تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




دارم امیدمو از دست میدم... زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:شبرنگ
آخرین ارسال:محسن عزیزی
پاسخ ها 22

صفحه‌ها (3): صفحه 3 از 3 نخستنخست 123

دارم امیدمو از دست میدم...

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:21#
    شبرنگ آواتار ها
    سلام آقای دکتر، خیلی ممنونم، شما لطف دارید.

    بله حیفه که انسان جایگاههای خوب رو تو زندگی از دست بده.

    خب برای دسته بندی موارد فرعی این چهار اصل بنظرم:

    1 - کار و امرار معاش

    -- بنظرم اگر کار ثابتی هم نباشه میشه خودمونو با چیزهایی سرگرم کنیم که تقریبا مثل همون کار برای ما سودمند باشه، مثل سرگرمی به هنرها و قطعا اگر پیگیری باشه میشه از اون منبع درآمدی هم پیدا کرد. من بارها به این مقوله فکر کردم و تقریبا از تمامی موارد هنر خوشم میاد ولی دقیقا نمیدونم سمت کدوم شاخه برم و کدوم میتونه مفید تر باشه و بازخورد مثبت تری داره.

    2 - عبادت

    -- خب به نظرم انسان نمیتونه اونطور که شایسته خداوند هست شکرش رو بجا بیاره ولی این نباید مانع از عبادت خداوند بشه و تا جایی که میشه باید سعی کنیم خوب باشیم و خوب زندگی کنیم. قبل ها یجور دیگه زندگی میکردم اما همونطور که گفتم سختی ها و مشکلاتی که بمن وارد شد دیدم رو نسبت به خیلی چیزا تغییر داد و متوجه شدم انسان نباید زندگی رو سرسری بگیره و باید هدفمند قدم برداره. خیلی بیشتر به خدا و دین متوجه شدم و فهمیدم هر چقدر انسان بیشتر متوجه بشه مشخص میشه که چه میزان کم سواد دینی بوده و چقدر مطالب برای فهمیدن وجود داره. شاید به جرات میتونم بگم بهترین و زیباترین قسمت رنج ها و سختی های من گسترش فهم و درک من بود و اینکه بخدا نزدیک تر شدم و بهتره بگم بزرگتر شدم و عقل و فهمم بیشتر رشد کرد. قطعا سپری شدن ساعاتی برای عبادت علاوه بر ایجاد محیطی مملو از آرامش و مثبت بینی باعث ایجاد روحیه در انسان میشه و چه بسا باعث تغییر و تحولاتی در زندگی بشه که ما از انجام اون ناتوان و عاجزیم مثل خیلی از خواسته هایی که داریم ولی راه رسیدن به اونها دشوار و گاها غیر ممکنه و برای ما به آرزو تبدیل میشه و در صحیفه سجادیه داریم..


    <
    خداوندا، به درگاهت حاجتى آورده‏ام كه قدرت دستيابى به آن را ندارم، و رشته چاره‏ جوئی ام در مقابل آن گسسته، و نفس من در نظرم چنين آراسته كه آن نياز را به‏ كسى اظهار كنم كه او خود نيازهايش را به درگاه تو می آورد، و درخواسته‏اش از تو بی نياز نيست، و اين لغزشى است از لغزشهاى اشتباه‏كاران، و درافتادنى است از درافتادنهاى گناهكاران>

    3 - معاشرت

    --
    معاشرت برای انسانها لازمه و من هم اینو تایید میکنم ولی تا جایی که به یاد دارم همیشه با دوستان و اطرافیانم بیشتر از یک دوست رفتار کردم و تا جایی که در توانم بوده و چبسا بیشتر برای اونها وقت گذاشتم ولی خب هر کدوم با نقل مکان به شهر های دور و ازدواج رشته دوستی رو گسستن و لازمه ذکر کنم که من با همه رابطه خوبی داشتم و دوستانم گزینشی نبودن یعنی با فقیر و ثروتمند با آدم پر انرژی و ارام و ... دوست بودم و اونها هم از با من بودن خوشحال بودن ولی یهو بعد از یک مدت همه چیز تموم میشد.
    شاید تنها چیزی که منو آزار میده همینه .

    منتظر قدر شناسی از کسی نیستم و توقعی هم ندارم ولی اگر از هر چیزی بگذریم مردم دوست دارن شرایط متفاوت رو تجربه کنن و نمیشه تخمین زد یه آدم چقدر در یک رابطه میتونه وفادار باشه و یچیزی شبیه ابرهای بهارن یک ساعت آسمون آبی و ساعت بعدی بارش تگرگ.

    4 - استراحت و تفریح

    -- استراحت و تفریح رو خیلی بهش اهمیت میدم و سعی میکنم حتما در ساعات شبانه روز براش وقت بذارم و به هیچ وجه ازش نمیگذرم و اعتقاد دارم تفریح غذای روح هست به همین دلیل این کا رو انجام میدم و سرگرمی های متفاوتی برای خودم ایجاد میکنم و گاهی پشت پنجره میرم و بیرون رو تماشا میکنم و حس میکنم نیاز درونی من ساعاتی سکوت و قدری راز و نیاز هست .
    ولی از وقتی که فشار های روانیم بشتر شده دیگه چندان بیرون نمیرم .. اوایل رفتن به پارک و بیرون و پیاده روی جزو جدا نشدنی از برنامه هفتگیم بود ولی الان وقتی از خونه خارج میشم اولین اتفاقی که برام میفته تپش قلب میگیرم و دستهام مو مور میشن و عرق میکنن و سرد تر از حد معمول میشن. گاهی هم فشارم میفته ، اگر در موقعیت استرس زایی قرار بگیرم قطعا شرایط بدتر میشه و همونطور که ذکر کردم حالت حمله پانیک.

    نمیدونم چرا نمیتونم استرسم رو درمان کنم و چرا اختیارم رو از دست میدم و نمیتونم خودمو مدیریت کنم ، بارها هم به جنگش رفتم ولی مغلوب شدم. گاهی فکر میکنم مصرف داروهای ضد استرس میتونه بهم کمک کنه یا حتی داروهای گیاهی.

    بیشتر ناراحتیم ترس و استرسم هست که اصلا نمیدونم از کجا نشات گرفته و چرا بوجود میاد و چطور باید درمانش کنم . وقتی فشار های روانیم بیشتر میشه که قالبا نشات گرفته از محیط بیرونی و خانوادگی من هستن و دست به دست فشارهای درونی و افکار آزار دهندم میدن نگرانیها و استرس هام به اوج میرسه و حتی روزی 2 ـ 3 بار هم دچار حملات استرس میشم.

    من فکر میکنم چهار موردی که ذکر کردید بسیار مناسب هستن فقط یه اشکالاتی از ناحیه من وجود داره که اگر رفع بشه با استفاده از این برنامه مسئله قابل حل هست. متشکر

    .
    پاسخ با نقل و قول

  2. دارم امیدمو از دست میدم...  سپاس شده توسط محسن عزیزی

  3. ارسال:22#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام

    بسیارخوب

    فکر می کنم میتونیم روی استرس شما در هنگام بیرون رفتن کار کنیم تا زمینه برای برنامه ریزی شما فراهم بشه و به یاری خدا شرایطتون رو تغییر بدید.

    اگر حملات استرس مانع جدی شما برای تغییر و بیرون رفتن از منزل باشند، باید در این باره اطلاعاتتون رو افزایش بدید و در پی درمانش باشید. سعی میکنم برخی اطلاعات رو در این باره بهتون بدم.

    شاید بین تمامی نشانه های فشار روانی و اضطراب، تهدیدآمیزترین تجربه حمله وحشتزدگی باشه. معمولا شروعش سریع و جدی هست و ممکنه که به طور غیرمنتظره اغلب جلوه کنه، اون هم در موقعیتهایی که تهدیدی واقعی ما رو تهدید نمیکنه. تعداد حملات در افراد متفاوت هست.

    نشانه ها معمولا عبارتند از تپش قلب شدید، عرق کردن، لرزیدن، احساس غش و ضعف و ...

    ممکنه چنین افکاری همراهش باشن:«نکنه عقلم رو از دست دادم؟ نکنه دچار حمله قلبی شدم، یا در حال مردنم؟ یا خودمو مسخره کردم؟ یا مریضم؟» و ...

    اکثر افرادی که دچار حمله وحشتزدگی میشن، افکار فاجعه آمیزی به ذهنشون میاد، به تندی نفس می کشند، به مکان امنی پناه می برند، دکتر رو فرا می خوانند، و ... . متاسفانه همین افکار و رفتارها هستند که باعث میشن ترس بیشتر بشه و در دفعات بعدی از هر موقعیت یا فردی که احتمال بدهند منجر به وقوع حمله وحشتزدگی میشه، اجتناب و پرهیز می کنند. هر چه در ذهن احتمال وقوع رو بیشتر متصور بشید، احتمال حمله هم افزایش پیدا میکنه. با جست و جوی علائم حمله و حتی ایجاد و خلق آن، و همچنین با افکار فاجعه آمیز، خود رو در معرض حمله قرار می دهید.

    آیا حمله هایی که ازش نام بردید، چنین وضعیتی رو دارند؟
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (3): صفحه 3 از 3 نخستنخست 123

کاربران دعوت شده

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •