- حوادث دنیا نیست که شما را عصبانی می کند . علت عصبانیت را
در افکار خودتان جستجو کنید .حتی وقتی حوادث ناراحت کننده ای بروز
می کند - معنایی که شما برایش در نظر می گیرید واکنش احساسی -
- تان را تعیین می کند .
اگر قبول دارید که مسئول خشم خود هستید به سود خود کاری -
کرده اید .
۲- باعصبانی شدن به جایی نمی رسید . با دنبال کردن راه حلهای خلاق
احساس بهتری پیدا می کنید .
۳- افکار موجد عصبانیت - اغلب حاصل خطا هستند . با اصلاح این خطاها
عصبانیت را تخفیف دهید .
۴- عصبانیت معمولی ناشی از اقدامی غیر منصفانه است . و کینه به
شدت آن می افزاید .
۵- وقتی دنیا را از دریچه چشم دیگران نگاه بکنید با کمال تعجب می بینید
که به زعم خود آنها کار غیر منصفانه ای صورت نگرفته است . در این
صورت بی انصافی توهمی است که تنها در ذهن شما وجود دارد . وقتی
قبول کردید که حقیقت - عدالت و انصاف برای هر کس معنایی دارد
بسیاری از ناراختی ها و عصبانیتهاتان فروکش می کند .
۶-با عصبانی شدن فلج می شوید و پیش بینی منفی تان به تحقق
می پیوندد .
۷- وقتی دیگران را به خاطر احساس بی ارزشی خود سرزنش می کنید
همیشه سر خودتان کلاه می گذارید .
۸- عصبانیت حاصل انتظار بر آورده نشده است . البته ساده ترین راه حل
این است که انتظاراتتان را تغییر دهید .
۹-بحث بر سر این که انسان حق دارد عصبانی بشود یا نشود کودکانه
و بی مورد است . البته اگر دلتان خواست می توانید عصبانی بشوید .
اما آیا عصبانی شدن به سود شماست ؟ آیا شما ودیگران از عصبانی
شدن سود می برید ؟
۱۰- برای انسان باقی ماندن احتیاجی به عصبانیت نیست . بدون -
عصبانیت به سیب زمینی بی رگ مبدل نمی شوید . بر عکس -
عصبانیت را گنار گذاشتید احساس آرامش - لذت و سودمندی بیشتری
می کنید .




منبع : http://prim63.blogfa.com