تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




زیاد غصه خوردن زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:h_kh
آخرین ارسال:A@92
پاسخ ها 9

زیاد غصه خوردن

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام. من یه مشکل بزرگ دارم و اون اینکه زیاد غصه اشتباهات و شکستای گذشته را میخورم مثل قبول نشدن در دانشگاه و ... دارم دیوونه میشم ممنون راهنمایی کنید.
    پاسخ با نقل و قول

  2. زیاد غصه خوردن  سپاس شده توسط A@92,nafasebahar

  3. ارسال:2#
    موج آبی آواتار ها
    سلام چند سالتونه و بیشتر توضیح بدید
    در سجده هنوز با تو سرسنگینیم
    دلبسته ی این زندگی رنگینیم
    دیوار وضوخانه پر از آیینه است
    این است که در نماز هم خودبینیم
    پاسخ با نقل و قول

  4. زیاد غصه خوردن  سپاس شده توسط A@92

  5. ارسال:3#
    بشثظثا آواتار ها
    سلام من هر چیزی غصه میخورمو گریه میکنم واسه درسام خیلی به خاطر درسام 7کیلو کم کردم مشاوره رفتم فایده ای ندیدم ی کااااااااااااری بکنین
    پاسخ با نقل و قول

  6. زیاد غصه خوردن  سپاس شده توسط A@92

  7. ارسال:4#
    سلام h-kh عزیز...
    میشه بفرمایید شما چند سالتونه ؟
    از کی دچار چنین مساله ای شدید؟
    و اینکه واکنش و برخورد اطرافیانتون نسبت به این موضوع چطور هست؟
    آیا خانوادتون درباره ی مسائل این چنینی، با شما همراهی می کنند یا اینکه سعی می کنند نسبت به شما دلداری بدن و شما رو آروم کنن؟
    اگر می دانستید که افکارتان،چقدر قدرتمند است؛هیچگاه حتی برای یکبار دیگر هم منفی فکر نمی کردید...!
    پاسخ با نقل و قول

  8. زیاد غصه خوردن  سپاس شده توسط A@92,m1392

  9. ارسال:5#
    سلام. من 27 ساله ام. راستش از وقتی دانشگاه مد نظرم قبول نشدم مشکل پیدا کردم و حالا که باید در بدر دنبال کار بگردم دیگه بدتر. کارم که پیدا میشه اصلا به دلخواهم نیس. یعنی توی منطقه ما کار مطابق رشتم پیدا نمیشه. واسههمین با خودم میگم ای کاش رشتم چیز دیگه بود یا ایکاش ارشدا گرفته بودم و از این جور غصه ها.
    راستش من تو دارم و اونا نمیدونن که من بابت این چیزا غصه میخورم.
    ممنون.
    پاسخ با نقل و قول

  10. زیاد غصه خوردن  سپاس شده توسط A@92,m1392

  11. ارسال:6#
    من این مطلبتم خنودم باز ی جمله به ذهنم زد.( من چقد جمله به ذهنم میزنه)خخخخخخ
    به نظر من ادم افسوس گذشته رو بخوره صد درد صد از حال و ایندشم عقب میمونه.به خودت بگو من که دانشگاه مورد علاقم نتونستم قبول شم خوب حتما حکمتی توش هس.پس حالا که این دانشگاه قبول شدم تمام افکارمو بزارم رو همین دانشگاهو درسمو ادامه بدم.یا ی چیز دیگه
    رفیقم برگشته میگه ای بابا داری میری دانشگاه که چی بشه.طرف الان لیسانس داره ولی تو خونه نشسته.
    منم توم جوابش گفتم طرف لیسانس چی داره.اصلا لیسانس داشته باشه وقتی منم بشینم تو خونه دنبال کار بگردم معلومه کار گیرم نمیاد.کار که خودش نمیاد دو در خونه ادم.
    خلاصه اینارو گفتم که اخرش بگم کار کاره.تو باید خودتو با کار وفق بدی ن کار خودشو با تو.الان من رشتم ماشین ابزاره.ولی هر کاری بگی کردم.جوشکاری.برق کشی لوله کشی نقاشی حتی دست فروشی.به نظر من اگه ی کاری برات پیدا شد و مورد علاقتم نبود انجامش بده تا ی مدت شاید بتونی کار بهتری پیدا کنی.
    امیدوارم که از حرفام دلگیر نشیدو نگید چند سال از من کوچیک تره چیزی حالیش نیس.
    موفق باشی
    پاسخ با نقل و قول

  12. زیاد غصه خوردن  سپاس شده توسط A@92,m1392,گلبرگ خانوم

  13. ارسال:7#
    A@92 آواتار ها
    سلام.خسته نباشید....
    چرا این تاپیک پایینه..؟؟؟؟!!!!

    منم ی همچین مشکلی دارم دیگ نخاستم تاپیک جدا بذارم چون تاپیک دیگمو ادامه میدم.
    با اجازه دوستان ...

    منم غصه میخورم.غصه درس نخوندنمو...
    من تا دیپلمو ب زور خوندمو قبول شدم..
    وقتی دوستامو میبینم که میرن دانشگاه خیلی افسوس میخورم..ب ذهنم میزنه منم دوباره بخونم اما وقتی اون مسئله های شیمی و فیزیکو و..میاد ب ذهنم از درس بدم میاد..
    کلا دوس دارم زحمت نکشیده علمم زیاد باشه!!!
    از درس میترسم ولی خیلی دوس داشتم بخونم و مثلا منم لیسانسی چیزی بشم.اونم فقط بخاطر معلوماتم که دوس دارم منم زیاد بدونم و علمم بیشتر بشه.البته میشه با خوندن کتاب های علمی سطح علمم رو بالا ببرم..ولی دانشگاه رفتن ی چیز دیگس..وقتی همینجا دوستان از دانشگاهشون میگن حسودیم میشه..
    من راهنماییو شاگرد اول بودم ولی دبیرستان گند زدم..
    اصلی ترین دلیلشم شرایط بد خونوادم از نظر فکری و مالی.لکنتی که دارم و مشکل وسواسی که تو تاپیکم بیانش کردم هستند.

    از طرفی دانشگاه رفتنو هم دوس دارم.ینی داشتم.
    نی دو نم چرا!؟؟
    شاید ب خاطر باکلاس بودنش..یا بخاطر دوست های جدید.....

    ولی خو نشد دیگ...
    دوستانی راهنمایی کنید منم گاهی بدجور ناراحت میشم.
    رنگ هم بین ادما فاصله میندازه...من رفتم !این تو این هم صندلی ات...

    فقط لطفا" دیگه از انسانیت و عدالت و برخورد روانشاسی و مراجع و اینا حرف نزن

    بدرود
    پاسخ با نقل و قول

  14. زیاد غصه خوردن  سپاس شده توسط m1392

  15. ارسال:8#
    به نظر من ریشه تمام بدبختی های انسان تو کودکی هاشه.حالا کودکی هم نه حد اقل تا سن 15 یا 16.اگه تا اون موقع شاد باشی بقیه عمرم شادی ولی اگه.....

    یکی مث من که نزدیک چار ساله دارم مضحکه عام و خاص میشم.بدبختی اینقدر صبرمونم پایینه که سریع جا میزنیمو از همه چی زده میشم.
    بعضی موقع ها که که همه منو به ی چشم بچه نگاه میکننو بچه گونه با ادم حرف میزنن دیگه میبرم.از ریخت و قیافه و از همه چیه خودم متنفر میشم.

    ولی حالا به لطف دوستای همیاری فعلا تونستم به خودم کمکم کنم حالا ببینیم خدا چی میخواد.ولی بعضی موقع ها کسایی رو تو دانشگاه میبینم که از منم بدترن
    بازم خداروشکر من یه مقداری از ریش و سیبیلم در اومده ولی نمیدونم چرا ناامید میشم
    اصن چی دارم میگم ی ساعته ولش

    اره تمام بدبختی های انسان ریشه تو کودکیشه.ما باید از پایه درست بشیم
    تمام
    پاسخ با نقل و قول

  16. زیاد غصه خوردن  سپاس شده توسط A@92

  17. ارسال:9#
    A@92 آواتار ها
    سلام.
    هیچ معلوم هست این مشاوران عزیزمون کجا تشریف دارند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    بابااااااااا بیایید کمک کنید!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
    رنگ هم بین ادما فاصله میندازه...من رفتم !این تو این هم صندلی ات...

    فقط لطفا" دیگه از انسانیت و عدالت و برخورد روانشاسی و مراجع و اینا حرف نزن

    بدرود
    پاسخ با نقل و قول

کاربران دعوت شده

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •