شهادت حضرت فاطمه (س) را به همه مسلمان جهان تسلیت عرض می کنم. راستش داشتم در مورد حضرت فاطمه(س) مطالبی می خواندم که این مطلب برای من خیلی جالب بود که هر چند زمان بسیاری از آن گذشته ولی اگر به نظر من نه مثل گذشته ولی اگه همه بتونن حداقل موارد را رعایت کنند جامعه چه عالی می شود سوالاتی که "حضرت زهرا علیهاالسلام" مستقیم به آنها پاسخ دادند من را خیلی به فکر فرو برد من نمی گم الان همه زنان در خانه بنیشینند بلکه حداقل روابط بین خود و نامحرم را هر دو طرف رعایت کنند. حالا مطلبی که خواندم را برای شما را قرار میدهم.
در منابع روایی شیعیان به سوالاتی کلیدی و اساسی به ویژه در موضوع عفاف و حجاب اشاره شده است که حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام به صورت مستقیم به آن سوالات پاسخ داده‌اند.

حضرت موسی بن جعفر علیه السلام از پدران گرامیش از حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام نقل فرمود که:

روزی شخص نابینایی اجازه ورود به خانه حضرت زهرا(س) خواست؛ فاطمه علیهاسلام برخاست و چادر به سر کرد.

رسول خدا فرمود: «‌چرا از او رو می‌گیری، او که تو را نمی‌بیند؟»

فاطمه عرض کرد: «‌او مرا نمی‌بیند‌ اما من که او را می‌بینم. و او اگر چه مرا نمی‌بیند ولی بوی مرا که حس می‌کند.»

رسول خدا فرمود: «‌شهادت می‌دهم که تو پاره تن منی.»

روزی رسول خدا از اصحاب خود پرسید: «‌نزدیکترین حالات زن به پروردگارش کدام است؟» اصحاب نتوانستند جواب بدهند. این سؤال به گوش فاطمه علیهاالسلام رسید. فاطمه فرمود: «‌نزدیکترین حالات زن به پروردگارش وقتی است که در خانه‌اش بنشیند (و خود را در کوچه و بازار، جلو چشم نا محرمان قرار ندهد.)»

وقتی رسول خدا این سخن را شنید، فرمود: «‌فاطمه پاره تن من است.»



امیرالمؤمنین علیه السلام می‌فرماید: روزی رسول خدا از ما پرسید: «‌بهترین کار برای زنان چیست؟»

فاطمه علیهاالسلام پاسخ داد: «‌بهترین کار برای زنان این است که مردان را نبینند و مردان نیز آنها را نبینند‌»

رسول خدا فرمود:« فاطمه پاره تن من است »

رسول خدا بعد از ازدواج فاطمه علیهاالسلام کارها را بین او و علی علیه السلام تقسیم کرد و فرمود کارهای منزل با فاطمه و کارهای خارج از منزل با علی.

فاطمه علیها السلام می‌فرماید: «‌هیچ کس نمی‌‌داند من چقدر خوشحال شدم که رسول خدا مرا از ظاهر شدن در پیش چشم مردان معاف کرد.»

روزی فاطمه زهرا سلام الله علیها به اسماء فرمود:« چه بد است این تخته‌هایی که بدن مرده را برای تشییع جنازه روی آن می‌گذارند! زیرا وقتی زنی را روی آن قرار می دهند و پارچه ای بر بدنش می کشند، حجم بدن او معلوم است.»

اسماء گفت:« من که در حبشه بودم، می‌دیدم مردم آنجا تابوتی از چوب درست می‌کردند و مرده را داخل آن می‌گذاشتند.»

سپس اسماء با چوب خرما تابوتی لبه‌دار درست کرد و به فاطمه علیهاسلام نشان داد. حضرت فاطمه بسیار خوشحال شد و فرمود: «‌این خیلی خوب است. وقتی مرده را داخل آن قرار دهند و پارچه‌ای روی آن بکشند، دیگر معلوم نمی‌شود مرده مرد است یا زن.» و فرمود: «‌پس از مرگم، مرا در همین تابوت بگذارید.»

منابع:
- بحارالانوار، ج 43، صفحات 91 و 93 و 54 و 81 و 189.
- بحار/92/43 اول صفحه
- بحار/189/43
- بحار1/81/43
- بحار/54/43