تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




نمی تونم چیزی رو تصور کنم زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:pie
آخرین ارسال:محسن عزیزی
پاسخ ها 5

نمی تونم چیزی رو تصور کنم

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    تقریبا یک سال پیش وقتی که با یکی از دوستام داشتم درباره‌ی چیزی صحبت می‌کردم فهمیدم که مثل بقیه نمی‌تونم چیزی رو توی ذهنم تصور کنم و ببینم. فکر می‌کردم همه اینطوری هستند و کسی نمی‌تونه چیزی رو توی ذهنش ببینه. وقتی که مثلا می گفتند چیزی رو توی ذهنت تصور کن یا توی کتابها می خوندم و نمی تونستم، فکر می کردم که تصور کردن چیزها یه قدرت خارق العاده اس، یه چیزی که افراد خیلی کمی دارنش. اما بعدا فهمیدم که اینطور نیست و به نظر می رسه که فقط من هستم که نمی تونم چیزی رو توی ذهنم ببینم. برای من ترسناکتر از این موضوع این بود که دیگران حتی می تونستند مزه و بو و لمس کردن و لمس شدن رو هم توی ذهنشون تصور کنن و حس کنن! اینها چیزایی هستن که من هیچوقت فکرم هم بهشون نرسیده بود که امکان پذیر باشن.
    به مرور فهمیدم که افراد دیگه ای هم مثل من وجود دارن که نمی تونن توی ذهنشون چیزی رو ببینن، اما تعداد خیلی خیلی کمی از این افراد رو دیدم و البته درباره این موضوع تحقیقات زیادی کردم و چندین مقاله خوندم که تعداد افرادی مثل رو بین 2 تا 10 درصد جامعه تخمین می زنن. من درک درستی از اینکه تصورات چطوری هستند رو ندارم. با خیلی ها صحبت کردم، بعضی ها بهم گفتن که درست مثل یک فیلم می تونن خاطرات گذشته و وقایع رو توی ذهنشون ببینن، بعضی ها گفتن می تونن ببینن اما نه زیاد واضع، در حالی که بعضی ها هم می تونستن خیلی واضح یک چیز رو توی ذهنشون ببینن، اما برای من وقتی که چشمم رو می بندم حتی نمی تونم به یاد بیارم که مادرم چه شکلی هست یا خونه ای که توش زندگی می کنم چه شکلیه؟
    به هر حال، می خوام بدونم که این موضوع توی زندگی من چه تاثیراتی داشته؟ یعنی کدوم قسمت از مشکلاتی که توی زندگیم داشتم به خاطر این بوده؟ اگر کسی درباره این موضوع اطلاعاتی داره لطفا بهم بگه یا اگر مقاله ای هست لطفا بهم معرفی کنید. اگر بهم بگید که تصورات شما چه شکلی هستند؟ آیا می تونید چیزی رو توی ذهنتون ببینید و اگر می تونید اون چیزها چطوری هستند؟ چون بودند افرادی که به من گفتند واقعا چیزی رو توی ذهنشون نمی بینند، فقط می بینند، یعنی این دیدن یک نوع استعاره هست. اما استعاره از چی هست؟ من هیچ اطلاعاتی در این باره ندارم و این روزا این موضوع من و خیلی گیج کرده... از یه طرف دیگه توی مقاله هایی خوندم که این تصویر واقعا دیده میشه و توی همون بخش از مغز که تصاویر دنیای واقعی رو پردازش می کنه تشکیل میشه...
    منتظر جوابها و سوالهاتون هستم...
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    محسن عزیزی آواتار ها
    به همیاری خوش آمدید.

    ابتدا چند سوال:

    شما خانم هستید یا آقا؟

    چند سالتونه؟

    مجردید یا متاهل؟

    آیا خواب می بینید؟

    آیا تا به حال براتون پیش اومده که بدون حضور فردی از جنس متفاوت خودتون، احساس برانگیختگی جنسی رو تجربه کرده باشید؟

    آیا اگر به شما بگم یک خورشید روی کاغذ بکشید، میتونید بدون دیدن خورشید اون رو ترسیم کنید؟

    کلا نقاشی می کشید؟

    اگر بخواید فکر کردن رو توصیف کنید، چگونه توضیحش میدید؟

    آیا برای آینده برنامه ریزی می کنید؟

    میتونید آینده تونو ببینید؟

    اگر چشمهاتون باز باشه، میتونید تصویری ایجاد کنید؟

    مثلا میتونید یک نور قرمز رو تصور کنید؟

    حالا باید بگیم که تصور چیه.

    به صورت ساده، تصور یعنی ایجاد یا شکل دادن یک تصویر یا صوت یا بو یا هر نماد دیگری در ذهن، بدون حضور آن تصویر یا صوت یا بو یا نماد

    تا حالا شده به یه لامپ از نوع مقاومتی نگاه کنید و بعدش نگاهتون رو روی دیوار بیندازید؟

    دیدید ردی از نور جلوی چشم شما حرکت میکنه؟ تصور یک چنین وضعیتی داره

    یا خودتون رو توی آینه دیدید؟

    تصور یک چنین چیزی هست. البته به شکل ضعیفترش به گونه ای

    حالا چند سوال دیگر می پرسم. ببینید میتونید بهشون پاسخ بدید؟

    سوالات من درباره پدرت هستند.

    پدرت چند ساله هستند؟

    موهاشون چه رنگیه؟

    رنگ پوستشون چطور؟

    قدشون چنده؟

    چاق هستند یا لاغر یا متوسط اندام؟

    و حالا یک مساله ازت میپرسم. ببین میتونی حلش کنی؟

    رنگ موی علی از رنگ موی جواد تیره تره. رنگ موی علی از رنگ موی حسن روشنتره. رنگ موی چه کسی از همه تیره تره؟

    لطفا به تک تک سوالات پاسخ بدید.
    ویرایش توسط محسن عزیزی : 2014_04_08 در ساعت 01:15
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94
    پاسخ با نقل و قول

  3. نمی تونم چیزی رو تصور کنم  سپاس شده توسط ویونا شاکری,کوثر حبیبی,سید علی میرسعیدی

  4. ارسال:3#
    نقل قول نوشته اصلی توسط محسن عزیزی نمایش پست ها
    شما خانم هستید یا آقا؟ چند سالتونه؟ مجردید یا متاهل؟
    من یه پسر 23 ساله مجرد هستم.

    نقل قول نوشته اصلی توسط محسن عزیزی نمایش پست ها
    آیا خواب می بینید؟
    همه خواب می بینند، و همه تعداد زیادی خواب رو می بینند، فقط به یاد نمیارند. اما من نمی دونم که به یاد نمیارم یا اینکه خواب نمی بینم؟ به اصطلاح عامیانه، نه، خواب نمی بینم، فقط وقتی که حالم خوب نیست کابوس می بینم.

    نقل قول نوشته اصلی توسط محسن عزیزی نمایش پست ها
    آیا تا به حال براتون پیش اومده که بدون حضور فردی از جنس متفاوت خودتون، احساس برانگیختگی جنسی رو تجربه کرده باشید؟
    البته که این اتفاق برام افتاده! مثل این هست که بپرسید بدون دیدن غذا گشنه تون میشه یا نه؟ یا برای مثال اینکه بدون دونستن درجه‌ی هوا گرمتون میشه؟؟ میل جنسی یا نیاز به غذا و غیره که با مد و زندگی شهری و فرهنگ و تجربه به وجود نیومدن که توانایی تصویر سازی من بخواد روشون اثر بذاره! اینها اساس بقای یک گونه هستند و به صورت غریزی وجود دارند!

    نقل قول نوشته اصلی توسط محسن عزیزی نمایش پست ها
    آیا اگر به شما بگم یک خورشید روی کاغذ بکشید، میتونید بدون دیدن خورشید اون رو ترسیم کنید؟ کلا نقاشی می کشید؟
    بله. البته، می تونم این کار رو انجام بدم و استعداد خیلی خوبی توی نقاشی کشیدن دارم. من از اجسام و اشکال یک درک کلی رو دارم، مثلا می دونم خورشیدی که باید بکشم یک دایره هست و رنگش زرد هست، اینا واقعیاتی هستند که بدون تصویر توی ذهن من ثبت شدن. اگه از من بخواهید که یک آدم رو نقاشی کنم، میدونم که صورت و اجزای صورت و کلیات چهره به چه صورت خواهد بود، اما چیزی از جزئیات رو نمی تونم بکشم. موضوع این هست که من نمی تونم تصویری رو ببینم، نه اینکه درکی از اینکه یه دایره چه چیزی هست رو نداشته باشم.

    نقل قول نوشته اصلی توسط محسن عزیزی نمایش پست ها
    به صورت ساده، تصور یعنی ایجاد یا شکل دادن یک تصویر یا صوت یا بو یا هر نماد دیگری در ذهن، بدون حضور آن تصویر یا صوت یا بو یا نماد. تا حالا شده به یه لامپ از نوع مقاومتی نگاه کنید و بعدش نگاهتون رو روی دیوار بیندازید؟ دیدید ردی از نور جلوی چشم شما حرکت میکنه؟ تصور یک چنین وضعیتی داره
    توی ذهن من، فقط صدا هست.

    نقل قول نوشته اصلی توسط محسن عزیزی نمایش پست ها
    یا خودتون رو توی آینه دیدید؟
    وقتی ناخواسته و به صورت تصادفی خودم رو توی آینه یا یه شی براق می بینم، طول میکشه تا بفهمم خودم رو دارم می بینم.

    نقل قول نوشته اصلی توسط محسن عزیزی نمایش پست ها
    پدرت چند ساله هستند؟ موهاشون چه رنگیه؟ رنگ پوستشون چطور؟ قدشون چنده؟ چاق هستند یا لاغر یا متوسط اندام؟
    سن پدرم رو نمی دونم. موهاش سفید شده، رنگ پوستش تیره هست، قدش از من کوتاهتره و از من لاغر تر. اما وقتی اینها رو می گم، هیچ تصویری از پدرم توی ذهنم ندارم. وقتی می خوام چیزی رو توصیف کنم، درست مثل اینه که یه نفر یه کاغذ برداشته و چندتا نکته از اون چیز رو یادداشت کرده و به من داده و همون اطلاعات توی ذهن من ثبت شده، اینکه تصویری باشه که به یاد بیارم، خیر. سوالهایی که شما درباره‌ی پدرم پرسیدید هیچ ربطی به توانایی ساخت تصویر ندارند، اگر از شما بپرسند هر دست چندتا انگشت دارد، آیا تصویر انگشتهاتون رو می بینید و می گید که هر دست 5 تا انگشت؟؟

    نقل قول نوشته اصلی توسط محسن عزیزی نمایش پست ها
    رنگ موی علی از رنگ موی جواد تیره تره. رنگ موی علی از رنگ موی حسن روشنتره. رنگ موی چه کسی از همه تیره تره؟
    نتونستم تصویری از این سوال رو توی ذهنم بسازم. این سوال گیجم کرد. بعد از چند دقیقه تلاش می خواستم روی یک کاغذ یادداشت کنم که رنگ موی هر کس نسبت به دیگری چطور هست، اما با استفاده از یک روش منطقی مسئله رو حل کردم. ما رنگ تیره تر رو می خوایم، پس هرکس رنگ موی روشنتری داره رو حذف می کنیم، رنگ موی علی از رنگ موی جواد تیره تره، پس جواد تیره ترین مو رو نداره، فعلا علی رو به عنوان تیره ترین مو در نظر می گیرم، جمله بعدی میگه رنگ موی علی از رنگ موی حسن روشن تره، پس علی رو هم حذف می کنم و نتیجه می گیرم که حسن تیره ترین مو رو داره.

    منظور من از چیزی که نوشتم، این بود که نمی تونم هیچ تصویری رو توی ذهنم ببینم، نه اینکه نمی تونم فکر کنم یا اینکه تخیل ندارم.

    ویرایش: جواب سوالهای جدید

    نقل قول نوشته اصلی توسط محسن عزیزی نمایش پست ها
    اگر بخواید فکر کردن رو توصیف کنید، چگونه توضیحش میدید؟
    همیشه فکر می کردم فکر کردن یعنی اینکه توی ذهنت با خودت حرف بزنی و آخرش نتیجه گیری کنی یا اینکه روی یه موضوعی تمرکز کنی و جوابش بعد از یه پروسه که تو ازش خبر نداری به ذهنت برسه! تا اینکه با دوستم حرف زدم و اون گفت که با تصویر فکر می کنه... حتی یک برنامه در زمینه هوش مصنوعی نوشتم که سعی می کرد فرایند فکر کردن را با پردازش زبان طبیعی شبیه سازی کنه، که بعدا فهمیدم فکر کردن برای بقیه فقط پردازش زبان طبیعی نیست...

    نقل قول نوشته اصلی توسط محسن عزیزی نمایش پست ها
    آیا برای آینده برنامه ریزی می کنید؟ میتونید آینده تونو ببینید؟
    من تا لحظه ی مرگم برای زندگیم برنامه دارم و با کوچکترین تغییر توی زندگیم برنامه هام رو متناسب با اون تغییر میدم. اما نمی تونم آینده ام رو ببینم.

    نقل قول نوشته اصلی توسط محسن عزیزی نمایش پست ها
    اگر چشمهاتون باز باشه، میتونید تصویری ایجاد کنید؟ مثلا میتونید یک نور قرمز رو تصور کنید؟
    با چشم باز یا بسته، حتی ساده ترین شکل، با رنگ یا بدون رنگ، هیچ تصویری رو نمی تونم ایجاد کنم.
    پاسخ با نقل و قول

  5. نمی تونم چیزی رو تصور کنم  سپاس شده توسط ویونا شاکری,پریدخت

  6. ارسال:4#
    سلام
    یه سوال:
    شما تا چه اندازه با منطق آشنایی دارین و هم جنین رشتتون چیه؟
    امام صادق عليه السلام فرمود: مردم سه دسته‏ اند: دانشمند و دانشجو و خاشاك روى آب (كه هر لحظه آبش بجانبى برد مانند مردمى كه چون تعمق دينى ندارند هر روز بكيشى گروند و دنبال صدائى برآيند).
    پاسخ با نقل و قول

  7. نمی تونم چیزی رو تصور کنم  سپاس شده توسط A@92

  8. ارسال:5#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام

    بابت توضیحاتی که دادید متشکرم.

    انسانها بیشتر اطلاعات رو در اذهان خودشون با دو رمز کلامی و تصویری(تجسمی) ذخیره می کنند. برخی از انسانها توانایی استفاده از رمز کلامی شون قوی تره و برخی رمز تصویری. برخی هم میتونن در هر دو زمینه عملکرد مناسبی داشته باشند، یا اینکه ضعیف باشند.

    به جز این دو نوع رمزگردانی که عمده ترین انواع هستند، رمزگردانی های دیگری چون شنیداری و لمسی و ... هم امکان تحقق رو دارند، اما با احتمال کمتر

    معمولا رویدادهای عینی مثل بسیاری از اشیای دور و بر ما(درخت، میوه ها و ...)، به صورت تصویری ذخیره میشن و رویدادهای انتزاعی چون مفاهیم مجرد(مثلا عدالت) به صورت کلامی ذخیره میشن

    سوالی که در پایان از شما پرسیده بودم رو به شیوه بسیار جالبی حل کردید. این نشون میده که توانایی استفاده شما از رموز کلامی، بسیار رشدیافته هست. یعنی اگرچه نتونستید با تصویرسازی ذهنی مساله رو حل کنید، اما با روش کلامی، به نحو خلاقانه ای مساله رو حل کردید.

    در رابطه با خواب، میتونیم یه آزمایش رو ترتیب بدیم تا مشخص بشه که شما خوابهاتون رو به یاد میارید یا نه. طبیعتا خواب دیدن، با تجسم میتونه مشابهتهایی داشته باشه و اگر بتونید خوابهاتون رو به یاد بیارید، احتمال اینکه بتونید تصویرسازی ذهنی عمدی هم ایجاد کنید، به نوعی افزایش پیدا بکنه

    خواب دیدن معمولا در دوره خواب rem یعنی مرحله حرکات سریع چشم اتفاق میفته. خواب دیدن در مراحل دیگر، یا بسیار کم رخ میده یا اینکه معمولا فراموش میشه. بنابراین، شما میتونید از یکی از اعضای خانواده بخواهید که موقعی که شما به خواب میرید، در مرحله حرکات سریع چشم(که بارز هم هست)، شما رو بیدار کنند و ازتون درباره خوابی که دیدید سوال کنند. چند شب این کار رو انجام بدید و ببینید که آیا تصاویر ذهنی خواب رو میتونید به خاطر بیارید یا نه؟

    در رابطه با تحریک جنسی که ازتون سوال کردم، باید بگم که عمدا این سوال رو مطرح کردم، چون میل جنسی تفاوتهایی با سایر نیازها داره. نیاز به آب و غذا گرچه شباهتهایی با میل جنسی دارند، اما در عین حال بسیار هم متفاوتند. کسی که آب نخوره میشه گفت زندگی اش رو از دست میده، اما کسی که میل جنسی اش ارضا نمیشه، نمی میره. میل جنسی برای برانگیخته شدن نیازمند تحریک هست. این تحریک میتونه فیزیولوژیکی و جسمانی باشه، و یا روانی. در صورتی که محرک حضور داشته باشه، تحریک عینی هست، ولی در غیاب تحریک، حتما باید یک عنصر روانی(مانند تجسم) دخیل باشه. در صورتی که در خواب محتلم میشید، و محتوای خواب رو(هرچند کم) به یاد میارید، قضیه میتونه متفاوت باشه

    حالا برگردیم بر سر شیوه های رمزگردانی و ذخیره کردن اطلاعات در ذهن

    در هنگام تجسم معمولا مناطقی از لوب پس سری، پیش‌گُوِه و لوب آهیانه ای فعال میشن. یعنی مناطقی که مسئول پردازش اطلاعات دیداری_فضایی، ادراک رنگها و شکلها و ... هستند.

    همانطور که گفتید، تعدادی از افراد هستند که در ایجاد تصویر ذهنی ناموفق هستند. کسانی هم که میتونن تصاویر ذهنی ایجاد کنند، تفاوتهای فردی بسیاری با هم دارند. مثلا خودم از چند نفر خواستم چشمهاشون رو ببندند و تصویر مادرشون رو در ذهن فراخوانی کنند. گرچه برای خود من بسیار ساده بود، اما برای کسانی که ازشون سوال کردم، اصلا کار ساده ای نبود و برخی موفق نشدند.

    در هر صورت، آنچه از پاسخ شما به سوالی که در آخر پرسیده بودم روشن شد، اینه که شما با اینکه نتونستید تصویرذهنی بسازید، اما مساله رو با روش کلامی خلاقانه ای حل کردید. یعنی اینکه رمزگردانی کلامی شما، تقویت شده هست.

    فعلا از شما میخوام تا آزمایشی که درباره خواب گفتم رو انجام بدید و نتیجه رو گزارش کنید.
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94
    پاسخ با نقل و قول

  9. نمی تونم چیزی رو تصور کنم  سپاس شده توسط pie,sokut

کاربران دعوت شده

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •