آلزایمر یکی از انواع دمانس است (60-50 درصد موارد دمانس را شامل می شود) بطور معمول سن شروع بیماری بعد از 65 سالگی است و با افزایش سن احتمال ایجاد این بیماری هم افزایش می یابد. اگر شروع علائم از 65 سالگی یا کمتر از آن باشد آنرا نوع با شروع زودرس گویند. تا به امروز تشخیص قطعی الزایمر تنها بعد از هیستوپاتولوژِیست. (نمونه برداری از مغز و بررسی آن است که آن هم فقط بعد از مرگ امکان پذیر است.

نوروپاتولوژی اختصاصی الزایمر که در نمونه مغز بیمار دچار آلزایمر مشاهده می شود:
کلافهای نوروفیبریلاری + پلاکهای پیری + دژنراسیون گرانولوواکوئولر که بیشتر در امیگدال و هیپوکامپ و کورتکس و Basal forebrainمشاهده می شود تشخیص بیماری را قطعی می کند.) پس امروزه برای تشخیص الزایمر در انسان زنده باید بصورت بالینی (بر اساس علائم) تصمیم گرفته و علل دیگر ایجاد کننده دمانس را رد کرد.

در تصویر مغز این بیماران معمولا˓اتروفی (تحلیل) منتشر کورتکس مغز˓بطنهای بزرگ˓عریض شدن شکنجهای مغزی مشاهده می شود. از نظر سیر˓بیماری معمولا شروع تدریجی و پیشرفت اهسته داشته و اغلب افازی و اپراکسی و اگنوزی و اختلالات رفتاری بعد از گذشت چند سال از اختلال حافظه خود را نشان می دهند. در مراحل پیشرفته تر و شدیدتر اختلالات حرکتی و کنترل دفع هم مشاهده می شود. متوسط بقا در این بیماران حدود 8 سال (20-1 سال) است.
در موردعوامل دخیل در ایجاد الزایمر نظریه های متفاوت با دلایل مختلف بیان شده مثل : ژنتیک (40 درصد بیماران سلبقه فامیلی / افزایش احتمال بروز همزمان در دوقلو تک تخمکی نسبت به دو تخمکی / افزایش احتمال در سندروم داون) - ژن پروتئین پیش ساز امیلوئید (روی کورموزم 21) - دژنراسیون نورونهای کولینرژیک بخصوص در هسته قاعده ای ماینرت (Nucleus basalis of mynert) و کاهش غلظت استیل کولین واستیل ترانسفراز در مغز - کاهش نورونهای NEدر لوکوس سرلئوس - کاهش سطح سوماتوستاتین و کورتیکوتروپین - متابولیسم غیرطبیعی گلوتامات و .....
ولی متاسفانه تاکنون علت اصلی که توجیه کننده همه موارد باشد یافت نشده است.از جمله فاکتورهای خطر برای افزایش احتمال ایجاد الزایمر می توان موارد زیر را نام برد : افزایش سن (مهمترین فاکتور) - جنس مونث - سابقه ترومای به سر - سابقه فامیلی مثبت (ولی هیچکدام 100 درصد نیست)
مثل تمام بیماریها بهترین کار پیشگیری است و بهترین راهکاربرای پیشگیری یا حداقل به تعویق انداختن الزیمر تصحیح روش زندگی (تغذیه صحیح / ورزش/...) + تقویت حافظه (آموختن مطالب جدید مثل علوم . زبان . موسیقی .../ مطالعه /...) است. از آنجا که تا به امروز علت اصلی ایجاد الزیمر شناخته نشده درمان قطعی هم برای آن وجود ندارد. باید روشهای تصحیح روش زندگی به همراه درمان بیماریهای زمینه ای مزمن مثل فشارخون بالا و دیابت باشد. داروهایی که امروزه در این بیماری استفاده می شوند بیشتر باعث کند شدن سیر بیماری می شوند (البته در ابتدای مصرف ممکن است بعضی علائم را بهبود ببخشند). گاهی برای کنترل برخی علائم مشکلساز نیز می توان از درمان دارویی استفاده کرد. یکی از عوامل مهم دیگر در مورد این بیماران وجود حمایت اجتماعی مناسب (توسط لطرافیان یا مراقبین) است.
دمانس عروقی دومین علت شایع دمانس (35-15 درصد کل دمانسها) است و بدنبال درگیری عروق کوچک و متوسط مغز بصورت منتشر روی می دهد. باعث ایجاد نقایص شناختی + تغییر رفتاری + علائم نورولوژیک میگردد. سیر بیماری معمولا بصورت پیشرفت تدریجی اما پله ایست. در مردان شایعتر است و نسبت به الزایمر معمولا درسنین پائینترعلائم شروع می شوند.

علائم تقریبا مشابه الزایمر است و سیر بیماری (پیشرفت پله ای) و وجود اختلالات نورولوژیک همزمان (در اثر درگیری عروق) و وجود آثار گرفتاری عروق در تصویر مغز و وجودبیماریهای زمینه ای درگیر کننده عروق مثل فشار خون بالا و دیابت است که می تواند به افتراق از الزایمر کمک کند. البته شایان ذکراست که خیلی اوقات آلزایمر و دمانس عروقی همزمان دریک بیمار وجود دارند. باز هم بهترین کار پیشگیری است.(روشهایی که قبلا ذکر شد) درمان دمانس عروقی بیشتر شامل شناسایی و برطرف نمودن علل سکته های کوچک مغزی ( DMو HTNو بیماری قلبی) به همراه درمان حمایتی و علامتی است.(گاهی استفاده از درمان دارویی)

منبع:پزشک آنلاین