تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




من دقیقا باید چه کار کنم زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:massom
آخرین ارسال:s.esmailzadeh
پاسخ ها 4

من دقیقا باید چه کار کنم

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام یک نفر به من گفت بیماری اوتیسم دارم. الان 25 سالمه و مجردم.برادر بزرگتری دارم که اون هم مشکل داره البته اون اسکیزوفرنی داره نمیخوام در مورد اون صحبت کنم اما گفتم که شاید گفتنش بتونه به من کمکی کنه
    الان دانشجوی ارشد مهندسی هستم.از موقعی که یادم میاد تو تخیلات سیر کردم یعنی با خودم حرف میزنم چون همیشه از دیگران خجالت میکشیدم به خاطر این که خانواده ی فقیری داشتیم .تو مدرسه بچه ها منو مسخره میکردن ولی اون موقع ها نمیفهمیدم و اونها رو خیلی دوست داشتم و با تمام وجودم دوست داشتم بهشون کمک کنم الان که فکر میکنم میفهمم چقدر اذیتم میکردن .من به همه راحت اعتماد میکنم و همیشه ضربه میخورم.میدونید من واقعا آدمای اطرافمو دوست دارم و هیچ کینه ای از هیچ کسی تو دلم نیست.مشکل من اینه که احساس میکنم حدود 5 سال از جامعه و آدمای هم سال خودم عقبم یعنی اون چیزهایی رو که الان من متوجه میشم رو باید 5 سال پیش میفهمیدم این رو از رفتار آدمای اطرافم میفهمم.
    من اصولا نمیفهمم کی داره بهم متلک میندازه ،کی داره منو مسخره میکنه ،کی منو دوست داره ولی الان که به گذشته فکر میکنم یعنی این 5 سال دانشگاه احساس بدی پیدا میکنم مثلا الان یادم میاد که یکی از استادای دانشگاه برای اینکه منو ضایع نکنه تو کلاس از من تعریف کرد الان میفهمم که برای چی این کارو کرد ولی اون موقع اونقدر خوشحال بودم که بی اختیار تو دانشگاه می دویدم و میخندیدم و این افتخارو برای هم کلاسیام تعریف میکردم نگاه تعجب آمیزو تحقیر آمیز اونا و متلکایی که بهم گفتن الان جلو چشماممن و منو آزار میدن.
    من هیچ وقت تو دوران مدرسه نفهمیدم درس سخته یعنی چی فقط با نقاشی و هنر مشکل داشتم اونم با تقلب حل میکردم تنها باری که خودم نقاشی کشیدم کلاس پنجم بودم این بود که یه برگه رو کامل سیاه کردم و وقتی معلمم ازم پرسید این چیه گفتم این خیابونه اون بهم گفت به خاطر ابتکارم بهم 20 میده .
    یه اتفاق دیگه ای که تو 10 سالگی ام برام افتاده اینه که من همیشه درسامو میخوندم و مخصوصا انشا نوشتنم عالی بود اما یه روز دیدم دیگه چیزی نمیفهمم از اون روز تا یه مدتی همه چیز رو فراموش کرده بودم و انشا نمیتونستم بنویسم و معلمم سر کلاس چندین بار منو زد تا بچه ها بفهمن من که شاگرد اولم هم با بقیه فرقی ندارم اگه درس نخونم منم کتک میخورم یادم نمیاد چه مدت شاید حدود سه ماه من هیچ چیز نمیفهمیدم ولی بعدش درست شدم و این اتفاق دوباره کلاس اول دبیرستان که بودم برام تکرار شد یه هویی وسط سال و من هیچ چی نمیفهمیدم موقع کنکورم اینجوری شدم هم ارشد هم کارشناسی ،کنکور کارشناسی یک سال پشت کنکوری شدم سال اول کنکور هیچ چیزی از کل درسایی رو که تو 4 سال دبیرستان خونده بودم نمیفهمیدم اما سال بعدش مشکلم حل شد.الان سه ساله که این مشکلو پیدا کردم از سال آخر کارشناسیم یعنی واقعا بهم نمره دادن مدرکمو گرفتم. الان واقعا حتی یک کلمه از درسای کارشناسی مو یادم نمیاد . چند واحد از درسامو افتادم نمیدونم چرا درست نمیشم.
    من همیشه آدم نامرتبی هستم و ترسو.هیچ وقت نمیتونم به عواقب کارام فکر کنم و همچنین به آینده.
    امیدوارم خسته نشده باشید و بهم کمک کنیک که رفتاری داشته باشم که منم مثل آدمای عادی تو جامعه باشم و کسی بهم ساده، احمق و بیمار روانی نگه و اینجوری درموردم فکر نکنه.
    بهم بگید شما وقتتون رو چه جوری پر میکنید؟یعنی شما که با خودتون حرف نمیزنید پس زمان تنهاییتون رو چیکار میکنید؟
    چرا رفتاراتون اینقدر براتون مهمه؟من تو خیابون با خودم حرف میزنم میدونم همه می بینند اما برام مهم نیست.
    اگه شما میبینید چیزی رو از کسی کم دارید به جای خجالت و فرار از اون شخص چیکار می کنید؟یعنی چه جوری خودتون رو راضی می کنید که اشکالی نداره؟
    فرض کنید شما هم مثل من از لحاظ ظاهری یعنی از نظر قیافه و اندام آدم بد ظاهری باشید به جای خجالت چه کاری رو انجام میدید؟من همیشه احساس میکنم همه از من بهترن
    اگه کسی به شما توهین کنه چه کار می کنید؟
    ممنون میشم اگه دقیقا بهم توضیح بدین تا منم از شما یاد بگیرم
    پاسخ با نقل و قول

  2. من دقیقا باید چه کار کنم  سپاس شده توسط maryam.azadeh

  3. ارسال:2#
    parvane آواتار ها
    بهم بگید شما وقتتون رو چه جوری پر میکنید؟هر شخص معمولا بیشتر وقتش رو برای کارهایی میزاره که بهشون علاقه داره یعنی شما که با خودتون حرف نمیزنید پس زمان تنهاییتون رو چیکار میکنید؟زمان تنهایی رو بیشتر برای برنامه ریزی کارهای عقب افتاده و انجامشون صرف میکنم
    چرا رفتاراتون اینقدر براتون مهمه؟رفتار هر شخص نشونه شخصیت و فرهنگ خانوادگیش هست که در جامعه بروز میده من تو خیابون با خودم حرف میزنم میدونم همه می بینند اما برام مهم نیست.
    اگه شما میبینید چیزی رو از کسی کم دارید به جای خجالت و فرار از اون شخص چیکار می کنید؟هر شخص خصوصیت رفتاری و اخلاقی و استعدادهای خاص خودش رو داره و هیچ کس نمیتونه شبیه دیگری باشه پس بهتره اصلا خودت رو با دیگران مقایسه نکنی و نکات مثبت و استعدادهای خودت رو پیدا کنی و در رشد اون بیشتر تلاش کنی یعنی چه جوری خودتون رو راضی می کنید که اشکالی نداره؟ خداوند هر انسانی رو یک جور آفریده
    فرض کنید شما هم مثل من از لحاظ ظاهری یعنی از نظر قیافه و اندام آدم بد ظاهری باشید به جای خجالت چه کاری رو انجام میدید؟ما همه انسان هستیم و هیچ انسانی بی نقص نیست من همیشه احساس میکنم همه از من بهترن انسانها میتونن با پرورش نقاص مثبت رفتار و کارشون در کمرنگ کردن نقاص منفی تلاش کنن
    اگه کسی به شما توهین کنه چه کار می کنید؟بی دلیل هم مگه میشه به کسی توهین کرد - مطمعن باش چنین شخصی مشکل رفتاری داره!!!
    ممنون میشم اگه دقیقا بهم توضیح بدین تا منم از شما یاد بگیرم
    پاسخ با نقل و قول

  4. من دقیقا باید چه کار کنم  سپاس شده توسط sajad98

  5. ارسال:3#
    maryam.azadeh آواتار ها
    سلام دوست عزیز
    قبل از هر چیزی لازمه روشن بشه ایا شما مبتلا به اوتیسم هستین یا خیر؟ این تشخیص فقط بر عهده روانشناس هست اونم به صورت حضوری و بعد از بررسی های لازم.
    با توجه به توضیحات شما خیلی بعید هست مبتلا به چنین مشکلی باشید.
    در حال حاضر سعی کنین گذشته های ازار دهنده رو فراموش کنین و بر حال تمرکز کنین. شما دانشجوی ارشد مهندسی هستین و همین یه امتیاز بزرگ هست. اینده و موفقیت های بزرگ در انتظار شماست. به نظر میاد مشکل اصلی اینجا باشه که نسبت به خودتون دید چندان مثبتی ندارین.
    هر زمان حس کردین دارین به شخصیت خودتون منفی نگاه میکنین محاسن و قابلیت هاتون رو به خاطر بیارین. بازم تاکید میکنم احتمال ابتلای شما به اوتیسم بسیار بسیار ضعیف هست.
    وطن پرنده ی پر در خون
    وطن شکفته گل در خون
    وطن فلات شهیدان شب
    وطن پا تا به سر خون
    وطن ترانه ی زندانی
    وطن قصیده ی ویرانی
    بخوان که دوباره بخواند
    این عشیره ی زندانی
    گل سرود شکستن را
    بگو که به خون بسراید
    این قبیله ی قربانی
    حرف آخر رستن را
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:4#
    سلام دوست عزیز
    در دوران کودکی رفتار پدر مادرتون چگونه بود ؟ تا حالا به یک روانشناس مراجعه کردید ؟
    خدایا :
    هیچ چیز به اندازه تنهایی برایم لذت بخش نیست
    پاسخ با نقل و قول

کاربران دعوت شده

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •