تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




خلق و خوهای بد من...!!! زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:نگین20
آخرین ارسال:نگین20
پاسخ ها 28

صفحه‌ها (3): صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

خلق و خوهای بد من...!!!

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:11#
    ----شادی---- سلام و ممنون از حضورتون.

    برای زودرنجی حق با شماست ولی یعنی اگه اطرافیانم درک پایینی داشته باشند من هم باید ازشون بگذرم و به اندازه درکشون ازشون انتظار داشته باشم؟

    برای مهارتهای کنترل خشم هم خوب خیلی مطالب خوندم ولی نتونستم طبق اونا عمل کنم.

    برای کم خونی هم بله من تالاسمی دارم.قرصهامم می خورمم.یعنی با وجود اینکه داروهامم مصرف می کنم این علائم تو رفتارمو باید تحمل کنم؟
    خدایا چنان کن سر انجام کار

    تو خشنود باشی و ما رستگار
    پاسخ با نقل و قول

  2. خلق و خوهای بد من...!!!  سپاس شده توسط **شادی**,A@92

  3. ارسال:12#
    **شادی** آواتار ها
    خواهش میکنم...
    بهتره اول یه مرز باریک اما بسیار مهمی که بین انتظار داشتن و توقع داشتن هست رو توضیح بدم.

    ما با آدمهای زیادی در ارتباطیم این ارتباط چه بر پایه علاقه ومحبت باشه چه بر پایه نسبتهای خانوادگی و یا ارتباطهای کاری , بهرحال باعث بوجود اومدن یک سری انتظارات تو ذهنمون میشه...
    انتظار محبت , احترام , خوبی کردن , دروغ نگفتن , هدیه خریدن و موارد ریزو درشت دیگه...

    این انتظار داشتن مادامی که در حد و اندازه طرف مقابلمون شکل گرفته باشه نه تنها بد نیست بلکه مایه امیدواری و آرامش خاطر میشه...
    اما زمانیکه انتظار تبدیل به وظیفه بشه یعنی ما برآورده شدن خواسته هامون رو وظیفه ی طرف مقابل بدونیم تبدیل میشه به توقع و باعث بوجود اومدن کدورت , رنجش و حتی کینه میشه...

    اگه خوب دقت کنین چه پیامدهای مثبت انتظار داشتن و چه پیامدهای منفی توقع داشتن همگی متوجه خود ما میشه نه طرف مقابلمون...
    پس برای آرامش خودتون هم که شده بهتره متوقع نباشین , خواسته ها و انتظاراتتون رو وظیفه طرف مقابل ندونین و بیشتر از توانایی و درک طرف مقابلتون ازش انتظار نداشته باشین...
    پاسخ با نقل و قول

  4. خلق و خوهای بد من...!!!  سپاس شده توسط A@92,alonegirl,محسن عزیزی,کوثر حبیبی

  5. ارسال:13#
    **شادی** آواتار ها
    درباره مشکل کم خونی شما , نه اینطور نیست که چون شما تالاسمی دارین مشکل کم تحرکی , تنبلی و زودرنجی با شما عجین شده باشه و شما هرگز نتونین بر اونها فایق بشین...
    این مشکلات در درجه اول مشکلات روحی و شخصیتی محسوب میشن اما برای تشخیص دقیقتر توصیه میشه تا فرد از نظر مشکلات خونی هم چکاپ بشه تا اگه مشکل کم خونی وجود داشته باشه با مصرف دارو و رعایت رژیم غذایی مناسب به برطرف شدن این علایم هم کمک شده باشه...

    شما داروهاتون رو مرتب مصرف میکنین اما همچنان با این مشکلات درگیر هستین , بسیارخب جای نگرانی نیست کافیه روی مهارتهای زندگی و مسایلی که دربارش صحبت کردیم کار کنین...مصرف توام دارو و بکار بردن راهکارهای روان شناختی باعث میشه سریعتر و کاملتر به نتیجه دلخواهتون برسین...

    و درباره مسئله مدیریت خشم این نکته مهم رو به یاد داشته باشین که:
    درکنار بکار بردن راهکارهای کنترل عصبانیت, به موقعیتی که باعث عصبانیت شما میشه هم دقت داشته باشین...تو چه موقعیتهایی کنترل هیجانتون رو از دست میدین یا چه بحثهایی شما رو عصبانی و خشمگین میکنه یا...

    گاهی لازمه بجای درمان عصبانیت, روی موقعیت یا زمینه ای که شما رو عصبانی میکنه متمرکز بشین تا مشکل عصبانیت رو بطور ریشه ای حل کرده باشین...
    پاسخ با نقل و قول

  6. خلق و خوهای بد من...!!!  سپاس شده توسط alonegirl

  7. ارسال:14#
    ----شادی----
    مسئله انتظار و وظیفه رو فکر می کنم فهمیدم.پس ازین به بعد نباید فکر کنم توجه و محبت کردن وظیفه نزدیکانمه و به حدی که خودشون هستن اکتفا کنم؟

    راهکارهای روانشناختی هم دقیقا اون چیزیه که می خوام و ممنون میشم که کمک کنید.

    موقعیت عصبانیت بیشتر وقتهاییه که امور طبق میلم نیست.یا مثلا از ناصبوری خودمه.مثلا امروز تو اتاقم بودم و پدر و مادرم راجع به موضوعی حرف می زدند که به منم مربوط میشد و فقط یه لحظه پدرم حرفی زد که برام قابل قبول نبود و زود با لحن خیلی تندی یادآوری کردم که چی شده و....بعدشم خودم ناراحت شدم چون می شد با لحن آرومتری هم همون حرفو زد.

    من از اول همچین آدمی نبودم.خیلی صبور بودمو به حرف همه گوش میدادم و هیچ مشکلی نبود ولی نمی دونم چرا این اواخر اینقدر عصبی و تندخو شدم.
    خدایا چنان کن سر انجام کار

    تو خشنود باشی و ما رستگار
    پاسخ با نقل و قول

  8. خلق و خوهای بد من...!!!  سپاس شده توسط A@92

  9. ارسال:15#
    hamyari آواتار ها
    سلام
    اینکه شما خودت داری در مورد رفتارت نظر میدی و اونو پایش میکنی خوبه ولی وقتیکه زیاد تر از حد ش باعث اذیت شدنت میشه.مثلا اگه دیروز کاری رو انجام دادی که اشتباه بوده ، یاداوری اون تو ذهنت و بررسی جوانب و اینکه من میتونستم این کار رو بکنم یا نه اونجوری جواب میدادم بهتر بود و اون چرا اینجوری گفت و ... حالتو بدتر میکنه و باعث میشه در موقعیت بعدی بد تر عمل کنی...
    برا همین بهتره تمرین کنی ذهنت متمرکز به چیز های مهم تر باشه . احتمالا تجربه کردی وقتی ادم داره فیلم میبینه کمتر به اطرافش توجه داره چون ذهنش درگیر حل و فصل ماجرای فیلمه و فرصت فکر کردن به اطراف نداره.لذا قرار دادن فعالیتهای این مدلی و مشغول کردن ذهن به امور سازنده خیلی مفیده.حالا بشین فکر کن یک لیست درستو حسابی از این کارا که علاقمند به اون هستی برای خودت اماده کن...
    شما ذکر کردی که قبلا خیلی صبور بودی ... انسان برای تخلیه هیجانات چه خوشحالی و چه عصبانیت باید راههایی رو داشته باشه و گرنه انباشتهشدن احساسات منفی در دراز مدت باعث اذیت شدنش میشه.پس باید راهی مناسب و سالم برای بروز احساسات وجود داشته باشه مثلا انجام ورزشی هوازی و سنگین باعث تخلیه هیجانات بالا میشه و با ورزشی مثل شنا ایجاد ارامش بعد از یک دوره هیجانی میشه در مورد این قضیه هم فکر کن و یک لیست از فعالیت های ورزشی که احتمالا به اون علاقمندی و کمکت میکنه تهیه کن ... فعلا لیست رو تهیه کن و به انجامش فکر نکن که میشه یا نمیشه...
    موفق باشی
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:16#
    سلامhamyari
    ممنون.راجه به حرفاتون بله من خیلی به اون مسائل فکر می کنم ولی نمی دونستم باعث میشن که عملکردم برای دفعات بعد بدتر بشه.

    لیستی هم که گفتید متاسفانه وقتی ناراحتم هیچ چیز نمی تونه جلو فکرمو بگیره.حتی اگه کتاب بخونم انگار فقط چشمم روی حروفه و فکرم پی مسائل ناراحت کننده...

    این موضوع هم که تخلیه احساسات نداشتم به نظرم کاملا درسته.و اون ورزشهارو منظورتون اینه که اینجا بیان کنم؟
    خدایا چنان کن سر انجام کار

    تو خشنود باشی و ما رستگار
    پاسخ با نقل و قول

  11. ارسال:17#
    hamyari آواتار ها
    سلام
    ناراحت شدن از مسایل پیرامون به چند عامل بستگی داره ... اولا ذهنیت شما در مورد فردی که دارین باهاش حرف میزنین و یا ایشون درباره شما حرف میزنه . اگه ذهنیت های منفی از اطرافیان نزدیک داری اونارو بذار کنار.چون ذهنیت شما عملکردتو تعیین میکنه.تاحالا دقت کردی که موقع رانندگی در طول روز وقتی وارد تونل میشی چقدر تاریکه و باید سزیع چراغ ماشین رو روشن کنی .این کاهش سریع نور اینقدره که حتی خطر تصادف رو هم داره .ولی اگه با همین ماشین و به همین تونل تو شب وارد شی چی .اینقدر نور زیاده که حتی چشاتو اذیت میکنه.خیل وقتا ماشین و جاده (اطرافیان و محیط)تغییر نمیکنن و فقط این روز و شبه (ذهنیت و برداشت ما از دیگران) که داره تغییر میکنه.اگه پدر حرف زدن ، درکنار این حرف سالها زحمت و تجربه و دلسوزی بوده ولی فقط این یه حرف ناراحت کننده بوده.
    در مورد دیگران هم همینطوره بهتره که بیشتر از یه نکته منفی در همون لحظه نکات مثبت رو هم ببینی
    اینا همش قابل تمرین کردنه و با تمرین اون رفتارت سرامد میشه.
    خود من موقعی که از چیزی ناراحتم قدم زدن برام خیلی موثره و معجزه میکنه.وقتی از کسی ناراحت میشم اصلا واکنشی با فرد مقابل ندارم . میرم قدم زدن و سعی میکنم به موضوع فکر نکنم.گذشت زمان خیلی از مسائل رو حل میکنه به شرطی که خودمون بهش دامن نزنیم.بعد از اینکه آروم شدم یه زمانی رو مثلا حداکثر نیم ساعت راجع به قضیه فکر میکنم و نه بیشتر. اگه به این نتیجه رسیدم که باید موضوع رو بذارم کنار یعنی همون که گفتم نکات مثبت فرد به این منفیه چربید که هیچ وگرنه چند تا جمله خوب که منفی نباشن و نظورمو برسونن آماده میکنم و به طرف میگم که مثلا اون مطلب باعث ناراحتی من شد و ... که تو 99 درصد موارد با این لحن گفتن طرف ازم عذر خواهی کرده و موضوع کاملا حل شده.
    با نظر شادی عزیز هم خیلی موافقم موقعیتی هم که باعث عصبانیت شما میشه خیلی مهمه . گاهی وقتا اصلا نیازی نیست که شما تو اون موقعیت قرار بگیری که تو رو عصبانی میکنه.
    در مورد فعالیت های ورزشی اون ورزش هایی که به اون علاقمندی رو برا خودت تهیه کن بعد نوع ورزش رو هم حتما با پزشکت چک کن
    یه سری فعالیتهای دسته جمعی سالم میتونه تو افزایش مهارت ارتباطی و تخلیه هیجانات موثر باشه ..... میتونی در مورد این فعالیت ها هم فکر کنی
    پاسخ با نقل و قول

  12. ارسال:18#
    ممنونhamyari
    می خواستم بگم من دایره ارتباطم خیلی کمه یعنی بیشتر خانوادمه.الان برای موضوع عصابنیت و زودرنجی فقط خانوادم هستن و یک نفر.اون یکنفر که هیچی.خانوادمم بیشترین چیزی که ناراحتم می کنه اینه که من خیلی نسبت به اونا احساسی هستم تا حالاشم جایگاه خیلی خوبی داشتم و همه چی خوب بوده و توام با احترام و دوست داشتن اما مدتیه این وضعیت تغییر کرده یعنی فکر می کنم من حساس شدم.از دستشون ناراحت و عصبی میشم و بیشتر از حساس شدن خودمه و البته یه موضوعی که هست اینه که فکر می کنم تقصیر خواهرمه البته ناخودآگاه&اون ازدواج کرده و انتظارات زیادی(که البته نامعقول نیستن و به نظرم حق داره)از خانواده داره و چون تو خونه فقط با من راحته مدام با من حرف می زنه و از ناراحتیهایی که نسبت به خانواده داره میگه و من فکر می کنم این موضوع بتعث شده منم از دست بقیه اعضای خانواده عصبی باشم!!باید با این موضوع چطور برخورد کنم؟

    برای ورزش هم،خوب من که میگم تنبل هستم.اصلا از خونه و بیشتر اوقات از اتاقمم بیرون نمی رم.حتی یه دوست هم ندارم!بی دلیلم که شده دلم می خواد گریه کنم.نمی دونم چرا وضعیتم داره بدتر میشه.احساس ترس از زندگی دارم.از پیری از آینده...

    چطور می تونم این وضعیت رو والبته این ذهنیت رو تا بیشتر ریشه نگرفته از بین ببرم؟؟
    خدایا چنان کن سر انجام کار

    تو خشنود باشی و ما رستگار
    پاسخ با نقل و قول

  13. ارسال:19#
    ازین لحظاتی که دست و پام می لرزه متنفرم.جدیدا بغض هم بهش اضافه شده
    خدایا چنان کن سر انجام کار

    تو خشنود باشی و ما رستگار
    پاسخ با نقل و قول

  14. ارسال:20#
    hamyari آواتار ها
    سلام نگین عزیز
    فکر میکنم برا تغییر باید یه مقدار اراده به خرج بدی و با روحیه با قضیه برخورد کنی . میدونم سخته ولی باید حرکت و شروع کنی... وقی دائم بخای تو خونه باشی خوب دلت میگیره . گفتم که باید برنامه ریزی کنی یه برنامه مذهبی مثل رفتن به مسجد محل موقع نماز ... تا رفتن به استخر و سونا و ...
    کار خیلی برا انجام باید شروع کنی
    الانم پاشو پنجره رو باز کن یا برو یه قدمی تو حیاط بزن . بعدشم یه چایی خوشرنگ برا خودت بریز و خوب چایی رو نگاه کن و یه هووووووووووووورت جانانه بکش (البته ببخشین)
    قرص هایی که دل آدم رو خوب می کنن نمیتونن جای خوبی هایی رو بگیرن که دل آدم رو قرص می کنن
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (3): صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •