تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




راهنمایی برای انتخاب همسر زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:نگین20
آخرین ارسال:دل ارام
پاسخ ها 43

صفحه‌ها (5): صفحه 3 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین

راهنمایی برای انتخاب همسر

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:21#
    maryam.azadeh آواتار ها
    سلام
    اختلاف سنی شما چندان زیاد نیست و نمیتونه منعی برا ازدواج ایجاد کنه مگر اینکه شخص شما و یا اون اقا دلیل دیگه ای برا عدم ازدواج تون داشته باشین. ظاهرا هیچ مانع و مشکل خاصی در بین نیست.
    در مورد بهم خوردن خواستگاری، یه مقدار طبیعیه که شما ناراحت یا عصبانی شده باشین اما بهرحال عوامل مختلفی ممکنه باعث به تاخیر افتادن جلسه خواستگاری بشه و بهتر بود اون برخورد نامناسب رو با ایشون و خانواده شون نداشتین و سعی میکردین با صبر و شکیبایی جلو برین.
    در حال حاضر مشکل به خصوصی برا خواستگاری اومدن ایشون، در بین نیست اما مساله اصلی تعیین روز خواستگاری نیست بلکه میزان شناخت دو طرفه و فرست ایمپرشن در راس اهمیت قرار دارن. ایا چقدر ایشون رو میشناسین؟ فرست ایمپرشن گرفتین ازش یا خیر؟ ایا ذهن شما بطور مداوم و هر روزه با این اقا درگیر هست؟ علایم عشق و دوست داشتن در شما پدیدار شدن؟ از صحبت کردن با ایشون لذت میبرین؟ اونو همسو با خودتون میدونین یا نه؟
    اگه پاسخ تون به این سوالات مثبت باشن، به احتمال خیلی زیاد زندگی موفقی خواهید داشت و جایی برا نگرانی نیست.
    وطن پرنده ی پر در خون
    وطن شکفته گل در خون
    وطن فلات شهیدان شب
    وطن پا تا به سر خون
    وطن ترانه ی زندانی
    وطن قصیده ی ویرانی
    بخوان که دوباره بخواند
    این عشیره ی زندانی
    گل سرود شکستن را
    بگو که به خون بسراید
    این قبیله ی قربانی
    حرف آخر رستن را
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:22#
    نقل قول نوشته اصلی توسط کوثر حبیبی نمایش پست ها
    خب پس برای این کار یه تاپیک جدید برای حل مشکلت ایجاد کن با نام جدید مشکلت

    خواهش میکنم

    اگر خبری شد ادامه ی همین تاپیک بهمون بگو

    امشب تو یاهو برام یه پیغام گذاشته این طرز حرف زدنش عجیبه تا حالا پیش نیومده بود اینجور جمله ای رو بگه!(دارم می شکنم)من احساساتی نشدما ازینجور حرف زدنها خوشم نمیاد.

    اگه قبلا بود حتما در جوابش یه حرف تند می زدمو می گفتم این حرفها فقط اراجیفه ولی الان اصلا چراغمم روشن نکردم
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:23#
    نقل قول نوشته اصلی توسط maryam.azadeh نمایش پست ها
    سلام
    اختلاف سنی شما چندان زیاد نیست و نمیتونه منعی برا ازدواج ایجاد کنه مگر اینکه شخص شما و یا اون اقا دلیل دیگه ای برا عدم ازدواج تون داشته باشین. ظاهرا هیچ مانع و مشکل خاصی در بین نیست.
    در مورد بهم خوردن خواستگاری، یه مقدار طبیعیه که شما ناراحت یا عصبانی شده باشین اما بهرحال عوامل مختلفی ممکنه باعث به تاخیر افتادن جلسه خواستگاری بشه و بهتر بود اون برخورد نامناسب رو با ایشون و خانواده شون نداشتین و سعی میکردین با صبر و شکیبایی جلو برین.
    در حال حاضر مشکل به خصوصی برا خواستگاری اومدن ایشون، در بین نیست اما مساله اصلی تعیین روز خواستگاری نیست بلکه میزان شناخت دو طرفه و فرست ایمپرشن در راس اهمیت قرار دارن. ایا چقدر ایشون رو میشناسین؟ فرست ایمپرشن گرفتین ازش یا خیر؟ ایا ذهن شما بطور مداوم و هر روزه با این اقا درگیر هست؟ علایم عشق و دوست داشتن در شما پدیدار شدن؟ از صحبت کردن با ایشون لذت میبرین؟ اونو همسو با خودتون میدونین یا نه؟
    اگه پاسخ تون به این سوالات مثبت باشن، به احتمال خیلی زیاد زندگی موفقی خواهید داشت و جایی برا نگرانی نیست.
    من خیلی در برابر دوست داشتن دیگران مقاومت می کنم و سعی می کنم به ذهنم بسپارم که دوست داشتن مهم نیستو باید با عقل پیش رفت ولی واقعیت اینه که بله این آقا خیلی از فکر منو به خودشون اختصاص دادن.وقتی هستن احساس سرزندگی و اعتماد بنفس خوبی دارم و در برابر مسائل دیگه خیلی راحت با حرفهاشون منو آروم می کنن(هرچند وقتی از دست خودشون ناراحتم خیلی خیلی سخت می تونه راضیم کنه!)خیلی از آینده نگریها و برنامه های آیندمون شبیه هم هست.
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:24#
    سلام آقای عزیزی ممنون که اومدید

    پس اولین اشتباهم اینه چون من می خواستم کامل به همه جوانب نظارت داشته باشمو همه چیو اونجور که می خوام درست کنم و بهد بیان....

    من خیلی برای این خواستگاری استرس دارم.کلا شدید آدم استرسی هستم.

    1. اختلاف سنی:تو گزینه هایی که گفتید باروری که جای خود_نظر خودمون تو این مدت اون آقا هیچی نگفتن و اصلا این موضوع رو مهم نمی دونن ولی من همش شک و ترس دارم که مبادا بعدا پشیمون بشیم و اونوقت چیکار کنیم.

    برای جلب موافقت والدین هم باید بگم اولین شرط من همین بوده و بهشون گفتم که من بی رضایت قلبی خانوادشون نمی خوامش و باید رضایت خانواده منم بدست بیاریم.مادری نکردن هم واقعا نمی دونم چطور باید مادر نباشمو ولی بتونم محبتمو نشون بدم_برای مسائل اقتصادی هم از خودم مطمئنم که با توکل به خدا تحملشو دارم


    2. اختلاف مکانی:این موضوع نه تنها برام مشکل نیست بلکه به عنوان یه امتیاز مهم این آقا بهش نیگاه می کنم و یکی از معیارهای اصلی ازدواجم همین دوری مکانه


    3. اختلاف فرهنگی:تا اونجایی که تو حرفها و روابطشون دیدم(البته یعنی شنیدم)خیلی با هم اختلاف نداریم جز همین مسئله صبر و عجله متضاد دو خانواده


    4. اختلاف شخصیتی:این موضوع چیزیه که می خوام بیشتر بدونم و سنجیده تر عمل کنم(البته با کمک شما و دوستان)

    ممنون از راهنماییتون و منتظر حضور دوبارتون هستم
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:25#
    کوثر حبیبی آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط نگین20 نمایش پست ها
    امشب تو یاهو برام یه پیغام گذاشته این طرز حرف زدنش عجیبه تا حالا پیش نیومده بود اینجور جمله ای رو بگه!(دارم می شکنم)من احساساتی نشدما ازینجور حرف زدنها خوشم نمیاد.

    اگه قبلا بود حتما در جوابش یه حرف تند می زدمو می گفتم این حرفها فقط اراجیفه ولی الان اصلا چراغمم روشن نکردم
    سلام نگین جان

    ببین این آقا داره پای احساسات رو به قضیه تون باز میکنه

    اگرم تا الان احساساتی پیش نیومده به خاطر کنترل تو بوده

    پس در رابطه با این موضوع با دید بازتری نگاه کن و اصلا دوباره رابطه در محیط مجازی رو شروع نکن به هیچ عنوان

    اگر واقعا قصد ازدواج داشته باشن رسما اقدام میکنن، و تازه اون موقع هم شما باید با توجه به نکاتی که دکتر عزیزی فرمودند به موضوع بپردازی
    بسم الله الرحمن الرحیم

    و هرگز در زمین به کبر و ناز راه مرو( و غرور و نخوت مفروش) که به نیرو زمین را نتوانی شکافت و به کوه در سربلندی نخواهی رسید.


    آیه ی 37 سوره ی اسراء
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:26#
    سلام کوثرخانوم.

    راستش احساسات بین ما خیلی بوده و اینطور نبوده که الان تازه بخواد شروع بشه.یه چیزی هست اینه من فکر می کردم وقتی با خانوادشو خودش به نتیجه برسه بعد میاد ولی گویا نتونسته.

    اگه فبلا بود می دونست من صبر ندارم و جواب میدم هرچند تند ولی حالا که جواب ندادم ظهر هم یه پیغام گذاشته که(حق داری...)

    می دونم دیگه نباید رابطه ای تو دنیای مجازی داشته باشیم ولی پس الان باید چیکار کنم؟

    جواب ندم و تنهایی فکرامو بکنم؟(هرچند اینقدرم آروم نشدم که بخوام باهاش حرف بزنم و مطمئنم اینقدر حرفهای بدی می زنم که ترجیح میده بازم سکوت کنه)
    خدایا چنان کن سر انجام کار

    تو خشنود باشی و ما رستگار
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:27#
    کوثر حبیبی آواتار ها
    نگین جان شما قبلا گفتی که احساساتی بینتون نبوده !

    وقتی از طرف اونا خبری نبوده تو میخوای چکار کنی؟ ؟ ؟

    من حس میکنم ایشون میخواد پا پس بکشه ولی داره با پیش کشیدن احساسات از روی بی مسئولیتی این کارو برای خودش و شما سخت میکنه

    شما هم بدون در نظر گرفتم خوب و بد خودتون به کار تن ندید

    یه مقدار آینده نگری داشته باش و عاقلانه تصمیم بگیر

    ببین نگین جان لازمه بهت بگم که باید روی مواردی که آقای عزیزی گفتن بیشتر دقت کنی ،احساس میکنم که شما خیلی ساده داری به این موارد نگاه میکنی

    قبلا هم گفتم حتی اگه ایشون1- رسما هم اقدام میکردن و 2-روی حرفشون مصمم بودن و حتی3- خانواده اشون هم موافق بودن شما باید مواردی که آقای عزیزی گفتن رو موشکافانه بررسی میکردی

    چه برسد به الان که این 3 مورد اتفاق نیوفتاده

    حالا باز هم شما میخوای به ایشون فکر کنی؟ و احساسی با قضیه برخورد کنی؟
    بسم الله الرحمن الرحیم

    و هرگز در زمین به کبر و ناز راه مرو( و غرور و نخوت مفروش) که به نیرو زمین را نتوانی شکافت و به کوه در سربلندی نخواهی رسید.


    آیه ی 37 سوره ی اسراء
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:28#
    عزیزم من از اول تایپیکمو خوندم هیچجاش نگفتم احساساتی نبوده.اتفاقا احساسات خیلی بین ما بوده ولی من همه سعیمو کردم عقلمم کنارش باشه و به اصطلاح نزارم دوست داشتن کورم کنه.

    من خانوادشو نمی گم خودشو میگم اگه اومد خواست حرف بزنه رو گفتم.اصلا هم نمی دونم بین خودش و خانوادش چی گذشته.می دونم اگه می خواست پا پس بکشه می رفت و پشت سرشو نیگاه نمی کرد.ولی حرف شما رو هم بعنوان یه احتمال قبول دارم.

    من اینجام که مشاوره بگیرم که کاری رو ساده انجام ندم و اشتباهی نکنم که بعدا پشیمون بشم.
    خدایا چنان کن سر انجام کار

    تو خشنود باشی و ما رستگار
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:29#
    کوثر حبیبی آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط نگین20 نمایش پست ها
    عزیزم من از اول تایپیکمو خوندم هیچجاش نگفتم احساساتی نبوده.اتفاقا احساسات خیلی بین ما بوده ولی من همه سعیمو کردم عقلمم کنارش باشه و به اصطلاح نزارم دوست داشتن کورم کنه..
    درسته شما گفتی :در ابتدا احساساتی نبوده و من تعمیمش دادم به کل رابطه تون

    نقل قول نوشته اصلی توسط نگین20 نمایش پست ها
    من خانوادشو نمی گم خودشو میگم اگه اومد خواست حرف بزنه رو گفتم..
    در مورد این موضوع هم قبلا با هم حرف زدیم

    نقل قول نوشته اصلی توسط نگین20 نمایش پست ها
    من اینجام که مشاوره بگیرم که کاری رو ساده انجام ندم و اشتباهی نکنم که بعدا پشیمون بشم.
    کار درستی کردین و مطمئنا نتیجه ی خوبی میگیرین

    ما هم اگر مطلبی رو عنوان میکنیم برای کمک به شما است ، امیدوارم کار ساز بیوفته
    ویرایش توسط کوثر حبیبی : 2014_04_06 در ساعت 15:56
    بسم الله الرحمن الرحیم

    و هرگز در زمین به کبر و ناز راه مرو( و غرور و نخوت مفروش) که به نیرو زمین را نتوانی شکافت و به کوه در سربلندی نخواهی رسید.


    آیه ی 37 سوره ی اسراء
    پاسخ با نقل و قول

  10. راهنمایی برای انتخاب همسر  سپاس شده توسط محسن عزیزی

  11. ارسال:30#
    کوثرجان ممنون که هستی.

    پس من فعلا بابت این پیغامایی که تو نت گذاشته هیچ جوابی نمیدم تا بعدا ببینیم چه اتفاقی می افته.ولی خب اگه زنگ زد چی؟جواب ندم؟اگه جواب بدم چطور جلوی زبون تندمو بگیرم؟

    اصلا کار درستیه به این آقا فکر می کنم؟
    خدایا چنان کن سر انجام کار

    تو خشنود باشی و ما رستگار
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (5): صفحه 3 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •