصیحت داره اماازاولش اشتباه بوده چون هر2تون احسااساتتون دچارتغییروتحول میشه به خصوص ایشون
    خب یه بدی که وجودداره این هست که ماخانومازودوابسته میشیم عزیزم واین وابستگی به زودی فراموش میشه پس به خودت وقت بده گلم
    ایاخونواده هاازاول دراطلاع بودن؟
    هدفتون ازاین رابطه صرفاجهت دوستی بود؟
    چقدرازایشون شناخت دارید؟
    ایامطمئنیدکه ایشون واقعادوستون دارن؟اگه بله چرا؟چه کارایی کردن مثلا؟
    دلیل تنهاییم راتازه فهمیدم!
    وقتی محبت کردم وتنهاشدم
    وقتی دوست داشتم وتنهاماندم
    دانستم بایدتنهاشدوتنهاماندتا\"خدا\"رافهمید...

    پاسخ با نقل و قول

کاربران دعوت شده

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •