تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




همسرم می گوید دیگر هیچ احساسی به من ندارد زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:MRE
آخرین ارسال:MRE
پاسخ ها 19

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

همسرم می گوید دیگر هیچ احساسی به من ندارد

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    همسرم می گوید که دیگر هیچ احساسی به من ندارد و حاضر است جدا شویم ولی بخاطر فرزندمان با هم زندگی کنیم ،
    نمیدانم چکار کنم.
    پاسخ با نقل و قول

  2. همسرم می گوید دیگر هیچ احساسی به من ندارد  سپاس شده توسط nafasebahar

  3. ارسال:2#
    elnaz.t آواتار ها
    سلام دوست عزیزبه همیاری خوش اومدید
    خودتون وهمسرتون چندسالتونه؟
    چندساله ازدواج کردید؟
    مشکل خاصی باعث شده این احساسوداشته باشن؟
    روابطتون باهم خوبه؟
    دلیل تنهاییم راتازه فهمیدم!
    وقتی محبت کردم وتنهاشدم
    وقتی دوست داشتم وتنهاماندم
    دانستم بایدتنهاشدوتنهاماندتا\"خدا\"رافهمید...

    پاسخ با نقل و قول

  4. همسرم می گوید دیگر هیچ احساسی به من ندارد  سپاس شده توسط nafasebahar,سجاد صالحی

  5. ارسال:3#
    سلام دوست عزیزبه همیاری خوش اومدید
    من 40 و همسرم 35 و یک فرزند 9 ساله داریم
    من حدود 4 سال درگیر مشکلات فراوانی بودم
    الان که خوب نیست و هیچ راهی هم برای بهبود روابط باز نگذاشته
    پاسخ با نقل و قول

  6. همسرم می گوید دیگر هیچ احساسی به من ندارد  سپاس شده توسط سجاد صالحی

  7. ارسال:4#
    elnaz.t آواتار ها
    ایااین4سال هم تصمیم به طلاق گرفته بودن وصحبتی کرده بودن دراین زمینه؟
    ایاازنظرعاطفی باایشون خوب بودید؟
    غیرازالان درکل رابطتون چطوربود؟
    به طورکلی شماباهم چطوراشناشدید؟
    دلیل تنهاییم راتازه فهمیدم!
    وقتی محبت کردم وتنهاشدم
    وقتی دوست داشتم وتنهاماندم
    دانستم بایدتنهاشدوتنهاماندتا\"خدا\"رافهمید...

    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:5#
    این چهار سال من درگیر بیماری شدیدی بودم ، در اون زمان تنها غمخوارم بود و همچیم صحبتی نبود
    در اون مدت من بسیار مشکل داشتم و از ایشون غافل بودم
    ولی بعد از بهبودیم ایشون همچین نظری داره
    پاسخ با نقل و قول

  9. همسرم می گوید دیگر هیچ احساسی به من ندارد  سپاس شده توسط nafasebahar

  10. ارسال:6#
    elnaz.t آواتار ها
    پس درطی این4سال ایشون درکنارشمابودنومشکلی نداشتید
    اگرمیشه به تک تک سوالات جواب بدیدلطفادوست عزیز
    1.میشه بیشتردرمورداین که میگیدازایشون غافل بودیدتوضیح بدید؟
    2.ایون دلیل خاصی روبرای این نظرشون بیان کردن یاگاهی شده ازشون بپرسیدچرایکدفعه همچین نظری پیداکردن؟
    دلیل تنهاییم راتازه فهمیدم!
    وقتی محبت کردم وتنهاشدم
    وقتی دوست داشتم وتنهاماندم
    دانستم بایدتنهاشدوتنهاماندتا\"خدا\"رافهمید...

    پاسخ با نقل و قول

  11. ارسال:7#
    این مدت در کنار من بودند و خیلی هم به من کمک کردند
    خب وقتی شدیدا درگیر مشکلات خودم بودم طبیعیه که اصلا
    به زندگی نمیتونستم فکر کنم به همسرم و فرزندم نمیتونستم
    توجه کنم و بیشتر یک حالت بی حسی و خستگی داشتم
    و با مرگ فاصله ای نداشتم

    بله بارها با هم صحبت کردیم دلایلشون بی توجهی - تنهایی
    البته هر از چند گاهی چیزهایی هم اضافه می کنند مثل اقتصاد
    و وضعیت مالی.
    پاسخ با نقل و قول

  12. ارسال:8#
    ویونا شاکری آواتار ها
    سلام دوست گرامی
    گفتید حدود چهارسال حال شما خوب نبوده و در این مدت همسرتون کنارتون بوده و شمارو حمایت میکرده
    حالا آیا بعد از اون چهار سال شما همسرتونو حمایت کردید؟آیا تنهاییاشو پر کردید؟
    فکر نمیکنید همسرتون تا حدودی حق داره و حالا این شما هستید که باید خودتونو بهش ثابت کنید؟
    مردمان شهر برای آزادی تابوت ساختند و برای عشق مرز...
    غافل از اینکه نه آزادی در تابوت جا می گیرد و نه عشق مرز می شناسد.
    "ارنستو چه گوارا"
    پاسخ با نقل و قول

  13. ارسال:9#
    دوست عزیز سلام و ممنون از توجه شما
    حرف شما کاملا درسته
    ولی هیچ فرصتی برای این کار به من نمیده
    و این کار رو مشکل تر میکنه
    من بسیار دوست دارم که زندگی خوب و زیبایی داشته باشیم ولی
    تا زمانی که فرصتی برای این کار داده نشه کاری نمیشه کرد
    اجازه ورود به دنیای خودش رو به من نمیده
    من اینجا درد و دل نمی کنم و نمیخوام گله و شکایت کنم
    من دنبال راه حلی هستم تا بتونم اون رو به زندگی قبلی برگردونم
    پاسخ با نقل و قول

  14. همسرم می گوید دیگر هیچ احساسی به من ندارد  سپاس شده توسط ویونا شاکری

  15. ارسال:10#
    ویونا شاکری آواتار ها
    بله من کاملا شمارو درک میکنم
    بهتره ابتدا فضای صمیمانه ای رو ایجاد کنید هدیه ای بخرید و با لحنی پر از احساس قلبی از همسرتون بابت زحماتی که در مدت چهارسال برای زندگی مشترکتون کشیدن تشکر و قدردانی کنید.
    از همسرتون بابت غفلتتون در اون مدت چهارساله معذرت خواهی کنید و با خلوص نیت بگید که سعی در جبرانش دارید
    بهش بگید که شما زن و فرزندتونو دوست دارید و برای آسایششون نهایت تلاشتونو میکنید
    یادتون باشه که ترمیم حالات روحی فرد یک شبه صورت نمیگیره شما باید صبورانه همسرتون رو حمایت کنید یعنی باید خودتونو بهش ثابت کنید باید همسرتون ببینه که مورد توجه و اهمیت شماست باید اعتمادشو جلب کنید روحیه ی از دست رفتشو بهش برگردونید
    بهمراه همسر و فرزندتون به پارک برید، فضای شادی رو تو خونه ایجاد کنید، در امور خونه بهش کمک کنید و....
    رفته رفته همسرتون روحیه میگیره و این باعث قوت قلبش میشه که میتونه دوباره مثل قبل بهتون تکیه کنه
    شاد باشید
    مردمان شهر برای آزادی تابوت ساختند و برای عشق مرز...
    غافل از اینکه نه آزادی در تابوت جا می گیرد و نه عشق مرز می شناسد.
    "ارنستو چه گوارا"
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •