تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




جلب اعتماد کردن همسر سابق زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:pone
آخرین ارسال:pone
پاسخ ها 4

جلب اعتماد کردن همسر سابق

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام..
    من 8ماه با همسرم زندگی کردم اما باحساسیت نشون دادن بیش از حد وزود قضاوت کردن در مورد مادر و خواهر شوهرم باعث شدم از هم جدا بشیم...به خاطر اینکه خواهر شوهر کوچیکم با شوهرم اس ام اس بازی میکرد احساس میکرم داره حرفی میزنه شوهرم رو از من دور کنه.البته همسرم ازدواج قبلی داشته و یک دختر بچه داره همیشه احساس میکردم مادرشوهرم و خواهرش اگه صداش میکنن توی اتاق و باهاش حرف میزنن دارن کاری میکنن که از من جدابشه و زن سابقش رو برگردونه واین باعث شد همیشه عصبی باشم و نخوام اون باخانواده اش حرف بزنه
    به همسرم گفته بودم اما اون ادمی نیست که بتونه بازبون ادم رو قانع کنه فقط بیخیال میشد و برام توضیح نمیداد

    ماازهم جداشدیم من خیلی دوستش دارم اون هم دوستم داره اکثرا میاد به من سرمیزنه به من میگه اگه رفتارت رو عوض کنی برمیگردیم سر زندگیمون
    ازتون خواهش میکنم راهنماییم کنید چه رفتاری باید نشون بدم که بتونم جلب اعتماد کنم ازش...من از خانواده اون دورم چطوری رفتار کنم که همسرم اعتماد کنه که دیگه اون نظرو نسبت به مادرو خواهرش ندارم

    الان که فکر میکنم میبینم همش خودم مقصر بودم که اونها بامن اینطوری رفتار میکردن و خانواده اش منو دوست داشتن
    مثلا مادرشوهرم مثل پدرسالار می مونه دوست نداره چیزهای خصوصی رو به عروس بگه و چون من همیشه به شوهرم چسبیده بودم مجبور بودن بخوان بره توی اتاق تا تنهایی حرف بزنن
    البته تازه فهمیدم چون خواهرشوهرم ازدواج دومش بود و شوهرم پدر نداره حرفشون در این زمینه بوده و مادرش نمی خواسته من بفهمم که دارن از شوهرم پول میگیرن..
    ممنونم از توجهتون
    پاسخ با نقل و قول

  2. جلب اعتماد کردن همسر سابق  سپاس شده توسط rahaii

  3. ارسال:2#
    rahaii آواتار ها
    سلام دوست عزيز به همياري خوش آمدين:

    شما و همسرتون چند سالتونه؟ ميزان تحصيلات هردو؟ چطوري باهم آشنا شدين؟گفتين همسرتون قبلا ازدواج

    كردن دليل جدايي شون چي بوده؟ رابطه تون با دختر ايشون چطوره؟ نظر خانواده ايشون بعد از جدايي تون چيه؟

    منظور همسرتون از تغيير رفتار چيه؟ دليل جدايي شما فقط اس بازي با خواهر كوچيكتر ايشون بود؟
    ویرایش توسط rahaii : 2014_03_24 در ساعت 16:42
    عشق را از ماهی بیاموز که چه بی پاسخ ، آب را پر از بوسه های عاشقانه می کند
    پاسخ با نقل و قول

  4. جلب اعتماد کردن همسر سابق  سپاس شده توسط mozhghan,pone

  5. ارسال:3#
    سلام
    من متولد 68 هستم همسرم 54 هست...درمدت کمتر از سه روز از دوستیمون باهم ازدواج کردیم...من دانشجو هستم وهمسرم مهندس...دلیل طلاق شوهرم به گفته خودش خیانت همسرش بود...دخترش رو زیاد نمیبینم فقط درماه یک روز میاد خونه ی مااما من سعی میکنم باهاش خوب رفتار کنم اونم به همه گفته دوستم داره اما چون دیر میاردش همش به شوهرم اویزونه وبامن برخوردی نداره...مادرش ترجیح میداد همیشه شوهرم به جای من با خانوم سابقش ازدواج کنه که نشد و بعد از طلاقمون مادرش بدون اینکه به همسرم بگه در عروسی خواهر شوهرم زن سابق رو دعوت کردن که با صحبتی که من با اون خانوم داشتم اصلا تمایلی به برگشتن نداشت و برای این رفته بود که ثابت کنه خیانت نکرده وگرنه چرا باید بعد از سالها دعوتش کنن وهمسر من هم به مرگ دخترش قسم خورد نمیدونسته اون خانوم دعوت بوده...
    ناگفته نماند همسرم دروغی به من گفت که چند روز تنش ایجاد کردم ایشون فرمودند دخترش با مادربچه خارج زندگی میکنن و سالی یک بار میان که متاسفانه کاملا دروغ بود وایران زندگی میکردن وهفته اول ازدواجمون دو روز اوردش خونه .دعوای بعدی به خاطر این بود که همسرم زیادی خوش مشرب هست و با همکاران خانوم صمیمی حرف میزد که باعث حساسیت من شد .برای من درحد خرید خونه و سالی یک لباس خرج میکرد اما به خواهر کوچیکش که یک سال از من بزرگتره پول میداد ادکلن 200 تومنی بخری مانتو 250 بخری که من حسودی میکردم و دوست نداشتم باهاش رابطه داشه باشیم
    اما الان که دفت میکنم همه مشکلات بچه گانه بوده و منظور همسرم از تغییر رفتار همین رفتارمه حساس نباشم مخصوصا نسبت به خواهر و مادرش
    عاشق حامد شوهرم هستم...
    پاسخ با نقل و قول

  6. جلب اعتماد کردن همسر سابق  سپاس شده توسط mozhghan

  7. ارسال:4#
    ببخشید یادم رفت یک موضوع رو بگم...شوهرم وقتی اومد خواستگاری من بهمون گفت خونه ندارم پول ندارم راننده تاکسی هستم و مهندسم مادرش تهران بود و نیومد اما زنگ زد تبریک گفت خیلی خوش برخورد رفتار کرد..راستش دلم برای شوهرم سوخت مهربون بود خوب شکستم خورده بود به گفته خودش از بچه اش هم دور بود بله رو گفتم وقتی رفتم باهاش تهران خونه بالا بالای شهر داشت ماشین مدل بالا داشت و پولشم از پارو بالا میرفت که خدایی من نمیدونستم و بعد از اونم چیزی ازش نمیخواستم برام بخره فقط یک روز سر اینکه برای خواهرش دستبند خریده منم میخوام دعوا کردیم اولین و اخرین بار بود سر چیز مادی دعوا کردیم اخرشم نخرید برام...
    اما بعد از این مشکلات که سر پول دادن به خواهرش ایجاد شد مادرش توی گوش شوهرم میخوند که من برای پول زنش شدم و اونم بیخودی دعوا به پا میکرد و بعدش میگفت تو برای پول من زنم شدی ... مادرش فتوا داد باید برم مهریه ام ببخشم که ثابت کنم که بخشیدم اما بعدش طلاق خواستم
    نمیدونم حساسیت من به جا بود یا بیجا
    راهنمایی بفرمایید لطفا
    عاشق حامد شوهرم هستم...
    پاسخ با نقل و قول

  8. جلب اعتماد کردن همسر سابق  سپاس شده توسط mozhghan,rahaii

کاربران دعوت شده

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •