تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




از اول هم همسرمو دوس نداشتم و با اصرار ازدواج کردم زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:shirinbaanoo
آخرین ارسال:shirinbaanoo
پاسخ ها 14

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

از اول هم همسرمو دوس نداشتم و با اصرار ازدواج کردم

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    همسرمو اصلا نمیتونم دوست داشته باشم با اینکه از نظر مالی و تحصیلات و خانواده ادم خوبیه ولی از نظر ظاهری و خیلی از علایق و حجاب به هم نمیخوریم و همو مسخره میکنیم و من از اول هم این حسو نسبت به ایشون داشتم ولی به اصرار خانوادم و با توجه به اینکه فامیل بودیم حتی قبل ازدواج هم بهشون گفته بودم ولی علاقه زیاد همسرم از بچه گیش به من قبول کرد و گفت که اینها دلیل نمیشه و درست میشه الان چند ماهه عقد هستیم ولی بدتر میشه و دایم اعصابمو خرد میکنه من20سالمه و همسرم.27
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    PARSABARZEGAR آواتار ها
    سلام
    دوست عزیز همسر سما از نظر ظاهری چگونه هست و چه ویژگیهایی داره؟
    شما چه ملاکهای مد نظر دارید؟

    خانواده شما چگونه خانواده ای است از نظر مالی و اجتماعی و اعتقادی و فرهنگی و...؟
    خانواده نامزدتان چی؟

    آلن چه احساسی به نامزدهای دارید؟
    ویرایش توسط PARSABARZEGAR : 2014_03_25 در ساعت 21:24
    آنکه با زندگی میسازد، میبازد

    با زندگی نساز ، آن را بساز
    پاسخ با نقل و قول

  3. از اول هم همسرمو دوس نداشتم و با اصرار ازدواج کردم  سپاس شده توسط ترنّم

  4. ارسال:3#
    برای من تیپ و ظاهر خیلی مهمه ولی برای ایشون اصلا مهم نیس مثلا منشلوار کتان کش و اسپرت دوس دارم ولی ایشون اصلا سلیقه های اینجوری رو دوس ندارن من به ادکلن بسیار اهمیت میدم ولی برای ایشون این چیزا جز تجملاته و خانوادش هم مثل خودشن حتی گاهی اوقات که اونم راضی میشه اینکارو انجام بده خانوادش مانع میشن حتی قرار بود که بینی شو عمل کنه قبل عقد ولی خانوادش نذاشتن و همسرمم با اینکه علاقه داره ولی بهونه اورد و انجام نداد و از نطزر مذهبی هم بسیار مقید هستن ولی من آدم معمولی از نظر مذهبم دایم حرفایی میزنه که اعصابم به هم میریزه حتی خانوادمم فهمیدن که کاراش اشتباهه قدیم ولی ولی انکار میکنن جلوی من.اصلا حس خوبی نسبت بش ندارم الان3ماهه عقدیم ولی من میترسم به بقیه معرفیش کنم که ابرو رزی کنه و پشیمونم که زود ازدواج کردم
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:4#
    مکم ین مملاکم یه چیز معمولی مثل خانوادم هست ولی اون و خانوادش مثل دهه40رفتار میکنن تیپ و قیافش حتی از پدربزرگ منم بدتر خانوادم از نطر مالی تقریبا خوبه و تحصیل کرده هستن .جدیدا مادرم از نظر مذهبی گیر تر شده چون خانواده همسرم خیلی حساسن خانواده همسرم از نظر مالی مثل ماهستن ولی خرج نمیکنن و در شهرستانن ماهم درتهرانیم
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:5#
    PARSABARZEGAR آواتار ها
    سلام
    دوست عزیز خود شما چگونه هستید؟ تیپ ظاهری ایشان را برای چه کسی میخواهید؟؟

    ایشان چقدر برای شما جذابیت دارند؟ از نظر فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی ؟؟
    رفتار منش ایشان چگونه هست؟؟
    ایشان چه نکات مثبتی دارند؟ شما چه نکات مثبتی؟؟
    آنکه با زندگی میسازد، میبازد

    با زندگی نساز ، آن را بساز
    پاسخ با نقل و قول

  7. از اول هم همسرمو دوس نداشتم و با اصرار ازدواج کردم  سپاس شده توسط shirinbaanoo

  8. ارسال:6#
    موج آبی آواتار ها
    سلام
    دوست عزیز به غیراز ظواهر آیا مسئله ی دیگری هست ؟
    شغل شما و ایشون چیه؟
    در سجده هنوز با تو سرسنگینیم
    دلبسته ی این زندگی رنگینیم
    دیوار وضوخانه پر از آیینه است
    این است که در نماز هم خودبینیم
    پاسخ با نقل و قول

  9. از اول هم همسرمو دوس نداشتم و با اصرار ازدواج کردم  سپاس شده توسط shirinbaanoo

  10. ارسال:7#
    تمن ظاهر خیلی ملاک اصلی نیست ولی یه جور متعادل مد نظدمه حتی مثل پدرم کافیه من دانشجوی مهندسبم و ایشونم کارمندنن کلا آدم خوبی هست مهربون و دلسوز ولی من هرچی سعی میکنم نمیتونم دوسش داشته باشم و خیلی هم دوست دارم علاقه مند بشم چون میبینم اون خیلی دوسم داره عذاب میکشم که نمیتونم جوابشو بدم البته جل و دیگران اصلا ابراز دوست داشتن نمیکنه حتی توی مسافرت رفتنمون باهم عکس دو نفره نمینداخت یا اون چندتایی که به زور انداختیم جدا جدا یا توی خیابون دستمو نمیگرفت همش توی رستوران و خرید مسخره بازی و با دیگران شوخی بی مورد میکنه که هزار بارم گفتم نکن باز انجام بشینهپیده حتی دیگرانم قبول دارن شوخیاش بی مورده یه کم بیش فعاله یه جا آروم بشینه خودشم قبول داره و تو دوران دانشجویی شم بش گفتن جنب و جوش زیاد و حرکات اضافیش اذیتم میکنه و بیشتر بخاطر این چیزا و ابراز احسا.ممنونساتش ناراحتم و ظاهرش یه قسمت کوچیکه
    پاسخ با نقل و قول

  11. ارسال:8#
    موج آبی آواتار ها
    سلام
    شما مشکل حادی ندارید گاهی اوقات با گفتن مسئله حل میشه اما نوع گفتن فرق داره همسر شما شیطنت های خاص خودشو داره و یه جورایی خیلی خاکیه که این دربعضی موارد خیلی خوبه و بعضی مواقع خیلی لوس میشه شما با محبت کردن و هدیه خرید مثلا درمورد هومون لباس و توی جمع بهش کادو بدید و با دیگران هماهنگ بشید و بگید آره چقدر بهت میاد .
    یا در مورد صحبت کردن با زبون نرم نه نوع انتقاد مسئله حل میشه
    اگه توی جمع شوخی بی مزه میکنه شمام بخندید ولی وقتی تنها شدید بگید عزیزم یه چیزی ازت میخوام نه نگو مسئله ی شوخیشو عنوان کنید و بگید همه شوخیای تورو درک نمیکنن و گاهی مسخره ات میکنن سعی کن کمتر شوخی کنی توی جمع بخاطر اینکه تو برای من عزیزی و نمیخوام مسخره بشی
    اگر مثال هایی بزنید بیشتر دوستان راهنمایی میکنن
    در سجده هنوز با تو سرسنگینیم
    دلبسته ی این زندگی رنگینیم
    دیوار وضوخانه پر از آیینه است
    این است که در نماز هم خودبینیم
    پاسخ با نقل و قول

  12. ارسال:9#
    سلام ممنون ازتون که دلسوزانه جواب یوال های مارو میدید.راستش حس میکنم دارم مدارا میکنم دوست دارم توی این دورانی که هستن و همه لذت میبرن من حرص نخورم وهمین طور که محبت میکنم محبت رو ببینم کادو زیاد دادم ولی دقیقا چیزهایی رو که میگم دوست ندارم میبینم برام میخره یا اصلا توی جمع دستمو نمیگیره یا به زور کنارم میشینه و فقط الکی میگه دوسم داره وحتی وقتی خونشون میرم تو جمع کردن سفره و..کمکم نمیکنه و من دایم کار میکنم ومیدونم درباره آداب غذا خوردن یا حرف زدن آروم بهش گفتم ولی بازم انجام نمیده یعنی توی خونه شون این آداب رعایت نمیشده و عادیه.و این چیزاها که طزاهرا کوچیکه باعث شده هر روز دوست داشتنم کمتر شه
    پاسخ با نقل و قول

  13. ارسال:10#
    موج آبی آواتار ها
    وقتی بهش میگید مراعات کنه چه جوابی میده عکس العملش چیه؟
    در سجده هنوز با تو سرسنگینیم
    دلبسته ی این زندگی رنگینیم
    دیوار وضوخانه پر از آیینه است
    این است که در نماز هم خودبینیم
    پاسخ با نقل و قول

  14. از اول هم همسرمو دوس نداشتم و با اصرار ازدواج کردم  سپاس شده توسط shirinbaanoo

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •