تفكر واقع گرا، شرط رضامندى

مهم ترين و بزرگ ترين رويداد بشر ، زندگى دنياست. زندگى در دنيا اولين تجربه اى است كه بشر به ياد دارد. ما از دوران جنينى هيچ به ياد نداريم ؛ اما از اين دنيا چيزهاى بسيارى به ياد مى آوريم . انسان، هستى و وجود خود را با زندگى در اين دنيا يافته است. هرچند زندگى دنيا ، تنها جزء حيات بشرى نيست، اما اولين تجربه به ياد مانده از هستى و وجود است . از سوى ديگر ، به تعبير پيامبر صلى الله عليه و آله : «دنيا مزرعه آخرت است» [رهايى از افسردگى ، ص25] و همه آينده جاويدان وى در اين جا رقم مى خورد . بنابراين، مهم ترين رويداد بشر ، زندگى دنياست. اگر چگونگى تفكر انسان ، نقش تعيين كننده اى در احساس رضايت از زندگى دارد ، سؤال اين است كه چه تصوّرى از دنيا بايد داشته باشيم و زندگى را چگونه بايد ببينيم تا به رضامندى دست يابيم؟ براى رسيدن به يك احساس خوب از زندگى، شايد بتوان دنيا را در «خيال» خود بسيار زيبا ، راحت و دوست داشتنى دانست و در پى آن، به يك احساس خوب و رضايتمندانه از زندگى دست يافت . اين نگرش، يك نگرش توهّمى و تخيّلى است و نمى تواند تأثير پايدار و ماندگارى داشته باشد و همانند مواد مخدّر يا داروهاى توهّم زاست كه براى مدتى ارتباط فرد را با خارج قطع كرده، در خيالات واهى، غوطه ور مى سازد؛ اما پس از تمام شدن اثر دارو ، زندگى، بسيار سخت تر از آنچه بود ، مى گردد. راه رضايت از زندگى و راز شاد زيستن، فرار از واقعيت ها و روى آوردن به تخيّلات و توهّمات نيست؛ بايد دنيا را آن گونه كه هست ، شناخت. نگرش انسان به دنيا بايد نگرشى واقع بينانه و هماهنگ با واقعيت هاى آن باشد. بنابراين، وقتى صحبت از تفكر و نقش آن در نشاط و شادابى زندگى به ميان مى آيد ، منظور، تخيّل مثبت از زندگى نيست . براى رسيدن به احساس شادمانى ، لازم نيست واقعيت هاى گاه سخت و تلخ زندگى را انكار كنيم . با تفكر واقع گرا نيز مى توان به شادمانى و رضامندى رسيد و بلكه شايد تنها راه ممكن همين باشد . شايد بپرسيد كه :چگونه چنين چيزى ممكن است؟ در ادامه بحث، در اين باره بيشتر سخن به ميان مى آوريم.

رضایت از زندگی عباس پسندیده