تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




تصمیم گیری برای اینده و مردد بودن زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:itna
آخرین ارسال:موج آبی
پاسخ ها 4

تصمیم گیری برای اینده و مردد بودن

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام
    ببخشید زیاده ولی اگه ممکنه تا اخر بخونید
    پسری 21 سالمه هستم دانشچو رشته شیمی
    مدتی هست دچار گیچی و سردرگرمی نسبت به اینده شدم.نمیتونم درست تصمیم بگیرم و اتفاقاتی باعث شد نگرشم نسبت به سبک زندگی خودم تغییر کنه
    من پسری اروم سر به زیر گوشه گیر و به شدت دورن گرایی بودم و هنوزم هستم.ورود دختری به زندگیم باعث شد یکم حالم نسبت به زندگی و اینده بهتر بشه(منظورم ازدواجه نه دوستی) ،به این که یکیو دارم که براش تلاش کنم .دختره وارد زندگیم شده بود .اولین تجربه رودررویی با یه دختر رو داشتم.خیلی همو دوست داشتیم البته رابطه ما تا حدودی زیر تظر خانواده ها و هدف ما ازدواج برای اینده بود، ولی یه موضوع یا یک مسئله کوچک باعث شد دختره منو ترک کنه و ماجرای تغییر کردن من شروع شد.چهار پنج ماه افسرده بودم نمیخواستم از دستش بدم ولی رفت که رفت .امتحانات دانشگاه رو خراب کردم.کلا زندگیم ریخت بهم.
    الان چن مدتیه خیلی حالم بهتره بعد از اون شکست عشقی که خوردم.من تغییر کرده بودم .قبلا اهنگ مگوش نمیدادم الان گوش میدم و با صدای زیاد که یه جورایی خالی شم از غصه های گذشته .قبلا زیاد به خودم نمیرسیدم ولی الان حسابی خوشتیپ میکنم خودمو.قبلا خیلی حواسم به دخترا نبود یعنی نگاه نمیکردم به دختری ولی الان زیر چشی حواسم هست نه اینکه داق زنی کنم.دنبال کسی هستم برای اینده.حس میکنم یکی باید جای اونو برام پر کنه .از وقتی ترکم کرد خیلی تنها شدم .با فامیل رفت و امد میکنم میگیم میخندیم حالم خیلی خوب میشه و همه چیو فراموش میکنم ولی تا میرسم تو خونه دوباره فکرای گذشته تو ذهنم میاد.اینا همش مقدمه چینی بود برای حرفای پایینم
    من الان تغییر کردم ولی درون گرایی و کم رویی هنوز مونده.این که نمیتونم ب ی دختر پیشنهاد بدم برای اینده و از این حرفا. به شدت ادم مغروری هستم و از اینکه کسی بهم بگه نه میترسم .ادم توداری هستم و با هر کسی جور نمیشم.مطلب اصلیم اینه که بعد از شکست عشقی اول چشم و دلم بازتر شده .حواسم به دخترای اطراف هست .حرکاتشون رو زیر نظر دارم.دخترارو بیشتر میشناسم .بار اول نمیدونستم چه طور با یک دختر برخورد کنم.اتفاق اول تجربیات خیلی زیادی بهم داد و منو عوض کرد .البته منظورم چشم چرونی و هیز بون نیست منظورم اینه که باید یکیو برای خودم زیر نظر داشته باشم برای اینده
    من به دختر خالم حس خوبی دارم ولی مطمئن نیستم این حس درسته یا غلط.من الان امادیگی و شرایط ازدواج رو اصلا ندارم چون برام خیلی زوده و قصد من برای پنج سال دیگست حداقل دختر خالم هم سن خودمه.من منظورم برای ایندست.
    نقاط قوت و ضعق خودمو و دختر خالمو مینویسم پایین
    خانواده من چهار نفره پسر کوچیکتر و یک برادر دو سال بزرگتر از خودم
    خانواده دختر خالم سه تا دختر و دختر وسطی هستش
    نقاط ضعفم
    دورن گرایی.کم رو بودن که یکم روم بیشتر باز شده .عدم اعتماد ب نفس.و بزرگترین مشکلم لکنت زبان که بسیاری از نقاط ضعفم از لکنت زبان نشات میگیره که درصدد درمان ان هستم و بیکار
    نقاط قوت
    پسر سالمی هستم اهل هیچ چیزی نیستم(دود و مشروبات)
    ورزشکار
    خانواده دار.پپشتیبانی همه جانبه از طرف خانواده
    صاحب خانه و ماشین
    در حالت کلی وضع مالی و فرهنگی ما خیلی بالاتر از خانواده خالم هستش و خالم منو دوست داره
    تو فامیل منو یه پسر خیلی خوب و معدب میشناسن
    اما دختر خالم متاسفانه مشکلاتی داره
    اول اینکه من از جایی شنیدم که با یه نفر دوسته(راست و دروغش رو نمیدونم)
    دختر خالم با من راحته یعنی با اینکه من ادم سر سنگینی هستم ولی با چن تا از دخترای فامیل راحتم.
    خالم از شوهرش طلاق گرفته و تنها زندگی میکنه .دختر خاله ی بزرگم که خواهر همین میشه اونم یه بار ازدواج کرده و طلاق گرفته الان زن یکی دیگست.ولی اینی که من حس میکنم بهش علاقه دارم یکم نجیب تره
    یکم تو دل برو تره.دختر زبون داری هست ولی ذات پاکی داره به نظرم.ولی میترسم از دو جهت اول اینکه بهم جواب منقی بده یا اگر به خانوادم بگم اونا بگن نه بگن مگه نمیبینی وضعیتشون رو .مادرش طلاق گرفته خواهرش دو تا شوهر کرده .یه جورایی حس کنن هم سطح ما نیستن.بازم میگم من الان نمیخوام بگم موضوع رو چون الان خیلی زوده .
    حس میکنم نباید اینو از دست بدم.چون دورن گرایی و کم رویی بودن من باعث میشه نتونم انتخاب های زیادی داشته باشم و ادم تنوع طلبی نیستم ،از تحمیل کردن کسی بهم بدم میاد و تنها کسی که حس میکنم میتونم باهاش خوشبخت بشم همینه .چون معیارهای منو داره .خیلی هم از نظر زیبایی از دختر قبلیه که هنوزم دوسش دارم بهتره.
    من نمیدونم دارم چکار میکنم ایا کارای من اشتباست؟مسیر زندگیم با ورود اون دختر به زندگیم عوض شده .دنیا رو باز تر و قشنگ تر میبینم .اگه اون دختر وارد زندگیم نمیشد منم حال و هوای عاشقی به سرم نمیزد
    من چکار کنم کلا.من تو یه جریانی افتادم که دیگه نمیتونم اون ادم سابق باشم.من ناخواسته تغییر کردم و باعث و بانیش اون دختر اولی بود که اگر پیشنهاد بهم نمیداد و دل منو به دست نمی اورد منم اون ادم سابق بودم
    دارم راه رو درست میرم؟چکار کنم
    پاسخ با نقل و قول

  2. تصمیم گیری برای اینده و مردد بودن  سپاس شده توسط avazkhamoosh

  3. ارسال:2#
    موج آبی آواتار ها
    سلام
    ممنون که کامل توضیح دادید
    شما گفتید که هنوز دختر قبلیو دوست دارید پس بهتره فعلا تا زمانی که حسی از اون خانم در وجودتون هست اقدامی نکنید
    اما درمورد دختر خالتون و توجهاتتون به دختران بخاطر تنهایی بعد از جداییتون از دخترخانم قبلی است پس فعلا به خود سازی بپردازید و با انجام ورزش های تنفسی مثل شنا و دو و کوهنوردی خودتونو سرزنده تر کنید و سعی کنید در اجتماع باشید تا اعتماد به نفستون بالا و کم روییتون از بین بره
    اما درمورد آینده وقتی این کارهایی رو گفتم انجام دادید ببینید آیا هنوزم نسبت به دختر خالتون انگیزه دارید یا خیر اون وقت با همیاری دوستان یک راهکار خوب بهتون ارائه خواهیم داد فعلا همونطور که خودتون فرمودید وقتش نیست و بهتره به خودسازی بپردازید
    در سجده هنوز با تو سرسنگینیم
    دلبسته ی این زندگی رنگینیم
    دیوار وضوخانه پر از آیینه است
    این است که در نماز هم خودبینیم
    پاسخ با نقل و قول

  4. تصمیم گیری برای اینده و مردد بودن  سپاس شده توسط avazkhamoosh

  5. ارسال:3#
    هنوزم نسبت به دختر قبلیه حس دارم و خاطرشو میخوام. ولی وقتی خودش نمیخواد منم با زور نمیتونم بگیرمش بدیه ماجرا اینه که همسایه هستیم و بعضی اوقات چشم تو چشم میشیم و وقتی میبینمش یاد گذشته ها میوفتم.شما همه چیو تموم شده بدونید(دختره هفده سالش بود و یکم درک نکرد دوست داشتنه منو.شاید چن سال بعد خودش بفهمه که من چقدر دوسش داشتم)
    اما نسبت به دختر خالم انگیزه دارم.اونم کاری داشته باشه از من میخواد براش انجام بدم.بهم میگه داداش.یکی مزاحمش میشه از من میخواد امارشو در بیارم
    ولی ترس از اینکه خانوادش مشکل دارن(طلاق گرفتن مادرش و خواهرش) منو دچار تردید کرده که ایا کیس مناسبیه یا نه؟
    ویرایش توسط itna : 2014_03_30 در ساعت 17:17
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:4#
    موج آبی آواتار ها
    ببینید الان شما باید آیندتونو بسازید در آینده تصمیم گیرنده اصلی خودتون باشید و اگر از نظرخودتون مسایل خانوادش برای شما مشکلی نداشته باشه خانوادتونم مخالفتی نداشته باشن و در غیر این صورت دخترخالتون یک گزینه بیشتر نخواهد بود پس بهتره شایستگی های خودتونو نشون بدید
    در سجده هنوز با تو سرسنگینیم
    دلبسته ی این زندگی رنگینیم
    دیوار وضوخانه پر از آیینه است
    این است که در نماز هم خودبینیم
    پاسخ با نقل و قول

کاربران دعوت شده

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •