تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




احساسات مبهم زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:elnaz.t
آخرین ارسال:Maryam313
پاسخ ها 82

صفحه‌ها (9): صفحه 1 از 9 123 ... آخرینآخرین

احساسات مبهم

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    elnaz.t آواتار ها
    سلام دوستان امیدوارم حال همگیتون خوب باشه
    راستش نمیدونم ازچی وکجاشروع کنم یعنی نمیدونم چی بایدبگم ولی فعلااینایی که به ذهنم میرسه رومیگم
    راستش توی اسفندماه به طورخیلی محترمانه وخوبی رابطه منواون کسی که توی بقیه تاپیکام درموردش گفته بودم کات شدیه جورایی که حالادرمورداون میشه گفت مشکلی ندارم
    یه سری اخلاقای جدیدواسم به وجوداومده نمیدونم چم شده وقتی توی جمع قرارمیگیرم حس میکنم همه دارن درموردمن صحبت میکنن یعنی وقتی یکی یواشکی داره بایکی دیگه صحبت میکنه همش ذهنم درگیرمیشه که درموردمن دارن صحبت میکنن؟وای یعنی چی میگنواین جورافکاربعدبه خودم نهیب میزنم میگم وای دخترچته تومگه دیوونه شدی؟ولی بازم هنوزذهنم داره دوروبراونامیچرخه
    یه چیزدیگه که هست اینه که همش حس گریه دارم بااینکه درمورداون خداخیلی ارومم کرده وصبرداده بهم ولی همش بغض دارم نمیدونم واقعانمیدونم چرااینجوریم
    اصلایه حسایی وجودداره که توقلبمووجودم که نمیتونم واقعاوصفش کنم مثل یه حس دوگانگی یااصلانمیدونم حس سردرگمیه چی هست
    یه مشکل دیگمم ترس ازدست دادن عزیزانمه مثل زبونم لال خونوادمواون یاخونوادش مثلاوقتی یه اعلامیه میبینم خیلی زجرمیکشم
    وقتی رفته بودم شهرخودمون رفتیم ارامگاهی که عمم اینجورشده بوداصلاوقتی غسالخونه رودیدم روانی شدم بازصحنه هاعین یه فیلم اومدجلوچشام اصلاانگارهمون موقع بودوقتی رسیدم بالای قبر توافتاب بوددلم سوخت گفتم اخی الانه که گرمش بشه بعدکه به خودم میام میگم خدایامن چی دارم میگم؟
    اصلااززندگیوزندگی کردن میترسم نمیدونم چرا
    یکی دیگشم اینکه ازهزکسی بهم ابرازعلاقه کنه متنفرمومنزبجرمیشم دوس ندارم کسی بگه من تورومیخوام قصدخاستگاری دارمواین حرفا
    قبلاادم برونگرایی بودم اماالان اونجورنیستم اصلاخوشم نمیادباادمای جدیداشنابشم یعنی حوصلشونوندارم
    یه چیزدیگه هم که هس جدیداحمله هانمیادسراغم یعنی خیلی کم میادبعدیه دفعه یه روز8تاحمله دارم نمیدونم دیگه بایدچیکارکنم
    کمکم کنیدمیخوام بشم همون النازی که بودم من اینجوری نبودم انتظاردارم همون النازباشم که معدلش از19.50پایین ترنمیومدمیخوام موفق باشم اماحس تنش دارم همش انگارقلبم داره ازجادرمیادولی مجبوم توجمع خودموخوشحال نشون بدم کسی نفهمه حالموهمش استرس دارم کمکم کنید
    دلیل تنهاییم راتازه فهمیدم!
    وقتی محبت کردم وتنهاشدم
    وقتی دوست داشتم وتنهاماندم
    دانستم بایدتنهاشدوتنهاماندتا\"خدا\"رافهمید...

    پاسخ با نقل و قول

  2. احساسات مبهم  سپاس شده توسط A@92,alonegirl,anahid,m1392,mozhghan,niloofarabi,ویونا شاکری,گلبرگ خانوم,ثریا92,سجاد صالحی

  3. ارسال:2#
    سلام الناز جان خوبی؟
    اینکه میگی تو جمع فک میکنی همه در مورد شما فک میکنن تصور شماست مردم اونقدر واسه خودشون مشکل دارن که به خیلی چیزا توجه نمیکنن اینو ملکه ی ذهنت کردی چون خودت همه اش ذهنت درگیر این چیزا هست فک میکنی همه به اون موضوع فکر میکنن در حالی که این طور نیست
    ترس از دست دادن عزیزانه رو همه ی ادما دارن منتهی تو بعضی ها شدتش بیشتره تو بعضی ها کم چیزی زندگی خوب بهم ثابت کرده اینه :الان داری زندگی میکنی خانواده ات کنارتن درسته؟ پس بهترین لحظات رو باهاشون طی کن هنوز که چیزی نشده
    ادم نباید واسه اتفاقی که نیوفتاده عزاداری کنه شکر کن سالم هستن کنارتن و شمام سعی کن زمان رو به بهترین شکل باهاشون طی کنی هنوز که هیچ اتفاقی نیوفتاده درسته؟ پس نیاز نیست خودتو عذاب بدی
    مواظب خودت باش
    زندگی یعنی . . . بخندی هر چند غمگینی . . . ببخشی هر چند مسکینی . . .
    فراموش کنی هر چند که دلگیری . . . اینگونه باید زیست هر چند آسان نیست . . .
    زندگی آنقدر ابدی نیست که هر روز بتوان مهربان بودن را به فردا انداخت . . .
    پاسخ با نقل و قول

  4. احساسات مبهم  سپاس شده توسط A@92,alonegirl,anahid,elnaz.t,m1392,niloofarabi,ویونا شاکری,گلبرگ خانوم,سجاد صالحی

  5. ارسال:3#
    ویونا شاکری آواتار ها
    سلام النازجون
    همونطور که مژگان عزیز گفت اینکه این حسو داری که بقیه در موردت حرف میزنن صرفا تصور اشتباه خودته حالا اصلا فرض بگیریم در مورد توام حرف میزنن، آیا باید تا این برات اهمیت داشته باشه؟
    مگه میشه جلوی حرف مردم و گرفت؟ اونا اگرم در حال حرف زدن در مورد تو باشن دارن غیبت میکنن و گناهش پای خودشونه تو نباید برات مهم باشه عزیزم
    در مورد ترس از مرگ نزدیکانت، خب النازجون متاسفانه تو تا اونجایی که من در جریانم قبل از عید عموت رو از دست دادی و...خب شاید از اونجا به بعده که این ترس افتاده توی دلت اما خب ما هممون در این مورد شبیه همیم هیچ راه فراریم نداریم اما خب میشه همش نگران باشیم؟میشه لحظاتمون رو با این ترس از دست بدیمو و هیچ لذتی نبریم؟ به خدا توکل کن اینطوری آروم میشی قلبت آروم میشه و این فکرا ازت دور میشه این تلنگرا برای ما خیلیم خوبه اینطوری قدر خانواده و نزدیکامونو بیشتر میدونیم اینطور نیست؟
    گل من تو بقول خودت تازه اسفند ماه با اون آقا کات کردی اونم بعد از احساسات هفت سالت! باید اجازه بدی زمان بگذره تا حالتات طبیعی تر بشه
    اینکه میگی از هر فردی که بهت ابراز علاقه کنی متنفری دقیقا به این خاطره چون زمان نگذشته روح تو نیاز داره فعلا در آرامش کامل باشه نیاز داره از هیاهوی رابطه های عاطفی تا مدتی دور باشه
    الناز عزیز مطمئن باش اگر خودت بخوای میشی همون الناز قبل
    به خودت بیا و ببین که زندگی هنوز جریان داره خیلی چیزا داری که میتونی بهشون افتخار کنی میتونی ازشون لذت ببری میتونی با فکر باز درستو بخونی و بهترین دانشگاه و رشته قبول شی و آینده درخشانی داشته باشی
    شاد باشی
    مردمان شهر برای آزادی تابوت ساختند و برای عشق مرز...
    غافل از اینکه نه آزادی در تابوت جا می گیرد و نه عشق مرز می شناسد.
    "ارنستو چه گوارا"
    پاسخ با نقل و قول

  6. احساسات مبهم  سپاس شده توسط A@92,alonegirl,anahid,elnaz.t,m1392,mozhghan,niloofarabi,گلبرگ خانوم,سجاد صالحی

  7. ارسال:4#
    elnaz.t آواتار ها
    سلام مژگان جون مرسی ازجوابت امادست خودم نیست که این افکارسراغم میان بس که قبلاازشون خیری ندیدم الانم بهشون شک دارم نکنه درموردمن دارن حرف میزنن
    ازطرف دیگه من هنوزازخواب پانشدم مامانم گیرمیده بهم مثل امروزیهوساعت زنگ خوردولی خوابم بردبس که دیشب گریه کردم سرم دردمیکنه میگم استرس درسای پایمودارم دیشب درست خوابم نبرده واسه همین خواب موندم میگه توکه تاالان نخوندی استرس نداشته باش استرس واسه کسی هست که خونده باشه اخه یکی نیس بیادبهش بگه شمااول بروجلوپسرخواهرتوبگیرکه باعث حمله های دخترت شده؟تقصیرم نداره ازکجا میدونه من میمیرم تاخواب برم دیگه ازاین حرفابیشتراتیش میگیرم


    سلام ویونای عزیزم مرسی سرزدی اره واسم مهمه حرفاشون نمیخوام بازمثل قبل الکی پشتم صفحه بذارن بعدخالم پاشه به مامانم بگه مواظب کارای دخترت باش خدااااااااااااااامن نمیدونم چیکارکرده بودم واقعا
    اره عزیزم متاسفانه عموم اینجورشدوقتی اون قبرستون لعنتی رودیدم بازحالم خراب شد
    ویوناجون من اصلاباقضیه اون اقامشکلی ندارم خداروشکردراون موردخدابهم خوب صبرداده مثل همون7یا8سال شانس مزخرف منه دیگه تااون نیستش همه به من بدبخت علاقمندشدن
    دلم میخوادولی واقعاموندم
    دلیل تنهاییم راتازه فهمیدم!
    وقتی محبت کردم وتنهاشدم
    وقتی دوست داشتم وتنهاماندم
    دانستم بایدتنهاشدوتنهاماندتا\"خدا\"رافهمید...

    پاسخ با نقل و قول

  8. احساسات مبهم  سپاس شده توسط A@92,alonegirl,anahid,m1392,niloofarabi,مهرسا62,گلبرگ خانوم

  9. ارسال:5#
    الی عزییییییییییزم


    یاریم کن اگر روزی جایی چیزی را شکستم دل نباشد

    پاسخ با نقل و قول

  10. احساسات مبهم  سپاس شده توسط A@92,alonegirl,elnaz.t,مهرسا62

  11. ارسال:6#
    سلام الناز مهربونم
    عزیزم مشاور نیستم اما از روی تجربه های زندگی خودم میگم
    عزیزم برای اتفاقی که نیفتاده هیچ وقت غصه نخور تو لحظه شاد باش وقدر عزیزانت رو تا زمانی که در کنارتن بدون چون قرار نیست هیچ کدوم از ما همیشه زنده بمونیم هممون یه روز میریم پس چه خوبه تا وقتی هستیم قدر هم رو بدونیم وبه همدیگه محبت کنیم حسرت خوردن دردی رو دوا نمیکنه گلم
    دنیا خیلی بی ارزش تر از اونیه که فکر میکنی به امروزت فکر کن به اینکه چطور میتونی برای خودت و عزیزانت مفید باشی حسرت برای گذشته هیچ تاثیری نمیتونه برای بهتر کردن لحظه های زندگیت داشته باشه
    اینقدر بزرگ وقوی باش که حرف بی ارزش دیگرانی که تو زندگیت جایی ندارن جایی نداشته باشه و ناراحتت نکنه همین بیتفاوتی برای بعضی یاوه گوها تو زندگی بدترین تنبیه میتونه باشه
    دوست داشته باشیم یا نه همیشه یه عده هستن که با زبون تلخشون باعث ناراحتی ادم میشن اصلا بهشون توجه نکن
    به خودت و خونوادت که براشون خیلی مهمی فکر کن
    دنیا رو هم بگردی دلسوز تر از پدرومادرو خونوادت برات کسی نیست قدرشون رو بدون
    الناز عزیزم هنوز سنی نداری که اینقدر زندگی رو به خودت سخت میگیری باید خیلی قوی باشی تا تو زندگی بتونی سرپا بمونی
    به عزیزانت فکر کن و به اینده ای که داری این خودتی که برای ایندت و زندگیت تصمیم میگیری پس درست و محکم قدم بردار تا هیچ وقت حسرتی تو زندگیت نباشه
    الناز زندگی خیلی کوتاهه یه وقتی چشم باز میکنی و میبینی که از تمام این روزا برات یه خاطره باقی مونده پس به خودت مسلط باش و از همین حالا یه قدم محکم بردار
    همه ما منتظر یه الناز شادو قوی هستیم عزیزدلم
    همیشه از لحظه های زندگیت لذت ببر معنی واقعی زندگی همینه لحظه هایی که ما همیشه برای رسیدن به ارمانهای زندگیمون بیتفاوت از کنارشون رد میشیم
    پاسخ با نقل و قول

  12. احساسات مبهم  سپاس شده توسط A@92,alonegirl,anahid,elnaz.t,m1392,niloofarabi,گلبرگ خانوم

  13. ارسال:7#
    elnaz.t آواتار ها
    سلام اناهیدم لطف کردی سرزدی عزیزم


    سلام مهرسای عزیزم مرسی که سرزدی گلم
    متاسفانه انگیزه دارم هدف دارم امانمیتونم تمرکزکنم وتلاش کنم واسش نمیدونم دیگه خبری ازاون ادم قبل نیست
    درمورداون ادماکه میگی باعث میشن مادرمن بهم بی اعتمادبشه مهرساتوخودت مادری فکرکن من دخترت اگه پسرخواهرت بهت درموردمن بدبگه تویکم سعی نمیکنی یجوردیگه بامن رفتارکنی؟چون هرچقدرم بهم اعتمادداشته باشی ازم ناراحت شدی یه حس بی اعتمادی هرچندکوچیک برات به وجودنمیاد؟من نمیخوام مثل قبل حرفای زیادیشون زندگیموخراب کنه بشم این ادم افسرده داغونم کنن هی تیکه بندازن بهم تولفافه
    من تاگوشیمودست میگیرم هرکدومشون یه تزی میدن یه دفعه یکیش هی عشقم عشقم راه میندازه منم عصبی میشم حالاکه فعلامن ازش جدام اخه به شماچه ربطی داره؟مگه عشق من به شمااسیب زده که اینجورمیکنین؟اصلامن به اون میگم عشقم دلم میخوادبه اوناچه ربطی داره؟میدونی عادتشونه ازکاه کوه میسازن منم ادم بی اعصابیم یدفعه یچیزی میگم که همشون ازخودشون وابرن ولی ماشالاروکه نیست سنگ پاقزوینه چندمدت دیگه بازهمین اشوهمین کاسه
    مهرسامن زندگی روسخت نمیگیرم این زندگیه که یقه ماروسفت چسبیده ول نمیکنه هی سخت میگیره
    خودم دلم میخوادازهمه فرصتام استفاده کنم اماروحم خیلی خسته هست نمیدونم چم شده اصلاواقعانمیدونم
    مرسی عزیزم نظرلطفته
    دلیل تنهاییم راتازه فهمیدم!
    وقتی محبت کردم وتنهاشدم
    وقتی دوست داشتم وتنهاماندم
    دانستم بایدتنهاشدوتنهاماندتا\"خدا\"رافهمید...

    پاسخ با نقل و قول

  14. احساسات مبهم  سپاس شده توسط A@92,alonegirl,anahid,m1392,niloofarabi

  15. ارسال:8#
    elnaz.t آواتار ها
    کسی نیست واقعاااااااااااا؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟؟؟؟
    یه چیزدیگه که خیلی ناامیدم کرده اینه که درس میخونم وقتی ازخودمم میپرسم بلدم سرجلسه امتحان همش میپره یعنی واقعاهمش ازبین میره دارم داغون میشم خیلی خسته کنندست این وضع
    دلیل تنهاییم راتازه فهمیدم!
    وقتی محبت کردم وتنهاشدم
    وقتی دوست داشتم وتنهاماندم
    دانستم بایدتنهاشدوتنهاماندتا\"خدا\"رافهمید...

    پاسخ با نقل و قول

  16. احساسات مبهم  سپاس شده توسط A@92,narges☺,niloofarabi

  17. ارسال:9#
    narges☺ آواتار ها
    سلام الناز جون

    ی بار کامل بگو چه طوری درس میخونی؟
    هر درسیو بگو با روشی که براش میخونی
    از لبــاس کهنـه ات خجــالت نکــش
    از افکــار کهنــه ات شرمنــده بــــــاش
    پاسخ با نقل و قول

  18. احساسات مبهم  سپاس شده توسط A@92,anahid,elnaz.t,m1392,niloofarabi,گلبرگ خانوم

  19. ارسال:10#
    elnaz.t آواتار ها
    سلام نرگس جون مرسی که سرزدی
    یه درس مثل دینی زمین شیمی میخونم تکرارش میکنم ازخودتم میپرسم وبرای خودم توضیح میدم حالاشیمی اگه مسئله بودروکاغذحلش میکنم زیستوخلاصه نویسی هم میکنم علاوه براین کاراریاضی وفیزیک فرمولاروبعدازخوندنم مینویسمشون وکلاتوبرگه مسئله هاوتمریناروحل میکنم
    نرگس من مشکلم تنهادرسم نیست همه مشکلات دارن باهم بهم فشارمیارن
    دلیل تنهاییم راتازه فهمیدم!
    وقتی محبت کردم وتنهاشدم
    وقتی دوست داشتم وتنهاماندم
    دانستم بایدتنهاشدوتنهاماندتا\"خدا\"رافهمید...

    پاسخ با نقل و قول

  20. احساسات مبهم  سپاس شده توسط A@92,anahid,m1392,narges☺,niloofarabi,گلبرگ خانوم

صفحه‌ها (9): صفحه 1 از 9 123 ... آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •