فارغ از باورهاي مذهبي ، واقعيت آن است كه از منظر روان شناسي فردي و خانواده ، تماشاي اين گروه برنامه ها مي تواند منجر به كاهش و تلطيف اثرات مخرب مفاهيمي همچون خيانت ، روابط جنسي آزاد و بي قيد و شرط ، طلاق و جدايي ، ايستادگي در برابر والدين و قوانين خانواده در ذهن مخاطب ، و برداشت غلط از مضاميني همچون آزادي زنان يا برابري زن و مرد در جامعه شود.

عشق های ماهواره ای !
عشق ! مفهومي كه خميرمايه بسياري از رمان ها ، نمايشنامه هاي تئاتر ، نقاشي ها و اشعار را از گذشته هاي بسيار دور تا به امروز تشكيل داده و امروزه نيز جوهر حيات بخش طيف وسيعي از فيلم ها و سريال هاي تلويزيوني مي باشد.
داستان هاي عشقي به واسطه ايجاد كشش قوي در مخاطب در تمامي فرهنگ ها مورد توجه خاص فيلمسازان قرار داشته و اين اقبال عمومي در فرهنگ هاي آسيايي به دليل بافت عاطفي و خانوادگي قويتر و همچنين اعمال محدوديت هاي مذهبي و خانوادگي ، از نظر مخاطب ، جذاب تر جلوه مي نمايد.
ايران نيز به عنوان كشوري نسبتا جوان كه به دليل اعمال محدوديت هاي فرهنگي و خانوادگي برخاسته از باورهاي مذهبي و اجتماعي ،‌ عطش آشنايي و مواجه با مفاهيم ممنوعه اي همچون روابط جنسي ، عشقي و . . . در ميان جوانان آن در حال گسترش است ، از اين مقوله مستثني نيست.
در اين ميان برخورد خانواده در گام اول و جامعه به عنوان خانواده بزرگ تر مي تواند نقشي مهم در تعيين ميزان آسيب پذيري جوانان و حفظ يا تخريب اساس تشكيل دهنده خانواده داشته باشد.
مضامين عشقي فيلم ها و سريال هاي تلويزيوني را مي توان به دو دسته كلي تقسيم نمود : اول بيان مفاهيمي همچون محبت و عشق منطقي و در بستر اخلاق به يكديگر ، وفاداري به عشق ، استفاده از پيوندهاي عاطفي در تعديل بار رواني ناشي از مشكلات طبيعي خانواده ، پايبندي به اصول اخلاقي و عاطفي و تعهد هاي اخلاقي ، تاثير منطقي عشق در كاهش اختلافات ناشي از خودمحوري و دوم مفاهيمي همچون عشق هاي ممنوعه و غير مجاز ، خيانت ، روابط جنسي آزاد با عنوان عشق ، عدم تعهد و تحقير و تكفير پيوند هاي عاطفي عميق و ريشه دار همچون ازدواج .

آن چه كه به وضوح مشخص است ، گرايش گردانندگان شبكه هاي ماهواره اي به پخش برنامه هايي با مضمون دسته دوم مي باشد چرا كه اين گروه از برنامه ها بنابر دلايل پيش گفته ، مخاطبين بيشتري را در كشورهاي هدف ، جلب نموده و افزايش مخاطب به معناي جلب پيام هاي تبليغاتي بيشتر و افزايش درآمد حاصل از تبليغات اين گروه از شبكه هاي تلويزيوني مي باشد.
فارغ از باورهاي مذهبي ، واقعيت آن است كه از منظر روان شناسي فردي و خانواده ، تماشاي اين گروه برنامه ها مي تواند منجر به كاهش و تلطيف اثرات مخرب مفاهيمي همچون خيانت ، روابط جنسي آزاد و بي قيد و شرط ، طلاق و جدايي ، ايستادگي در برابر والدين و قوانين خانواده در ذهن مخاطب ، و برداشت غلط از مضاميني همچون آزادي زنان يا برابري زن و مرد در جامعه شود.
جامعه امروز ايران در گذر از امواج متلاطم مشكلات اقتصادي و اجتماعي ،نيازمند تحكيم هرچه بيش تر بنيان هاي اخلاقي خانواده و شكل دهي روابط عاطفي سالم به منظور كاهش آسيب هاي رواني است حال آن كه تماشاي سريال هاي جذاب ولي بي محتواي ماهواره اي در شبكه هاي فارسي زبان نتيجه اي جز دوري هرچه بيشتر اعضاي خانواده از يكديگر و فراهم سازي زمينه بروز انحراف و انحطاط اخلاقي در خانواده هاي آسيب پذير به دنبال نخواهد داشت.ميگنا دات آي آر، خانواده هايي كه گذران اوقات فراغت خود و فرزندانشان يا درمان مشكلات پيش آمده در روابط زوجين و يا والد و فرزند را به جاي كمك گرفتن از متخصصين ، در تماشاي فيلم هايي بي محتوا جستجو مي كنند.
به نظر مي رسد امروزه نياز به پر رنگ سازي نقش و فعاليت متوليان امور فرهنگي و آموزشي كشور در غني سازي برنامه هاي تلويزيوني چه از منظر آموزشي و چه از منظر ايجاد سرگرمي و همچنين سازمان هاي متولي بهداشت در جامعه در راستاي گسترش امكان استفاده عموم مردم از خدمات تخصصي حوزه بهداشت روان بيش از گذشته احساس مي شود.


منبع : ميگنا: محمد علي منصوري – روانشناس