تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




در حقم نامردی کرد زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:nazgol.k
آخرین ارسال:تبسّم
پاسخ ها 84

صفحه‌ها (9): صفحه 2 از 9 نخستنخست 1234 ... آخرینآخرین

در حقم نامردی کرد

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:11#
    سلام نازگل عزیزم...
    من ناراحتی و دلتنگی شما رو درک میکنم اما عزیزم سعی کن در درجه ی اول آروم باشی و آرامش خودت رو حفظ کنی!
    در حال حاضر ناراحتی شما از چیه؟
    چه اتفاقی باعث تموم شدن این رابطه شد؟
    مطمئن باش که با گذشت زمان و صبر و شکیبایی خودت، به همون نازگل 3سال پیش تبدیل میشی!
    پس صبور باش و خودت هم سعی خودت رو بکن تا بتونی به خودت کمک کنی...
    ماهم اینجا کمکت میکنیم تا بتونی آرامشت رو به دست بیاری و ایشون رو فراموش کنی!
    اگر می دانستید که افکارتان،چقدر قدرتمند است؛هیچگاه حتی برای یکبار دیگر هم منفی فکر نمی کردید...!

  2. در حقم نامردی کرد  سپاس شده توسط golpesar,mozhghan,nazgol.k,نرگس

  3. ارسال:12#
    PARSABARZEGAR آواتار ها
    سلام

    دوست عزیز همه این نشانه ها دلیل بر عدم علایق ایشان به ازدواج بوده وهست.

    شما برای اینکه بتونیم کمکتو کنیم باید همه مسائل را در میان بگذارید

    روابط شما تا چه اندازه بود به روابط جنسی منجر شد ؟
    آنکه با زندگی میسازد، میبازد

    با زندگی نساز ، آن را بساز

  4. در حقم نامردی کرد  سپاس شده توسط m1392,nafas966,nazgol.k,نرگس

  5. ارسال:13#
    در حال حاضر ناراحتی شما از چیه؟
    چه اتفاقی باعث تموم شدن این رابطه شد؟


    ناراحتیم ازینه که که همه چیمو از دست دادم
    عشقمو آبرومو شرفمو آینده ی روشنی که میتونستم داشته باشمو دوسال و نیم از بهترین سالای عمرمو.....
    ما زیاد قهر میکردیم اما تهش آشتی میکردیم اینبارم سر یچیز ساده بحثمون شد
    من بهش گفتم بیاد زودتر خواستگاری گفت وقتش نشده بش گفتم پس من میرم زن یکی دیگه میشم این حرفو همینجوری زدم خودش میدونست نمیتونم برم با کس دیگه اما اون دیگه ول نکرد مدام بد و بیراه گفت و تهشم برای همیشه رفت

  6. در حقم نامردی کرد  سپاس شده توسط نرگس

  7. ارسال:14#
    روابط شما تا چه اندازه بود به روابط جنسی منجر شد ؟[/quote]



    بله متاسفانه
    ما دقیقا برای هم نقش زن و شوهرو بازی میکردیم
    همینه که آزارم میده
    من خودم آدمیم که تمام دوستامو ازینجور روابط منع میکنم اما خودم...
    فقط به این خاطر بود که ایمان داشتم شوهرم میشه

  8. در حقم نامردی کرد  سپاس شده توسط نرگس

  9. ارسال:15#
    PARSABARZEGAR آواتار ها
    سلام
    دوست عزیز
    این ارتباط شکل گرفته. شما باید بدانید که این رابطه به ازدواج ختم نخواهد شد چرا که این پسر به چیزی جز ارتباط جنسی فکر نکرده.
    شما هم باید بدانید که رابطه شما تمام شده است و این انتخابی بوده که خودتان کرده اید باید آن را بپذیرید و ازین پس قدم در راه بهبود زندگی و ساختن مجدد زندگی بکنید.
    آنکه با زندگی میسازد، میبازد

    با زندگی نساز ، آن را بساز

  10. در حقم نامردی کرد  سپاس شده توسط m1392,nazgol.k,نرگس

  11. ارسال:16#
    دوست عزیزم...
    علت ناراحتیتون رو بهتر متوجه شدم!
    ببینید عزیزم!
    کاملا مشخصه که این آقا از دوستی با شما به دنبال روابط جنسی بودن و از اونجا که دست یافتن به شما برای ایشون امری سخت بوده، پس ایشون ازدواج رو بهانه ی خودشون قرار دادن و با این ترفند تونستن به شما دست پیدا کنن و از اونجا که در این روابط تعهد و پذیرش مسئولیت وجود نداره، بعد از اینکه به خواستشون رسیدن، دیگه دلیلی برای تلاش برای رسیدن به شما ندیدند و با هر بهانه ای، سعی در اتمام این رابطه داشتند! همونطور که خودتون هم گفتید با یک بهانه ی بسیار بی ربط و غیر منطقی رابطه ی دوسالشون رو با شما تموم کردن!
    در صورتیکه ایشون به رابطشون با شما تعهد داشتن و همونطور که شما بهشون علاقه داشتید، به شما علاقه مند بودن، اولا خیلی زودتر از اینها اقدام رسمی میکردن؛ ثانیا بعد از اینکه شما با جدیت بحث خاستگاری رو با ایشون مطرح کردید، به جای پا پس کشیدن و گرفتن بهانه های غیر منطقی، سعی میکردن اقدام کنند، اما فرار کردن رو ترجیح دادن!
    اما دوست عزیزم؛ به هرحال اتفاقیه که افتاده و شما بهتره که کمتر خودتون رو سرزنش کنید، چون آب رفته به جوی برنمیگرده!
    درسته که شما مرتکب اشتباهی در گذشته شدید، اما به هیچ وجه نا امید نباشید و بدونید که اگر بخواید میتونید آینده ی خوبی برای خودتون بسازید!
    آیا کسی از ارتباط جنسی شما با خبره؟ ( خانواده یا دوستان)
    به نظرتون دیدگاه و واکنش خانوادتون نسبت به این موضوع چطور میتونه باشه؟
    اگر می دانستید که افکارتان،چقدر قدرتمند است؛هیچگاه حتی برای یکبار دیگر هم منفی فکر نمی کردید...!

  12. در حقم نامردی کرد  سپاس شده توسط anahid,m1392,nazgol.k,PARSABARZEGAR,نرگس

  13. ارسال:17#
    سلام
    نازگل جان بیا فرض کنیم این آقا دوباره به سمت شما برگشت و پیشنهاد ازدواج هم داد!
    آیا شما این شخص رو لایق ازدواج می دونید؟اصلا می تونی بهش اعتماد کنی؟
    شما میگی آینده ی روشنی رو که می تونستی داشته باشی از دست دادی؛حالا به نظرت اگه این آقا باهات ازدواج کنه آینده ی بهتری خواهی داشت؟
    فکر نمی کنم جوابت به این سوال مثبت باشه!کسی که نزدیک به سه سال هر کاری دلش خواسته کرده و اصلا آبروی یک دختر براش مهم نبوده و به اشاره ای گذاشته رفته،فکر می کنی در زندگیِ مشترک آدم متعهدی خواهد بود؟
    گمون نمی کنم اینطور باشه!
    بنابراین بهتره شما علاقه تون رو بیش از این برای همچین کسی خرج نکنید!
    فکر می کنم الان اولین قدمی که شما باید برداری اینه که رفتن این شخص رو قبول کنی و بشینی ببینی بعد از این چه کار باید بکنی!
    راستی یه موضوعی برای من جالبه،اونم اینکه چرا مادر و خواهرتون که از این رابطه آگاه بودن هیچ اقدامی نکردن!
    یعنی اونا هیچ مخالفتی نداشتن و اصرار نمی کردن زودتر این آقا بیاد خواستگاری؟
    به هر حال عزیزم یک سری چیزها رو نمیشه تغییر داد!
    بیا به جای باختن خودت دنبال راهی باش تا آسیبی رو که ممکنِ به زندگیِ آینده ت بخوره رو به حداقل برسونی!
    وقتی که مرگ ما را برباید

    - تو را و مرا-

    نباید که در پایان راهمان

    علامت سوالی بر جای بماند!

    تنها نقطه ای ساده

    همین و بس...

    چرا که ما

    در حیات کوتاه خویش

    فرصت های بی شماری داریم

    که دریابیمشان!

  14. در حقم نامردی کرد  سپاس شده توسط anahid,elnaz.t,m1392,nazgol.k,نرگس

  15. ارسال:18#
    ممنون از جواباتون و توجهتون
    شما میگید فراموش کن اما چطور؟
    ببینید اون شوهرم بود یجورایی یعنی ما قشنگ زن و شوهر بودیم حالا مگه میشه بیخیال شم و به زندگی بدون اون ادامه بدم؟

    لیلای عزیزم مادر و خواهرم فقط میدونستن اون خواستگار منه اما نمیدونستن تا چه حد ما با هم در ارتباطیم و مدامم اصرار داشتن که پس بگو بیاد خواستگاری رسمی اصلا بخاطر همین من به اون گفتم بیاد
    نمیدونم چیکار کنم
    هیچکس نمیتونه منو درک کنه که تو چه وضعیتی قرار گرفتم

  16. در حقم نامردی کرد  سپاس شده توسط m1392,نرگس

  17. ارسال:19#
    سلام ناز گل عزیز
    گاهی وقتا تو زندگی ما اتفاقاتی می افته فک میکنیم دیگه اخرشه به ته اش رسیدیم ولی برگرد درست فک کن با نگاه بدون عشق و محبت بسنج ببین واقعا اونقدر ارزش داره خودتو اینقدراذیت کنی یه زمانی اشتباه شما رو من کردم ولی االان روزی هزار بار می گم کاش همون دعوا ها و بحث ها که میشد تموم میشد میرفت اینقدر ضرر نمیکردم اینقدر لطمه نمیخوردم جلوی ضرر رو هر جا بگیری منفعته چشم عاشق همیشه کوره اونقدربهش علاقه داری نمیتونی عیب ها شو ببنی واقعا فک میکنی مردی که با کوچیک ترین بحث همه چی رو تموم کنه فردا تو مشکلات بزرگ زندگی باهات میمونه؟
    زندیگ هزار تا پستی و بلندی داره همه دعوا میکنن بحث میکنن ولی کاش همه مون یاد بگیریم تو بحثها قید همدیگرو نزنیم کنار هم بمونیم و با ارامش مشکلات رو حل کنیم
    اوایل جدایی همیشه سخته نمیگم یادت میره کلا فراموش میکنی نه ولی سوز و اذیتش کمتر میشه برات صبور باش و این فک کن خدا خیلی دوستت داشته تو این مرحله متوجه این موضوع شدی به خدا اعتماد کن بزار کارشو بکنهخودتو بسپار دست خدا بقیه اشم حل میشه ایشالا
    امیدوارم ارامش به دل قشنگ زود زود برگرده
    زندگی یعنی . . . بخندی هر چند غمگینی . . . ببخشی هر چند مسکینی . . .
    فراموش کنی هر چند که دلگیری . . . اینگونه باید زیست هر چند آسان نیست . . .
    زندگی آنقدر ابدی نیست که هر روز بتوان مهربان بودن را به فردا انداخت . . .

  18. در حقم نامردی کرد  سپاس شده توسط anahid,leila.7,m1392,nazgol.k

  19. ارسال:20#
    نازگل عزیزم...
    میفهمم که ناراحتی شما از کجا نشات میگیره، اما خب بالاخره اتفاق تلخیه که افتاده و کاری نمیشه براش انجام داد...
    اما عزیز دلم؛ آیا دنیا به آخر رسیده؟
    تو کلی فرصت دیگه برای ادامه ی زندگیت داری!
    اتفاقا خدا رو شکر کن که خانوادت تو رو تحت فشار گذاشتن تا بهش بگی به خاستگاریت بیاد، چون در این صورت زودتر هم این رابطه تموم شد و جلوی سوء استفاده ی ایشون گرفته شد و هم چنین مدت زمان وابستگیت به ایشون هم کمتر شد!
    عزیزم...
    از دست دادن یک رابطه _چه در روابطی مثل رابطه ی شما و چه در طلاقهای بعد از ازدواج_ مثل مرگ و از دست دادن یک عزیز میمونه!
    همونطور که هیچ کس نمیتونه به راحتی با مرگ عزیزش کنار بیاد، نمیتونه راحت هم با از دست رفتن رابطه ی عاشقانش کنار بیاد! مسلما برای کنار اومدن با چنین شرایطی، اول از همه گذشت زمان و بعد روحیه ی خود فرد مهمه!
    شما باید آگاه باشید که با گذشت زمان، این احساس ناراحتی شما، کمرنگ و کمرنگ تر میشه!
    این حق طبیعی شماست که برای از دست رفتن این رابطه ناراحت باشید و براش سوگواری کنید، اما نذارید که این مساله تمام زندگی شما رو مختل کنه! شما سالهای سال برای زندگی کردن فرصت های خیلی بهتری دارید و نباید به خاطر رابطه ای که شاید اصلا هم به صلاحتون نبوده، زندکی رو برای خودتون، تلخ کنید!
    سعی کنید بعد از عزاداری برای اتمام رابطتون با خودتون منطقی کنار بیاید و قبول کنید که بعد از ایشون هم دنیا حتی بهتر از قبل ادامه داره!
    من نمیخوام شما رو به خاطر کاری که انجام دادید، سرزنش کنم، چون به هرحال این مساله، پیش اومده و زمان هرگز به عقب برنمیگرده اما شما باید کم کم خودتون رو با شرایط فعلیتون وفق بدید و قبول کنید که شما چنین شرایطی دارید و خودتون قبل از هرچیز باید با این مساله، بتونید کنار بیاید!
    اگر می دانستید که افکارتان،چقدر قدرتمند است؛هیچگاه حتی برای یکبار دیگر هم منفی فکر نمی کردید...!

  20. در حقم نامردی کرد  سپاس شده توسط anahid,nazgol.k

صفحه‌ها (9): صفحه 2 از 9 نخستنخست 1234 ... آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •