تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




احساسات مبهم زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:elnaz.t
آخرین ارسال:Maryam313
پاسخ ها 82

صفحه‌ها (9): صفحه 7 از 9 نخستنخست ... 56789 آخرینآخرین

احساسات مبهم

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:61#
    عزیزم نظر مردم تا یه حدی مهم هست... وقتی که یه چیزی خلاف عرف باشه و به آبروت صدمه بزنه... شما باید طبق ارزش ها رفتار کنی هر کس می خواد هر خورده ای بگیره... اتفاقا الان من متوجه شدم که چقدر خدا دوستت داره... " هر که در این درگه مقرب تر است / جام بلا بیشترش می دهد"
    اینم میتونه یه ازمایش برای انتخاب زیبات باشه....

    شما الان خودتون متوجه شدید که باید حجابتون رو به خاطر حرف ایشون کنا نذارید... پس به ارزشی که تو ذهنتون برای انتخابتون داشتید احترام گذاشتید...

    اگه همیشه طبق اصول رفتار کنید و راهتون راهی باشه که خدا می پسنده و ارزش هایی تو زندگی برای خودتون تعریف کنید و بهشون احترام بذارید اون وقت این جور وقتا یه حس خوش آیند خواهید داشت که تونستید طبق باور خودتون و استوار عمل کنید... حاال تو هر موردی
    پشت هر کوه بلند...سبزه زاریست پراز یاد خدا ✿ و درآن باغ کسی میخواند....که خدا هست دگر غصه چرا؟! ✿
    پاسخ با نقل و قول

  2. احساسات مبهم  سپاس شده توسط niloofarabi,ویونا شاکری

  3. ارسال:62#
    elnaz.t آواتار ها
    سلام اقای گل پسرمن توی همین تاپیک اولویت روگفتم ضمناچیزی که حسم بودروعنوان تاپیکم قراردادم نمیدونم دیگه چی بایدبذارم اسم تاپیکوامیدوارم طبق اولین پستم متوجه شده باشیدکه من ازهمه ایناباهم رنج میبرم نه به صورت جداجداحالااگه بخوام تاپیک بزنم واسه هرمشکل که نمیشه واقعا


    اقای مهردادحرفای شماکاملادرست ومتین هست اماادم تایه حدودی تحمل داره ببینیدکسی که من دوسش دارم کلی دلیل قشنگ واسه کامل شدن حجاب من اوردمنم واقعاقبول کردم اگه اون نبودمن همون الناز احساساتی دربرابرمهم ترین مسائل میموندم اماحالااونی هستم که دیگه منطقی ترازقبل هست حالادرمورداینم دارم مسخره میشم نمیدونم بازم دارم فکرمیکنم انگارنبایداین تاپیکوادامه بدم نمیدونم چرا


    مریم عزیزم حرفاتون کاملادرسته لطف داری شما
    دلیل تنهاییم راتازه فهمیدم!
    وقتی محبت کردم وتنهاشدم
    وقتی دوست داشتم وتنهاماندم
    دانستم بایدتنهاشدوتنهاماندتا\"خدا\"رافهمید...

    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:63#
    mehrdad539 آواتار ها
    از بد خواهت کمک بگیر

    مرد برنج فروشی بود که به درس های شیوانا بسیار علاقه داشت. اما به خاطر شغلی که داشت مجبور بود روزها در بازار مشغول کار باشد و شب ها نیز نزد خانواده برود. روزی این مرد نزد شیوانا آمد و به او گفت:"


    در بازار کسی هست که بدخواه من است و اتفاقا مغازه اش درست مقابل مغازه من است. او عطاری داشت اما از روی کینه و دشمنی برنج هم کنار اجناسش می فروشد و دائم حرکات و سکنات من و شاگردان و وضع مغازه ام را زیر نظر دارد و اگر اشتباهی انجام دهیم بلافاصله آن را برای مشتریان خود نقل می کند. از سوی دیگر به خاطر نوع تفکرم اهل آزاردادن و مقابله مثل نیستم و دوست هم ندارم با چنین شخصی درگیر شوم. مرا راهنمایی کنید که چه کنم!؟"


    شیوانا با لبخند گفت: اینکه آدم بدخواهی با این سماجت و جدیت داشته باشد ، آنقدرها هم بد نیست!! بدخواه تو حتی بیشتر از تو برای بررسی و ارزیابی و تحلیل تو و مغازه ات وقت گذاشته است و وقت می گذارد. تو وقتی در حال خودت هستی او در حال فکر کردن به توست و این یعنی تو هر لحظه می توانی از نتیجه تلاش های او به نفع خودت استفاده کنی.


    من به جای تو بودم به طور پیوسته مشتریانی نزد عطارمی فرستادم و از او در مورد تو پرس و جو می کردم. او هم آخرین نتیجه ارزیابی خودش در مورد کم کاری شاگردان یا نواقص و معایب موجود در مغازه ات را برای آن مشتری نقل می کند و در نتیجه تو با کمترین هزینه از مشورت یک فرد دقیق و نکته سنج بهره مند می شوی! بگذار بدخواه تو فکر کند از تو به خاطر شرم و حیایی و احترام و حرمتی که داری و نمی توانی واکنش نشان دهی ، جلوتر است.


    از بدخواهت کمک بگیر و نواقص ات را جبران کن. زمان که بگذرد تو به خاطر استفاده تمام وقت از یک مشاور شبانه روزی مجانی به منفعت می رسی و عطار سرانجام به خاطر مشورت شبانه روزی مجانی و بدون سود برای تو سربراه خواهد شد. نهایتا چون تو بی نقص می شوی، و از همه مهم تر واکنش ناشایست نشان نمی دهی، او نیز کمال و توفیق تو را تائید خواهد کرد و دست از بدخواهی برخواهد داشت.
    پاسخ با نقل و قول

  5. احساسات مبهم  سپاس شده توسط elnaz.t

  6. ارسال:64#
    niloofarabi آواتار ها
    "من ترجیح میدم کسیوکه منوبخاطرخودم میخوادمنتظرش بمونم تااینکه کسی که موقعیتش عالیترهست امامنوبخاطرخودم نمیخوادانتخاب کنم"

    سلام دخترم

    خب بالاخره هدفت چی هست از زندگی فعلی؟ دوستان راهکارهای خوبی رو بهت پیشنهاد دادن. من حرفای آ صالحی و rahe shab رو مناسب میدونم. بیشتر توجه کن بهشون.
    میخای انتظار بکشی تا یکی بیاد و بشه جایگزین اون فرد؟!!! 'گفتی من ترجیح میدم و ..... شما الان اولویت زندگی ات چیز دیگه ای هست.

    به نظرت منطقی هست؟
    شما الان درس داری , تمرکزت باید روی درس هات باشه.
    هر چی به اون قضیه پر و بال بدی ؛ بزرگ میشه و در نهایت تمام زندگی ات رو تحت تاثیر قرار میده. ذهن افسارش دست خود آدم هست. باید یادبگیری کنترل اش کنی. یه موقع هایی یه سری افکار گردالی میان سراغ آدم ...گردالی ینی چرخشی...هر چی دنبالش کنی بیشتر و بیشتر میشن. جلوش رو باید گرفت.
    مثلا: تو مهمونی هستی دو نفر حرف میزنن... با خودت میگی: لابد در مورد من حرف میزنن (این فکر اول) بعدش میگی خوب حالا چی میگن؟ لابد در مورد فلان قضیه که مربوط به من هست میگن (این فکر مقدمه میشه برای فکر بعدی ) حالا لابد تو فلان قضیه من رو بیشتر مقصر میدونن و .... همین جا باید متوقفشون کنی وگرنه هم ذهنت خسته میشه هم تو روابطت با اطرافیان تاثیر منفی میذاره. انرژی ازت میگره. افسرده ات میکنه.
    من یه مطلب گذاشتم توقف فکر. تکنیک خوبی هست برای متوقف کردن افکار مزاحم.

    الان فکر کردن به اون قضیه ؛ یه فکر مزاحم هست که مانع میشه تمرکز داشته باشی روی درس هات. فکر ها رو بهشون توجه نکن. فعلا اینا.
    پاسخ با نقل و قول

  7. احساسات مبهم  سپاس شده توسط elnaz.t,Maryam313,ویونا شاکری

  8. ارسال:65#
    elnaz.t آواتار ها
    سلام نیلوجونم مرسی که سرزدی
    من اول ازهمه فعلاودروضعیت فعلی درسم هست واسه همینم کلاازهم جداشدیم تاهرکی به یه موقعیت خوب برسه وگناهی نکرده باشیم وکسی عذاب وجدان اینکه مانع هم شدیم رونداشته باشه میدونی نیلواروم شدم درمورداون دیگه دغدغه ای ندارم این جمله رووقتی نوشتم که یه اتفاق بدافتاددقیقایکی همه موقعیاتش خوب بوداما....خب به هرحال همه ازنظرمن شوتن درحال حاضریعنی دوس ندارم بهشون فکرکنم
    نهههههههه اصلاانتظاراینوندارم مگه دیوونم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟؟؟؟اصلامنتظرجایگزین نیستم اصلاااااااااااا
    خب بیشترتنفراززندگی کردن مانع خیلی چیزام میشه
    مرسی عزیزم لطف کردی


    اقامهردادبهره بردم مرسی لطف کردین
    دلیل تنهاییم راتازه فهمیدم!
    وقتی محبت کردم وتنهاشدم
    وقتی دوست داشتم وتنهاماندم
    دانستم بایدتنهاشدوتنهاماندتا\"خدا\"رافهمید...

    پاسخ با نقل و قول

  9. احساسات مبهم  سپاس شده توسط niloofarabi,ویونا شاکری

  10. ارسال:66#
    niloofarabi آواتار ها
    [QUOTE=elnaz.t;43225
    خب بیشترتنفراززندگی کردن مانع خیلی چیزام میشه



    [/QUOTE]
    خواهش میشه. تنفر از زندگی همینجوری که ایجاد نمیشه! یه چیزی اونو وجود میاره. تعریفت از زندگی چی هست؟
    پاسخ با نقل و قول

  11. احساسات مبهم  سپاس شده توسط ویونا شاکری

  12. ارسال:67#
    elnaz.t آواتار ها
    اره خب همینجوری ایجادنمیشه ولی نمیدونم واقعا
    زندگی:تعریف خاصی براش ندارم چون چیزخاصی نیست ولی یه تعریف دارم اونم اینکه هممون اومدیم که بریم حالاهرکه برفش بیش بامش بیشترهرچقدکه تواین دنیابهتربکاری محصول بیشتری نصیبت میشه اماواقعا هیچ تعریف ذهنی خاصی ندارم واسش
    دلیل تنهاییم راتازه فهمیدم!
    وقتی محبت کردم وتنهاشدم
    وقتی دوست داشتم وتنهاماندم
    دانستم بایدتنهاشدوتنهاماندتا\"خدا\"رافهمید...

    پاسخ با نقل و قول

  13. احساسات مبهم  سپاس شده توسط niloofarabi,ویونا شاکری

  14. ارسال:68#
    niloofarabi آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط elnaz.t نمایش پست ها
    اره خب همینجوری ایجادنمیشه ولی نمیدونم واقعا
    زندگی:تعریف خاصی براش ندارم چون چیزخاصی نیست ولی یه تعریف دارم اونم اینکه هممون اومدیم که بریم حالاهرکه برفش بیش بامش بیشترهرچقدکه تواین دنیابهتربکاری محصول بیشتری نصیبت میشه اماواقعا هیچ تعریف ذهنی خاصی ندارم واسش
    گفتی که از زندگی متنفری!؟ وقتی ازش تعریف نداری چه طوری ازش بدت اومده و به نفرت هم رسیده؟ یه کم بیشتر توضیح بده.
    پاسخ با نقل و قول

  15. احساسات مبهم  سپاس شده توسط elnaz.t,ویونا شاکری

  16. ارسال:69#
    mehrdad539 آواتار ها
    خواهش میکنم قابلی نداشت.
    من و خانومم و هر کدام از دوستان در حد توانمون وظیفمون میدونیم کمک میکنیم
    حالا شاید یکی اطلاعاتش بیشتر باشه شاید اصلا مشاور باشه شایدم تجربیاتی که در زندگی بهش رسیده و ازشون درس عبرت گرفته رو بازگو کنه ان شاءالله که مورد استفاده قرار بگیره.
    پاسخ با نقل و قول

  17. احساسات مبهم  سپاس شده توسط elnaz.t,niloofarabi,ویونا شاکری

  18. ارسال:70#
    elnaz.t آواتار ها
    نیلوخب منم مثل هرکس دیگه ای زندگی وزندگی کرنودوس داشتم امااتفاقات باعث شدن متنفرشم شایداگه4سال پیش میپرسیدی میتونستم یه توضیحی بدم اماالان....چیوبازکنم یعنی؟
    اقامهردادواقعامورداستفاده قرارمیگیره ممنونم واقعا
    دلیل تنهاییم راتازه فهمیدم!
    وقتی محبت کردم وتنهاشدم
    وقتی دوست داشتم وتنهاماندم
    دانستم بایدتنهاشدوتنهاماندتا\"خدا\"رافهمید...

    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (9): صفحه 7 از 9 نخستنخست ... 56789 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •