منبع :
شبکه اجتماعی کلوب

قاتل خاموش روابط زناشویی !

چرا برخی زندگیهای زناشویی از هم میپاشد؟ بسیاری از زوجها از «تفاوتهای غیرقابل تطبیق» به عنوان دلیل اصلی جدایی نام میبرند، اما واقعا این مشكلات كدام هستند؟ این مقاله به برخی علتهای این موضوع میپردازد.
همسرم احساسات مرا نمیفهمد

اگر چه این جمله یكی از رایجترین شكایتهای زوجهاست، ما باید قبل از تصمیمگیری در مورد رفتارهای طرف مقابل، رفتار خودمان را بسنجیم.

قضاوت در مورد رفتار طرف مقابل پیش از آن كه او حتی در مورد آن موضوع اطلاع داشته باشد ، صدمه زیادی به رابطه زناشویی میزند. فرضیاتی كه ما در مورد یكدیگر پیش خود میپنداریم، قاتل خاموش زندگی زناشویی ما هستند.

وقتی یك رابطه روی تصورات متمركز میشود نه واقعیات، ارتباط زوجین با یكدیگر قطع میشود. شما فقط تصوراتی در مورد یكدیگر دارید و همین عامل باعث كمتر صحبت كردن زوجها با یكدیگر و به نوعی متاركه روحی میشود. در اینگونه مواقع معمولا زوجها تعبیر نادرستی از رفتارهای یكدیگر دارند علاوه براین، رفتارهای آینده همسرشان را هم پیشبینی میكنند.

بهترین راهحل این است كه فرضیات خود در مورد رفتارهای همسرتان را روی كاغذ بنویسید. برای مثال: همسر من ترجیح میدهد زمان بیشتری را سر كار بماند تا این كه به خانه بیاید و با من وقت خود را بگذراند. بعد از نوشتن هر جمله سعی كنید بفهمید این تصورات از كجا آمدهاند؟ آیا این جملهای است كه همسرتان دقیقا به شما گفته؟ تفاوت زیادی بین آنچه شما فكر میكنید و آنچه در واقعیت اتفاق میافتد، وجود دارد.



ما در مورد همه چیز بحث میكنیم

در حالی كه یكی از علائم كاهش علاقه در رابطه زناشویی، دعواها و جر و بحثهای مداوم است، دلیل اصلی جدایی زوجها نیست.

جر و بحثها وقتی بسیار مخرب میشوند كه زوجها در مورد دلیل اصلی ناراحتی خود با یكدیگر صادق نباشند. شاید شما از كمك نكردن همسرتان در كارهای خانه ناراحت هستید، ولی به جای این كه دلیل اصلی ناراحتی خود را ابراز كنید، این جمله را میگویید تو اصلا به من توجه نمیكنی! اوضاع وقتی بدتر میشود كه شما ترسها و ناراحتیهای اصلی خود را به یكدیگر نگویید.

درگیریهای احساسی شدید و جر و بحثهای مداوم به معنای پایان رابطه زناشویی نیست. تفاوتهای غیرقابل تطبیق باعث عدم برقراری ارتباط مناسب بین زوجها میشود. اگر بتوانید یك گفتگو را خوب هدایت كنید، میتوانید شدیدترین بگو مگوها را حل كنید. جر و بحثها ریشه در مشكلات حل نشده درونی ما دارند پس اگر ما سعی كنیم بیشتر خودمان را بشناسیم بهتر میتوانیم از عهده مشكلات برآییم.



هنگام جر و بحث از خود بپرسیدترس واقعی من از چیست؛ من با این حرفها میخواهم چه چیز را به هـمـسـرم بـگـویـم؟ بـهـتـر اسـت هـنـگـام بـگو مگو از عبارتهایی نظیر وقتی تو این كار را انجام میدهی من احساس میكنم..... چون..... استفاده كنید، این نوع جملات به شما كمك میكنند كه بدانید واقعا دعوا بر سر چیست.

شما باید با مشكلات احساسی خود از قبیل حسادت و خشم كنار بیایید. حرف زدن با همسرتان در مورد این احساسات مانع از بروز دوباره آنها و تخریب زندگی زناشوییتان میشود.
هر آنچه كه روزی در همسرم میستودم اكنون برایم غیرقابل تحمل است.

اغلب خصوصیت خاص طرف مقابل كه ما را به شدت جذب میكند همان خصوصیتی است كه ممكن است باعث به هم خوردن رابطه شود. چطور چنین چیزی ممكن است؟ ما بیشتر اوقات جذب آن قسمت از شخصیت افراد میشویم كه احساس میكنیم خودمان فاقد آن هستیم.



دیگر برای یكدیگر جذابیت نداریم

به ندرت اتفاق میافتد ، زمانی كه دو نفر عمیقا جذب یكدیگر میشوند ، بعد از مدتی این احساس دو طرفه از بین برود. پس اگر شما و همسرتان تصور میكنید دیگر احساسی به یكدیگر ندارید و این احساس باعث از بین رفتن رابطه زناشوییتان شده، صد درصد، مشكلات عمیقتری بین شما وجود دارد. افراد طی گذر زمان امكان انتخاب راههای متفاوتی در زندگی شان دارند، شما از لحاظ احساسی، از همسرتان احساس جدایی میكنید و این تنها به این دلیل است كه توجه زیادی به زندگی زناشوییتان نداشتهاید.

به زندگی زناشوییتان مانند یك موجود زنده نگاه كنید كه نیاز به تغذیه دارد. از خود بپرسید: رابطه زناشویی ما چگونه است؟ چگونه میتوانیم رابطهمان را بهتر كنیم؟ با استفاده از این سوالات میتوانید زندگی بهتری داشته باشید و دوباره به یكدیگر جذب شوید.

به زندگی زناشوییتان مانند یك موجود زنده نگاه كنید كه نیاز به تغذیه دارد.
همسر من دچار بحران میانسالی شده

رسیدن به دوران میانسالی اغلب با مشكلاتی همراه است، زمانی كه یكی از طرفین میخواهد در زندگی تغییرات اساسی بدهد با مخالفت شدید دیگری مواجه میشود، علایق در نفر دیگر مانند هم نیست.

تغییر ناگهانی دیدگاه یكی از زوجها نباید منجر به فـروپاشی زندگی زناشویی شود. بهترین راه حل گفتگو است. شما باید بر سر این موضوع كه چه چیز به نفع هر دوی شماست به توافق برسید. نگرانیها و دلواپسیهای همسرتان را كه مانع از پذیرفتن تغییرات میشوند بنویسید، برای مثال: من نمیخواهم به كشور دیگری مهاجرت كنم چون... و در مورد آن بحث كنید. شما باید دریابید كه واقعا چه چیز، شما یا هـمـسـرتـان را مـیتـرسـانـد. بـا همسرتان در مورد چگونگی از بین بردن این ترسها و برنامهریزی صحیح برای آیندهای كه سعادت هردو نفرتان را تضمین میكند، صحبت كنید.