تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




دفتر خاطرات یک زن خانه دار :57: زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:niloofarabi
آخرین ارسال:niloofarabi
پاسخ ها 2

دفتر خاطرات یک زن خانه دار :57:

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    niloofarabi آواتار ها
    روز اول

    امروز سال تحویل شد. ساعت 20 و 27 دقیقه .من و آقای همسر قبل از این که سال تحویل شود در مورد این حرف زدمی که بلافاصله که عید شد اول خانه مادر من برویم با خانه مادر او. یادم آمد وقتی بچه بودم مادربزرگم همیشه می گفت لحظه سال تحویل در مورد هر چیزی که حرف بزنی تا آخر سال در مورد آن حرف میزنی پس مراقب حرف زدنت باش. به این فکر کردم که هر تحویل سال ، ما در مورد آن موضوع حرف میزنیم و بعد تا آخر سال جمعه هایش با همین موضوع تمام می شود. برای همین بود که بحث را ادامه ندادم و اسفند دود کردم و تصمیم گرفتم تا 20 و 27 دقیقه به 20 هدفی که برای تعطیلات و کل سال داشتم فکر کنم و لبخند بزنم. باید در تعطیلات روزی یک کتاب بخوانم و برای خودم برنامه غذایی بریزم و ورزش کنم.


    ادامه ....



    منبع: هفته نامه زن روز،بیتا ناظمی
    پاسخ با نقل و قول

  2. دفتر خاطرات یک زن خانه دار  :57:  سپاس شده توسط n.h,piroo,rahaii,کوثر حبیبی,تیرا,تبسّم,طباطبایی

  3. ارسال:2#
    niloofarabi آواتار ها
    روز دوم

    حالا تازه روز دوم است.قرار نیست کتاب خواندن و رژیم غذایی و ورزش را از همین حالا شروع کنم تا آخر عید کلی فرصت دارم. تازه به جای روزی یک کتاب میشه هر روز دو کتاب خواند! از آنجایی که هر دیدی بازدیدی دارد امروز نوبت بازدید ما بود و از آنجا که آقای همسر مرد خلاقی است ما امسال آجیل نخریدیم تصمیم گرفتیم که برای هر کس که به خانه ما می آید علاقه مندی که دارد تهیه کنیم. برای همین بود که وقتی خانواده عمویم به خانه ما آمدند اسمارتیز و پاستیل به بچه هایشان دادیم و به زن عمویم که در حال رژیم بود آب کرفس دادم و برای عمویم هم که دندان هایش مصنوعی بودند کشمش آوردیم فقط من نفهمیدم چرا قیافه زن عمویم تا آخر اخم کرده بود. آقای همسر هم گفت دید و باز دید یعنی همین آدم که نمی رود خانه همدیگر خوردنی ها را ببینید!



    منبع: قبلی
    پاسخ با نقل و قول

  4. دفتر خاطرات یک زن خانه دار  :57:  سپاس شده توسط کوثر حبیبی,تبسّم,طباطبایی

کاربران دعوت شده

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •