تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




وسواس روانیم کرده زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:آلاء
آخرین ارسال:مالارد
پاسخ ها 32

صفحه‌ها (4): صفحه 2 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین

وسواس روانیم کرده

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:11#
    niloofarabi آواتار ها
    سلام

    علت اصلی اعمال وسواسی شما " اضطراب های " شما هست که وادارتون میکنه دست به اعمال و رفتار وسواس گونه بزیند تا به ارامش برسید. بعدش هم مشکل بعدی و در واقع مسئله اصلی شما کمال گرایی تون هست .
    برای درس خوندن... اگه یه برنامه ریزی درست داشته باشین و در حد توانایی تون فقط درس بخونید و خودتون رو با کسی مقایسه نکنید(همه دوستام فارغ التحصیل شدن و ...) ، کم کم مشکلتون حل میشه.
    درس خوندنت تون هم بستگی داره به چه صورت باشه! بعضی ها شیوه درس خوندشون نادرست هست. چس جوری درس میخونی؟ تو چه محیطی؟ شیوه متدوال درس خوندت چی هست؟

    برای مشکل وسواس تا به حال به روانپزشک مراجه کردین؟دارو مصرف میکنید؟
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:12#
    سلام nilofarabi جان:

    شما که مشاور نیستید که اینقدر قاطع علت مساله ی منو میگین،اما ممنون از کمکتون،

    منظورتون از اضطراب چه اضطرابیه؟؟ و خب من با اینکار اضطراب و تشنج زیادی به خودم وارد میکنم جدای از اینکه میگین علت خودش هم اضطرابه! اما چطور باید این اضطرابو از بین برد؟؟

    نمیدونم کمالگرا هستم یا نه !...اماخب اگه باشم،بازم این موردم چطوری میشه حل کرد؟..
    نه خودمو باکسی مقایسه نمیکنم ولی همش میخام زوتر تموم بشه چون نمیگذاره به اهداف و خاسته های دیگم فکر کنم و یا پیگیرشون باشم و برعکس همش درسم کش پیدا کرده
    خب با محیطم مشکلی ندارم،کتابخونه،خونه،دانشگ اه ، و... منظورتون از شیوه متداول چیه؟!

    بله هم دارو هم روان درمانی اما دارو بهم نساخت مشاوره هم هیچ تاثیری نداشت.....
    پاسخ با نقل و قول

  3. وسواس روانیم کرده  سپاس شده توسط niloofarabi

  4. ارسال:13#
    niloofarabi آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط آلاء نمایش پست ها
    سلام nilofarabi جان:

    شما که مشاور نیستید که اینقدر قاطع علت مساله ی منو میگین،اما ممنون از کمکتون،

    منظورتون از اضطراب چه اضطرابیه؟؟ و خب من با اینکار اضطراب و تشنج زیادی به خودم وارد میکنم جدای از اینکه میگین علت خودش هم اضطرابه! اما چطور باید این اضطرابو از بین برد؟؟

    نمیدونم کمالگرا هستم یا نه !...اماخب اگه باشم،بازم این موردم چطوری میشه حل کرد؟..
    نه خودمو باکسی مقایسه نمیکنم ولی همش میخام زوتر تموم بشه چون نمیگذاره به اهداف و خاسته های دیگم فکر کنم و یا پیگیرشون باشم و برعکس همش درسم کش پیدا کرده
    خب با محیطم مشکلی ندارم،کتابخونه،خونه،دانشگ اه ، و... منظورتون از شیوه متداول چیه؟!

    بله هم دارو هم روان درمانی اما دارو بهم نساخت مشاوره هم هیچ تاثیری نداشت.....
    خیر مشاور نیستم ولی با توجه به رشته تحصیلی (روانشناسی) علت رو اینجوری تشخیص دادم شما به بزرگواری خودتون ببخشید.

    منظورم از اضطراب ، حالت دلهره و تشویش درونی هست ، نا آرامی و ...؛ این اضطراب ممکنه علت های مختلف داشته باشه . از علت های درونی (مربوط به سوخت و ساز و هورمون و ...) یا عوامل بیرونی مثل جو خانوادگی ، شغل و رشته درسی و ... .
    در بیشتر موراد علت اصلی وسواس اضطراب هستش. برای از بین بردنش تکنیک های مختلف هست اما اول باید علت اش رو پیدا کرد. شما می فرمایید که دوست دارید کار زود تموم بشه و به هدفتون برسید. این خودش یکی از معیار های کمال گرایی هست. مقایسه رو من از حرفاتون برداشت کردم (اون قسمت که گفتین دوستام فارغ التحصیل شدن و ...) این خودش ایجاد اضطراب میکنه . باید برنامه برزید و یه تایم تعیین کنید که به موقع کارتون رو تموم کنید. و نبایستی تنها به نتیجه کار فکر کنید! باید به این فکرکنید که با توجه به توانایی هام (بدون مقایسه با کسی) کارم رو در وقت مناسب تموم کردم و از نتیجه اش هم راضی هستم. اعتماد به نفستون رو بالا ببرید.
    شیوه متداول درس خوندن ینی مثلا : من 2 ساعت با صدای بلند همراه با راره رفتن درس میخونم. شیوه شما چی هست؟ چه جوری درس می خونی؟ چقدر وقت میذاری برای هر درس؟

    دارویی که مصرف میکردین چی بوده ؟ چه مدت مصرف کردین؟ خودتون قطع کردین یا با اجازه دکتر؟

    ممنون
    پاسخ با نقل و قول

  5. وسواس روانیم کرده  سپاس شده توسط محسن عزیزی

  6. ارسال:14#
    منظور بدی نداشتم نیلوفرجان،
    خب معنی اضظرابو میدونم اما اینکه علتش چیه نه نمیدونم..فقط اینو میدونم که همیشه اضطراب دارم

    خب وسواسم اونقدر شدیده که حتی اگه چیزیم خونده باشم برا امتحان سر امتحان سوالا رو چندین بار میخونم و چک میکنم و زیرش خط میکشم و با اینکه جوابو میدونم اما نمیتونم مطمین بشم و رد شم و سوالاتم بی جواب میمونه حتی تستها ...

    منظورم اهداف دیگم به جز درسم بود.. نه من کاری به دوستام ندارم چون ارتباطی با هم نداریم ،من خودم چون چندساله میخام اهداف و خاسته های دیگمو دنبال کنم میخام درسم زودتر تموم شه چون درطولش همش درگیر کلاس و امتحانو...ام و کلا هم سردرگمم و اهدافمو گم کردم و برا پیدا کردنشون و دنبال کردنشون نیاز به فکر و وقت آزاد دارم و اینکه وقت و عمرم داره همینطوری میره و من چندساله نتونستم اونطور که میخام و در مسیری که دوست دارم حتی ذره ای ازش استفاده کنم خیلی اذیتم میکنه

    اما من هرمدل برنامه ای بنویسم همش بخام درس بخونم بهش فکر میکنم به جا درس خوندن و نمیتونم از برنامم اطمینان پیدا کنم ،حتی درحدی که نمیتونم اطمینان پیدا کنم برنامه رو نوشتم یا نه و مرتب باید چکش کنم و اعصابم داغون میشه یا مرتب خود برنامه ای که نوشتمو چک میکنم یا به موارد دیگش فکر میکنم یا کارای دیگه یا برنامه رو مرتب تغییر میدم و...و... یعنی یکی دومورد نیست وسواسام تو هرزمینه ای اونقدر زیادن که بخام بگم نمیشه ...حتی دایم به جادرس خوندن دارم صفحات و درسارو چک و شمارش میکنم و...

    خب بستگی به وقتم داره تا 3ترم پیش که شب امتحانی بودم اما با زیاد شدن وسواسو اضطرابام مجبورم زودتر خیلی زودتر شروع کنم به درس خوندن و خب توروز نمیتونم به خاطر مشکلم وقتی یا برنامه ای تنظیم کنم و همینطوری میخونم و فکرمم دایم براخودش تو رویا و فکره بین درس خوندنم و شاید یک صفحه از یک درس به زور تو یک روز بخونم شایدم هیچی....و اگرم زمان بگیرم که فقط به ساعت و زمان فکر میکنم و نگاش میکنم و حسابش میکنم و کلا همش تو همه چی انگار دایم فقط درحال حسابو کتابو چک و کنترلو ...هستم و اینا دیوونم کرده و اگرم بدون برنامه بخام پیش برم امتحان کردم زیاد ،اونقدر بیخیال میشم که هیچکاری نمیکنم یا به مرور و دلخواه کاری بکنم که نکنم بهتره چون یک صدم کارامو شاید انجام داده باشم....و هرچیم به امتحانام نزدیکتر بشم فقط برنامه نویسی و خط خطی و فکر وخیالو...ام زیاد میشه و 3ترمه به همین روال درسی خونده نمیشه متاسفانه...این شیوه ام بود..

    داروهاش بهم اصلا نمیساخت همون داروها که برا افسردگی بهم میدادنو چنتا روانپزشکم رفتم و مشاور اما بی نتیجه...اسماش همون سرترالینو،فلوکستین،سیتالو پرام و چیزای دیگم بود که یادم نیست و زیاد مصرف نکردم و با اجازه دکتر قطع کردم...
    پاسخ با نقل و قول

  7. وسواس روانیم کرده  سپاس شده توسط niloofarabi

  8. ارسال:15#
    niloofarabi آواتار ها
    سلام.

    درمان دارویی اولش (شاید چند هفته اول ) تاثیرش رو متوجه نشید، ولی کم کم اثر میکنه. افسردگی و اضطراب رو کم میکنه. درمانی های روانی هم برای وسواس یه کم زمان بر هست . باید صبر و حوصله داشته باشین

    بله منبع اضطراب (منبع اصلی ) در بیشتر موارد ناشناسه. اگه داخلی باشه با دارو درمانی به مرور کمتر میشه. اگه محیطی باشه با روان درمانی.
    برنامه ای که می نویسید با این همه چک کردن و وارسی ، آیا در آخر درست در میاد؟

    شما یه بار برنامه رو بنویس؛ می تونی بدی به یه همکلاسی یا هم رشته برات چک کنه. یا اصلا بذارش به عهده استاد! اون غلط های احتمالی رو میگه. نگران نمره هم نباشید! وظیفه استاد برطرف کردن اشتباهات دانشجوها هست. شما برای چی اینقدر خودتون رو درگیر میکنید؟
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:16#
    درمان دارویی که میگین منظورم جسمی بود که گفتم بهم نمیسازه ، راستش حتی طب سنتی هم مراجعه کردم ولی اونم بهم نساخت اونم ناجور..بعدم عوارض این داروها بیشتر از سودمندیشونه که تازه اونم اگه مثمرثمر باشن ...

    اضطرابم هم درونیه هم محیطی و وسواسمم هم فکری هم عملی شدید،اما منشاشو نمیدونم..
    نه آخرسر گفتم که برنامه رو خط میزنم و پاره پاره و دوباره ازنو مینویسم یا یه مدت بیخیال همه چی میشم ولی دوباره ازنو ،همش کارم همینه..یعنی چیزی برا اجرا وجود نداره که بدونم دیگه کامله یا درسته
    خب آخه کسی از توانایی من مثلا تو درس خوندن یا کارای دیگه که میخام انجام بدم خبر نداره ،نمیدونه کشش و گنجایشمو که بتونه اونو چک کنه، و درضمن من درمورد اهداف یا کارای دیگمم همینطورم و میخام اونا رو هم وارد برنامم کنم و اون دیگه واقعا شخصیه و ربطی به استادو دانشجو و...هم نداره...اینا مزاح کردین نیلوفرجان درسته؟!/

    خلاصه که اعصابم خیلی داغونههههه و ذهنمم همش مشغول و تو استرس
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:17#
    niloofarabi آواتار ها
    یه سوال دارم ازتون؟

    شما دوست دارید چه درمانی رو ارائه بدیم بهتون؟
    دارویی رو کع فرمودین بهتون نمیسازه ٰ روان درمانی رو هم که صلاح نمیدونید

    خیر منظورم در مورد برنامه نویسی (کامپیوتر) بود ٰ، که اگه بدین یه نفر دیگه ایرادتون رو بگیره ؛ آرامش بیشتری خواهید داشت و همین طور از طریق این ارتباطات می تونید دوست یابی کنید و با هم رشته هاتون هم کلام بشین و بتونید از تجربیات همدیگه در زمینه برنامه نویسی استفاده کنید.اضطرابتون هم کمتر میشه.

    در ضمن اون دوست شخصیت شما رو چک نمیکنه که! برنامه ای که نوشتین رو چک میکنه.

    در مورد عوارض دارودرمانی ...که فرمودین؛ بلی در گذشته داروهای مخصوص اعصاب و روان دارای عوارضی بوده ؛ که با پیشرفت علم خیلی از اونا از بین رفته و یا کمتر شده. در شرایط فعلی با توجه به مسائلی که عنوان کردین و سایر تاپیک هاتون، به نظر میاد که دارودرمانی و مراجع حضوری برای شما ضروری هست.

    راهکارهایی هم که بخایم اینجا عنوان کنیم؛ ممکنه شما نپسندید! یا به دلیل اینکه کارشناس ها دیر به سایت میزنن ؛ روند زندگی شما به هم بخوره. برای همین پیشنهاد من این هست که شما مراجع حضوری داشته باشین.

    موفق باشین
    پاسخ با نقل و قول

  11. وسواس روانیم کرده  سپاس شده توسط محسن عزیزی

  12. ارسال:18#
    من کی گفتم رواندرمانی نه!؟!!!من با دارو مخالفم که اونم دلیل دارم..

    بد هم نمیگین اتفاقا حرفتون برام جالب اومد(برنامه کامپیوتر)،

    منظورم شخصیتم نبود،اهداف غیردرسیم بود که شخصیند ولی فکر کنم بتونم اونا رو هم به همین شیوه انجام بدم...

    خیلی معذرت میخامو ولی شما به خاطر رشتتون این حرفو میزنید که دارو عوارض نداره و ضروریه و...و شما چه میدونید ....

    نمیدونم آخه از مراجعه حضوریم خسته شدم دیگه ،زیاد رفتم هم برا وسواسم هم افسردگی اما برا افسردگی با اینکه مشکل حادی نداشتم اما حتی بهترینشون بهم دارو داد و گفت شاید نیاز به بستری شدن هم باشه ...خنده داره آخه من که مشکل حادی نداشتم، چه ربطی به بستری شدن داره.. .انگار خودشون بیشتر قاطی دارن...باید درو دکونشونو ببندنو برن..بهتره...
    پاسخ با نقل و قول

  13. ارسال:19#
    niloofarabi آواتار ها
    مثلا عوارض دارو چی هست؟ توضیح بدین؟ چه مدت مصرف کردین؟ اسم دارو هم بگین؟

    تا منم توضیح بدم. من به خاطر رشته ام چیزی نمیگم! به خاطر خودتون میگم. تازه میخاستم بهتون بگم که یه چکاپ کامل هم برید آزمایش خون و ... ممکنه اضطراب و افسردگی علت درونی داشته باشه که از دید روانشناس پنهان بمونه.

    مراجعه حضوری مهمه و مهم تر پیگیری درمان و صبور بودن و اجرا کردن تمریناتی هست که مشاور و ... بهتون میدن.
    پاسخ با نقل و قول

  14. وسواس روانیم کرده  سپاس شده توسط محسن عزیزی

  15. ارسال:20#
    روانپزشکای مختلف با داروهای متفاوتو امتحان کردم اما همشون : شاید یک هفته کلا هرکدوما یا کمتر از یک هفته مصرف:سردردهای میگرنی وحشتناک در نقاط مختلف سرم،درد شدید تو قفسه سینه و داغونتر شدن اعصابم ، حالات تهوع و اسهال و ..و خیلی موارد دیگه ...حتی طب سنتی هم مراجعه کردم ولی اونم بعد 4،5روز مصرف بازم هرروز این علایمم شدیدتر و شدیدتر شد و کل سیستم بدنم به هم ریخت ،ایشونم داروهامو عوض کرد و من ترسیدم باز ادامه بدم و دیگه نرفتم چون قبلش چکاپ نمیکرد و روانپزشکم هرروز اونم این علایم که گفتم باهام بود با مصرف دارو و بدتر میشد ........

    راستش آزمایش خون و آزمایشات دیگم چندین بار رفتم همین چندساله اما هیچی نشون نداد و همه چیو گفت خوبه..و این درحالیه که من تمام علایم مثلا کم خونی یا کمبود ویتامینها ،کلسیم و..را دارم..!! و جالبتر اینکه دکتر طب سنتی هم همینو گفت و گفت کم خونی دارم ..!

    من فعلا تو موقعیت امتحاناتمم و دوباره نمیخام به خاطر این وسواسام مشروط بشم و دارو هم حتی اگه قرار باشه مصرف کنم دوباره ،دوره داره و به این سرعت جواب نمیده...من میخام بهم یه روش سریعتر بدون این داروها بگین که فعلا کاملا هم نه تاحدی جواب بده ،بعدا حتما اگه میگین ضروریه رجوع میکنم و اینکه آیا همون روانپزشک برم یا طب سنتی؟؟ کدوم رو من بهتر جواب میده؟آیا رواندرمانی هم باید برم؟چه مدت؟ آخه قبلا رفتم اما جوابی نگرفتم...
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (4): صفحه 2 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •