تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




اول ابتدایی... زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:محسن عزیزی
آخرین ارسال:سماء
پاسخ ها 6

اول ابتدایی...

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام دوستان

    یاد کلاس اول بودنمون به خیر

    کتاب اول ابتدایی رو یادتون میاد؟
    فايل هاي پيوست شده فايل هاي پيوست شده
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94
    پاسخ با نقل و قول

  2. اول ابتدایی...  سپاس شده توسط A@92,anahid,m1392,nafasebahar,narges☺,niloofarabi,rahaii,ویونا شاکری,کوثر حبیبی,سماء,سحر1122,شبرنگ

  3. ارسال:2#
    niloofarabi آواتار ها
    بله که یادمون میاد

    اگه یادم نبود که نمی تونستم اینجا چیزی تایپ کنم یا بخونم :d

    من تازه بخوانیم و بنویسیم هم یادمه. یادش بخیر یه درسی داشتیم روش تدریس زبان فارسی ... استادمون فکر میکرد ما کلاس اولیم به صورت فشرده بخوانیم و بنویسیم رو بهمون یاد داد.
    یه شعر داشت بخوانیم و بنویسیم ...

    تق تق تق تق بر درزد بابا از بیرون آمد
    رفتم در را وا کردم شادی را پیدا کردم...


    یادش بخیر...استاد آموزگار (فامیلشون آموزگار بودا ). این شعر رو میخوندن ؛ ما باید بعد از ایشون تکرار می کردیم :d تصور کنید تو دانشگاه!!! همه پشت در کلاس ما بودن !!!!
    پاسخ با نقل و قول

  4. اول ابتدایی...  سپاس شده توسط A@92,anahid,m1392,narges☺,rahaii,محسن عزیزی,کوثر حبیبی,سماء

  5. ارسال:3#
    شبرنگ آواتار ها
    سلام آقای دکتر، ممنون برای پست خوبتون

    کلاس اول ابتدایی که بودم بدون اینکه خوندن و نوشتن بلد باشم از روی شکل کلمات میتونستم چند تا کلمه رو بنویسم و کلی افتخار میکردم

    آقای دکتر کلاس اول ابتدایی همون کلاس اول ابتدایی باقی موند ولی آدمهای اون کلاس که آرزوهاشون تو یه خاله بازی دخترانه و توپ بازی پسرانه خلاصه میشد حالا دیگه خبری ازشون نیست ، بچه هایی که دوست داشتن قد بکشن و دستشون به کشوهای بالایی آشپزخونه برسه، بچه هایی که شب از فرط بازی وشیطنت با لباسهای خاکی بدون بالش و روانداز رو فرش خوابشون میبرد، هم اونایی که جوجه های زرد رو میخریدن و نقش پدر و مادر و براشون بازی میکردن یا مورچه ها رو میون آب به دام مینداختن و بعد غریق نجات میشدن و نجاتشون میدادن یا نه... میرفتن پولاشونو میاوردن تا بادکنک های رنگی بخرن.
    حالا از اون بچه ها و دنیای ساده و پاکشون خبری نیست، حالا رو بهترین تشک هم شب لابه لای سکوت و تاریکی شب گریه میکنن یا بخاطر فکر و خیال خوابشون نمیبره ، حالا اون بچه هایی که قد کشیدن دیگه فکر آدمهای ناتوان و کمتر از خودشون نیستن، حالا اون بچه هایی که جوجه میخریدن و مورچه نجات میدادن اگر ببینن کسی داره غرق ناراحتی هاش میشه فقط نگاه میکنن! حالا با لباسهای مارکدار و شب بخیر های اینترنتی میخوابن و سادگی و پاکی اون روزا رو فراموش کردن، الان سقف آرزوهاشون خیلی فرق کرده و فقط بفکر آبادی دنیای خودشون هستن و با هم بودنو فراموش کردن و برای همدیگه کلاس میذارن.

    کاش همیشه ساده بمونیم ....


    بچه که بودیم ایمانمان بیشتر بود

    بادبادک میساختیم بدون اینکه لحظه ای فکر کنیم که آیا امروز باد می وزد....
    .
    .
    پاسخ با نقل و قول

  6. اول ابتدایی...  سپاس شده توسط anahid,m1392,narges☺,niloofarabi,rahaii,محسن عزیزی,کوثر حبیبی,سماء,سحر1122

  7. ارسال:4#
    narges☺ آواتار ها
    سلام


    بچه بودم بعضی وقتا به عروسکام انقد زُل میزدم،
    تا مچشونو حین تکون خوردن بگیرم !



    یکی از تفریحات بچگیمون این بود که وقتی زنگ مدرسه رو میزدن

    هرچی صدا بلد بودیم و تو ذهنمون بود درمیاوردیم
    یَک حالی میداد !

    میز نیمکت های چوبی و میخ دار رو کی یادشه ؟
    زیر میز ۳تا جای کیف یا کتاب داشت …
    وقت امتحان یه نفر باید میرفت زیر میز و ورقه ش رو میزاشت رو نیمکت …

    تو دبستان سر کلاس وقتی گچ تموم میشد ،
    خدا خدا میکردیم معلم به ما بگه بریم از دفتر گچ بیاریم


    اون موقع که نه اینترنت بود نه پلی استیشن نه پی سی و نه هیچ چیز دیگه
    یه خودکار می دادن دستمون با یه روزنامه میگفتن:
    هرچی حرف مثلا ” ز ” دیدی دورش خط بکش
    ما هم دوسه ساعت مشغول بودیم






    از لبــاس کهنـه ات خجــالت نکــش
    از افکــار کهنــه ات شرمنــده بــــــاش
    پاسخ با نقل و قول

  8. اول ابتدایی...  سپاس شده توسط anahid,m1392,niloofarabi,rahaii,مهرسا62,محسن عزیزی,کوثر حبیبی,سماء,سحر1122

  9. ارسال:5#
    وااای نازی دلم تنگ شد
    آقای مدیر کل مرسی واسه ایجاد این تاپیک
    من از کلاس اول فقط این رو یادمه :
    خوشا به حالت ای روستایی
    چه شاد و خرم چه باصفایی
    در شهر ما نیست جز دود و ماشین
    دلم گرفته از آن و از این
    در شهر ما نیست جز داد و فریاد
    خوشا به حالت که هستی آزاد
    ای کاش من هم پرنده بودم
    با شادمانی پر می‌گشودم
    می‌رفتم از شهر به روستایی
    آنجا که دارد آب و هوایی
    کاش همون پاکی و نجابت و صداقت دوران بچگیمونو حفظ میکردیم
    ویرایش توسط anahid : 2014_04_12 در ساعت 01:07


    یاریم کن اگر روزی جایی چیزی را شکستم دل نباشد

    پاسخ با نقل و قول

  10. اول ابتدایی...  سپاس شده توسط m1392,narges☺,niloofarabi,rahaii,کوثر حبیبی,سماء

  11. ارسال:6#
    سماء آواتار ها
    سلام .برا من دانلود نشد
    پاسخ با نقل و قول

  12. اول ابتدایی...  سپاس شده توسط rahaii

کاربران دعوت شده

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •